𝝑୧: @Astarion_and_rain
Sonic.exe
این داستان را کاربری با نام JC-the-Hyena نوشت و در ۹ اوت ۲۰۱۱ در ویکی کریپیپاستا منتشر کرد.
ایدهٔ داستان از یک تصویر دستکاریشده از صفحهٔ شروع بازی قدیمی Sonic the Hedgehog گرفته شده بود؛ در آن تصویر، سونیک ظاهر بسیار ترسناکی داشت.
داستان دربارهٔ پسری به نام تام است.
یک روز تام از دوستش کایل یک بسته دریافت میکند. داخل آن یک دیسک بازی با نوشتهٔ SONIC.EXE قرار دارد و همراهش یادداشتی است که به تام هشدار میدهد بازی را اجرا نکند.
تام اول فکر میکند دوستش شوخی کرده.
اما بازی را اجرا میکند. وقتی بازی شروع میشود، مشخص است که این نسخه با بازی معمولی سونیک فرق دارد. ظاهر سونیک عجیب شده و فضای مراحل هم طبیعی نیست.
ظاهر سونیک در آن بازی کاملا غیر طبیعی است. چشمان سیاه، مردمکهای قرمز، لبخند عجیب. بنظر میرسید که او کاملا بازی را تحت کنترل خودش دارد.
تام بازی را ادامه میدهد و با شخصیتهای مختلف سونیک بازی میکند.
اول تیلز را میبیند، بعد ناکلز و در ادامه دکتر اگمن.
اما هر مرحله عجیبتر از قبلی میشود و موجودی که شبیه سونیک است، آنها را تعقیب میکند.
او میتواند قوانین عادی را نادیده بگیرد و حتی محیط بازی را هم تغییر دهد!
Sonic.exe
این داستان را کاربری با نام JC-the-Hyena نوشت و در ۹ اوت ۲۰۱۱ در ویکی کریپیپاستا منتشر کرد.
ایدهٔ داستان از یک تصویر دستکاریشده از صفحهٔ شروع بازی قدیمی Sonic the Hedgehog گرفته شده بود؛ در آن تصویر، سونیک ظاهر بسیار ترسناکی داشت.
داستان دربارهٔ پسری به نام تام است.
یک روز تام از دوستش کایل یک بسته دریافت میکند. داخل آن یک دیسک بازی با نوشتهٔ SONIC.EXE قرار دارد و همراهش یادداشتی است که به تام هشدار میدهد بازی را اجرا نکند.
تام اول فکر میکند دوستش شوخی کرده.
اما بازی را اجرا میکند. وقتی بازی شروع میشود، مشخص است که این نسخه با بازی معمولی سونیک فرق دارد. ظاهر سونیک عجیب شده و فضای مراحل هم طبیعی نیست.
ظاهر سونیک در آن بازی کاملا غیر طبیعی است. چشمان سیاه، مردمکهای قرمز، لبخند عجیب. بنظر میرسید که او کاملا بازی را تحت کنترل خودش دارد.
تام بازی را ادامه میدهد و با شخصیتهای مختلف سونیک بازی میکند.
اول تیلز را میبیند، بعد ناکلز و در ادامه دکتر اگمن.
اما هر مرحله عجیبتر از قبلی میشود و موجودی که شبیه سونیک است، آنها را تعقیب میکند.
او میتواند قوانین عادی را نادیده بگیرد و حتی محیط بازی را هم تغییر دهد!
𝝑୧: @AsmodeousChild
SCP-3008
یک فروشگاه قدیمی به نام ایکیا وجود دارد که او در آنجا وجود دارد.
اگر کسی وارد فروشگاه شود و از در اصلی آنقدر دور شود که دیگر در ورودی را نبیند، ناگهان وارد یک فضای عجیب به نام SCP-3008-1 میشود.
