𝐁𝐚𝐬𝐭𝐞𝐭 | ℳ𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒴
🍵 茶道 Chádào — راهِ چای یک فنجان چای میتواند خودش یک فلسفه باشد. راهِ چای، یعنی زندگی کردن با نیت، آگاهی و حضورِ عمیق در لحظه.
ོ ໍ࿙࿚ ᩘ🪷‿᷼ᤢ
یکی از ایدههای مهم در فلسفهی zen که از چین وارد ژاپن شد اینه: «اگر چای مینوشی، فقط چای بنوش.»
یعنی وقتی کاری رو انجام میدی، تمام توجهت رو روی همون فرآیند بذار؛ نه اینکه همزمان ذهنت درگیر نتیجه، کار بعدی یا چیزهای دیگه باشه.
شاید ساده به نظر بیاد، اما همین نگاه باعث میشه کاری که انجام میدی فقط انجامشده نباشه؛ با دقت، ظرافت و کیفیت بیشتری انجام بشه. این طرز در فرهنگ ژاپنی پیوند خورد؛ جایی که کیفیت کار حتی در جزئیاتی که هیچکس نمیبینه اهمیت داره.
و شاید یکی از دلایلی که در بسیاری از صنایع ژاپنی، کیفیت محصول به یک استاندارد تبدیل شده، همین وسواس نسبت به خودِ فرآینده؛ نه فقط نتیجه.
ོ ໍ࿙࿚ ᩘ🪷‿᷼ᤢ
یکی از ایدههای مهم در فلسفهی zen که از چین وارد ژاپن شد اینه: «اگر چای مینوشی، فقط چای بنوش.»
یعنی وقتی کاری رو انجام میدی، تمام توجهت رو روی همون فرآیند بذار؛ نه اینکه همزمان ذهنت درگیر نتیجه، کار بعدی یا چیزهای دیگه باشه.
شاید ساده به نظر بیاد، اما همین نگاه باعث میشه کاری که انجام میدی فقط انجامشده نباشه؛ با دقت، ظرافت و کیفیت بیشتری انجام بشه. این طرز در فرهنگ ژاپنی پیوند خورد؛ جایی که کیفیت کار حتی در جزئیاتی که هیچکس نمیبینه اهمیت داره.
و شاید یکی از دلایلی که در بسیاری از صنایع ژاپنی، کیفیت محصول به یک استاندارد تبدیل شده، همین وسواس نسبت به خودِ فرآینده؛ نه فقط نتیجه.
ོ ໍ࿙࿚ ᩘ🪷‿᷼ᤢ
اگه مشکل اصلیت اینه که ذهنت مدام از این شاخه به اون شاخه میپره و نمیتونی تمرکز کنی، مدیتیشن رو جدی بگیر. قرار نیست بعد از مدیتیشن ذهنت خالی از فکر بشه؛ اتفاقا اصل تمرین اینه که هر بار متوجه میشی حواست پرت شده، بدون اینکه دنباله ی اون فکر رو بگیری، توجهت رو دوباره برگردونی. همین «برگردوندن توجه» یکی از پایههای تمرین تمرکز و همون مهارتیه که توی Deep Work لازم داری
یه نکته جالبتر اینکه این تمرینِ تربیت توجه فقط محدود به مدیتیشن امروزی نیست. در سنت های چینی، Qi Gong (چیگونگ)气功 مجموعهای از تمرینهای بدن، تنفس و توجهه که حتی در سنت شائولین هم تمرینهای چیگونگ در کنار تمرینات رزمی و تربیت ذهن انجام میشن. یعنی قرنهاست که تمرکز فقط بعنوان «نشستن و فکر نکردن» دیده نمیشه؛ بدن، تنفس و توجه با هم تمرین داده میشن.
𝐁𝐚𝐬𝐭𝐞𝐭 | ℳ𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒴
هر راهی که انتخاب کنی نگرش درست اون رو تبدیل به بهترین راه میکنه!
من خیلی به «تصمیم درست» اعتقاد ندارم
تصمیم میگیرم و بعد کاری میکنم که بهترین از آب دربیاد
تصمیم میگیرم و بعد کاری میکنم که بهترین از آب دربیاد
ℬ𝒂𝒔𝒕𝒆𝒕 𝑨𝒓𝒄𝒉𝒊𝒗𝒆 #03 𓂀ຼִ 🐈⬛️
BASTET
در مصر باستان، زنان زیبا و قدرتمند میتوانستند با باستت، الههای که با زنانگی، باروری، محافظت و زندگی از انتقامجویی، جذبه و اغواگری پیوند داشت،تداعی شوند. همین تضادهاست که باستت را از یک تصویر سادهی «الههی زیبا» فراتر میبرد؛ زنی که میتواند هم لطیف باشد و هم خطرناک، هم اغواگر باشد و هم محافظ، هم آرام باشد و هم وقتی لازم است خشمگین شود.
