This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝖾𝗌 (𝖢𝖺̄𝗋𝗅𝗈)
مـرا در مـیـان مـوجهـای دریـایـیِ مـوهـایش پیـدا کنـید؛ در ژرفای چـشمـانش کـه هـنگـامِ خـندیدن، چـون هلـالِ آرامِ مـاه خـم میشـوند و روشنـی میپـراکننـد.
مـرا در آغـوشـش، در نیـمهشـبهـایِ خـامـوش و تـنهـاییهـایِ بـیپـناهش پـیدا کنیـد.
مـن روزی در آن دو کـهکشـانِ مـشکـیِ بـیانتـها زنـدگی مـیکـردم؛ و تـاریکـیِ دلـنشیـنِ چـشمـانش، روشـنتر از هـر نـوری، بـه روزهـای خـاکسـتریام رنـگ می بـخشـید.
دلِ مـرا بـه دلِ خـویش چـنان گـره زدی کـه گـمان میکـردم هـیچ دستـی تـوان گـشودن آن گـره را نـدارد؛ غـافل از آنکه روزی، دسـتان خـودم طـنابِ میـانمان را خـواهند بریـد.
اکنـون از تـو بسـیار دورم، رزِ سپیدِ من!
فـاصلـه میـان مـا دیـواری شـده اسـت از جنـس سـالهاحـرفِ نـاگفـته،سـکوتهـای دردنـاک، و چـشمـانی کـه زیـر بـارِ انـدوه، بـارانی مـاندند.
اگـر روزی ایـن نـامه بـه دسـتانت رسـید، بـرای آخـریـن بـار بـر مـن اشـک بـریز، و ایـن گـناهکـارِ خـسته را ببـخش.
از دور، بـوسـهای بـر پـیشـانیِ خـاطـراتمان بـزن و بگـذار نـامم در گـوشهای از قـلبـت بـاقی بـماند بـرای بـه یـاد آوردنِ آنچـه روزی میـان مـا نـفس مـیکشـید.
بـه حـرمت زیـباییِ وجـودت، از کنـار خـاطـراتـمان بـیاعتـنا عبـور مکـن؛ کـه آنچـه از مـن بـاقی مـانده، هنـوز در همـان روزهـای دور نـفس میکـشد.
اکنـون تـو یـکی از سـتارگـانِ گـمشدهٔ آسـمانِ نیـمهشـبِ منـی؛ سـتارهای کـه نـه تقـدیـر و نـه روزگـار، بلکه دستانِ لرزانِ خودم آن را از آسمانِ زندگیام چید.
دسـتانم بـه خـون آغـشتهانـد؛ مـن قـلبی را کشـتم کـه روزی خـانهی روحـم بـود.
مـن تـنها تـو را نـکشتـم ،آن روز، بخـشی از جـانِ خـودم را نـیز هـمراهِ تـو بـه خـاک سـپردم.
و آن هـنگـام کـه تـو را از دسـت دادم،
بـرای نخـستـین بار ارزشِ داشـتنت را فهـمیدم.
دیـر فـهمیـدم،دیـر گـریسـتم، و دیـر تـو را خـواسـتم.
و اکـنون محـکومم در ویـرانهای زنـدگی کـنم کـه روزی بـا حضـورت خـانه بـود.
و تـنها سـهم من، پنجـرهای اسـت کـه هـنوز چـشمبـهراه بـازگـشت بهـاریست کـه هـرگز نمـیآیـد.
مـرا در آغـوشـش، در نیـمهشـبهـایِ خـامـوش و تـنهـاییهـایِ بـیپـناهش پـیدا کنیـد.
مـن روزی در آن دو کـهکشـانِ مـشکـیِ بـیانتـها زنـدگی مـیکـردم؛ و تـاریکـیِ دلـنشیـنِ چـشمـانش، روشـنتر از هـر نـوری، بـه روزهـای خـاکسـتریام رنـگ می بـخشـید.
دلِ مـرا بـه دلِ خـویش چـنان گـره زدی کـه گـمان میکـردم هـیچ دستـی تـوان گـشودن آن گـره را نـدارد؛ غـافل از آنکه روزی، دسـتان خـودم طـنابِ میـانمان را خـواهند بریـد.
اکنـون از تـو بسـیار دورم، رزِ سپیدِ من!
فـاصلـه میـان مـا دیـواری شـده اسـت از جنـس سـالهاحـرفِ نـاگفـته،سـکوتهـای دردنـاک، و چـشمـانی کـه زیـر بـارِ انـدوه، بـارانی مـاندند.
فـرامـوشت نخـواهم کـرد؛ حتـی اگـر خـورشیـد طلـوع را از یـاد بـبرد، حـتی اگـر هـمهٔ ستـارگـان از آسـمان فـرو افـتند و مـاه تنـها نـگهبـانِ شـب شـود،حـتی اگـر دیگـر کـسی شیـفتهٔ نـجوای خـامـوشِ دریـا نـباشـد.بـاز هـم بـه یـادت در کـوچهپـسکـوچـههـای ذهنـم قـدم میزنـم و از کـنار خـاطـراتِ شیـریـنمان عـبور مـیکـنم؛ خـاطـراتی کـه هـنوز عـطرِ حـضورت را در خـود حـفظ کـردهانـد.