مشکل اینجاست که این فضا خیلی بزرگتر از چیزی است که از بیرون ممکن است؛ اندازهٔ ثبتشدهٔ آن دستکم حدود ۱۰ کیلومتر مربع است و مشخص نیست انتهایش کجاست. حتی احتمال داده شده که اصلاً پایان نداشته باشد.
مشکل اینجاست که آن فردی که پا به آنجا میگذارد نمیتواند خارج شود و گیر میافتد.
راهروها و قفسهها انگار تا بینهایت ادامه دارند و خروجی هم جای ثابتی ندارد.
در این مکان آدمهای دیگری هم گیر افتادهاند. بعضی از آنها مدت بسیار طولانی آنجا بودهاند.
آنها برای زنده ماندن، شهرک و پناهگاه ساختهاند و بین خودشان غذا و وسایل را تقسیم میکنند.
ترسناکترین بخش SCP-3008 موجوداتی هستند که به آنها SCP-3008-2 گفته میشود. لباسی زرد، شلوار آبی که بدنشان مانند انسان است اما چهرهای ندارد و اندازه بدنشان هم طبیعی نیست.
در طول روز معمولاً آرام هستند و در فروشگاه حرکت میکنند.
اما وقتی چراغهای فروشگاه خاموش میشوند، رفتارشان کاملاً تغییر میکند.
داخل SCP-3008 یک چرخهٔ روز و شب وجود دارد.
وقتی چراغها خاموش میشوند، کارمندهای بدون چهره به آدمهای داخل فروشگاه حمله میکنند.
آنها در حالی که دنبال مردم میگردند، جملههایی دربارهٔ بسته شدن فروشگاه میگویند.
به همین دلیل کسانی که داخل آنجا زندگی میکنند، شبها پشت دیوارهای پناهگاههایشان میمانند و سعی میکنند زنده بمانند.
وقتی چراغها دوباره روشن میشوند، این موجودات آرام میشوند و دوباره مثل قبل در فروشگاه راه میروند.
SCP-3008
یک فروشگاه قدیمی به نام ایکیا وجود دارد که او در آنجا وجود دارد.
اگر کسی وارد فروشگاه شود و از در اصلی آنقدر دور شود که دیگر در ورودی را نبیند، ناگهان وارد یک فضای عجیب به نام SCP-3008-1 میشود.
مشکل اینجاست که این فضا خیلی بزرگتر از چیزی است که از بیرون ممکن است؛ اندازهٔ ثبتشدهٔ آن دستکم حدود ۱۰ کیلومتر مربع است و مشخص نیست انتهایش کجاست. حتی احتمال داده شده که اصلاً پایان نداشته باشد.
مشکل اینجاست که آن فردی که پا به آنجا میگذارد نمیتواند خارج شود و گیر میافتد.
راهروها و قفسهها انگار تا بینهایت ادامه دارند و خروجی هم جای ثابتی ندارد.
در این مکان آدمهای دیگری هم گیر افتادهاند. بعضی از آنها مدت بسیار طولانی آنجا بودهاند.
آنها برای زنده ماندن، شهرک و پناهگاه ساختهاند و بین خودشان غذا و وسایل را تقسیم میکنند.
ترسناکترین بخش SCP-3008 موجوداتی هستند که به آنها SCP-3008-2 گفته میشود. لباسی زرد، شلوار آبی که بدنشان مانند انسان است اما چهرهای ندارد و اندازه بدنشان هم طبیعی نیست.
در طول روز معمولاً آرام هستند و در فروشگاه حرکت میکنند.
اما وقتی چراغهای فروشگاه خاموش میشوند، رفتارشان کاملاً تغییر میکند.
داخل SCP-3008 یک چرخهٔ روز و شب وجود دارد.
وقتی چراغها خاموش میشوند، کارمندهای بدون چهره به آدمهای داخل فروشگاه حمله میکنند.
آنها در حالی که دنبال مردم میگردند، جملههایی دربارهٔ بسته شدن فروشگاه میگویند.
