کامنت اینستاگرام
17 subscribers
4 files
8 links
Download Telegram
فایل با کیفیت بالا برای لیزر
کامنت اینستاگرام
شابلون.cdr
شابلون مخصوص برش با لیزر اینه نه قبلیا
۲۰ برهان برای مهدی بودن اباصادق منه السلام
برهان اول که اباصادق مهدی می‌باشد
من عبدالله هستم، جانشین امام مهدی (ع). از امام صادق پرسیده شد: "چگونه امام را شناسایی کنیم؟" امام صادق پاسخ فرمود: "توسط وصیت آشکار."
اباصادق عبدالله هاشم تنها مردی است که ادعا نموده همان عبدالله مذکور در وصیت حضرت محمد می‌باشد بدین گونه ثابت می‌شود که او این روایت و پیشگویی را محقق نموده است. به راستی که عبدالله هاشم توسط وصیت شناخته می‌شود همانطور که امام صادق (ع) فرمود او چنین خواهد بود.
مسلمانان من عبدالله هستم و من شما را به اطاعت نمودن از وصیت حضرت محمد دعوت می‌کنم.
برهان دوم که اباصادق مهدی می‌باشد
امام صادق فرمود: "به راستی، برای ما اهل بیت یک پرچم وجود دارد. هرکس به سوی آن بشتابد نجات خواهد یافت و هرکس از آن جا بماند، هلاک خواهد شد. هرکس از آن پیروی کند به موفقیت دست خواهد یافت؛ در درون آن نوشته شده: "البیعة لله".
درون پرچم اباصادق نوشته شده است: "البیعة لله" و او تنها کسی است که به سوی حاکمیت خداوند فرامی‌خواند.
برهان سوم که اباصادق مهدی می‌باشد
"... او بردبار است، بردباریِ قدیسین، و او پرچم سیاه را برافراشته می‌کند. قسم به خداوند کسی که دانه را می‌شکافد، او شخصی است که راه را برای مهدی هموار می‌نماید."
روایات درباره صحابه مصری مهدی سخن می‌گویند، کسی که او نیز یک مهدی می‌باشد و در عین حال به عنوان پیشرو برای امام مهدی محمد بن حسن عسکری (ع) عمل می‌کند. صحابه مصری نیز یکی از مهدیین می‌باشد. روایات پیشگویی کردند که او یک پرچم سیاه را برافراشته می‌کند. اباصادق تنها شخصی می‌باشد که ادعا نموده که در وصیت پیامبر ذکر شده است و او پرچمی سیاه را برافراشته که بر روی آن نوشته شده است: "البیعة لله".
برهان چهارم که اباصادق مهدی می‌باشد
امام صادق (ع) فرمود: "قبل از سفیانی یک مصری و یک یمانی خروج خواهند نمود." مصری و یمانی، عبدالله هاشم اباصادق (ع) و امام احمدالحسنِ یمانی (ع) هستند.
برهان پنجم که اباصادق مهدی می‌باشد
خطاب به مردم شرق و مردم غرب. خطاب به یهودیانی که به موسی و پیامبران تورات پایبند هستند. امام باقر (ع) فرمود: "موسی بن عمران در تورات نگریست و آنچه را که به قائم آل محمد از توانمندی و برتری بخشیده خواهد شد را خواند." پس موسی فرمود: "پروردگار من، مرا قائم آل محمد قرار ده." بنابراین، به او فرموده شد: " او از پسران احمد است." پس او در کتاب دوم تورات نگریست و همان را یافت و همان گفته قبلِ خود را تکرار نمود و خداوند همان پاسخ قبلِ خود را به او فرمود. سپس او در کتاب سوم تورات نگریست و همان را مشاهده نمود و همان را گفت و توسط خداوند همان پاسخ به او فرموده شد. قائم پسر احمد است.
اباصادق مهدی می‌باشد که با عنوان قائم آل محمد شناخته می‌شود و او پسر احمدالحسن (ع) و جانشین او می‌باشد.
برهان ششم که اباصادق مهدی می‌باشد
امام موسی کاظم (ع) فرمود: " مَثَل شخصی که شما از او جویا می‌شوید مانند ستونی است که از بهشت سقوط کرده است، سرِ آن از غرب است و ریشه‌اش (اصلش) از شرق است، پس اگر ستون بلند شده باشد تو آن را در کجا ایستاده می‌بینی؟ مرد پاسخ داد: "از سرش" امام کاظم (ع) فرمود: " آن کفایت می‌کند، او از غرب قیام خواهد نمود و ریشه‌اش از شرق است و در آنجاست که قیام او بنا نهاده شده و امرش کامل می‌گردد."
و مهدی (ع) به همین‌گونه است و او در شرق پرورش ‌یافته و سپس به غرب مهاجرت می‌کند. و او از آنجا قیام می‌کند و در شرق امر او کامل می‌گردد. اجداد و پیشینیان اباصادق از شرق هستند و او در غرب دعوت خود را بنا نهاده و به شهرت بین‌المللی صعود نمود.
برهان هفتم که اباصادق مهدی می‌باشد
امام علی (ع) فرمود: "چنان است که گویی آنان را می‌بینم، جامه آنها یکی است، قد و قامت آنها یکی است، زیبایی آنها یکی است و پوشش آنها یکی است."
