𓂃 ࣪˖ ִֶָ 𝐶ℎ𝑎𝑙𝑙𝑒𝑛𝑔𝑒 𐙚₊˚
8 subscribers
65 photos
16 videos
31 links
Download Telegram
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ گیاه‌های‌جادویی 」
🦉به آرومترین استاد معروفی.
🕰 رازبزرگت: موضوع از این قراره که همه از اینکه یک استادِ آروم و بی‌حاشیه برای سال جدیدشون دارن خیلی خوشحال بودن تا اینکه دو نفر از جادوآموزها بی‌اجازه وارد اتاق کار شخصیت میشن و قفسه‌ای پر از شیشه‌هایی میبینن که با زهرِ گیاه‌های مختلف پر شده بودن.
تو با گیاه‌های مختلف زهرهای کشنده میساختی ولی اینکه برای چی و کی¿ هیچکس نمیدونه..

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @gisoocommm ~
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ موجودات‌جادویی 」
🦉بین جادوآموزها خیلی محبوبی و عاشقتن.
🕰 رازبزرگت: تو برای واقعی بی‌حاشیه‌ای و تنها رازی که جادوآموزها درموردش پچ پچ میکنن اینه‌که شب‌ها یواشکی میزنی به دل جنگل ممنوعه و با سنتورها(موجوداتی که پای اسب و بدن انسان دارن) میگردی و خیلی‌ها فکر میکنن باهاشون سَر و سِری داری، ولی حقیقت اینه که شب‌ها میری پیششون تا فقط براشون کتاب بخونی :(

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @Strawberry_photographer ~
🍓1
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ افسون‌ها 」
🦉بین جادوآموزها به جدی و درعین حال مهربون‌ترین پروفسور معروف بودی.
🕰 رازبزرگت: تو از استادهای اسلیترین‌ها محسوب میشی و خیلی هم عملکردت خوبه. اما توی یک درگیریِ بزرگ با یک اژدهای شرور، شمشیر گودریک گریفیندور رو از داخل کلاه جادویی بیرون میکشی و باهاش مبارزه میکنی.
اما فقط گریفیندور های واقعی میتونن اون شمشیر رو از داخل کلاه بیرون بکشن.
آیا کلاهِ گروه بندی اشتباه بزرگی مرتکب شده¿

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @deadpoetssocietyiii ~
🍓2
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ موجودات‌جادویی 」
🦉بین جادوآموز‌ها به دوستداشتنی‌ترین معروفی.
🕰 رازبزرگت: با افسونِ گسترش دهنده‌ی فضا، فضای کیف دستیت رو خیلی بزرگ کردی جوری که اژدهای سه سرِ مورد علاقت که تازه باهاش دوست شده بودی توش جا بشه. همه فکر میکردن اون موجود خطرناکه پس توام تصمیم گرفتی تو کیفت مخفیش کنی.
یک روز سرکلاس جلوی چشم جادوآموز‌هات، باریکه‌ای از آتیش از کیفت بیرون میاد، گویا اژدها کوچولوی سه سر باد گلو زده^^
حالا با این میخوای چیکار کنی؟

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @Strawberry1garden ~
🍓2
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ تغییرشکل 」
🦉بین جادوآموزها به مرموزترین معروفی.
🕰 رازبزرگت: تو یک گربه سیاهِ کوچولو داری که همه‌جا همراهت هست، جوری که خودت اون رو مشاورِ خودت صدا میزنی و درمورد تمام مسائل باهاش صحبت میکنی. همه فکر میکنن شاید اون حیوونِ راهنمای توست.
اما هیچکس نمیدونه که اون گربه، روزی انسان بوده و درواقع بهترین دوست تو بوده.
و اینکه چه کسی اون رو تبدیل کرده رو هیچکدوم نمیدونیم. یک فرد شرور..یا خودت..؟

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @tthinkktankk ~
💘2
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ دفاع‌دربرابر‌جادویِ‌سیاه 」
🦉بین جادوآموزها به ترسناک و جدی‌ترین معروف بودی.
🕰 رازبزرگت: گربه‌ی مستر فلیچ گُم شده و به تو مضنونه، چون چندباری خیره به گربه‌ش نگاه کردی و یکی دوبار هم تعقیبش کرده بودی.
این باعث میشه مستر فلیچ یک شب یواشکی وارد اتاق شخصیت بشه و از لای در، بهت نگاه کنه
اوه...اون گربه‌ی خودشه؟ پس چرا انقدر خوش اخلاقه...چرا هرچی بهش میگی گوش میکنه..
چی؟ تو از طلسمِ فرمان‌برداری استفاده کردی..؟

