تجربه خیلی جالبی بود مخصوصا اینکه خانومی ـای ناج و با استعداد هم خواندن هم رقصیدن و دیدن سالها تلاششون روی ستیج جلوی کلی ادم حس خیلی خوبی داشت :( 🎀
و تیم طراح صحنه ـشون بهترین بودن یک سری ایتم کاستوم کرده بودن که واقعا جالب بود و به فضای داستان که شاهنامه بود خیلی میومد.
لوکیشنا مشکل خورده و اقایی من و وسط کریمخان پیاده کرده گریه دارم و مامانم رو میخواهم.
نه چون صد فرسنگ اونورترم بلکه چون اینجا همه شبیه ملکههای ویکتوریاسکرتن ساعت ۸ صبح.
فیزیکلی، منتالی، روحی، جسمی نیازمند گویینگ جدید همراه جونگهانم کاش بیاد فیکسم کنه.
Cat’s Brain ♡‼️
“and the lipgloss cause it's my favorite one and wanted you to taste my lips everytime you wear it”
nas makes me giggle so hard now every single time i wear it i’m gonna think about her and this stupidly sweet little reason behind it i’m never shutting up about this :( ♡
شنبه ها کلاس اولم ساعت ۸ عه کلاس دومم ساعت ۳ عه خلاصه انشالله که مجازی بشیم.
knowing jude and haaland aren’t actually dating makes me feel personally betrayed by the universe.