آنا | اسید پاشان خسته میشوند، زنان جامعه ما هرگز
http://www.ana.ir/news/19282
@chista_yasrebi
#زنان
#اسید_پاشان
#جامعه_شناسی_نفرت_وعقده_کور و #جهل
#منتشر شده در سالنامه
#فرهیختگان
http://www.ana.ir/news/19282
@chista_yasrebi
#زنان
#اسید_پاشان
#جامعه_شناسی_نفرت_وعقده_کور و #جهل
#منتشر شده در سالنامه
#فرهیختگان
خبرگزاری دانشگاه آزاد اسلامی - آنا
اسید پاشان خسته میشوند، زنان جامعه ما هرگز
@chista_yasrebi کمپین حمایت از زنان و کودکان اسیب پذیر.به ما بپیوندید
#جامعه_سالم
#انجمن_مستقل
بزودی
#مادران_کار اطلاعات بیشتر در پستهای بعد
https://telegram.me/joinchat/BoqMgDvSdBpRODaZIHG-jQ
#جامعه_سالم
#انجمن_مستقل
بزودی
#مادران_کار اطلاعات بیشتر در پستهای بعد
https://telegram.me/joinchat/BoqMgDvSdBpRODaZIHG-jQ
Forwarded from چیستایثربی_صورتی
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
مایک : تو یه روانی هستی و من عاشقتم ...
اَبی : من روانی نیستم
مایک : من الان بهت گفتم عاشقتم ولی تو فقط واژه روانیُ شنیدی،
این نشونه آدمای روانیه !
#دیالوگ_فیلم
#حقیقت_زشت
#دیالوگ_خوب
#جامعه_شناسی
#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#جملات
#صورتی
#کانال_صورتی
@chista_yasrebii
مایک : تو یه روانی هستی و من عاشقتم ...
اَبی : من روانی نیستم
مایک : من الان بهت گفتم عاشقتم ولی تو فقط واژه روانیُ شنیدی،
این نشونه آدمای روانیه !
#دیالوگ_فیلم
#حقیقت_زشت
#دیالوگ_خوب
#جامعه_شناسی
#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#جملات
#صورتی
#کانال_صورتی
@chista_yasrebii
انجمن شاعران مرده
#deadpoetsociety
ضدیت و تقابل تحجر ، با خلاقیت خودجوشی ، شادی و ذوق درونی ...
.
.
گرچه استاد ادبیات ، در پایان فیلم ، طی یک سری اتفاقات ناگوار ، برای ابد ، ممنوع التدریس میشود ، ولی به هدف نهایی اش ، میرسد!
. آگاه سازی دانشجویانش از اینکه نترسند ، خود واقعی شان را بیان کنند ، شعر ،عشق و ادبیات را به شیوه ی خود دوست داشته باشند ، زندگی را ستایش کنند و در لحظه ، زندگی کنند.
.
گمانم بالای پنجاه بار این فیلم را ، در تلویزیون ، رادیو ، دانشگاهها ، مدارس و ادارات ،تحلیل کرده ام. ☺
شادمانه زیستن یعنی
#خلاقانه_زیستن و این بهتر از موفق بودن است و اگرچه ناخدا یا کاپیتان "کیتینگ " ( لقبی که خوش دوست داشت بچه ها به جای "استاد " ،صدایش کنند) ، در نهایت اخراج میشود ، ولی دانشجویانش با آن سکانس پایانی زیبا ، درس خود را به استاد محبوبشان ، خوب پس میدهند. کیتینگ یا همان رابین ویلیامز ، به آنها آموزش داده بود که گاهی روی میزها و صندلیهایشان ، بایستند تاببینند ، جهان از آن بالا ، چه شکل دیگری دارد و اصولا نگاه ما به زندگی ، از زوایای مختلف ، تغییر میکند !
میتوان جهان را گونه های دیگری هم دید و همیشه راهی برای لذت بردن از نعمتهای خداوند ، وجود دارد...
.
پس انسانها باید اول خودشان باشند، بدون
قهرمان سازی ، پیشداوری ،تعصب و آرمانخواهیهای واهی... وقتی خودت باشی ، براحتی از کسی یا چیزی نمیترسی ! چون پای عواقب عملت می ایستی ! .