LAW II
BASTET
در مصر باستان، زنان زیبا و قدرتمند میتوانستند با باستت، الههای که با زنانگی، باروری، محافظت و زندگی از انتقامجویی، جذبه و اغواگری پیوند داشت،تداعی شوند. همین تضادهاست که باستت را از یک تصویر سادهی «الههی زیبا» فراتر میبرد؛ زنی که میتواند هم لطیف باشد و هم خطرناک، هم اغواگر باشد و هم محافظ، هم آرام باشد و هم وقتی لازم است خشمگین شود.
اما باستت فقط تصویر یک زن زیبا با سر گربه نبود.LAW I
تصویر او در طول تاریخ مصر تغییر کرد. در دورههای قدیمیتر، باستت با ویژگیهای یک شیر ماده و چهرهای خشنتر نمایش داده میشد؛ الههای که میتوانست از انسانها محافظت کند و در برابر تهدید بایستد. بعدها تصویر گربهای آرامتر و ظریفتر از او رواج پیدا کرد؛ گربهای که با زیورآلات و لباسهای ظریف به تصویر کشیده میشد، اما همچنان جایگاه یک الهه را داشت..
او برای قدرتمند بودن مجبور نبود خشن به نظر برسد.
برای زیبا بودن هم مجبور نبود ضعیف باشد.
مرکز اصلی پرستش باستت، شهر بوباستیس در دلتای نیل بود؛ جایی که معبد بزرگ او قرار داشت و هزاران مومیایی گربه و تندیسهای گربه در آن پیدا شده است.
باستت فقط الههی محافظت نبود. او با باروری، زایش، زنان و کودکان هم ارتباط داشت و در جشنهای مربوط به او، موسیقی، رقص و شادی بخش مهمی از مراسم بود. حتی سیستروم، ساز آیینی مخصوص، یکی از اشیایی است که باستت در بسیاری از تصاویر با آن نمایش داده میشود.
یعنی زنی که در تصویر باستت میبینیم فقط جنگجو نیست.
او میتواند زیبا باشد، لباس بپوشد، زیورآلات داشته باشد، جشن بگیرد و از زندگی لذت ببرد؛ بدون اینکه از قدرتش چیزی کم شود.
و شاید همینجا باشد که تصویر باستت برای یک زن امروزی جالب میشود.
چون خیلی وقتها به زن یاد میدهند برای جدی گرفته شدن باید سردتر شود، برای قوی بودن باید خشنتر شود و برای مستقل بودن باید تمام بخشهای ظریف شخصیتش را پنهان کند.
باستت چنین تصویری نمیدهد.
قدرت او در این نیست که همیشه حمله کند؛ در این است که بداند چه چیزی ارزش محافظت دارد و چه زمانی باید پنجههایش را نشان دهد.
این همان چیزی است که امروز میتوانیم به کاریزما نزدیک بدانیم.
کاریزما الزاماً پرحرف بودن، مرکز توجه بودن یا تلاش برای تحتتأثیر قرار دادن دیگران نیست. گاهی دقیقاً برعکس است؛ اینکه آنقدر با خودت راحت باشی که برای گرفتن توجه، مدام خودت را عرضه نکنی.
گربه مانند سگ ، دنبال کسی راه نمیافتد که دوستش داشته باشد.
نگاه میکند.
انتخاب میکند.
نزدیک میشود اگر بخواهد و فاصله میگیرد اگر نخواهد.
و همین استقلال، بخشی از جذابیت اوست.
زنی که برای جلب توجه حاضر است هر چیزی را تغییر دهد، کنترل حضورش را به دست دیگران داده است.
اما زنی که خودش را میشناسد، لازم نیست برای جذاب بودن مدام تلاش کند.
او میتواند لطیف باشد، بدون اینکه در دسترس همه باشد.
میتواند مهربان باشد، بدون اینکه اجازهی سوءاستفاده بدهد.
میتواند زیبا باشد، بدون اینکه زیباییاش تنها چیزی باشد که برای ارائه دارد.
و میتواند آرام باشد، بدون اینکه کسی آرامشش را با ضعف اشتباه بگیرد.