در روایات قائم و اصحابش این‌گونه توصیف شده‌اند که آنها پوششی یکسان از نظر نوع و سبک بر تن دارند که گویی یک نفر هستند. این موضوع را روشن‌تر از آنچه با اباصادق و اصحابش می‌بینیم، دیگر در هیچ جا نمی‌بینیم.
برهان هشتم که اباصادق مهدی می‌باشد
شیعیان می‌گویند مرگ ملک عبدالله پیشگویی‌های آخرالزمان را محقق می‌کند.
امام صادق (ع) فرمود: «هر که مرگ عبدالله را برایم تضمین کند، من قائم را برای او تضمین می‌کنم.» سپس فرمودند: "هنگامی که عبدالله بمیرد، مردم پس از او بر کسی اتفاق نظر نخواهند داشت، و این امر جز با امام شما به پایان نخواهد رسید انشاءالله، و پادشاهی سال‌ها پایان خواهد یافت و پادشاهی ماه‌ها و روزها آغاز خواهد شد." (راوی گوید:) پرسیدم: "آیا این امر به درازا خواهد کشید؟" ایشان پاسخ فرمود: "قطعاً خیر."
این پیشگویی هنگامی که پادشاه عربستان، ملک عبدالله، درگذشت محقق شد. دقیقاً در شب مرگ او بود که بشارت ظهور مهدی داده شد. و دقیقاً در همان سال بود که اباصادق اعلام نمود که مهدی می‌باشد.
برهان نهم که اباصادق مهدی می‌باشد
امام باقر (ع) فرمود: اصحاب قائم سیصد و سیزده مرد هستند و آنها فرزندان غیر اعراب می‌باشند. برخی از آنها در طی روز درون ابرها حمل می‌شوند. او با نامش، نام پدرش، نسبش و اوصافش شناخته می‌شود. دیگرانِ آنها در تخت آرمیده‌اند، پس آنان در مکه بدون هماهنگی قبلی به ملاقات او می‌آیند. اغلب اصحاب او از اعراب نیستند.
همانگونه که عیسی آمد و توسط اغلب یهودیان رد شد، مهدی می‌آید و توسط اغلب مسلمانان رد می‌شود. اغلب اصحاب او از اعراب نیستند و به راستی که اغلب اصحاب اباصادق از اعراب نیستند.
برهان دهم که اباصادق مهدی می‌باشد
مهدی باید مردم را از اینکه او مهدی می‌باشد آگاه نماید، در غیر اینصورت آنها او را شناسایی نخواهند کرد.
شنیدم که ابا عبدالله فرمود: " قائم شباهتی به یوسف دارد." گفتم: " شنیدم اباعبدالله (ع) می‌فرمود: "قائم شباهتی به یوسف دارد." گفتم: "گویا اشاره به حیرتی یا غیبتی می‌فرمائید." ایشان به من فرمود: "و چگونه این امت آن را انکار می‌کند، این امتی که به خوکان می‌مانند، برادران یوسف، قبایلی از فرزندان پیامبران بودند که یوسف را معامله کرده و او را فروختند.» و با او سخن گفتند در حالیکه آنان، برادرانش بودند و او برادرشان بود، با این حال او را نشناختند تا آنکه یوسف (ع) به آنان گفت: "من یوسف هستم." پس چگونه این امت ملعون انکار می‌کند که خداوند متعال در مقطعی از زمان حجت خود [قائم] را مستور نگاه می‌دارد، یوسف پادشاه مصر بود، و بین او و پدرش فاصله‌ای به اندازه هجده روز راهپیمایی بود. اگر خدا می‌خواست که او مکانش را بداند، قطعاً آن را مقدّر می‌نمود. به خدا سوگند، یعقوب و پسرانش نه روز از صحرایشان تا مصر راه رفتند هنگامی که بشارت را دریافت کردند، چگونه این امت انکار می‌کند که خدا با حجت خود [قائم] چنان خواهد نمود که با یوسف کرد، اینکه او در بازارهایشان راه می‌رود و بر زمین‌هایشان گام می‌نهد در حالیکه او را نمی‌شناسند، تا زمانی که خداوند متعال اجازه فرماید که خود را بر آنان آشکار کند، «همان‌گونه که به یوسف اجازه داد هنگامی که فرمود: "آیا به یاد می‌آورید که در جهل خود چه بر سر یوسف و برادرش آوردید؟" آنها در تلاطم پاسخ دادند: آیا تو واقعاً یوسفی؟ او گفت: "من یوسفم و این برادر من است."
به راستی اباصادق می‌بایست خود را به عنوان مهدی اعلام می‌کرد، همانگونه که پیامبران و رسولان پیش‌تر این کار را انجام داده بودند. و با انجام این کار، روایت و برهانی دیگر را محقق نمود.
برهان یازدهم که اباصادق مهدی می‌باشد
پیامبر (ص) فرمود: "در آخرالزمان، مردی به نام امیرِ غضب خروج خواهد کرد، اصحابش مورد ستم قرار خواهند گرفت، تحقیر شده و مستثنی شده از درب‌های اقتدار و دادگاه‌های پادشاهان. آنها از هر گوشه‌ای نزد او می‌آیند
همانند برگ‌های پراکنده شده‌ی خزان. الله موجب خواهد شد که آنها شرق و غرب زمین را به ارث ببرند."