تـو بیـش از انـدازه خـوب بـودی بـرای قـلـبِ سنـگیِ مـن، و مـن بیـش از انـدازه نـاتـوان بـودم در بـرابـر قـلـبِ سـرشار از احـسـاست.هنـوز بـه یـاد دارم چـگونه در زیـباییِ حـضورت غـرق شـدم، و چـگـونه در پـایـان، قـلبـی را کـه بـا تمـامِ وجـود بـه مـن چـنگ زده بـود و التـماس مـیکرد رهـایش نکـنم، زیـر سـنگـینیِ غـرور و بـیرحـمیِ خـود در هـم شـکستـم.
تـو در مـن غـرق شـدی، و مـن در هـزارتـویِ تـاریکِ خـویش. تـو مـرا مـیخواسـتی،
و مـن، خـودم را بیـشتـر از تـو خـواسـتم.
تـو بـه مـن جـانی تـازه بـخشـیدی؛چـراغی شـدی در تـاریـکتـرین شـبهـای عـمرم و مـن پـناهت شـدم، و همـان پـناه آرامآرام ویـرانـت کـرد.
اگـر روزی ایـن نـامه بـه دسـتانت رسـید، بـرای آخـریـن بـار بـر مـن اشـک بـریز، و ایـن گـناهکـارِ خـسته را ببـخش.
از دور، بـوسـهای بـر پـیشـانیِ خـاطـراتمان بـزن و بگـذار نـامم در گـوشهای از قـلبـت بـاقی بـماند بـرای بـه یـاد آوردنِ آنچـه روزی میـان مـا نـفس مـیکشـید.
بـه حـرمت زیـباییِ وجـودت، از کنـار خـاطـراتـمان بـیاعتـنا عبـور مکـن؛ کـه آنچـه از مـن بـاقی مـانده، هنـوز در همـان روزهـای دور نـفس میکـشد.
اکنـون تـو یـکی از سـتارگـانِ گـمشدهٔ آسـمانِ نیـمهشـبِ منـی؛ سـتارهای کـه نـه تقـدیـر و نـه روزگـار، بلکه دستانِ لرزانِ خودم آن را از آسمانِ زندگیام چید.
دسـتانم بـه خـون آغـشتهانـد؛ مـن قـلبی را کشـتم کـه روزی خـانهی روحـم بـود.
مـن تـنها تـو را نـکشتـم ،آن روز، بخـشی از جـانِ خـودم را نـیز هـمراهِ تـو بـه خـاک سـپردم.
و آن هـنگـام کـه تـو را از دسـت دادم،
بـرای نخـستـین بار ارزشِ داشـتنت را فهـمیدم.
دیـر فـهمیـدم،دیـر گـریسـتم، و دیـر تـو را خـواسـتم.
و اکـنون محـکومم در ویـرانهای زنـدگی کـنم کـه روزی بـا حضـورت خـانه بـود.
و تـنها سـهم من، پنجـرهای اسـت کـه هـنوز چـشمبـهراه بـازگـشت بهـاریست کـه هـرگز نمـیآیـد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝐒𝐭𝐚𝐫𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from 𝘋𝘢𝘯𝘤𝘦𝘳 𝘪𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘥𝘢𝘳𝘬
#crimeoflove
ִ ۫ ּ ֗ ִ ۪ ⊹
"𝒞𝓇𝒾𝓂ℯ ℴ𝒻 𝓁ℴ𝓋ℯ"
By • Luka
ꞌꞋ ࣪ 𝖸𝖾𝗈𝗇𝗀𝗒𝗎
𝙏𝘼𝙋 𝙏𝙊 𝙍𝙀𝘼𝘿
✯ —————————
#Yeongyu #Beomjun
#Soojun
ִ ۫ ּ ֗ ִ ۪ ⊹
میگن زمان همهچیز رو درست میکنه... دروغه.
زمان فقط به آدم یاد میده چطور وانمود کنه حالش خوبه؛ چطور لبخند بزنه و دست یکی دیگه رو بگیره. و وادارش میکنه هر بار که گذشته از جلوی چشمش رد میشه، سرش رو به سمت دیگهای برگردونه.
ولی هیچکس یاد نمیده بعضی چیزها حتی وقتی ترکشون میکنی، هنوزم راهی دارن برای قدم برداشتن به سمتت.