شاید به همین دلیل است که تصویر گربه برای باستت انتخاب عجیبی نیست.
گربه همزمان میتواند زیبا و خطرناک، آرام و آماده، دوستداشتنی و مستقل باشد.
و اگر بخواهیم این را به زبان امروز ترجمه کنیم، جذبه دقیقاً از همین تضادها ساخته میشود؛ لطافت بدون ضعف، زیبایی بدون نیاز، مهربانی بدون بیمرزی و قدرت بدون نمایش.
اغواگری از کنترل دیگران شروع نمیشود؛ از تسلط بر خودت شروع میشود.
LAW II
زیبایی وقتی قدرتمند میشود که تنها دارایی تو نباشد.
یه نمودار سادهست، ولی یه نکتهی خیلی مهم دربارهی نبوغ توش هست.
نبوغ از جایی شروع نمیشه که فقط اطلاعات بیشتری جمع میکنی؛ از جایی شروع میشه که یاد میگیری با اطلاعاتت چه کار کنی.
اینجاست که از دانستن فاصله میگیری و به فهمیدن میرسی.
ممکنه یک نفر هزاران صفحه کتاب خونده باشه و اطلاعات خیلی زیادی داشته باشه؛ اما هنوز ندونه با اون اطلاعات چه تصمیمی بگیره.
نبوغ از جایی شروع نمیشه که فقط اطلاعات بیشتری جمع میکنی؛ از جایی شروع میشه که یاد میگیری با اطلاعاتت چه کار کنی.
اول فقط داده داری: چه کسی؟ چه چیزی؟ کِی؟ کجا؟
بعد دادهها برات تبدیل به اطلاعات میشن و میفهمی دقیقاً چه اتفاقی افتاده.
اما وقتی شروع میکنی به فهمیدنِ چطور، اطلاعاتت تبدیل به دانش میشه.
و مرحلهی بالاتر وقتی شروع میشه که دیگه فقط نپرسی «چطور؟» و بتونی بپرسی: «چرا؟»
اینجاست که از دانستن فاصله میگیری و به فهمیدن میرسی.
ممکنه یک نفر هزاران صفحه کتاب خونده باشه و اطلاعات خیلی زیادی داشته باشه؛ اما هنوز ندونه با اون اطلاعات چه تصمیمی بگیره.
آدم باهوش فقط بیشتر نمیدونه؛ ارتباط بین چیزها رو میبینه.
و آدم خردمند میفهمه کِی، کجا و چرا باید از اون دانسته استفاده کنه.
بریم یه دوش بگیریم و عطر و لوسیون بزنیم خستگیمون در بره روز با انرژی و خفنی شروع کنیم✨🪭
Forwarded from 𝓟𝓪𝓲𝓷𝓴𝓲𝓵𝓵𝓮𝓻
من فکر میکنم همهچیز توی زندگی یه جور هنره؛
از کاری که میکنی و لباسی که میپوشی،
تا اینکه چطور کسی رو دوست داری و چطور حرف میزنی.
لبخندت، شخصیتت، چیزهایی که بهشون باور داری و رویاهات.
حتی اینکه چطور چای میخوری، خونهت رو چطور میچینی،
چه غذایی درست میکنی، چی میخری و حتی دستخطت.
حتی احساسی که داری هم بخشی از این هنره.
زندگی خودش هنره.
از کاری که میکنی و لباسی که میپوشی،
تا اینکه چطور کسی رو دوست داری و چطور حرف میزنی.
لبخندت، شخصیتت، چیزهایی که بهشون باور داری و رویاهات.
حتی اینکه چطور چای میخوری، خونهت رو چطور میچینی،
چه غذایی درست میکنی، چی میخری و حتی دستخطت.
حتی احساسی که داری هم بخشی از این هنره.
زندگی خودش هنره.
تو این سنی که هستید سعی کنید محتواهای آموزشی فن بیان و متقاعد سازی و مذاکره گوش بدید
𝐁𝐚𝐬𝐭𝐞𝐭 | ℳ𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒴
The Roots – The Fire
I Can
Nas
I know I can
Be what I wanna be
If I work hard at it
I'll be where I wanna be
𝐁𝐚𝐬𝐭𝐞𝐭 | ℳ𝒂𝒔𝒕𝒆𝒓𝒴
Nas – I Can
آهنگای بوکسوری رو گوش بدیم💆🏻♀
بریم کارمونو کنیم
بریم کارمونو کنیم