به همین دلیل کسانی که داخل آنجا زندگی میکنند، شبها پشت دیوارهای پناهگاههایشان میمانند و سعی میکنند زنده بمانند.
وقتی چراغها دوباره روشن میشوند، این موجودات آرام میشوند و دوباره مثل قبل در فروشگاه راه میروند.
𝝑୧: @art_0801
The Hat Man
معمولاً او را به شکل یک آدم کاملاً تیره و سایهمانند توصیف میکنند که: صورتش مشخص نیست، لباس تیره دارد، یک کلاه لبهدار، معمولاً شبیه کلاه قدیمی، روی سرش است. معمولاً فقط از دور دیده میشود و بعضی افراد میگویند او را هنگام بیدار شدن یا خوابیدن دیدهاند.
در فلج خواب، فرد ممکن است از خواب بیدار شود ولی برای مدت کوتاهی نتواند حرکت کند. در همین حالت، بعضی افراد احساس میکنند کسی در اتاق حضور دارد یا حتی یک شخص سایهمانند میبینند.
The Hat Man
معمولاً او را به شکل یک آدم کاملاً تیره و سایهمانند توصیف میکنند که: صورتش مشخص نیست، لباس تیره دارد، یک کلاه لبهدار، معمولاً شبیه کلاه قدیمی، روی سرش است. معمولاً فقط از دور دیده میشود و بعضی افراد میگویند او را هنگام بیدار شدن یا خوابیدن دیدهاند.
در فلج خواب، فرد ممکن است از خواب بیدار شود ولی برای مدت کوتاهی نتواند حرکت کند. در همین حالت، بعضی افراد احساس میکنند کسی در اتاق حضور دارد یا حتی یک شخص سایهمانند میبینند.
𝝑୧: @enchantingelle
SCP-096
یک موجود انساننما با قد حدود ۲٫۳۸ متر است. بدنش خیلی لاغر و رنگ پوستش بسیار کمرنگ است و دستهای بسیار بلندی دارد.
در حالت عادی، تقریباً آرام است و بیشتر وقتش را در سلول خودش راه میرود. اما یک ویژگی بسیار مهم دارد:
اگر کسی چهرهٔ SCP-096 را ببیند، رفتارش کاملاً تغییر میکند.
طبق داستان اگر کسی فیلم، عکس یا حتی خودش را ببیند او متوجه خواهد شد. ابتدا بسیار آشفته میشود و صورتش را میپوشاند و گریه و فریاد میکند.
بعد از حدود ۱ تا ۲ دقیقه، ناگهان شروع به حرکت به سمت همان فرد میکند. نکتهٔ عجیب این است که فاصله برایش مهم نیست و میتواند محل فرد را پیدا کند.
وقتی وارد این حالت شود، تقریباً هیچ مانع معمولی نمیتواند جلویش را بگیرد.
سرعتش هم ثابت نیست و با توجه به فاصلهٔ او تا هدف تغییر میکند.
سازمان او را در یک اتاق فولادی بسته نگهداری میکند.
نکتهٔ جالب این است که داخل اتاقش دوربین یا وسیلهٔ تصویربرداری وجود ندارد، چون دیدن صورتش میتواند مشکل بزرگی ایجاد کند.
حتی عکسها و فیلمهایی که چهرهٔ او در آنها دیده میشود، باید با دقت بسیار زیادی کنترل شوند.
SCP-096
یک موجود انساننما با قد حدود ۲٫۳۸ متر است. بدنش خیلی لاغر و رنگ پوستش بسیار کمرنگ است و دستهای بسیار بلندی دارد.
در حالت عادی، تقریباً آرام است و بیشتر وقتش را در سلول خودش راه میرود. اما یک ویژگی بسیار مهم دارد:
اگر کسی چهرهٔ SCP-096 را ببیند، رفتارش کاملاً تغییر میکند.