سکانس اعتراف گرفتن اجباری از بچه ها و ترساندن خانواده هایشان برای اخراج دانش آموزان ، مبنی بر اینکه "کیتینگ "در قوانین کالج ، اخلال ایجاد کرده است ، یکی از پرتنش ترین و زیباترین سکانسهاست که انگار برای همه ی قرون ساخته شده است ، و همیشه زمان مصرف دارد....
خلاقیت گویی همیشه، در قیاس با تعصب و تحجر ، محکوم است!و تنها شجاع دلان به آن ،تن در میدهند و عواقبش راچون ناخدا کیتینگ میپذیرند.
تفکر نامتعارف ، خلاقیت پدید می آورد. .
.روح
#رابین_ویلیامز عزیز ، در شادی و آرامش، با بازی ببنظیرش در این فیلم #روانشناسی و
#جامعه_شناسانه ،و البته فیلمهای خوب دیگرش مثل "پچ آدامز" و "ویل هانتینگ خوب" و..... .
#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#چیستا
#فیلم
کارگردان
#پیتر_ویر
1989
#نقد_فیلم
#منتقد_سینما#منتقدان_سینما
#سکانس #فیلم#ویدیو
کامل در کانالم
#Chista_yasrebi#critic#writer#education#psychologist#lecturer#teaching#creative#creative_teaching#art#cinema#movie#video#Robin_willams#chistayasrebi
@chista_yasrebi.2پیج دوم من
https://www.instagram.com/p/Bl3x8I4FEoF/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=18tgt9l6hn3bt
#deadpoetsociety
ضدیت و تقابل تحجر ، با خلاقیت خودجوشی ، شادی و ذوق درونی ...
.
.
گرچه استاد ادبیات ، در پایان فیلم ، طی یک سری اتفاقات ناگوار ، برای ابد ، ممنوع التدریس میشود ، ولی به هدف نهایی اش ، میرسد!
. آگاه سازی دانشجویانش از اینکه نترسند ، خود واقعی شان را بیان کنند ، شعر ،عشق و ادبیات را به شیوه ی خود دوست داشته باشند ، زندگی را ستایش کنند و در لحظه ، زندگی کنند.
.
گمانم بالای پنجاه بار این فیلم را ، در تلویزیون ، رادیو ، دانشگاهها ، مدارس و ادارات ،تحلیل کرده ام. ☺
شادمانه زیستن یعنی
#خلاقانه_زیستن و این بهتر از موفق بودن است و اگرچه ناخدا یا کاپیتان "کیتینگ " ( لقبی که خوش دوست داشت بچه ها به جای "استاد " ،صدایش کنند) ، در نهایت اخراج میشود ، ولی دانشجویانش با آن سکانس پایانی زیبا ، درس خود را به استاد محبوبشان ، خوب پس میدهند. کیتینگ یا همان رابین ویلیامز ، به آنها آموزش داده بود که گاهی روی میزها و صندلیهایشان ، بایستند تاببینند ، جهان از آن بالا ، چه شکل دیگری دارد و اصولا نگاه ما به زندگی ، از زوایای مختلف ، تغییر میکند !
میتوان جهان را گونه های دیگری هم دید و همیشه راهی برای لذت بردن از نعمتهای خداوند ، وجود دارد...
.
پس انسانها باید اول خودشان باشند، بدون
قهرمان سازی ، پیشداوری ،تعصب و آرمانخواهیهای واهی... وقتی خودت باشی ، براحتی از کسی یا چیزی نمیترسی ! چون پای عواقب عملت می ایستی ! .
سکانس اعتراف گرفتن اجباری از بچه ها و ترساندن خانواده هایشان برای اخراج دانش آموزان ، مبنی بر اینکه "کیتینگ "در قوانین کالج ، اخلال ایجاد کرده است ، یکی از پرتنش ترین و زیباترین سکانسهاست که انگار برای همه ی قرون ساخته شده است ، و همیشه زمان مصرف دارد....
خلاقیت گویی همیشه، در قیاس با تعصب و تحجر ، محکوم است!و تنها شجاع دلان به آن ،تن در میدهند و عواقبش راچون ناخدا کیتینگ میپذیرند.
تفکر نامتعارف ، خلاقیت پدید می آورد. .
.روح
#رابین_ویلیامز عزیز ، در شادی و آرامش، با بازی ببنظیرش در این فیلم #روانشناسی و
#جامعه_شناسانه ،و البته فیلمهای خوب دیگرش مثل "پچ آدامز" و "ویل هانتینگ خوب" و..... .
