آواز چُگور
200 subscribers
اشعار، درمانی برای صیقل روح🍃

« t.me/chogor_bot »
سخنی زِ گوشه جان برای شنیده شدن؟!
Download Telegram
امروز که محتاج توام جای تو خالی‌ست
فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست.
💔162🕊1
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید؟
راستش زور من خسته به طوفان نرسید.
16🕊2
آنچه خوبان همه دارند تو یکجا داری
بی سبب نیست که در کنج دلم جا داری.
17🕊2
دریای شورانگیز چشمانت چه زیباست
آنجا که باید دل به دریا زد همینجاست.
16🕊1
تو را صد خوبی و بر هر یکی صد دیده حیرانت
مرا یک جان و می‌خواهم شوم صد بار قربانت.
15🕊1
در شب تیره‌ی خود چشم به ماهی دارم
جز تماشای تو از دور چه راهی دارم؟
🕊142💔2
ای وای بر اسیری کز یاد رفته باشد؛
در دام مانده باشد، صیاد رفته باشد.
17🕊2
من باشم و وی باشد و مِی باشد و نِی
کِی باشد و کِی باشد و کِی باشد و کِی
من گَه لب وی بوسم و وی گَه لب مِی
من مست ز وی باشم و وی مست ز مِی
🕊133💔1
گویند که خدا همیشه با ماست
ای غم‌ نکند خدا تو باشی؟
13🕊1
با درد بساز چون دوای تو منم
در کس منگر که آشنای تو منم
گر کشته شوی مگو که من کشته شدم
شکرانه بده که خونبهای تو منم.
🕊152
هر که از دل دور باشد در نظر منظور نیست
هست دائم در نظر آن کس که از دل دور نیست.
16🕊2
دل ز تن بردی و در جانی هنوز
دردها دادی و درمانی هنوز.
17🕊2
هر که آید پشت در ای دل بگو من نیستم
رفته ام خود را بیابم تا بدانم کیستم.
15🕊2
شما که او را ندیده‌اید
چشم‌هایش
چشم‌هایش
چشم‌هایش...
باور کنید من هم سیر ندیدمش!
چشم‌هایش نگذاشتند.
18🕊2
کافر آن باشد که با لب چون شکرت
امکان گنه یابد و پرهیز کند
14🕊2
اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند،
بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند.
12🕊2
بیمار غمم،
عین دوایی تو‌ مرا.
13🕊2
گويند اگر مى بخورى عرش بلرزد
عرشى كه به یک باده بلرزد به چه ارزد
ورخانه ما زير زمینى ست كه در آن..
يك زخم بخورى، خشتى ازآن نيز نلرزد
12🕊3
منم آن رفته از یادی
که روزی چشم هایم را
به دنیایی نمی دادی ...
8💔5🕊2
تا در طلب گوهر کانی کانی
تا در هوس لقمهٔ نانی نانی

این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی
هر چیز که در جستن آنی آنی
9🕊3