من از خیلی چیزا گذشتم، از خودم میلیون بار، از لباس مورد علاقم، از قدم زدن زیرِ بارون، از شغل مورد علاقم، از شب بیرون موندن، از آدمی که نسبت بهم بیتفاوت بود، من از خیلی از چیزایی که روحمو بغل میکردن گذشتم. ولی نمیخوام از تو یکی بگذرم. از بین همه چیزای خوبی که نشد که بشه و حسرتش موند به دلم، "تو" سهم من از این کره چن تیلیارد هکتاری و هشت میلیارد آدم باش. تو هدیه خدا به من باش. همه لباسای قشنگم مال تو، سهمِ نون خامه ایم مال تو، گلدون شمدونی کنار طاقچه مال تو، کارت بانکیم مال تو،
اصن من مال تو فقط تو واسه من، خب؟
رفتن صادقانه تره. بلاتکلیفی ادمو پیر میکنه. سخت پیر میکنه. وقتی پایِ عشق وسط باشه بلاتکلیفی صد برابر سخت تر و دیر تر و زشت تر و حال بهم زن تره ...
توو بلاتکلیف ترین روزای عمرم، بمونه اینجا. کدعین.
اینکه حتی وقتی بهش میگی دوسش داری و بازم تکلیفت مشخص نیست، سختترین نوعِ درموندگی و بلاتکلیفیه. نه مطمئنی پات وامیسته، نه حاضری از دستش بدی. بلاتکلیفی خیلی حس سختیه. بیرحمه و عجیب نفس گیر.
از غمِ فقدان، از درون خودش را بیچاره ترینکرده بود؛ ولی طوری رفتار میکرد انگار که وجود یا عدم وجودِ او، معمولی ترین چیزِ ممکن است.
توو حوضِ نقاشی یه دیالوگی بود که خودِ زندگی بود؛
میگفت یادته آقاهه اون روز چی گفت؟ اون یکی میگفت آره گفت "باهم بسازین". این یه جمله کوتاه، هم داره میگه باهمدیگه سازش کنین و کوتا بیاین و حواستون بهم دیگه باشه، هم داره میگه باهم، کنارِ هم، با کمکِ هم و کوتا اومدن و توجه کردن و کنار هم بودن زندگیتونو بسازین. رابطه اول باید بوجود بیاد ولی چیزی که حفظش میکنه ساختنِ اونه.
حرم امام رضا (ع) جاییه که هرچی بخوایو برات خیر میکنن؛ حتی اگه خیر نباشه...
- شهید محمد حسین محمد خانی
میدونی که خیلی حرم لازمم...
ولی کاش یه جایی بود مثِ کمپِ ترک اعتیاد، آدما میرفتن تووش چیزایی مثِ بیشعوری، دورویی، لاشی گری، دروغ، ریا، دخالتِ بیجا، بد دهنی، مالِ مردم خوری، هرزگی، چش چرونی، احساسِ بقیرو به بازی گرفتن، تنبلی، اهمال کاری، پشتِ بقیه حرف درآوردن، آبروی بقیرو بردن و خلاصه هرچی زشتی و پلیدی بود ترک میکردن، بعد ازش میومدن بیرون عینِ آدم به زندگیشون ادامه میدادن و کلی آدم دیگَرم از گرفتاری های احتمالی ناشی شده از سمت خودشون، قبل از ابتلا، نجات میدادن.کاش.