بداهه های گروهی عبادی
1 subscriber
23 photos
2 videos
5 links
Download Telegram
بیارقصی کنیم تاعرش اعلا
بیاپایی زنیم برفرش اعلا

بیاازخوشه ها،پروین بسازیم
بیاریم عرش رابرفرش اعلا
#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
Forwarded from Deleted Account
درود برشما
👏👏👏👏🌹👌
Forwarded from Deleted Account
👏👏👏👏👏👏🌹
بیارقصی،کنیم ازغصه هادور
بیارقصی کنیم ازقصه ها دور
بیا گوش فلک را کر نماییم
فلک بر گِردخود نوکر نماییم
#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
Forwarded from Deleted Account
👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻
Forwarded from Deleted Account
👏👏👏👏👏🌹
بیاآنقدربرقصیم .مرگ آید
سرودی ازدرخت وبرگ آید
بیاآنقدربرقصیم تالب گور
بیندازیم غم وغصه لب تور
#محمدعبادی..سالک
@httpscero2015
‍ ‍ 947
...چه قشنگ می بارد
این رحمت نو.این باران
وچه آسان تورامی برد،آنسوی خیال..آن سوی زلال شدن.
چه تماشادارداین واژه ی
بی حدوحساب...این واژه ی ..زایش نو...که دربزم دلم. میروید.....
وچه آسان می شوید روح آدم را
وچه تازه ترمی کندغم تیره گی و چالش خفته ی قرن را.....
واژه آدم را...
واژه ی مسخ شدن انسان را
وچه تسکین میدهددردبشررادرلحظه بارش
دردگم گشتگی آدم را..

من به این واژه ی باران و شکوفاشدن دردوتسکین موقت دوصدایمان دارم.

من به این چرخه ی زیبای تکامل
محتاجم

تن واندیشه ی من تشنه ی باران است
تشنه ی‍ ‍ 947
...چه قشنگ می بارد
این رحمت نو.این باران
وچه آسان تورامی برد،آنسوی خیال..آن سوی زلال شدن.
چه تماشادارداین واژه ی
بی حدوحساب...این واژه ی ..زایش نو...که دربزم دلم. میروید.
#محمدعبادی
@httpscero2015.
‍ ‍ 947
...چه قشنگ می بارد
این رحمت نو.این باران
وچه آسان تورامی برد،آنسوی خیال..آن سوی زلال شدن.
چه تماشادارداین واژه ی
بی حدوحساب...این واژه ی ..زایش نو...که دربزم دلم. میروید.....

#محمدعبادی
@httpscero2015.
/1027
سردیِ یک جاده ی
بی انتهاومتروک وبی گذر
رخنه برجانم زده..
چه هوای سردیست
غربتش تاابدیت برپاست
وعبورازاین ورطه،هنرمیخواهد
من به پاهای خودم حاجت مفرط دارم
وبه گرمای قلب وروح وروان محتاجم.
#عبادی
تتهایی مطلق یعنی
درجمع کثیرآشنایان باشی
وگوشی شنوا
بهرتوپیدانشود
دردانباشته گردددردل
وبه درمانِ کلامی نرسد
یاکه گوشها
درودروازه شود
سخن ازدروارد
وزدروازه خارج گردد
دردیعنی غم امت بخوری،
امتی به دردامثال تو،اخمی نکند
درداین است که به تنهایی پناهنده شوی،
به جنون کشیده عشقی
که به سجده راز دارد
سر عاشقی سلامت
که به آن نیاز دارد
￿،زجه بزن عشق،لجن مال شدی
سوسه گرقبله ی خناس شدی
زجه بزن عشق که ارزان شدی
باثمن بخث،به بازارشدی
زجه بزن عشق،پریشان شدی
واژه ی برترکه پشیمان شدی
زجه بزن عشق،حراجی شدی
ملعبه ی دست سراجی شدی
زجه بزن عشق،ملون شدی
تابلوبه هرکوچه وبرزن شدی
زجه بزن عشق،که قربان شدی
کاخ نشین بودی وویران شدی
زجه بزن عشق که زیورشدی
ذات یقین بودی وبی زرشدی
چون اشک شدم بی تاب..آندم که چکیدی تو🎁
/1028
باران شدی وشبنم زیبا،بربرگ نشاندی
شبنم شدم وبی تاب،،وقتی که چکیدی
#محمدعبادی..(سالک/کِروُ)
@httpscero2015 اشعارسالک
@salek3 ادمین
صحیح میفرمایید..چشم

گوشه چشمی،نظری کن ای دوست
یک نیم نگاه مارابس ،که دلشادشویم
نگاهی که شلاق بردلهامیزندراچه بایدکرد
نگاهی که خون به دلهامیزندحکمش چیست
بامسخ نگاهت چه کنم
باولوله برجان چه کنم
خنیاگرعشق جاودانی
آوای قشنگ چشم نازت چه کنم
حوصله بافتن شعر ندارم
تو بيايي
تمام رديف و قافيه ها
كامل مى شوند!

#نسرین_خواجه

آنکه میباید بیاید
آمدورفت وهمه قافیه ها درهم ریخت..شعرمُردوشاعری ازیادرفت
#عبادی بداهه
ناف ام را
در كوير زدند
يا حتما قابله
متولد بيابان بوده
كه تو .... هميشه پشت
به من كرده اى!

#نسرین_خواجه

من خودِ بیابانم
بُعدندارم
به کسی پشت کنم...
#عبادی
/1027
#بداهه تصویری
نکندزندگیت ،جاده ی متروکه شود،
بی گذر،بی همراه،
بی حضوروتنها،،
نه عبوری،نه صدایی،فقط زوزه ی باد،یاعبورگردوخاک...
سردی یش رخنه به جانت بزند،رخنه ای تااعماق،
تلخی یش تابه ابدکام توراتلخ کند"!
وشودبغض، تنهاهمراه!!!
آخرجاده کجاست؟
تابه کی منتظریک اتفاق"!
مگر همدرد بیابی درراه"!
جاده ی یک طرفه،روبه گورستان است،
مگرآنکه خوش شانس شوی واژه بیاید درراه،
واژه ی همراهی ،
واژه ی هم سخنی،..
واژه ی دوست!!!
#محمدعبادی..(سالک /کِروُ)
@httpscero2015
Forwarded from Deleted Account
دعاهایت همه راوی احساس دل یخ زده ام بود..زنده باشی
کاش دعا کنی که فردایی برای من نباشد