دوستان امشب پارت نداریم به جاش فردا شب به مناسبت عید سه تا پارت داریم😈😈
کلیپ خام / رمان🔞
دوستان امشب پارت نداریم به جاش فردا شب به مناسبت عید سه تا پارت داریم😈😈
عیدتون مبارک دوستان امشب سه پارت داریم🙈❤️
پارت اول 22:00😈💜
پارت دوم 23:00😈💜
پارت سوم 24:00😈💜
پارت اول 22:00😈💜
پارت دوم 23:00😈💜
پارت سوم 24:00😈💜
👍1
#part_203
#رها
راستش من الان نمیتونم
_چی نمیتونی
......
_میشه درست توضیح بدی مینو دارم سکته میکنم
هیچی نشده
_پس چی میگی نمیتونم؟
من...
_تو چی!!
......
_میگی یا بلند بشم برم
برو
_.....
نه نه
_پس بگو
من از دیروز عادت ماهانم شروع شده
_یعنی پریودی؟
اره
_خب این که مشکلی نیست
یعنی چی!!!
_ .....
مگه تو برای همین کار نیومدی؟
_نه امروز .......
..............
#رها
راستش من الان نمیتونم
_چی نمیتونی
......
_میشه درست توضیح بدی مینو دارم سکته میکنم
هیچی نشده
_پس چی میگی نمیتونم؟
من...
_تو چی!!
......
_میگی یا بلند بشم برم
برو
_.....
نه نه
_پس بگو
من از دیروز عادت ماهانم شروع شده
_یعنی پریودی؟
اره
_خب این که مشکلی نیست
یعنی چی!!!
_ .....
مگه تو برای همین کار نیومدی؟
_نه امروز .......
..............
❤1👍1
#part_204
#رها
پس برای چی اومدی!!
_یعنی یادت نیست؟؟
دهمین ماهگردمون!!
_نه
یازدهمین!!
_نه
پس چی!!
_امروز سالگرد دوستیمونه
وای نه
_.....
اصلا حواسم نبود
_خب بهت حق میدم
چرا؟؟
_چون مشکلاتت زیاده و الان دقیقا عادت ماهانت هستش
ببخشید
_خب بریم ببین برات چی گرفتم
کجا بریم؟
_پایین
خب چرا نیاوردیش بالا!!
_.....
میشه بری بیاریش من نمیتونم بیام
_راستش.....
چی شده
_باید بیای بلند شو بریم تنبل ......
.............
#رها
پس برای چی اومدی!!
_یعنی یادت نیست؟؟
دهمین ماهگردمون!!
_نه
یازدهمین!!
_نه
پس چی!!
_امروز سالگرد دوستیمونه
وای نه
_.....
اصلا حواسم نبود
_خب بهت حق میدم
چرا؟؟
_چون مشکلاتت زیاده و الان دقیقا عادت ماهانت هستش
ببخشید
_خب بریم ببین برات چی گرفتم
کجا بریم؟
_پایین
خب چرا نیاوردیش بالا!!
_.....
میشه بری بیاریش من نمیتونم بیام
_راستش.....
چی شده
_باید بیای بلند شو بریم تنبل ......
.............
👍4❤1
#part_205
#رها
خب پاشو بریم
فقط یه لحظه وایسا لباسام رو بپوشم
_باشه سریع بیا
به سمت اتاق رفتم
وارد شدم و پشت سرم در رو بستم و قفل کردم
به در تکیه دادم
کل حرفامون رو مرور کردم تا سوتی ندم
نفس عمیقی کشیدم و به سمت کمد گوشه اتاق رفتم
یک پیراهن جذب با شلوار کشی پوشیدم
یک آرایش کوتاه کردم
داخل اینه یه نگاه به خودم انداختم
توی این لباس کل بدن س.کسیم مشخص بود
میدونستم خوشش میاد
سریع رفتم بیرون
رضا روی مبل نشسته بود و داشت با گوشیش ور میرفت
با دیدن من یک نیشخند زد و گفت:
_چه عجب خانوم سکسی ما لباس پوشیدنش تموم شد
یک خنده ریزی کردم و گفتم:
بریم دیگه
بلند شد اومد نزدیک و گفت :
چشم
اومدم بگم بی بلا یک بوس روی لبم نشوند و گفت بزن بریم .......
..........