#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#چیستا
#فیلم
کارگردان
#پیتر_ویر
1989
#نقد_فیلم
#منتقد_سینما#منتقدان_سینما
#سکانس #فیلم#ویدیو
کامل در کانالم
#Chista_yasrebi#critic#writer#education#psychologist#lecturer#teaching#creative#creative_teaching#art#cinema#movie#video#Robin_willams#chistayasrebi
@chista_yasrebi.2پیج دوم من
https://www.instagram.com/p/Bl3x8I4FEoF/?utm_source=ig_share_sheet&igshid=18tgt9l6hn3bt
Instagram
yasrebi_chista.چیستایثربی.رسمی
انجمن شاعران مرده #deadpoetsociety ضدیت و تقابل تحجر ، با خلاقیت خودجوشی ، شادی و ذوق درونی ... . . گرچه استاد ادبیات ، در پایان فیلم ، طی یک سری اتفاقات ناگوار ، برای ابد ، ممنوع التدریس میشود ، ولی به هدف نهایی اش ، میرسد! . آگاه سازی دانشجویانش از اینکه…
پرت کردن میان #گرگها :
این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی #شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران ، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد . در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود . بلکه به شکلی #غیر_مستقیم و نامریی ، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها و بن بست ها و یاس ها و نا امیدی ها و بدبختی های شدید و پی در پی مالی و شخصی و شغلی و روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند .
در چنان شرایطی ، فرد مورد نظر بقدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار #حکومت و شعر و سیاست و فرهنگ و ادبیات و هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که نهایتا" یا دیوانه میشد ، یا #خودکشی میکرد ، یا فرار میکرد ، و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت.
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند گرگها . گرگها هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از #فقر و بیکاری و ناامیدی و فلاکت و تنهایی و #روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتا" او را محاصرهء خود گرفته و تکه پاره می کردند ؛ شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقهء بسیار بکار می گیرند .
پرت کردن میان گرگها ، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن #روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف #جامعه ، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسری برای حکومتها ... .
#حقیقت | کابوسهای #جورج_اورول اینجا رنگ حقیقت میگرفت ...!؟
این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی #شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران ، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد . در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود . بلکه به شکلی #غیر_مستقیم و نامریی ، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها و بن بست ها و یاس ها و نا امیدی ها و بدبختی های شدید و پی در پی مالی و شخصی و شغلی و روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند .
در چنان شرایطی ، فرد مورد نظر بقدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار #حکومت و شعر و سیاست و فرهنگ و ادبیات و هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که نهایتا" یا دیوانه میشد ، یا #خودکشی میکرد ، یا فرار میکرد ، و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت.
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند گرگها . گرگها هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از #فقر و بیکاری و ناامیدی و فلاکت و تنهایی و #روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتا" او را محاصرهء خود گرفته و تکه پاره می کردند ؛ شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقهء بسیار بکار می گیرند .
پرت کردن میان گرگها ، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن #روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف #جامعه ، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسری برای حکومتها ... .
#حقیقت | کابوسهای #جورج_اورول اینجا رنگ حقیقت میگرفت ...!؟
Forwarded from Chista Yasrebi official
Instagram
yasrebi_chistaچیستایثربی
#پیش_درآمد #آوا_متولد۱۳۷۹ #نویسنده #چیستا_یثربی لطفا روی #ویدیو یزنید ، تا صدای من پخش شود. از #قسمت96 ، #رمانِ #آوا ، تا آخرین قسمت، فقط در پیج رسمی اینستاگرام من میاید. . . . پس از اتمام قصه در اینستاگرام ، قسمتهای باقیمانده، در #کانال_رسمی_چیستایثربی و…
#بیتفاوتی در #جامعه
بانو : #سیمین_بهبهانی
بیتفاوتی، نهایت شوربختی و #زوال_ملتهاست. .. .
.وقتی مرگ نزدیک میشود، سلولها کرخت میشوند و حس درد از میان میرود. وقتی جوانان و افراد جامعه میکوشند و میجوشند و همه ی نیروی خود را ایثار میکنند و کسی به کارشان توجه نمیکند (یا سرکوب میشوند) دیگر رغبتی برای ادامه ی فعالیت باقی نمیماند.