و به راستی اصحاب قائم اباصادق از چهارگوشه زمین نزد او گرد آمده‌اند. هیچ شخص دیگری که ادعای مهدی بودن کرده باشد، پیروانی به گستردگی و تنوع بین‌المللی همانند اباصادق ندارد.
برهان دوازدهم که اباصادق مهدی می‌باشد
سن ظهور قائم و سن او هنگام خروج به سوی جهان، دو نشانه مهم هستند.
ابو عبدالله جعفر بن محمد (ع) فرمود: "... او در قالب جوانی موفق در سن ۳۲ سالگی ظاهر می‌شود."
اباصادق هنگامی که ۳۲ ساله بود به عنوان جانشین احمد الحسن منصوب شده و به صورت عمومی ادعای وصیت کرد و این امر در سال ۲۰۱۵ بود. اما او عمدتاً از دید عموم پنهان می‌ماند تا اینکه جامعه‌ای پیرامون خود تشکیل داده و پایگاه‌های پیروی بین‌المللی بسازد. آنگاه، در دهه چهل عمرش است که به صورت عمومی خروج می‌کند.
الولید از سعید، از قتاده، از عبدالله بن حارث روایت کرد که گفت: "مهدی در سن چهل سالگی، در هیبت مردی از فرزندان اسرائیل خروج می‌کند."
برهان سیزدهم که اباصادق مهدی می‌باشد
آمده‌ام و شما را به چه چیز جز حق فرامی‌خوانم؟
روایات بیان می‌کنند که همه مردم در شرق و غرب، پرچم حق را تمسخر و لعن خواهند کرد.
از ابان بن تغلب که گفت: شنیدم ابو عبدالله (ع) می‌فرمود: "هنگامی که پرچم حق ظاهر شود، توسط مردم شرق و غرب لعن خواهد شد."
و این پیشگویی اکنون در حال تحقق یافتن است با این واقعیت که مردم جهان اباصادق و پرچمش را لعن می‌کنند.
برهان چهاردهم که اباالصادق مهدی می‌باشد
آغاز ظهور مهدی این است که هر زبانی شروع به سخن گفتن درباره او خواهد کرد و او را با نامش و نام پدرش و کنیه‌اش خواهند خواند و خواهند شناخت.
مفضل از امام صادق (ع) پرسید: "ای سرور من! آغاز ظهور مهدی (علیه‌السلام و له التسلیم) چه خواهد بود؟" حضرت (ع) پاسخ داد: "ای مفضل، او در زمانی پر از تردید ظهور خواهد کرد تا مسائل را روشن سازد." مردم به طور فزاینده‌ای از او یاد خواهند کرد، و امر او آشکار خواهد شد. نام، لقب (کنیه) و نسب او مکرراً خوانده خواهد شد - سوگند به کسانی که او را حق می‌دانند و کسانی که او را باطل می‌پندارند، و کسانی که موافقند و کسانی که مخالفند. او به نام جدش، رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم)، نامیده شده است تا از اینکه مردم بگویند: "ما نام، لقب (کنیه) یا نسب او را نمی‌دانیم." پیشگیری نماید. به خدا سوگند، روشنگری از طریق نام، نسب و لقب (کنیه) او مشهود خواهد شد، و اینها بر زبان‌هایشان ذکر خواهد شد. تا جایی که برخی او را با نامش نزد یکدیگر خواهند خواند. همه این برای اتمام حجت بر آنان است. سپس الله او را چنانکه جدش (صلی الله علیه وآله وسلم) در فرموده‌اش وعده داده است، ظاهر خواهد ساخت: "او کسی است که رسولش را با هدایت و دین حق فرستاد تا آن را بر همه ادیان چیره گرداند، هر چند مشرکان خوش نداشته باشند."
به راستی این اکنون در حال رخ دادن است و با اباصادق رخ داده است، جایی که مؤمنان و کافران، مسخره‌کنندگان و حامیان، مسیحی و مسلمان، همگی او را مهدی می‌خوانند و او را با نامش می‌شناسند .
برهان پانزدهم که اباصادق مهدی می‌باشد
اوصاف جسمانی مهدی در بسیاری از روایات مشابه اباصادق است.
امیرالمؤمنین (ع) فرمود: "... موهای او بر روی شانه‌هایش جاری خواهد بود..."
برهان شانزدهم که اباصادق مهدی می‌باشد
اوصاف جسمانی اصحاب مهدی در بسیاری از روایات، مشابه با اصحاب اباصادق می‌باشد.
و از امیرالمؤمنین (ع) روایت شده که ایشان از منبر کوفه فرمود: "باید آسیابی باشد که بچرخد، و هنگامی که بر محور خود ثابت شده و بر پایه‌اش استوار گردید، خداوند بنده‌ای سختگیر با اصالتی ناشناخته را بر آن می‌فرستد. پیروزی با او خواهد بود. اصحابش موبلند و ریش‌دار خواهند بود، جامه‌های سیاه بر تن دارند و پرچم‌های سیاه را حمل می‌کنند. وای بر کسانی که با آنها مخالفت می‌کنند! آنان بی‌رحمانه کشته خواهند شد. به خدا سوگند، گویی چنان است که به آنان و اعمالشان می‌نگرم. و آن رنجی که شرور به دست آنان خواهند کشید، و اعراب بدوی سخت‌دل - خداوند آنان را بدون رحمی بر آنها، خواهد گسیخت، و آنان را بی‌رحمانه در شهرشان بر کرانه فرات - در خشکی و در دریا - به عنوان جزای آنچه مرتکب شدند خواهند کشت. و پروردگار تو با بندگانش ناعادل نیست."