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @ren_yep ~
💘2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ پیشگویی 」
🦉بین جادوآموزها خیلی معروفی و همیشه نقل حرفشون میشی، مرموزی ولی در عین‌حال دوست داشتنی.
🕰 رازبزرگت: تو فقط با گویِ خودت میتونی آینده رو ببینی، اگر به گوی بقیه دست بزنی بلافاصله مه قرمزی اون گوی رو فرا میگیره. موضوع از این قراره که دقیقا وقتی وارد قلعه شدی، موجودی که نماد مرگ بود دنبالت افتاده بود و یک گوی داخل دهانش داشت. اگر هدیه‌ش رو میگرفتی، دست از سرت برمیداشت وگرنه...
پس تو مجبور شدی گوی نفرین شده رو برداری و این باعث شد عملا به برده‌ی اون گوی تبدیل بشی، و نتونی جز اون، از وسیله‌ی جادویی دیگه‌ای استفاده کنی.

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @f_a_l_l_m_e ~
🍓1
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ معجون‌سازی 」
🦉بی‌حاشیه‌ای و بین جادوآموز‌ها به آرامش‌بخش ترین معروفی.
🕰 رازبزرگت: هرشب به جنگل ممنوعه میری و میوفتی دنبالِ یونیکورن‌ها.
و این باعث شده اساتید قلعه به این فکر بیوفتن که تو خونِ یونیکورن‌ها رو میخوری و دلیل کم شدنشون همینه.
درحالیکه تو فقط به دنبال جمع کردن تکه‌ای از پشم بدنشون هستی تا بتونی با ساخت یک معجون، اونارو قوی‌تر و از خطر انقراض نجات بدی. ولی آیا مدیریت مدرسه هم حرفت رو باور میکنه؟

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @celaviecherie ~
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ دفاع‌دربرابر‌جادوی‌سیاه 」
🦉به مرموزترین معروفی.
🕰 رازبزرگت: تعدادی از جادوآموزهای فضول دیدن که روح‌های قلعه، از جمله سِر نیکلاس، شب‌ها وارد اتاقت می‌شن. حقیقت اینه که سال‌ها پیش، یکی از استادان هاگوارتز در همین اتاق ناپدید شده و روح‌های قلعه هر سال در سالگرد ناپدید شدنش به اینجا میان تا یادش رو زنده نگه دارن.
اما چیزی که هیچ‌کس نمی‌دونه اینه که اون استاد هنوز در قلعه حضور داره و تنها تو می‌تونی صداش رو بشنوی.

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @mahakzn ~
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ پیشگویی 」
🦉جزو محبوب‌ترین‌ استادهایی.
🕰 رازبزرگت: تو اتاق شخصیت یک کلکسیون از خاطرات تک تک انسان‌هایی که تو هاگوارتز بودن، چه استاد و چه جادوآموز، داری.
از اینکه خاطرات و سرگذشت آدم‌ها رو ببینی خوشت میاد و ذهنت رو آروم میکنه. ولی اگر مدیریت مدرسه متوجه بشه، خب راستش اونموقع مجبور میشی تو دادگاه وزارت سحر و جادو برای پا گذاشتن رو قوانینِ حریم شخصی جوابگو باشی.

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @ashofthemoon ~
💘1
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ تغییرشکل 」
🦉جزو مرموز و درونگراترین استاد‌هایی.
🕰 رازبزرگت: هرشب داخل قلعه صدای راه رفتن یک موجود به گوش میرسه و حتی جادوآموز‌ها هم شهادت دادن که یک گربه‌ی مشکی رو دیدن که داخل مدرسه پرسه میزنه. اما هیچکس نمیدونه اون گربه درواقع تویی و با ظاهر جدیدت وارد قسمت‌هایی از قلعه میشی که اجازه نداری، و هدفت اینه که رازها رو کشف کنی، چون هاگوارتز امسال، بوی دردسر میده و تو میخوای جلوش رو بگیری.