یاس بر سر آدم، خاک بیتفاوتی میریزد، به خردی و خفتی، یا لانه و جفتی-هر قدر هم حقیرانه-راضی میشوند. دیگر هرچه در اطرافشان بگذرد، برایشان علیالسویه خواهد بود.
جوانان ما چه دارند که شاعران شان یا نویسندگان شان داشته باشند؟ برای تحصیل باید مدتها پشت کنکور بمانند. اگر هم- صد یک آنها- وارد دانشگاه بشوند، باید شانس بیاورند که دچار سرنوشت «باطبی ها» و «محمدی ها» و دهها تن دیگر- که نمیشناسیمشان- نشوند. بعد هم که یک تکه کاغذ به دستشان میدهند که در حقیقت باید بگذارند در کوزه وآباش را بخورند، چون بعد از فارغالتحصیلی، کاری در خور برایشان پیدا نمیشود. این است که پزشکان، راننده ی تاکسی میشوند. چون نان و آبش بیش تراست. دیگر جوانان هم مثل خاشاک روی آب، مثل تخته پاره روی موج، رها و سرگردان میمانند. مواد مخدر و الکل هم که به آسانی در دسترس است. در میان جوانها اگر شاعر یا نویسندهای پیدا بشود، باید چه بنویسد یا برای کدام #آرمان، قلم و روان خود را بفرساید؟
اگر چنین کسی هم پیدا شود که از سرنوشت همنسلان کشته ی زندانی خود عبرت نگرفته باشد، باید به او جایزه داد! .
این جاست که #نویسندگان و شاعران ما، هر چه بیشتر به سمت فرم کشانده میشوند. چرا که شاید بیدردسرتر باشد.
سیمین#بهبهانی
#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#چیستا
#منتقد_ادبی
#موسیقی
#تیامو
#موزیک_ویدئو
#موسیقی_قدیمی
#جوانان
#جامعه
#ادبیات
#بیتفاوتی
.
#chista_yasrebi
#chistayasrebi
#chista
#oldsongs
.
بانو : #سیمین_بهبهانی
بیتفاوتی، نهایت شوربختی و #زوال_ملتهاست. .. .
.وقتی مرگ نزدیک میشود، سلولها کرخت میشوند و حس درد از میان میرود. وقتی جوانان و افراد جامعه میکوشند و میجوشند و همه ی نیروی خود را ایثار میکنند و کسی به کارشان توجه نمیکند (یا سرکوب میشوند) دیگر رغبتی برای ادامه ی فعالیت باقی نمیماند.
یاس بر سر آدم، خاک بیتفاوتی میریزد، به خردی و خفتی، یا لانه و جفتی-هر قدر هم حقیرانه-راضی میشوند. دیگر هرچه در اطرافشان بگذرد، برایشان علیالسویه خواهد بود.
جوانان ما چه دارند که شاعران شان یا نویسندگان شان داشته باشند؟ برای تحصیل باید مدتها پشت کنکور بمانند. اگر هم- صد یک آنها- وارد دانشگاه بشوند، باید شانس بیاورند که دچار سرنوشت «باطبی ها» و «محمدی ها» و دهها تن دیگر- که نمیشناسیمشان- نشوند. بعد هم که یک تکه کاغذ به دستشان میدهند که در حقیقت باید بگذارند در کوزه وآباش را بخورند، چون بعد از فارغالتحصیلی، کاری در خور برایشان پیدا نمیشود. این است که پزشکان، راننده ی تاکسی میشوند. چون نان و آبش بیش تراست. دیگر جوانان هم مثل خاشاک روی آب، مثل تخته پاره روی موج، رها و سرگردان میمانند. مواد مخدر و الکل هم که به آسانی در دسترس است. در میان جوانها اگر شاعر یا نویسندهای پیدا بشود، باید چه بنویسد یا برای کدام #آرمان، قلم و روان خود را بفرساید؟
اگر چنین کسی هم پیدا شود که از سرنوشت همنسلان کشته ی زندانی خود عبرت نگرفته باشد، باید به او جایزه داد! .
این جاست که #نویسندگان و شاعران ما، هر چه بیشتر به سمت فرم کشانده میشوند. چرا که شاید بیدردسرتر باشد.