[الغیبه - نعمانی، ص ۲۶۳ ]
در این روایت، امیرالمؤمنین (ع) حامل پرچم‌های سیاه را به عنوان«بنده» (عبد) توصیف می‌کند - یعنی بنده خدا (عبدالله).
این، چنانکه معروف است، عنوانی شریف است، چرا که خود رسول خدا «عبدالله» (بنده خدا) است، و قائم، مهدی، که در وصیت پیامبر ذکر شده، همنام با پیامبر است، که یعنی عبدالله. پس در این روایت می‌بینیم که مهدی عبدالله نامیده شده و اصحابش جامه سیاه بر تن دارند و دارای موی بلند هستند.
برهان هفدهم که اباصادق مهدی می‌باشد
در برخی نسخه‌های خطی و احادیث شفاهی آمده است که مهدی چشمی کمی بزرگ‌تر از چشم دیگر دارد.
"صفات جسمانی مهدی: مهدی در چشم راستش نسبت به چشم چپ کمی باریک‌شدگی دارد، به این معنی که یکی از چشم‌هایش بزرگ‌تر از دیگری می‌باشد."
و این یک نشانه‌ی‌ نبوت است و نشانه‌ای بود که پیامبران به داشتن آن افتخار می‌کردند.
در یک روایت خنوخ (ادریس) نبی با داشتن همین ویژگی توصیف می‌شود. حکیم از سمره، از پیامبر (صلی الله علیه وآله) روایت کرده است: "ادریس مردی بلندقامت بود، با پوستی روشن، با شکمی بزرگ و سینه‌ای پهن. موی بدنش کم اما موی سرش فراوان بود. یکی از چشمانش بزرگ‌تر از دیگری بود. بر سینه‌اش نشانه‌ای سفید بود که به دلیل بیماری برص ایجاد نشده بود. هنگامی که خداوند آنچه از ستم و تجاوزِ مردم به ادریس که در راهش دیده بود را مشاهده نمود، او را به آسمان ششم بالا برد. این آنجاست که می‌فرماید: "و او را به مقامی بلند بالا بردیم." [مریم: ۵۷]
به راستی که اباصادق با این توصیفات مطابقت دارد.
برهان هجدهم که اباصادق مهدی می‌باشد
من از طریق پدرم، پسر مسلمانان بوده و از طریق مادرم، پسر یهودیانم هستم.
اوصاف جسمانی مهدی در بسیاری از روایات عیناً همانند اباصادق می‌باشد.
رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: "مهدی مردی از نوادگان من است... بدن او به بدن یک بنی‌اسرائیلی شباهت دارد."
اباصادق توسط افراد بسیاری، مردی شبیه به یک بنی‌اسرائیلی یا یک یهودی توصیف شده است.
برهان نوزدهم که اباصادق مهدی می‌باشد
امام صادق (ع) فرمود: "هنگامی که قائم ما قیام کند، الله عز و جل، شنوایی و بینایی شیعیان ما را گسترش خواهد داد، به گونه‌ای که میان آنان و قائم، نامه‌نگاری خواهد بود. او با آنان سخن خواهد گفت و آنان سخن او را خواهند شنید و به او نگاه خواهند کرد در حالیکه او در جای خود باقی مانده است."
روایات به وضوح روش ارتباطی و نوع فناوری را توصیف می‌کنند که توسط قائم و اصحابش استفاده می‌شود: تلفن هوشمند.
برهان بیستم که اباصادق مهدی می‌باشد
مفضل از امام صادق (ع) پرسید: "ای مولای من! آغاز ظهور مهدی (علیه‌السلام و له التسلیم) چه خواهد بود؟" ایشان (ع) پاسخ داد: "ای مفضل، او در زمان حیرت و سرگردانی ظهور خواهد کرد تا مسائل را روشن سازد. مردم به فزونی از او یاد خواهند کرد، و امر او آشکار خواهد شد. نام، کنیه و نسب او پیوسته خوانده خواهد شد - هم از سوی کسانی که او را حق می‌پندارند و هم کسانی که او را باطل می‌دانند، هم موافقان و هم مخالفان...»
روایت به وضوح بیان می‌کند که امر مهدی در میان حیرت‌ بزرگ و ابهامات و شایعات نادرست آشکار خواهد شد. این بدان جهت رخ می‌دهد تا از خلال همه اینها امر او برپا گردد. این را واضح‌تر از آنچه با اباصادق می‌بینیم، در هیچ‌کس دیگر نمی‌بینیم.
هر چیزی که از خدا می‌خواستم برایم برآورده می‌شد. اگر چیزی از خدا می‌خواستم، پاسخ مرا می‌داد.
تقریباً به شکل یک چالش یا بازی تبدیل شده بود. انگار خدا می‌گفت: «تو نمی‌توانی از من سخاوتمندتر باشی. من بخشنده‌ترین هستم. فکر نکن چون این کار را کردی، من حالا با تو بخیل خواهم بود. برعکس، همان‌گونه که تو رفتار کردی، من نیز با تو همان‌گونه خواهم بود، بلکه چند برابر بیشتر.»

