" آه كه چه انبوهي از حرف هاي ناگفته، مانده است.
درد دل هاي آرام كننده ي در گلو مانده ي به درد گلوي مزمن تبديل شده.
آه كه چه بسيار ترانه هاي ناب ناسروده، پوزش هاي خالصانه ي بر زبان نيامده، "مرا ببخش" هاي صادقانه ي بيان نشده؛ارواح دردمند ما را در كندي ابدي گذاشته است.
و چه مقدار بغض در گلو مانده، گريه ي پنهان بي صدا، و ناله هاي در خلوت، جانشين سخن هايي شده است كه اگر به هنگام گفته مي شد، نقش هزار پنجره ي گشوده به جانب بهار را بر عهده مي گرفت.
كاش مي گفتم، كاش مي گفتي، كاش با زهر متلاشي كننده ي سكوت، اين ظرف نيازمند حرفهاي خوب را پر نمي كرديم و درد دل هاي آرامي بخش خود را به درد گلويي سوزنده تغيير نمي داديم.
سكوت گاه بد ترين جانشين است: رذل ترين. "
آتشبدوندود
درد دل هاي آرام كننده ي در گلو مانده ي به درد گلوي مزمن تبديل شده.
آه كه چه بسيار ترانه هاي ناب ناسروده، پوزش هاي خالصانه ي بر زبان نيامده، "مرا ببخش" هاي صادقانه ي بيان نشده؛ارواح دردمند ما را در كندي ابدي گذاشته است.
و چه مقدار بغض در گلو مانده، گريه ي پنهان بي صدا، و ناله هاي در خلوت، جانشين سخن هايي شده است كه اگر به هنگام گفته مي شد، نقش هزار پنجره ي گشوده به جانب بهار را بر عهده مي گرفت.
كاش مي گفتم، كاش مي گفتي، كاش با زهر متلاشي كننده ي سكوت، اين ظرف نيازمند حرفهاي خوب را پر نمي كرديم و درد دل هاي آرامي بخش خود را به درد گلويي سوزنده تغيير نمي داديم.
سكوت گاه بد ترين جانشين است: رذل ترين. "
آتشبدوندود
کاش میشد برگردیم به، چشمه نگو آتشفشونه
بشماریم نداشتههامون هزار هزارتا کهکشونه
آرزو،دریای شوره
دریای شور،زندون ماهه
ماهیا تشنه ترینن روی لباشون آهه و آهه
بخت ماهیا سیاههههه...
بشماریم نداشتههامون هزار هزارتا کهکشونه
آرزو،دریای شوره
دریای شور،زندون ماهه
ماهیا تشنه ترینن روی لباشون آهه و آهه
بخت ماهیا سیاههههه...
ذره بین کلا نمیفهمه شما چی سرچ میکنی… میگه اینا رو دارم ببین به دردت میخوره یا نه…
خدايا اگر تو مرا حقير و پست بدارى، پس چه كسي بلندم گرداند و اگر تو مرا بلند گرداني، پس كيست آن كه مرا خوار كند...
وقتی واسه تو عروسی یکی دیگه سفید میپوشین یا تاج میذارین بقیه نمیگن چقد خوشگل شده یا حتی نمیگن خواست با عروس لج بکشه
فقط دلشون به حالتون میسوزه که ای بابا چقد دوست داشت خودش عروس باشه
فقط دلشون به حالتون میسوزه که ای بابا چقد دوست داشت خودش عروس باشه
«محسن چاوشی در ترانهٔ «فندکِ تبدار»ش از کسی میگوید که دیگر نیست. مردِ پای کوه از کسی میگوید که همیشه هست. تامینو از کسی میگوید که حواسش نیست به چیزی که هست. چاوشی زنده است؛ تامینو زنده است؛ مردِ پای کوه زنده نیست».
-پادکست نیوفولدر/یاسین حجازی.
-پادکست نیوفولدر/یاسین حجازی.
باصدای اون بچه کچله(ساختهAi) روزی سه بار تکرار کن
"علی، تو خیلی ماهی، قربونت برم الهی"
"علی، تو خیلی ماهی، قربونت برم الهی"