سیمین#بهبهانی
#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#چیستا
#منتقد_ادبی
#موسیقی
#تیامو
#موزیک_ویدئو
#موسیقی_قدیمی
#جوانان
#جامعه
#ادبیات
#بیتفاوتی
.
#chista_yasrebi
#chistayasrebi
#chista
#oldsongs
.
Forwarded from چیستایثربی کانال رسمی (Chista Yasrebi)
پرت کردن میان #گرگها :
این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی #شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران ، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد . در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود . بلکه به شکلی #غیر_مستقیم و نامریی ، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها و بن بست ها و یاس ها و نا امیدی ها و بدبختی های شدید و پی در پی مالی و شخصی و شغلی و روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند .
در چنان شرایطی ، فرد مورد نظر بقدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار #حکومت و شعر و سیاست و فرهنگ و ادبیات و هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که نهایتا" یا دیوانه میشد ، یا #خودکشی میکرد ، یا فرار میکرد ، و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت.
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند گرگها . گرگها هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از #فقر و بیکاری و ناامیدی و فلاکت و تنهایی و #روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتا" او را محاصرهء خود گرفته و تکه پاره می کردند ؛ شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقهء بسیار بکار می گیرند .
پرت کردن میان گرگها ، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن #روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف #جامعه ، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسری برای حکومتها ... .
#حقیقت | کابوسهای #جورج_اورول اینجا رنگ حقیقت میگرفت ...!؟
این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی #شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران ، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد . در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود . بلکه به شکلی #غیر_مستقیم و نامریی ، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها و بن بست ها و یاس ها و نا امیدی ها و بدبختی های شدید و پی در پی مالی و شخصی و شغلی و روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند .
در چنان شرایطی ، فرد مورد نظر بقدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار #حکومت و شعر و سیاست و فرهنگ و ادبیات و هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که نهایتا" یا دیوانه میشد ، یا #خودکشی میکرد ، یا فرار میکرد ، و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت.
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند گرگها . گرگها هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از #فقر و بیکاری و ناامیدی و فلاکت و تنهایی و #روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتا" او را محاصرهء خود گرفته و تکه پاره می کردند ؛ شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقهء بسیار بکار می گیرند .
پرت کردن میان گرگها ، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن #روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف #جامعه ، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسری برای حکومتها ... .
#حقیقت | کابوسهای #جورج_اورول اینجا رنگ حقیقت میگرفت ...!؟
Forwarded from چیستایثربی کانال رسمی (Chista Yasrebi)
#بیتفاوتی در #جامعه
بانو : #سیمین_بهبهانی
بیتفاوتی، نهایت شوربختی و #زوال_ملتهاست. .. .
.وقتی مرگ نزدیک میشود، سلولها کرخت میشوند و حس درد از میان میرود. وقتی جوانان و افراد جامعه میکوشند و میجوشند و همه ی نیروی خود را ایثار میکنند و کسی به کارشان توجه نمیکند (یا سرکوب میشوند) دیگر رغبتی برای ادامه ی فعالیت باقی نمیماند.
یاس بر سر آدم، خاک بیتفاوتی میریزد، به خردی و خفتی، یا لانه و جفتی-هر قدر هم حقیرانه-راضی میشوند. دیگر هرچه در اطرافشان بگذرد، برایشان علیالسویه خواهد بود.
جوانان ما چه دارند که شاعران شان یا نویسندگان شان داشته باشند؟ برای تحصیل باید مدتها پشت کنکور بمانند. اگر هم- صد یک آنها- وارد دانشگاه بشوند، باید شانس بیاورند که دچار سرنوشت «باطبی ها» و «محمدی ها» و دهها تن دیگر- که نمیشناسیمشان- نشوند. بعد هم که یک تکه کاغذ به دستشان میدهند که در حقیقت باید بگذارند در کوزه وآباش را بخورند، چون بعد از فارغالتحصیلی، کاری در خور برایشان پیدا نمیشود. این است که پزشکان، راننده ی تاکسی میشوند. چون نان و آبش بیش تراست. دیگر جوانان هم مثل خاشاک روی آب، مثل تخته پاره روی موج، رها و سرگردان میمانند. مواد مخدر و الکل هم که به آسانی در دسترس است. در میان جوانها اگر شاعر یا نویسندهای پیدا بشود، باید چه بنویسد یا برای کدام #آرمان، قلم و روان خود را بفرساید؟
اگر چنین کسی هم پیدا شود که از سرنوشت همنسلان کشته ی زندانی خود عبرت نگرفته باشد، باید به او جایزه داد! .
