کلیپ خام / رمان🔞
#کلیپ_خام ❥︎ 𝙟𝙤𝙞𝙣 𝙪𝙨 ☞︎︎︎ @clip_mixerr 🤍⛲
بله دوستان بالاخره ادمین کلیپ خام از خواب زمستانی بیدار شد زیر این پست براش یه قلب بگذارین😂
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
استوری 🤤❤️
❥︎ 𝙟𝙤𝙞𝙣 𝙪𝙨 ☞︎︎︎ @clip_mixerr 🤍⛲
❥︎ 𝙟𝙤𝙞𝙣 𝙪𝙨 ☞︎︎︎ @clip_mixerr 🤍⛲
👍1
#part_206
#رها
رضا زودتر رفت بیرون
منم پشت سرش زدم بیرون و به سمت در خروجی رفتیم
رضا چرخید و گفت وایسا تا بیام و سریع رفت بیرون
چند مین گذشت ولی خبری ازش نشد
ولی بازم صبر کردم
دیگه دلو زدم به دریا که برم بیرون رضا یا یک پارچه مشکی اومد داخل
همینجور که نفس نفس میزد گفت:
_داشتی میومدی بیرونا ای کلک
دیر کردی نگرانت شدم
_....
خب چی شد این پارچه چیه دستت
_بزار نفسم بند بیاد بهت توضیح میدم
.....
_پارچه رو ببند رو چشمات اول
وای رضا نکن میخورم زمین
_نترس من هواتو دارم
نمیشه سوپرایز نکنی
_نه زود باش......
............
#رها
رضا زودتر رفت بیرون
منم پشت سرش زدم بیرون و به سمت در خروجی رفتیم
رضا چرخید و گفت وایسا تا بیام و سریع رفت بیرون
چند مین گذشت ولی خبری ازش نشد
ولی بازم صبر کردم
دیگه دلو زدم به دریا که برم بیرون رضا یا یک پارچه مشکی اومد داخل
همینجور که نفس نفس میزد گفت:
_داشتی میومدی بیرونا ای کلک
دیر کردی نگرانت شدم
_....
خب چی شد این پارچه چیه دستت
_بزار نفسم بند بیاد بهت توضیح میدم
.....
_پارچه رو ببند رو چشمات اول
وای رضا نکن میخورم زمین
_نترس من هواتو دارم
نمیشه سوپرایز نکنی
_نه زود باش......
............
👍1
#part_207
#رها
بعد از پنج مین راه رفتن بالاخره با صدای رضا سر جام ایستادم
منتظر بودم تا بگه چشمامو باز کنم
ولی چرا حرفی نمیزد!!
خودم دستمو بالا اوردم تا چشممو باز کنم
ولی رضا مانع شد و گفت:
_فقط دو مین صبر کن
کلافه پوفی کشیدم و گفتم:
باشه
فقط زود باش
چشمی گفت و ازم فاصله گرفت
از زیر پارچه سایش رو قشنگ میدیدم
بالاخره رضا دستشو روی شونم گذاشت و گفت:
_اماده ایی عشقم؟
......
_عشقم.....
دیگه هیچی متوجه نشدم
انگار کسی با چیزی زده توی سرم و بیهوش شدم
همه جا تاریک شد
تاریکی مطلق......
............
#رها
بعد از پنج مین راه رفتن بالاخره با صدای رضا سر جام ایستادم
منتظر بودم تا بگه چشمامو باز کنم
ولی چرا حرفی نمیزد!!
خودم دستمو بالا اوردم تا چشممو باز کنم
ولی رضا مانع شد و گفت:
_فقط دو مین صبر کن
کلافه پوفی کشیدم و گفتم:
باشه
فقط زود باش
چشمی گفت و ازم فاصله گرفت
از زیر پارچه سایش رو قشنگ میدیدم
بالاخره رضا دستشو روی شونم گذاشت و گفت:
_اماده ایی عشقم؟
......
_عشقم.....
دیگه هیچی متوجه نشدم
انگار کسی با چیزی زده توی سرم و بیهوش شدم
همه جا تاریک شد
تاریکی مطلق......