طبق داستان اگر کسی فیلم، عکس یا حتی خودش را ببیند او متوجه خواهد شد. ابتدا بسیار آشفته میشود و صورتش را میپوشاند و گریه و فریاد میکند.
بعد از حدود ۱ تا ۲ دقیقه، ناگهان شروع به حرکت به سمت همان فرد میکند. نکتهٔ عجیب این است که فاصله برایش مهم نیست و میتواند محل فرد را پیدا کند.
وقتی وارد این حالت شود، تقریباً هیچ مانع معمولی نمیتواند جلویش را بگیرد.
سرعتش هم ثابت نیست و با توجه به فاصلهٔ او تا هدف تغییر میکند.
سازمان او را در یک اتاق فولادی بسته نگهداری میکند.
نکتهٔ جالب این است که داخل اتاقش دوربین یا وسیلهٔ تصویربرداری وجود ندارد، چون دیدن صورتش میتواند مشکل بزرگی ایجاد کند.
حتی عکسها و فیلمهایی که چهرهٔ او در آنها دیده میشود، باید با دقت بسیار زیادی کنترل شوند.
💘2
𝝑୧: @ai_7aii
SCP-093
SCP-093 یک صفحهٔ گرد قرمز از جنس سنگی ناشناخته است که روی آن علامتها و نوشتههای عجیب حک شده. اندازهاش حدود ۷٫۶ سانتیمتر است.
ردهٔ آن Euclid است. منشأ واقعیاش هم مشخص نیست. طبق پروندهٔ اصلی، این شیء در سال ۱۹۶۸ در ساحل دریای سرخ پیدا شده است.
اگر یک انسان SCP-093 را در دست بگیرد و آن را به یک آینه نزدیک کند، آینه میتواند مثل یک دروازه عمل کند.
فرد میتواند از داخل آینه عبور کند و وارد یک دنیای دیگر شود.
افرادی که وارد آینه میشوند، وارد دنیایی میشوند که ظاهراً یک تمدن بزرگ در آن وجود داشته؛ اما آن تمدن نابود شده است.
در آن دنیا ساختمانهای عجیب، دستگاههای قدیمی، نوشتههای مذهبی و آثار جنگ دیده میشود.
مردم آن دنیا ظاهراً با چیزی به نام "ناپاکها" مبارزه میکردند و جامعهشان درگیر یک اتفاق بسیار بزرگ شده بود.
در گزارشهای مربوط به SCP-093، موجوداتی هم دیده میشوند که به آنها ناپاکها گفته میشود.
آنها یکی از دلایل اصلی خطرناک بودن این دنیا هستند.
اما جالبتر اینکه مشکل فقط موجودات نیست.
خودِ تمدن آن دنیا هم راز بزرگی دارد.
از نوشتهها و مدارک پیداشده مشخص میشود که مردم آنجا احتمالاً با یک موجود یا نیروی بسیار قدرتمند روبهرو شده بودند؛ چیزی که در بعضی اسناد به او اشاره شده است.
SCP-093
SCP-093 یک صفحهٔ گرد قرمز از جنس سنگی ناشناخته است که روی آن علامتها و نوشتههای عجیب حک شده. اندازهاش حدود ۷٫۶ سانتیمتر است.
ردهٔ آن Euclid است. منشأ واقعیاش هم مشخص نیست. طبق پروندهٔ اصلی، این شیء در سال ۱۹۶۸ در ساحل دریای سرخ پیدا شده است.
اگر یک انسان SCP-093 را در دست بگیرد و آن را به یک آینه نزدیک کند، آینه میتواند مثل یک دروازه عمل کند.
فرد میتواند از داخل آینه عبور کند و وارد یک دنیای دیگر شود.
افرادی که وارد آینه میشوند، وارد دنیایی میشوند که ظاهراً یک تمدن بزرگ در آن وجود داشته؛ اما آن تمدن نابود شده است.