این جاست که #نویسندگان و شاعران ما، هر چه بیشتر به سمت فرم کشانده میشوند. چرا که شاید بیدردسرتر باشد.
سیمین#بهبهانی
#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#چیستا
#منتقد_ادبی
#موسیقی
#تیامو
#موزیک_ویدئو
#موسیقی_قدیمی
#جوانان
#جامعه
#ادبیات
#بیتفاوتی
.
#chista_yasrebi
#chistayasrebi
#chista
#oldsongs
.
بانو : #سیمین_بهبهانی
بیتفاوتی، نهایت شوربختی و #زوال_ملتهاست. .. .
.وقتی مرگ نزدیک میشود، سلولها کرخت میشوند و حس درد از میان میرود. وقتی جوانان و افراد جامعه میکوشند و میجوشند و همه ی نیروی خود را ایثار میکنند و کسی به کارشان توجه نمیکند (یا سرکوب میشوند) دیگر رغبتی برای ادامه ی فعالیت باقی نمیماند.
یاس بر سر آدم، خاک بیتفاوتی میریزد، به خردی و خفتی، یا لانه و جفتی-هر قدر هم حقیرانه-راضی میشوند. دیگر هرچه در اطرافشان بگذرد، برایشان علیالسویه خواهد بود.
جوانان ما چه دارند که شاعران شان یا نویسندگان شان داشته باشند؟ برای تحصیل باید مدتها پشت کنکور بمانند. اگر هم- صد یک آنها- وارد دانشگاه بشوند، باید شانس بیاورند که دچار سرنوشت «باطبی ها» و «محمدی ها» و دهها تن دیگر- که نمیشناسیمشان- نشوند. بعد هم که یک تکه کاغذ به دستشان میدهند که در حقیقت باید بگذارند در کوزه وآباش را بخورند، چون بعد از فارغالتحصیلی، کاری در خور برایشان پیدا نمیشود. این است که پزشکان، راننده ی تاکسی میشوند. چون نان و آبش بیش تراست. دیگر جوانان هم مثل خاشاک روی آب، مثل تخته پاره روی موج، رها و سرگردان میمانند. مواد مخدر و الکل هم که به آسانی در دسترس است. در میان جوانها اگر شاعر یا نویسندهای پیدا بشود، باید چه بنویسد یا برای کدام #آرمان، قلم و روان خود را بفرساید؟
اگر چنین کسی هم پیدا شود که از سرنوشت همنسلان کشته ی زندانی خود عبرت نگرفته باشد، باید به او جایزه داد! .
این جاست که #نویسندگان و شاعران ما، هر چه بیشتر به سمت فرم کشانده میشوند. چرا که شاید بیدردسرتر باشد.
سیمین#بهبهانی
#چیستایثربی
#چیستا_یثربی
#چیستا
#منتقد_ادبی
#موسیقی
#تیامو
#موزیک_ویدئو
#موسیقی_قدیمی
#جوانان
#جامعه
#ادبیات
#بیتفاوتی
.
#chista_yasrebi
#chistayasrebi
#chista
#oldsongs
.
پرت کردن میان #گرگها :
این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی #شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران ، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد . در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود . بلکه به شکلی #غیر_مستقیم و نامریی ، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها و بن بست ها و یاس ها و نا امیدی ها و بدبختی های شدید و پی در پی مالی و شخصی و شغلی و روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند .
در چنان شرایطی ، فرد مورد نظر بقدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار #حکومت و شعر و سیاست و فرهنگ و ادبیات و هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که نهایتا" یا دیوانه میشد ، یا #خودکشی میکرد ، یا فرار میکرد ، و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت.
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند گرگها . گرگها هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از #فقر و بیکاری و ناامیدی و فلاکت و تنهایی و #روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتا" او را محاصرهء خود گرفته و تکه پاره می کردند ؛ شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقهء بسیار بکار می گیرند .
پرت کردن میان گرگها ، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن #روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف #جامعه ، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسری برای حکومتها ... .