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @Obliviate33 ~
💋1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ تغییرشکل 」
🦉بین جادوآموزها به مرموزترین مشهوری.
🕰 رازبزرگت: هربار که دوباره به شکل انسانیت برمیگردی، تمام خاطراتت از کارهایی که وقتی تغییرشکل داده بودی رو از دست میدی و هیچی یادت نمیاد. برای همین هرگز نمیتونی جلوی جادوآموزها تغییرشکل بدی و باعث میشه دست کم بگیرنت. این واقعا آزارت میده. شب‌ها از اتاقت صدای مراسمِ احضار روح و جیغ های شیطانی میاد. نکنه داری لرد سیاه رو احضار میکنی..؟

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @blueclown0_0 ~
💘1
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ معجون‌سازی 」
🦉وایب خوبی به جادوآموزها میدی ولی شک‌برانگیزی.
🕰 رازبزرگت: یک شب در اتاقت به صدا در میاد و پشت در یک بسته برات گذاشتن. داخلش مقداری زهر باسیلیسک و یک انگشت بریده‌ست و یک کاغذ از یک معجونِ مرموز.
اول نمیخوای بهش توجه کنی ولی کم کم کنجکاویت پیروز میشه و شب‌ها یواشکی دستورالعمل رو اجرا میکنی و ...صبر کن ببینم...تو دوباره لرد سیاه رو احضار کردی؟...

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @resident_of_Leiden ~
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ موجودات‌جادویی 」
🦉بین جادوآموزها هم محبوبی و هم مرموز.
🕰 رازبزرگت: هرشب به بهانه‌ی قدم زدن، نزدیک دریاچه‌ی کنار جنگل ممنوعه میری و با یک پری دریایی ملاقات میکنی. و اون هر بار یکی از پولک های دمش رو به تو میده. حقیقت اینه که، سوزوندن پولک‌های یک پری دریایی، هربار یک رازِ مخفی شده در قلعه‌ی هاگوارتز رو افشا میکنه.
تو دنبال چه رازی هستی که بخاطرش ریسک ارتباط برقرار کردن با پری دریایی رو به جون خریدی؟
و در اِزاش چی بهش دادی..
این دلیلِ به یاد نیاوردنِ خاطراتت از زندگی کنار ماگل هاست؟
خاطراتت رو با رازها معاوضه کردی.

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @the_Left_unSaid ~
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ گیاه‌های‌جادویی 」
🦉برای جادوآموزها ترسناک بنظر میرسی ولی کنجکاون درموردت بیشتر بدونن.
🕰 رازبزرگت: توی گلخونه‌ی شخصیت، گیاهی داری که برخلاف چیزی که همه فکر می‌کنن، از حافظه‌ی جادوگرهای زنده تغذیه نمی‌کنه.
این گیاه فقط خاطرات جادوگرهای مُرده رو می‌خوره.
مدت‌هاست که تو هر چند وقت یک‌بار به قبرستان می‌ری و از خاطرات مردگان تغذیه‌ی گیاه رو تأمین می‌کنی.
چون گیاه در عوض، آخرین خاطره‌ی هر مرده رو بهت نشون می‌ده. و از این طریق رازهایی درباره‌ی مرگ آدم‌ها فهمیدی که هیچ‌کس دیگه‌ای ازشون خبر نداره.

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @tayswift1313 ~
💋1
خب تمام^^
امیدوارم جواب‌هاتون رو دوست داشته باشین چون خودم خیلی دوستشون داشتم و برای تک تکشون وقت گذاشتم.
مرسی شرکت کردین و خوشحال میشم اگر مال خودتونو دیدین ریکت بدین یا نظرتونو بهم بگین🫠🤎🕯 @Cinnberrybot ✨
اگرم کسی جا مونده تو بات بهم بگه~~
💘4
︶꒷🕯꒥꒷‧₊˚「 🥂استادِ دفاع‌دربرابر‌جادویِ‌سیاه」
🦉بین جادوآموزها به مرموز و ترسناک‌ترین پرفسور معروف بودی.
🕰 رازبزرگت: دلیل ترس جادوآموز‌ها ازت، علاقه‌ت به چیز‌های عجیب و غریبیه که بقیه جرئت نزدیک شدن بهشون رو ندارن. یک روز چندتا از جادوآموزهای فضول وارد اتاقت شدن و موجود عجیب غریبی رو دیدن که شکل گربه‌ها رو داشت اما علاوه بر اون، یک چشم اضافه و دوتا بال داشت. اما اون تنها یدونه از کلکسیونِ موجودات عجیب اما خوش‌قلبی بود که ازشون نگهداری میکردی..

⊹𝒇𝒓𝒐𝒎 : @Cinamonberry ~
⊹𝒕𝒐 𝒎𝒚 𝓓𝒆𝒂𝒓 : @Neverhood_Rts ~
👻2