#رها
خب پاشو بریم
فقط یه لحظه وایسا لباسام رو بپوشم
_باشه سریع بیا
به سمت اتاق رفتم
وارد شدم و پشت سرم در رو بستم و قفل کردم
به در تکیه دادم
کل حرفامون رو مرور کردم تا سوتی ندم
نفس عمیقی کشیدم و به سمت کمد گوشه اتاق رفتم
یک پیراهن جذب با شلوار کشی پوشیدم
یک آرایش کوتاه کردم
داخل اینه یه نگاه به خودم انداختم
توی این لباس کل بدن س.کسیم مشخص بود
میدونستم خوشش میاد
سریع رفتم بیرون
رضا روی مبل نشسته بود و داشت با گوشیش ور میرفت
با دیدن من یک نیشخند زد و گفت:
_چه عجب خانوم سکسی ما لباس پوشیدنش تموم شد
یک خنده ریزی کردم و گفتم:
بریم دیگه
بلند شد اومد نزدیک و گفت :
چشم
اومدم بگم بی بلا یک بوس روی لبم نشوند و گفت بزن بریم .......
..........
👍2
کلیپ خام / رمان🔞
#کلیپ_خام ❥︎ 𝙟𝙤𝙞𝙣 𝙪𝙨 ☞︎︎︎ @clip_mixerr 🤍⛲
بله دوستان بالاخره ادمین کلیپ خام از خواب زمستانی بیدار شد زیر این پست براش یه قلب بگذارین😂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استوری 🤤❤️
❥︎ 𝙟𝙤𝙞𝙣 𝙪𝙨 ☞︎︎︎ @clip_mixerr 🤍⛲
❥︎ 𝙟𝙤𝙞𝙣 𝙪𝙨 ☞︎︎︎ @clip_mixerr 🤍⛲
👍1
#part_206
#رها
رضا زودتر رفت بیرون
منم پشت سرش زدم بیرون و به سمت در خروجی رفتیم
رضا چرخید و گفت وایسا تا بیام و سریع رفت بیرون
چند مین گذشت ولی خبری ازش نشد
ولی بازم صبر کردم
دیگه دلو زدم به دریا که برم بیرون رضا یا یک پارچه مشکی اومد داخل
همینجور که نفس نفس میزد گفت:
_داشتی میومدی بیرونا ای کلک
دیر کردی نگرانت شدم
_....
خب چی شد این پارچه چیه دستت
_بزار نفسم بند بیاد بهت توضیح میدم
.....
_پارچه رو ببند رو چشمات اول
وای رضا نکن میخورم زمین
_نترس من هواتو دارم
نمیشه سوپرایز نکنی
_نه زود باش......
............
#رها
رضا زودتر رفت بیرون
منم پشت سرش زدم بیرون و به سمت در خروجی رفتیم
رضا چرخید و گفت وایسا تا بیام و سریع رفت بیرون
چند مین گذشت ولی خبری ازش نشد
ولی بازم صبر کردم
دیگه دلو زدم به دریا که برم بیرون رضا یا یک پارچه مشکی اومد داخل
همینجور که نفس نفس میزد گفت:
_داشتی میومدی بیرونا ای کلک
دیر کردی نگرانت شدم
_....
خب چی شد این پارچه چیه دستت
_بزار نفسم بند بیاد بهت توضیح میدم
.....
_پارچه رو ببند رو چشمات اول
وای رضا نکن میخورم زمین
_نترس من هواتو دارم
نمیشه سوپرایز نکنی
_نه زود باش......
............
👍1
#part_207
#رها
بعد از پنج مین راه رفتن بالاخره با صدای رضا سر جام ایستادم
منتظر بودم تا بگه چشمامو باز کنم
ولی چرا حرفی نمیزد!!
خودم دستمو بالا اوردم تا چشممو باز کنم
ولی رضا مانع شد و گفت:
_فقط دو مین صبر کن
کلافه پوفی کشیدم و گفتم:
باشه
فقط زود باش
چشمی گفت و ازم فاصله گرفت
از زیر پارچه سایش رو قشنگ میدیدم
بالاخره رضا دستشو روی شونم گذاشت و گفت:
_اماده ایی عشقم؟
......
_عشقم.....
دیگه هیچی متوجه نشدم
انگار کسی با چیزی زده توی سرم و بیهوش شدم
همه جا تاریک شد
تاریکی مطلق......
............
#رها
بعد از پنج مین راه رفتن بالاخره با صدای رضا سر جام ایستادم
منتظر بودم تا بگه چشمامو باز کنم
ولی چرا حرفی نمیزد!!
خودم دستمو بالا اوردم تا چشممو باز کنم
ولی رضا مانع شد و گفت:
_فقط دو مین صبر کن
کلافه پوفی کشیدم و گفتم:
باشه
فقط زود باش
چشمی گفت و ازم فاصله گرفت
از زیر پارچه سایش رو قشنگ میدیدم
بالاخره رضا دستشو روی شونم گذاشت و گفت:
_اماده ایی عشقم؟
......
_عشقم.....
دیگه هیچی متوجه نشدم
انگار کسی با چیزی زده توی سرم و بیهوش شدم
همه جا تاریک شد
تاریکی مطلق......
............
👍4