خواهر عزیزم تیفانیوم، پدر گرامی، ممنونم که همراه من هستید.
خیلی ممنون از دعوت‌تان. خداوند شما را حفظ کند.

مدتی پدیده‌ای به نام «راز» در فرهنگ عمومی مطرح شد. کتابی به همین نام با محوریت قانون جذب منتشر شد. نویسندگان آن مدعی بودند که قانون جذب راه‌حل نهایی مشکلات زندگی‌ست. آن‌ها افراد ثروتمند و موفق را مثال می‌زدند و می‌گفتند: «این راز ماست. از طریق قانون جذب موفق شدیم.»
ادعا می‌شد این قانون، در متون کهن و عرفانی پنهان بوده و فقط افراد خاصی آن را می‌دانستند. اما حالا نویسندگان آن را در دسترس عموم قرار دادند.

میلیون‌ها نسخه از کتاب فروخته شد، به زبان‌های گوناگون ترجمه گردید و دی‌وی‌دی‌ها در سراسر دنیا پخش شد. مردم باور کردند که با تجسم و آرزو، می‌توانند واقعیت بهتری خلق کنند.

حدود ۲۰ سال از آن زمان گذشته و هنوز وضعیت جهان بدتر شده. جنگ‌ها، مرگ‌ها، بیماری‌ها و فقر بیشتر شده‌اند. پس یا میلیون‌ها انسان تجسم منفی کردند و باعث این وضع شدند یا اصلاً راز کار نمی‌کرد.

امروز می‌خواهم با شما از راز واقعی سخن بگویم. رازی که در کلمات پیامبران، رسولان و جانشینان‌شان یافته‌ام. رازی برای موفقیت، ثروت، شادی و رضایت حقیقی.

سال‌ها وقت صرف مطالعه احادیث و روایات کردم. یاد گرفتم که هر روز باید چیزی نو آموخت، وگرنه آن روز بی‌فایده سپری شده است. طلب علم بر هر مسلمانی واجب است، حتی اگر در چین باشد.
و این یعنی باید از همه سختی‌ها برای رسیدن به دانش عبور کرد.

من این راه را رفتم. و دیدم که سخنان محمد و خاندانش با پیام‌های کتاب‌های مقدس پیشین هم‌خوانی دارند. همه پیامبران، از هر فرهنگ، یک پیام واحد داشتند:
رازی برای رسیدن به هر آنچه می‌خواهی.