#حقیقت | کابوسهای #جورج_اورول اینجا رنگ حقیقت میگرفت ...!؟
این یکی از شیوه هایی بود که سازمان اطلاعاتی و امنیتی #شوروی (کا.گ.ب) برای از بین بردن روشنفکران ، نویسندگان و آزادیخواهان آن کشور اختراع کرد . در این شیوه هیچ نیازی به احضار و دستگیری و بازجویی و شکنجه و زندان و کشتن روشنفکران و اهل قلم نبود . بلکه به شکلی #غیر_مستقیم و نامریی ، در زندگی آنها رخنه می کردند و برایشان گرفتاری ها و مشکلات و سختی ها و بن بست ها و یاس ها و نا امیدی ها و بدبختی های شدید و پی در پی مالی و شخصی و شغلی و روحی و روانی و عاطفی و خانوادگی می ساختند و دشمنان شخصی و شاکی های خصوصی می تراشیدند .
در چنان شرایطی ، فرد مورد نظر بقدری در میان مشکلات و بیچارگی هایش محاصره میشد که دیگر کاری به کار #حکومت و شعر و سیاست و فرهنگ و ادبیات و هنر و هرآنچه در جامعه می گذشت نداشت و آنچنان زیر بار رنج ها و مصیبت های فردی و خانوادگی اش قرار میگرفت که نهایتا" یا دیوانه میشد ، یا #خودکشی میکرد ، یا فرار میکرد ، و یا افسرده و روانپریش میشد و گوشه نشین می گشت. بهرحال به یک طریقی له میشد و از بین میرفت.
در سازمان کا.گ.ب به این مشکلات و بدبختی های شخصی می گفتند گرگها . گرگها هایی که هر انسان شریف و روشنفکر و اهل قلمی را از دنیای گفتن و نوشتن و تفکر و اندیشه به جهنمی از #فقر و بیکاری و ناامیدی و فلاکت و تنهایی و #روانپریشی و راهروهای دادگاه های عمومی و طلبکارهای بی رحم و عشق های شکست خورده و شاکیان وقیح و رذل شخصی و تحقیرهای مدام می کشاندند و نهایتا" او را محاصرهء خود گرفته و تکه پاره می کردند ؛ شیوه "پرت کردن میان گرگها" بقدری کارایی داشت و با چنان دقت و سرعتی جواب میداد که سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی کشورها نیز آنرا بکار گرفتند و همچنان با علاقهء بسیار بکار می گیرند .
پرت کردن میان گرگها ، یعنی حذف کردن و سربه نیست کردن #روشنفکران و آزادیخواهان و دیگر نویسندگان و اذهان پرسشگر و وجدان های بیدار و مردان شریف #جامعه ، بی هیچ زحمت و هزینه و دردسری برای حکومتها ... .
#حقیقت | کابوسهای #جورج_اورول اینجا رنگ حقیقت میگرفت ...!؟
تعریف درست #فمنیسم از دیدگاه:
#کیت_بلانشت
تعریفی که تندروهای فمنیست ؛ هنوز نمیتوانند برتابند..
همه جا و همه وقت ؛ تندروها کار را خراب میکنند !
#فمنیسم راستین ؛ ضد خانواده بودن نیست!
به دنبال فرصتهای یکسان ؛ امکانات برابر و احترام متقابل است.
وگرنه اگر فمنیست رادیکال باشیم ؛ اصلا هیچ زنی نباید #عاشق مردی شود ؛
چه برسد به اینکه فرزند و #خانواده داشته باشد
این غلط است و کیت بلانشت ؛ چه درست توضیح میدهد.
" مهم این است به حرف همدیگر گوش کنیم
و برای هم احترام متقابل قائل باشیم "
قدرت مطلق ؛ به دست هر کس بیفتد ؛ ویرانگر است.
#فمنیست
#فمنیسم
#خانواده
#سلامت_جامعه
اصالت خانواده
#سینما
#جامعه_شناسی
#فیلم
#گفتگو
#ویدئو
#چیستا_یثربی
#چیستایثربی
Sociology
#feminism
#feminist
#cateblanchett
#interview
#cinema
#sociology
#ChistaYasrebi
#chista_yasrebi
https://www.instagram.com/p/CVyWv79DdsJ/?utm_medium=share_sheet
#کیت_بلانشت
تعریفی که تندروهای فمنیست ؛ هنوز نمیتوانند برتابند..
همه جا و همه وقت ؛ تندروها کار را خراب میکنند !