در آن دنیا ساختمانهای عجیب، دستگاههای قدیمی، نوشتههای مذهبی و آثار جنگ دیده میشود.
مردم آن دنیا ظاهراً با چیزی به نام "ناپاکها" مبارزه میکردند و جامعهشان درگیر یک اتفاق بسیار بزرگ شده بود.
در گزارشهای مربوط به SCP-093، موجوداتی هم دیده میشوند که به آنها ناپاکها گفته میشود.
آنها یکی از دلایل اصلی خطرناک بودن این دنیا هستند.
اما جالبتر اینکه مشکل فقط موجودات نیست.
خودِ تمدن آن دنیا هم راز بزرگی دارد.
از نوشتهها و مدارک پیداشده مشخص میشود که مردم آنجا احتمالاً با یک موجود یا نیروی بسیار قدرتمند روبهرو شده بودند؛ چیزی که در بعضی اسناد به او اشاره شده است.
𝝑୧: @amistychannel
Bridge worm
ظاهرش شبیه یک موجود سفید و بسیار دراز است که معمولاً زیر پلها، تونلها و مسیرهای خلوت پنهان میشود.
چیزی که آن را ترسناک میکند، صورت تقلبی آن است.
در نگاه اول، انگار یک صورت نسبتاً معمولی و بیآزار دارد؛ اما این قسمت در واقع لایهای از پوست است و زیر آن صورت واقعی موجود قرار دارد. به همین دلیل میتواند برای نزدیک شدن طعمه، خودش را بیخطر نشان دهد.
در داستانهای مربوط به این موجود، معمولاً شبها در مکانهای خلوت کمین میکند.
وقتی کسی خیلی نزدیک شود، صورت ظاهریاش کنار میرود و موجود به سمت او حمله میکند. به همین دلیل نامش را کرم پل گذاشتهاند.
Bridge worm
ظاهرش شبیه یک موجود سفید و بسیار دراز است که معمولاً زیر پلها، تونلها و مسیرهای خلوت پنهان میشود.
چیزی که آن را ترسناک میکند، صورت تقلبی آن است.
در نگاه اول، انگار یک صورت نسبتاً معمولی و بیآزار دارد؛ اما این قسمت در واقع لایهای از پوست است و زیر آن صورت واقعی موجود قرار دارد. به همین دلیل میتواند برای نزدیک شدن طعمه، خودش را بیخطر نشان دهد.
در داستانهای مربوط به این موجود، معمولاً شبها در مکانهای خلوت کمین میکند.
وقتی کسی خیلی نزدیک شود، صورت ظاهریاش کنار میرود و موجود به سمت او حمله میکند. به همین دلیل نامش را کرم پل گذاشتهاند.
𝝑୧: @prettyhoestealyourdad
GREYLOCK
در ابتدا، اتفاقات خیلی معمولی به نظر میرسند: فیلمهای قدیمی، گزارشهای محلی، دوربینهای امنیتی و آدمهایی که دربارهٔ اتفاقات عجیب صحبت میکنند.
اما کمکم مشخص میشود که در اطراف کوه، چیزی غیرعادی وجود دارد.
یکی از مهمترین ایدههای داستان، موجوداتی است که با ذهن و فکر انسان ارتباط دارند.
در بعضی قسمتها، چیزی شبیه یک موجود قرمز و بسیار غیرطبیعی دیده میشود. این موجود فقط با قدرت بدنی ترسناک نیست؛ رفتار و حضورش طوری است که انگار روی ذهن انسانها اثر میگذارد.
به همین دلیل در GREYLOCK همیشه معلوم نیست چیزی که میبینی واقعاً در آن مکان وجود دارد یا نتیجهٔ تأثیر ذهنی آن موجود است.
یکی از ایدههای مهم داستان، مفهوم موجودات ذهنی است؛ یعنی موجوداتی که ارتباطشان با فکر و باور انسانها بسیار مهم است.