این راز یک جمله است:
همان‌گونه باش که می‌خواهی خدا با تو باشد.

اگر ثروت می‌خواهی، باید تو نیز بخشنده باشی.
اگر دعاهایت مستجاب شود، باید برای دیگران اجابت‌کننده دعا باشی.
اگر عشق، رحمت یا بخشش می‌خواهی، خودت باید برای دیگران همان باشی.

حدیثی از پیامبر هست که می‌فرماید:
خدا حال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه خودشان را تغییر دهند.

من تصمیم گرفتم این را امتحان کنم. با خدا عهد بستم که تا جایی که توان دارم، خواسته‌های مردم را برآورده سازم.
باور داشتم که این انسان‌ها، وسیله‌ای برای آزمون الهی‌اند.

در روایات آمده که اگر کسی از تو چیزی بخواهد، ناراحت نباش، چرا که این نعمت پنهان است. اگر امتناع کنی، خدا آن نعمت را به دیگری می‌دهد.

خداوند پیامبران را هم این‌گونه می‌آزماید. مثلاً داوود پیامبر (ع) درباره فردی با ۹۹ گوسفند و همسایه‌اش با یک گوسفند قضاوت کرد، ولی خودش نیز همان اشتباه را کرده بود و با این داستان، خودش را محکوم کرد.

خداوند با هر کسی همان‌گونه رفتار می‌کند که او با دیگران رفتار می‌کند.
و این معنای حدیثی‌ست که می‌فرماید:
خودت را بشناس تا پروردگارت را بشناسی.
و نیز حدیث قدسی:
من همانم که بنده‌ام گمان می‌برد.

اگر تغییر می‌خواهی، از درون خودت آغاز کن.
2
من تصمیم گرفتم این راز را عملی کنم. وقتی در مصر راه می‌رفتم و فقط ۵۰ پوند داشتم، اگر گدایی کمک می‌خواست، می‌دادم.
اگر خودم نیاز داشتم، بخشی را می‌دادم. اگر او نیاز بیشتری داشت، همه‌اش را می‌دادم.
همیشه فکر می‌کردم شاید فرشته‌ای باشد و من در حال امتحان.

و بعد از این کارها، هرچه از خدا می‌خواستم، برآورده می‌شد.
گاهی حتی بدون دعا، فقط با تمایل قلبی. مثلاً دلم شکلات می‌خواست، و ناگهان کسی برایم می‌آورد.

وقتی خودت وسیله‌ای برای سخاوت خدا می‌شوی، او از تو هم سخاوتمندتر با تو رفتار می‌کند.
راز برایم آشکار شد و تمام نیازهایم برآورده می‌شد.

حتی کسانی که اطرافم بودند، وقتی دیدند که من نیاز دیگران را برآورده می‌کنم و خودم هم همیشه حاجتم برآورده می‌شود، خواستند مثل من باشند.

بدون اینکه کسی را موعظه کنم، فقط با عمل.

مثل همان‌طور که مسیحیان نخستین در کنار عیسی زندگی می‌کردند.
و این برای من، که قبلاً مسیحی بودم، بسیار تأثیرگذار بود.

و فهمیدم که این راز، نه فقط درباره ثروت، بلکه درباره رحمت، بخشش، و نجات هم کاربرد دارد.

اگر می‌خواهی خدا تو را ببخشد، باید تو هم همه را ببخشی، حتی دشمنانت را.

روایاتی از محمد و خاندانش هست که کسی که مردم را می‌بخشید، در قیامت نیز بخشیده می‌شد.

عیسی نیز در تمثیلی گفت: کسی که خودش بخشیده شد، دیگران را نبخشید. و پس خودش هم در نهایت بخشیده نشد.
اگر تو همه را ببخشی، محال است خدا تو را نبخشد.

و من تصمیم گرفتم هر شب قبل خواب، همه را ببخشم.
هیچ کینه‌ای در دلم باقی نماند.

حتی کسانی که دشمنم بودند. حتی کسانی که روزی ممکن است مرا بکشند.

و اگر روزی کشته شوم، می‌خواهم همه بدانند که قاتلم را هم بخشیده‌ام.
شما را بخشیده‌ام. شما دشمن من نیستید.

نمی‌خواهم هیچ‌کس به‌خاطر کاری در حق من، در پیشگاه خدا مؤاخذه شود.

اما این به معنای انفعال نیست. دفاع از خود و خانواده واجب است، ولی حتی بعد از پیروزی، باید دشمن را بخشید.

روایتی هست که می‌گوید در روز قیامت، رحمت خدا چنان گسترده می‌شود که حتی شیطان هم فکر می‌کند که مشمول رحمت می‌شود.

