سخت ترین کار هیچی نیست جُز ادامه دادن. اینکه هرروز اتفاقای عجیب تلخی واست میفته که تو انتظارِ هیچ کدومو نداری، ولی باید با همه اینا بازم ادامه بدی چون تنها راهته. حتی اگه فردا بدتر از امروز باشه.
نمیدونم چرا آدما انقد بی عاطفه و بی رحم شدن. نه محبتتو جواب میدن نه نیازتو به بودنشون، نه حتی خودشون حسِ نیاز پیدا میکنن به بودنت. شایدم من دیگه الان غیر عادی محسوب میشم. خلاصه که درد و نفرین.
چقد به نرفتنا و نبودنا و دلتنگ شدنا عادت کنم؟ نمیشه یبار محبت دیدن و حضور و خوشحال بودن کنارِ همدیگه ام یه نظری به منی که اون گوشه موشه ها واستادم کاریَم به کسی ندارم بندازه؟
نمیدونم قید همرو بزنم برم و با تنهاییم آشتی کنم، یا بمونم و سعی کنم ادمایی رو پیدا کنم که شبیه مَنن.
هرکی اومد سمتِ من یا رو خواهرم کراش داشت، یا رفیقِ خواهرم، یا قصدِ ورود به رابطرو نداشت، یا بگیر نبود، یا ماهی یبار آنلاین میشد، یا دخترایِ دورش آف شده بودن، یا سمی و تاکسیک بود، یا میخواست عقده هاشو سرِ من خالی کنه یا خاک توو سرِ من🐈⬛.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
لعنت به همتون که به آدم حسِ ناکافی بودن میدین.
دیگه دیلیت اکانتِ یهویی جواب نیست، باید کلا زندگی رو دیلیت کنم یبار دیگه از اول پی ریزیش کنم.
یه دوستی دارم، میگفت: "بعضی آدما فقط اون بدست اوردن توو مغزشون جاافتاده و معنی شده؛ به دست که میارن دیگه بقیشو بلد نیستن. توو مغزشون مرحله بعد از بدست اوردن تعریف نشده". بنظرم جوابِ بعضی از روابطِ تموم شدست واقعا.
اینکه وقتی اسمِ یه کتابی رو سرچ میکنم بعد میبینم توو سیو مسیجام و چنلم و پیویامو چنلای دیگه ای که دارم میاد خیلی ذوق میکنم که :>.
چنل ابطحی
بین غذا خوردن یهو اشک نریختی بفهمی انتهای غم کجاس
من دیقن نشستم انتهایِ غم ...
اسکار حسرتمند و در عین حال غمگین ترین جمله عم میرسه به :
"تموم شد بدون اینکه اصلا شرو بشه" ...
"تموم شد بدون اینکه اصلا شرو بشه" ...
بنظرِ من، اگه آدم از پسِ تنهایی بربیاد دیگه چیزی نیست که بتونه از پا درِش بیاره ...