............
👍4
#part_208
#رها
اهسته چشمام رو باز کردم
نور افتاب دقیق وسط چشمم بود
چشمم رو مالوندم و به هر ترتیب بود بازش کردم
یک ونمه سقفی که اهسته در حال گردش بود و هر چند دور یک صدایی میداد
انگار گیر داشت
با صدای باز شدن در به خودم اومدم
سمت چپ رو نگاه کردم یک تخت بود که یک زن 60/70ساله روش خواب بود
سمت راستو نگاه کردم
رضا با یک پلاستیک پر از ابمیوه و کمپوت و اون یکی دستش یک جعبه شیرینی که درس باز شده بود وارد اتاق شد
اومد جلو و یک بوس رو پیشونیم نشوند وظ گفت:
_خانوم من حالش چطوره
خوبم ممنون
_کی به هوش اومدی؟
خیلی وقت نیست
_خوبه پس
.....
_بیا شیرینی بخور
برای چی هست ؟؟
_برای......
...............
#رها
اهسته چشمام رو باز کردم
نور افتاب دقیق وسط چشمم بود
چشمم رو مالوندم و به هر ترتیب بود بازش کردم
یک ونمه سقفی که اهسته در حال گردش بود و هر چند دور یک صدایی میداد
انگار گیر داشت
با صدای باز شدن در به خودم اومدم
سمت چپ رو نگاه کردم یک تخت بود که یک زن 60/70ساله روش خواب بود
سمت راستو نگاه کردم
رضا با یک پلاستیک پر از ابمیوه و کمپوت و اون یکی دستش یک جعبه شیرینی که درس باز شده بود وارد اتاق شد
اومد جلو و یک بوس رو پیشونیم نشوند وظ گفت:
_خانوم من حالش چطوره
خوبم ممنون
_کی به هوش اومدی؟
خیلی وقت نیست
_خوبه پس
.....
_بیا شیرینی بخور
برای چی هست ؟؟
_برای......
...............
👍7
#part_209
#رها
شیرینی برای چی هست؟
_به همین زودی یادت رفت
چیو
_که دیروز سالگردمون بود
دیروز!!!
_....
مگه من چقدر بیهوش بودم؟
_بیهوش نبودی
پس چی
_در اثر خستگی از حال رفتی
......
_نزدیک 13ساعت میشه که خوابی
وای نه
_.....
دکتر چی گفت؟
_پنج دقیقه دیگه سرمت تموم میشه میتونیم بریم
خوبه
_جایی میخوای بری؟
نه
_پس عجله کجا رو داری
هیچی میخوام مزاحمت نباشم فقط
_مزاحم چیه
.......
_باید بریم اول از همه کادوتو بهت بدم بعد هم قراره بریم خرید
اخه
_اخه بی اخه
باشه
_افرین......
.............
#رها
شیرینی برای چی هست؟
_به همین زودی یادت رفت
چیو
_که دیروز سالگردمون بود
دیروز!!!
_....
مگه من چقدر بیهوش بودم؟
_بیهوش نبودی
پس چی
_در اثر خستگی از حال رفتی
......
_نزدیک 13ساعت میشه که خوابی
وای نه
_.....
دکتر چی گفت؟
_پنج دقیقه دیگه سرمت تموم میشه میتونیم بریم
خوبه
_جایی میخوای بری؟
نه
_پس عجله کجا رو داری
هیچی میخوام مزاحمت نباشم فقط
_مزاحم چیه
.......
_باید بریم اول از همه کادوتو بهت بدم بعد هم قراره بریم خرید
اخه
_اخه بی اخه
باشه
_افرین......
.............
👍18
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کلیپ خام
❥︎ 𝙟𝙤𝙞𝙣 𝙪𝙨 ☞︎︎︎ @clip_mixerr 🤍⛲
❥︎ 𝙟𝙤𝙞𝙣 𝙪𝙨 ☞︎︎︎ @clip_mixerr 🤍⛲
👍8❤1