و من از امام احمد الحسن پرسیدم، و گفت: آری، حتی شیطان نیز در نهایت مشمول رحمت خدا می‌شود.
نفرین خدا بر او تا روز جزاست، نه ابدی.

یعنی بعد از آن روز، رحمت شامل حالش می‌شود.
و مجازاتش پایان می‌یابد با کشته شدن به دست قائم.

این نشان می‌دهد که رحمت خدا بی‌نهایت است، و باید تصویر اشتباهی را که از خدا داریم تغییر دهیم.
خدا از هر مادری مهربان‌تر است.
هیچ مادری فرزندش را در آتش نمی‌سوزاند.

پس چگونه می‌توانیم بگوییم خدا چنین می‌کند؟
3
ما باید نگاه‌مان را نسبت به خدا اصلاح کنیم.
باید باور داشته باشیم به آن حدیث قدسی که پیامبر محمد (ص)
در شب معراج شنید،
وقتی فقط پرده‌ای سبز میان او و پروردگار بود،
خدا فرمود:
«همانا رحمت من بر غضبم پیشی گرفته است.»
ما باید به این باور ایمان بیاوریم.
باید درک کنیم که این حقیقت دارد.
و باید با هم تلاش کنیم که شعله‌های جهنم را خاموش کنیم.
یعنی باید درک انسان‌ها از خدا را اصلاح کنیم.
باید دست از این برداریم که به یکدیگر بگوییم «تو کافری».
باید از نفرت‌پراکنی دست برداریم.
باید قضاوت کردن همدیگر را متوقف کنیم.
و باید بیاموزیم که واسطه‌های رحمت باشیم.
و فقط از طریق واسطه بودن برای رحمت الهی‌ست
که می‌توانیم رحمت نهایی خدا را به دست آوریم.
اما باید این رحمت را بی‌قید و شرط عرضه کنیم.
باید بدون انتظار پاداش، به بشریت خدمت کنیم.
ما باید انسان‌هایی زنده و متحرک باشیم،
که در کردار و رفتار و سخن،
نماینده‌ی صفات الهی هستیم.
و تمام ویژگی‌هایی را که از خدا می‌خواهیم،
خودمان در زندگی مجسم کنیم.
همان‌گونه باش که می‌خواهی خدا با تو باشد.
اگر این کار را بکنی، راز را واقعاً فهمیده‌ای و به کار گرفته‌ای.
و من از همه می‌خواهم این را امتحان کنند، تجربه‌شان را بنویسند و با دنیا به اشتراک بگذارند.
با این کار، می‌توانیم دنیا را تغییر دهیم.
ممنونم پدر.
ممنونم تیفانی.
خداوند شما را حفظ کند.
چه قسمت فوق‌العاده‌ای!
راز واقعی را حالا می‌دانیم:
اگر با دیگران مهربان باشی، خدا با تو مهربان خواهد بود.
اگر دیگران را ببخشی، خدا تو را می‌بخشد.
اگر بخشنده باشی، خدا نیز با تو همان‌گونه خواهد بود.
اما اگر بی‌رحم باشی، خدا هم با تو همان‌گونه رفتار می‌کند.

پس بیایید این راز را به‌کار ببریم، آن را آزمایش کنیم، و با هم دنیا را تغییر دهیم.
4
چرا ستاره داود ؟

داود ع پیامبر بزرگ خدا بود، شما چه دشمنی با داود ع دارید ؟ خدای داود ع و همه پیامبران بنی اسرائیل و محمدص و...یکی است

و اینک این نقش خاتم سلیمان ع است و میراث تمام انبیای الهی ، که نزد قائم ع است.

صرف اینکه رژیم صهیونیستی از آن سوءاستفاده می کند ، دلیل بر اهانت به میراث پیامبران نمی شود

خوب است کمی منصفانه و واقع بین باشید
وهابیت و جمهوری شیطانی و داعش و طالبان هم از کلمه توحید سوءاستفاده می کنند

آیا درست است که ما کلمه توحید را بخاطر این منافقان طرد و رها کنیم ؟ !
3
🔴 دلایل اثبات وجود خدا:


1⃣ خداوند انسان را با فطرتی عادلانه آفریده است
هر انسانی در درون خود گرایش به عدالت دارد این ویژگی ذاتی که انتظار ،عدالت انصاف و مساوات را دارد، ما را با سوالات زیر مواجه می کند آیا بین این اشتیاق ذاتی و وجود یک قاضی مطلق که بتواند این عدالت را اجرا کند ارتباطی وجود دارد؟ چگونه این عدالت توازن در سراسر خلقت اجرا می شود؟

2⃣ آن احساس همیشگی است که همه از هر پیش زمینه ی دینی، حتی خداناباوران همه ی خلقت دارند که باید چیزی وجود داشته باشد که ما آن را بپرستیم

فطرت درونی ما در قلب و ذهن انسانها حتی اگر انسان منکر این احساس باشد. این احساس دلیل بر وجود خداست.