#فمنیسم راستین ؛ ضد خانواده بودن نیست!
به دنبال فرصتهای یکسان ؛ امکانات برابر و احترام متقابل است.
وگرنه اگر فمنیست رادیکال باشیم ؛ اصلا هیچ زنی نباید #عاشق مردی شود ؛
چه برسد به اینکه فرزند و #خانواده داشته باشد
این غلط است و کیت بلانشت ؛ چه درست توضیح میدهد.
" مهم این است به حرف همدیگر گوش کنیم
و برای هم احترام متقابل قائل باشیم "
قدرت مطلق ؛ به دست هر کس بیفتد ؛ ویرانگر است.
#فمنیست
#فمنیسم
#خانواده
#سلامت_جامعه
اصالت خانواده
#سینما
#جامعه_شناسی
#فیلم
#گفتگو
#ویدئو
#چیستا_یثربی
#چیستایثربی
Sociology
#feminism
#feminist
#cateblanchett
#interview
#cinema
#sociology
#ChistaYasrebi
#chista_yasrebi
https://www.instagram.com/p/CVyWv79DdsJ/?utm_medium=share_sheet
🍂🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍃🍃🍃🍃🍃
رعیت؟
رعیت کدام پدر سوخته؟
انن مردم انسانهای شریفی هستند
فقط مظلومند ...
#سریال
#هزار_دستان
جاودان یاد
#علی_حاتمی
این #سکانس
#علی_نصیریان
#جمشید_مشایخی
یکی از بهترین سریالهای ایرانی
انقدر جمله ها زیبا ؛ رسا و وصف حال است که دلم نمیخواهد بعد از آن چیزی بنویسم و با توضیح واضحات ؛ زیبایی اش را کم کنم.
#مملکت
#وطن
#ملت
#ملت_مظلوم
#مظلوم
#بیمار
#بیماری
#جامعه_بیمار
#سرخوردگی
دیگر هرگز از این گونه سریالها ؛ ساخته نشد! و نخواهد شد.
جمعی از درخشانتری اهالی #تاتر و #سینما در کنار هم .
روح رفتگانشان شاد ؛
اما
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنی است.
#فروغ_فرخزاد
#چیستا_یثربی
#چیستایثربی
رعیت؟
رعیت کدام پدر سوخته؟
میراث کدام مخنث ؟
#مخنث در اینجا یعنی #بیغیرت ؛ بی حمیت
#فیلم
#سکانس
#ویدئو
#سریال_ایرانی
#iraniancinema
#alihatami
#chistayasrebi
#chista_yasrebi
حرف دیگری نیست.
.
.
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍂🍃🍂🌱🌿🌷
.
https://www.instagram.com/tv/Ce1zmYeDLtK/?igshid=MDJmNzVkMjY=
رعیت؟
رعیت کدام پدر سوخته؟
انن مردم انسانهای شریفی هستند
فقط مظلومند ...
#سریال
#هزار_دستان
جاودان یاد
#علی_حاتمی
این #سکانس
#علی_نصیریان
#جمشید_مشایخی
یکی از بهترین سریالهای ایرانی
انقدر جمله ها زیبا ؛ رسا و وصف حال است که دلم نمیخواهد بعد از آن چیزی بنویسم و با توضیح واضحات ؛ زیبایی اش را کم کنم.
#مملکت
#وطن
#ملت
#ملت_مظلوم
#مظلوم
#بیمار
#بیماری
#جامعه_بیمار
#سرخوردگی
دیگر هرگز از این گونه سریالها ؛ ساخته نشد! و نخواهد شد.
جمعی از درخشانتری اهالی #تاتر و #سینما در کنار هم .
روح رفتگانشان شاد ؛
اما
پرواز را بخاطر بسپار
پرنده مردنی است.
#فروغ_فرخزاد
#چیستا_یثربی
#چیستایثربی
رعیت؟
رعیت کدام پدر سوخته؟
میراث کدام مخنث ؟
#مخنث در اینجا یعنی #بیغیرت ؛ بی حمیت
#فیلم
#سکانس
#ویدئو
#سریال_ایرانی
#iraniancinema
#alihatami
#chistayasrebi
#chista_yasrebi
حرف دیگری نیست.
.
.
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍂🍃🍂🌱🌿🌷
.
https://www.instagram.com/tv/Ce1zmYeDLtK/?igshid=MDJmNzVkMjY=