چنلِ کُدی :»
شبِ اونایی که جرعتِ عاشق شدن و ازون مهمتر ابرازِ عشقو دارن بخیر؛ بقیه میتونن اصن نخوابن 🦦.
شبِ همه بخیر، شبِ اونایی که از زیدشون دورن بخیرتر 🙏🏿.
به همون اندازه ای که میترسم هیچوقت کسی عاشقم نشه، میترسم ازینکه هیچوقت عاشق نشم.
شرقیترین الهه🎒
ببین نمیدونم چمه، ولی میدونم اگه برم کربلا خوب میشم.
زندگیم میگیره نور از کربلا ... :)
حس میکنم یه قسمت از وجودمو جا گذاشتم توو شکمِ مادرم. چون این حجم از حسِ درموندگی و گمشدن، نمیتونه طبیعی باشه.
Forwarded from خط خط های زندگی ما💌 (Mahla)
من حتی از داشتن سکوت مشترک با آدمی که دوستش داشته باشم هم لذت میبرم...
مجبوبِ خیالیِ من؛ من جفتمونو توو یکی از روستاهای انگلستان تصور میکنم، در حالی که تو با جلیقه و شلوار و کلاه لبه دار مشکیِ قشنگت داری کشاورزی میکنی و من، با لباسِ استین پفیِ بلندِ زرشکیم، دارم توو خونه قشنگمون با توتفرنگی هایی که صبح زود از باغای اطراف چیدم واست تارتِ توتفرنگی درس میکنم :>
هرکی اَربعین کربلا بود، دعا کنه واسه کربلا رفته هایی که فِی الحال، محتاج تر از کربلا نَرفته هان ...
توو این بیستو چهار سال یه عده ازدواج کردن، یه عده بچه دار شدن، یه عده طلاق گرفتن، یه عده دوباره ازدواج کردن، یه عده ترفیع گرفتن کلی پیشرفت کردن، یه عده مهاجرت کردن، یه عده چن سری رفتن توو رابطه درومدن، یه عده دانشگاشون تموم شد رفتن سرکار و خلاصه مسیرِ زندگی همه یه دور عوض شد ولی من همونیَم که ده سال پیش بودم 🐜.