داستان کمکم این سؤال را مطرح میکند:
اگر تعداد زیادی انسان به یک چیز باور داشته باشند، آیا ممکن است آن فکر تبدیل به چیزی واقعی شود؟
همین موضوع باعث میشود GREYLOCK بیشتر از یک داستان دربارهٔ هیولا باشد؛ دربارهٔ ذهن انسان، ترس و تأثیر باورها هم هست.
GREYLOCK
در ابتدا، اتفاقات خیلی معمولی به نظر میرسند: فیلمهای قدیمی، گزارشهای محلی، دوربینهای امنیتی و آدمهایی که دربارهٔ اتفاقات عجیب صحبت میکنند.
اما کمکم مشخص میشود که در اطراف کوه، چیزی غیرعادی وجود دارد.
یکی از مهمترین ایدههای داستان، موجوداتی است که با ذهن و فکر انسان ارتباط دارند.
در بعضی قسمتها، چیزی شبیه یک موجود قرمز و بسیار غیرطبیعی دیده میشود. این موجود فقط با قدرت بدنی ترسناک نیست؛ رفتار و حضورش طوری است که انگار روی ذهن انسانها اثر میگذارد.
به همین دلیل در GREYLOCK همیشه معلوم نیست چیزی که میبینی واقعاً در آن مکان وجود دارد یا نتیجهٔ تأثیر ذهنی آن موجود است.
یکی از ایدههای مهم داستان، مفهوم موجودات ذهنی است؛ یعنی موجوداتی که ارتباطشان با فکر و باور انسانها بسیار مهم است.
داستان کمکم این سؤال را مطرح میکند:
اگر تعداد زیادی انسان به یک چیز باور داشته باشند، آیا ممکن است آن فکر تبدیل به چیزی واقعی شود؟
همین موضوع باعث میشود GREYLOCK بیشتر از یک داستان دربارهٔ هیولا باشد؛ دربارهٔ ذهن انسان، ترس و تأثیر باورها هم هست.
𝝑୧: @whyNowherelalaland
Vita Carnis
در دنیای Vita Carnis، چیزی به نام Crawl وجود دارد؛ موجودی بزرگ و شاخهمانند که منبع پیدایش گونههای مختلف کارنیس است. طبق اطلاعات داستان، این پدیده از حدود ۱۹۳۱ شناخته شده و بعدها موجودات مختلفی از آن به وجود آمدهاند.
تریمینگ
یکی از کوچکترین موجودات کارنیس است و ظاهرش کمی شبیه یک موجود گوشتی کوچک با فرم لاکپشت است.
در داستان، بعضی انسانها آنها را تقریباً مثل حیوان خانگی نگهداری میکنند. اما این موجودات میتوانند با رشد و تغذیه زیاد، به شکلهای بزرگتر و متفاوتتری تبدیل شوند.
میمیک
این یکی از ترسناکترین موجودات مجموعه است.
میمیک در ابتدا رفتار متفاوتی دارد، اما با رشد کردن تبدیل به شکارچی خطرناکی میشود که میتواند خودش را شبیه انسان نشان دهد و از صداها و ظاهر انسانها تقلید کند. به همین دلیل تشخیص آن از یک انسان واقعی همیشه آسان نیست.
سازمان C.A.R.C.A.S
یکی از بخشهای مهم داستان، سازمانی پژوهشی به نام C.A.R.C.A.S است که موجودات کارنیس را بررسی و نگهداری میکند.
آنها آزمایشهای مختلفی انجام میدهند تا بفهمند این موجودات چگونه رشد میکنند و از کجا آمدهاند. اما هرچه بیشتر تحقیق میکنند، متوجه میشوند که ماجرا خیلی بزرگتر از چیزی است که تصور میکردند.
