Childish_algorithm
35 subscribers
2.27K photos
164 videos
2 files
5 links
فَقَطْ خۅدٺۅ پِیْدا ڪُنْ . ۅاســﮩ بَقیــﮩ چیزا ، گۅگِل هَسْٺ ;)

Teхтɢrαpнy 🔝👁‍🗨📎

ɱƔ 🎬🎧🎶

Lyrιcѕ 🎵🕳🖤

Pιc 🌚☑️♠️

پیشنهادات و انتقاد:
@Nikfariibot
Download Telegram
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
Childish_algorithm
🌹🌹🌹🌹🌹 #دست_سرنوشت #پارت_81 🍁🍁🍁🍁🍁 دستمو گرفت: +باشه میگم..ولی توروخدا به داداشم نگو شر میشه... خواستم یکم اذیتش کنم: +قول نمیدم که نگم... اشکاش ریخت: +توروخدا...لیندا نگو ،التماست میکنم،علیرضا منو میکشه... بادست اشکاشو پاک کردم: +باشه بابا...چه اشکیم…
🌹🌹🌹🌹🌹
#دست_سرنوشت
#پارت_82



🍁🍁🍁🍁🍁
با صدازدن اسمم چشممو باز کردم ...
علیرضا سرمو بلند کرده بود روی پاش گذاشته بود با نگرانی گفت:
+عزیزم ،چت شده؟؟

نای حرف زدن نداشتم بسختی گفتم:
+علی ،حالم خرابه..یهو بد شد حالم...

دستشو زیر پاهام کرد و بلندم کرد:
+فدات بشم گلم..یکم تحمل کنم میبرمت بیمارستان...

پیراهنشو چنگ زدم:
+نمیدونم...چم...شد...

سمت ماشینش رفت:
+حرف نزن خانمم...

سپیده داد زد:
+داداش من چیکار کنم؟؟
علیرضا همونطوری داد زد:
+برو به بابا بگو،من لیندارو بردم بیمارستان...

قدماشو تند کرد تا به ماشین برسه در عقب رو باز کرد و منو به حالت خواب رو صندلی گذاشت...
درو بست و رفت سمت راننده سوار شد...

پاشو روی گاز گذاشت که باترس گفتم:.+یواش برو علی...
_تو بخواب گلم...الان میرسیم...

خیلی زود به بیمارستان رسیدیم...

💜💙💜💙💜
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
Childish_algorithm
🌹🌹🌹🌹🌹 #دست_سرنوشت #پارت_82 🍁🍁🍁🍁🍁 با صدازدن اسمم چشممو باز کردم ... علیرضا سرمو بلند کرده بود روی پاش گذاشته بود با نگرانی گفت: +عزیزم ،چت شده؟؟ نای حرف زدن نداشتم بسختی گفتم: +علی ،حالم خرابه..یهو بد شد حالم... دستشو زیر پاهام کرد و بلندم کرد: +فدات بشم…
🌹🌹🌹🌹🌹
#دست_سرنوشت
#پارت_83



🍁🍁🍁🍁🍁
به سرم نگاه کردم که درحال تموم شدن بود...

آقا عارف توی اتاق شد و با خیال آسوده روبه علیرضا و خاله گفت:
+خداروشکر پرستار گفت بچش چیزیش نشده...

تعجب کردم ،نکنه علیرضا به پرستار پول داده دروغ بگه...

به علیرضا شاره ای زدم که خودشو خم کرد روم:
+جانم...

آروم گفتم:
+تو با پرستارهماهنگ کردی؟؟

منظورمو فهمید:
+نه بجون لیندا...من اصلا روحمم خبرنداره...
_پس چرا...

بافکری که توی ذهنم اومد ترس برم داشت،بانگرانی گفتم:
+علی؟؟

انگار فهمید دردمو که لبخندش پررنگ شد:
+آخ جووون بابا شدم...
یقشو گرفتم:
+اگه بابا بشی،اول خودتو میکشن بعد بچتو...

بانیش باز گفت:
+بچمـــووونن...فکرشو کن لیندا...

💜💙💜💙💜
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
Audio
New Horizons - Colorfields
☆
☆
☆
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
❃نه که از بوسه‌ی معشوق بترسم
از گناهی که پشیمان نکند می‌ترسم...❃

^👽^@childish_algorithm 『♥️』
Audio
Heroes Rise ( Tommee Profitt feat. Sam Tinnesz)
☆
☆
☆
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
Childish_algorithm
🌹🌹🌹🌹🌹 #دست_سرنوشت #پارت_83 🍁🍁🍁🍁🍁 به سرم نگاه کردم که درحال تموم شدن بود... آقا عارف توی اتاق شد و با خیال آسوده روبه علیرضا و خاله گفت: +خداروشکر پرستار گفت بچش چیزیش نشده... تعجب کردم ،نکنه علیرضا به پرستار پول داده دروغ بگه... به علیرضا شاره ای زدم…
🌹🌹🌹🌹🌹
#دست_سرنوشت
#پارت_84



🍁🍁🍁🍁🍁
نالیدم:
+وای علی...نه...

باشیطنت گفت:
+چیه عزیزم؟؟نگران نباش تا پنج ماهگی مشکلی نیس...

بااخم نگاش کردم:
+یعنی چی؟؟

دستشو روی شکمم کشید:
+دیگه خودتو به اون راه نزن عزیزدلم ...
_خو نمیدونم منظورت چیه؟؟
سرشو نزدیک سرم آورد و گفت:
+منظورم رابطس...

نیشگونی از،بازوش گرفتم:
+من فکر چیم!توفکرچی هسی...
_بیخیال گلم...

لبشو روی لبم گذاشت که سدیع عقب کشیدم:
+مامانووبابات...

باعجله بلندشد نگاهس به اطراف کرد که اتاق خالی بود...

بیچاره وقتی دیدن هوا پسه بیرون رفتن...

علیرضا بالبخند روم خم شد و شروع کرد بوسیدن لبم...

منم همراهیش کردم...
سرشو بلند کرد و گفت:
+نه اینجور مزه نمیده،یالا پاشو بریم خونه.....

خندیدم از اینهمه پرووییش....


💜💙💜💙💜
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
^👽^@childish_algorithm 『♥️』
^👽^@childish_algorithm 『♥️』