"𝒞𝓇𝒾𝓂ℯ ℴ𝒻 𝓁ℴ𝓋ℯ"
By • Luka
ꞌꞋ ࣪ 𝖸𝖾𝗈𝗇𝗀𝗒𝗎
𝙏𝘼𝙋 𝙏𝙊 𝙍𝙀𝘼𝘿
✯ —————————
#Yeongyu #Beomjun
#Soojun
Forwarded from 𝐍𝐄𝐕𝐄𝐑𝐋𝐀𝐍𝐃~
Tomorrow X Together~~☆
Forwarded from 𝗧𝗼𝘂𝗴𝗴𝗶𝗲
Hunt the villain
Couple:soojun(vers)
Playlist
اولین بار که چوی یونجون رو دیدم تو همون نگاه اول ازش متنفر شدم. اون گستاخ، آشفته و معتاد به خشونته. درکل هرچیزی که ازش بیزارم.Genre:mafia,Obsession,Forbidden Love
ما بعنوان وارثان دو خاندان مافیایی در شرایطی غیرعادی کنار هم قرار گرفتیم. هرچقدر بیشتر یونجون رو میشناختم نفرتم ازش عمیق تر میشد.
تا زمانی که واقعا چیزی که هست رو میبینم و جرقهای ممنوعه بین ما شکل میگیره.
اما همزیستی ما با یه فاجعه،یه تراژدی، زود به پایان میرسه. فکر میکردم من و یونجون به دنیاهای موازیمون برمیگردیم اما دوباره به هم برخورد کردیم و من دوباره به مدار مردی کشیده شدم که نباید بخوامش.
تو دنیای ما دو تا مرد نمیتونن کنار هم باشن.
اما یونجون از تمام مرزهایی که فکر میکردم وجود دارن عبور میکنه تا زمانی که همه چیز در خطره، حتی قلبهامون.
Couple:soojun(vers)
Playlist
Forwarded from 𝖲𝗂𝗑𝗍𝗒-𝗇𝗂𝗇𝖾 . 𝟨𝟫
𝐴𝗉𝗈𝖼𝖺𝗅𝗒𝗉𝗌𝖾 ; 𝓜𝗋.𝐶𝗁𝗈𝗂
زندگی هیچ وقت قابل پیشبینئ نیست ، بعضی اوقات غیر منتظرهترین اتفاقاتِ ممکن میوفته..
چیزایی که هیچوقت فکرش رو نمیکردی.
و گاهی توی تلهٔای میوفتئ که بیرون اومدن ازش غیرممکن بهنظر میاد.
پایان هیچچیز مشخص نیست ، و گاهی هیچکاری از دست ما برنمیاد !
پس پایان این پیچیدگی بین یونجون و سوبین چیه ؟
Forwarded from Taeism 𓄰 Kang Taehyun
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✎ 260919 in taeism 𓏲࣪
— from #YT
◿ اندک مقداری از "آنچه ندیدیم" تودو
••🐰 وقتایی که بیکاری چیکار میکنی؟
🐱🐿 من؟ خب مطالعه میکنم.
🐱🐿 کلی هم کنفرانس و جلسه اینا هست که باید هندلشون کنم.
🐱🐿 تو چی سوبین؟
🐰 تا کی دقیقا باید این خزعبلات گوییمون ادامه پیدا کنه؟
🐰 سخته به خدا.
🐰 سوال بپرسی، بعد ایتطوری باشی که: من که جوابش و نمیدونم مثلا.
🐰 به مولا گوش دادن به این دروغای شاخ دار سخته. ◸
──𓈒 𓈒 𓈒⤹
سوبین تنها کسی عه که با غرغراش نه تنها کلافه نمیشم، بلکه عاشق شنیدنشونم.ㅋㅋㅋㅋㅋ
↬ YT
— from #YT
◿ اندک مقداری از "آنچه ندیدیم" تودو
••🐰 وقتایی که بیکاری چیکار میکنی؟
🐱🐿 من؟ خب مطالعه میکنم.
🐱🐿 کلی هم کنفرانس و جلسه اینا هست که باید هندلشون کنم.
🐱🐿 تو چی سوبین؟
🐰 تا کی دقیقا باید این خزعبلات گوییمون ادامه پیدا کنه؟
🐰 سخته به خدا.
🐰 سوال بپرسی، بعد ایتطوری باشی که: من که جوابش و نمیدونم مثلا.
🐰 به مولا گوش دادن به این دروغای شاخ دار سخته. ◸
──𓈒 𓈒 𓈒⤹
سوبین تنها کسی عه که با غرغراش نه تنها کلافه نمیشم، بلکه عاشق شنیدنشونم.ㅋㅋㅋㅋㅋ
↬ YT
Forwarded from 𝐒𝐭𝐚𝐫𝐥𝐢𝐠𝐡𝐭
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
◝⭑فولـدر پیشنهــادی چنـلای باحـال تـیاکـستـی کـه مورد نیاز هر موآییه !!
𐙚 add folder
. txt tab
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from ᰵᰨ drafts ?! فیک چت توباتو
— فور کنین توی فولدر بذارمتون جذب بگیرید.
حتما موضوع چنلتون txt باشه و اینجا جوین باشید.
حتما موضوع چنلتون txt باشه و اینجا جوین باشید.
شرط ممبر نداریمولی فور زدن فولدر اجباریه 🕊
Forwarded from Hidden Chat
میشه چنلای مورد علاقتو بدی؟
𝖭𝗂𝖼𝗄
میشه چنلای مورد علاقتو بدی؟
همشو براتون توی یه فولدر جمع کردم، چنلای خوشگلشونو چک کنید ♡