Vita Carnis
در دنیای Vita Carnis، چیزی به نام Crawl وجود دارد؛ موجودی بزرگ و شاخهمانند که منبع پیدایش گونههای مختلف کارنیس است. طبق اطلاعات داستان، این پدیده از حدود ۱۹۳۱ شناخته شده و بعدها موجودات مختلفی از آن به وجود آمدهاند.
تریمینگ
یکی از کوچکترین موجودات کارنیس است و ظاهرش کمی شبیه یک موجود گوشتی کوچک با فرم لاکپشت است.
در داستان، بعضی انسانها آنها را تقریباً مثل حیوان خانگی نگهداری میکنند. اما این موجودات میتوانند با رشد و تغذیه زیاد، به شکلهای بزرگتر و متفاوتتری تبدیل شوند.
میمیک
این یکی از ترسناکترین موجودات مجموعه است.
میمیک در ابتدا رفتار متفاوتی دارد، اما با رشد کردن تبدیل به شکارچی خطرناکی میشود که میتواند خودش را شبیه انسان نشان دهد و از صداها و ظاهر انسانها تقلید کند. به همین دلیل تشخیص آن از یک انسان واقعی همیشه آسان نیست.
سازمان C.A.R.C.A.S
یکی از بخشهای مهم داستان، سازمانی پژوهشی به نام C.A.R.C.A.S است که موجودات کارنیس را بررسی و نگهداری میکند.
آنها آزمایشهای مختلفی انجام میدهند تا بفهمند این موجودات چگونه رشد میکنند و از کجا آمدهاند. اما هرچه بیشتر تحقیق میکنند، متوجه میشوند که ماجرا خیلی بزرگتر از چیزی است که تصور میکردند.
🆒2
𝝑୧: @hateformorepeople
SCP-682
یک موجود بسیار بزرگ و شبیه خزنده است، اما ظاهر دقیقش همیشه ثابت نیست؛ چون بدنش میتواند خیلی سریع رشد کند، تغییر شکل دهد و خودش را ترمیم کند. حتی اندازه و قدرتش هم بسته به شکل بدنش تغییر میکند.
مهمترین ویژگی 682 توانایی فوقالعادهاش در سازگار شدن است.
اگر چیزی به بدنش آسیب بزند، ممکن است بدنش تغییر کند تا در برابر همان تهدید مقاومتر شود. همچنین تقریباً از هر چیزی که بخورد میتواند انرژی به دست بیاورد؛ حتی مواد غیرزنده. به همین دلیل نابود کردن کاملش برای بنیاد تقریباً غیرممکن بوده است.
بسیار باهوش است و میتواند ارتباط پیچیده برقرار کند. در پروندهٔ اصلی حتی با SCP-079 ارتباط داشته است.
همچنین از تقریباً تمام موجودات زنده متنفر است و رفتار بسیار خصمانهای دارد.
SCP-682
یک موجود بسیار بزرگ و شبیه خزنده است، اما ظاهر دقیقش همیشه ثابت نیست؛ چون بدنش میتواند خیلی سریع رشد کند، تغییر شکل دهد و خودش را ترمیم کند. حتی اندازه و قدرتش هم بسته به شکل بدنش تغییر میکند.
مهمترین ویژگی 682 توانایی فوقالعادهاش در سازگار شدن است.
اگر چیزی به بدنش آسیب بزند، ممکن است بدنش تغییر کند تا در برابر همان تهدید مقاومتر شود. همچنین تقریباً از هر چیزی که بخورد میتواند انرژی به دست بیاورد؛ حتی مواد غیرزنده. به همین دلیل نابود کردن کاملش برای بنیاد تقریباً غیرممکن بوده است.
بسیار باهوش است و میتواند ارتباط پیچیده برقرار کند. در پروندهٔ اصلی حتی با SCP-079 ارتباط داشته است.
همچنین از تقریباً تمام موجودات زنده متنفر است و رفتار بسیار خصمانهای دارد.
🆒2