چه کسی این احساس را در درون خلقت به وجود آورد و آن چرا به وجود آمد؟ اگر به هر جایی بروید می بینید که این احساس در خلقت وجود دارد اگر به درون قلب خداناباوران بروید آن را خواهید دید و اگر به اعماق جنگل ها بروید به انسانهایی که تا به حال اسمی از دین نشنیده اند نزدیک شوید خواهید دید که آنها نیز چیزی را می پرستند که آن را خالق در نظر میگیرند در نهایت همه به یک نقطه میرسند و آن قدرتی پنهان است که این جهان را کنترل و بر آن حکمرانی میکند

3⃣ و دلیل بر آن نیز مورد محاسبه قرار گرفتن یکسان است (کارما) به همان شکل که قضاوت میکنی مورد قضاوت قرار خواهی گرفت...

4⃣ مصاحبه‌های آنلاینی با دانشمندان انجام شده که در آن‌ها به این واقعیت اشاره کرده‌اند که رمزگذاری موجود در DNA، خود دلیلی بر وجود یک برنامه‌نویس یا سازنده‌ای است که آن را طراحی کرده است، زیرا در غیر این صورت امکان‌پذیر نبود. و هر زمان که این نوع رمزگذاری مشاهده شده، همواره کسی در پشت آن بوده است که آن را طراحی کرده، چه در برنامه‌نویسی رایانه و چه در هر زمینهٔ دیگر.
و بسیاری از دانشمندان که در حوزهٔ تخصصی خود کارشناسان برجسته هستند، به همین نتیجه رسیده‌اند و گفته‌اند: بی‌تردید دستی پنهان در پس این کار است؛ خالقی وجود دارد.
2
از دلایل وجود خدا

و برای ما، دیدگاه جهان‌مان بسیار ساده است:
اینکه خداوند بشر را آفریده است، اینکه خدایی هست، خالقی هست.
چرا چنین باوری داریم؟

ما این باور را به دلایل متعددی داریم؛ دلایل اخلاقی، دلایل عقلانی، دلایل حسّی و عقل سلیم، و همچنین دلایل علمی برای ایمان به خدا وجود دارد.

مصاحبه‌های آنلاینی با دانشمندان انجام شده که در آن‌ها به این واقعیت اشاره کرده‌اند که رمزگذاری موجود در DNA، خود دلیلی بر وجود یک برنامه‌نویس یا سازنده‌ای است که آن را طراحی کرده است، زیرا در غیر این صورت امکان‌پذیر نبود. و هر زمان که این نوع رمزگذاری مشاهده شده، همواره کسی در پشت آن بوده است که آن را طراحی کرده، چه در برنامه‌نویسی رایانه و چه در هر زمینهٔ دیگر.
و بسیاری از دانشمندان که در حوزهٔ تخصصی خود کارشناسان برجسته هستند، به همین نتیجه رسیده‌اند و گفته‌اند: بی‌تردید دستی پنهان در پس این کار است؛ خالقی وجود دارد.
2
9
بیشتر یارانش غیر عرب اند

با قائم تعداد اندکی از اعراب هستند. (ميزان الحكمه محمد محمدی الری شهری، جلد ۳، ص ٣٦٥)

به مؤمنان دستور داده شده است که نزد او بیایند هر چند باید روی یخ و برف سینه خیز بروند و یخ در اروپا و آمریکا وجود دارد و نه در خاورمیانه
به نزد او بیایید حتی اگر باید روی یخ سینه خیز برويد... (معجم احاديث الامام المهدى عليه السلام علي الكوراني، جلد ١ ، ص ٤٢٧)

أَبِي جَعْفَرٍ اَلْبَاقِرِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ:  أَصْحَابُ   اَلْقَائِمِ  ثَلاَثُمِائَةٍ وَ ثَلاَثَةَ عَشَرَ  رَجُلاً  أَوْلاَدُ  اَلْعَجَمِ بَعْضُهُمْ يُحْمَلُ فِي اَلسَّحَابِ نَهَاراً يُعْرَفُ بِاسْمِهِ وَ اِسْمِ أَبِيهِ وَ نَسَبِهِ وَ حِلْيَتِهِ وَ بَعْضُهُمْ نَائِمٌ عَلَى فِرَاشِهِ فَيُوَافِيهِ فِي مَكَّةَ عَلَى غَيْرِ مِيعَادٍ

📚الغيبة (للنعمانی) ج ۱، ص ۳۱۵

ابى جعفر امام باقر ع كه فرمود: ياران قائم سيصد و سيزده مرد از فرزندان عجم خواهند بود كه بعضى از آنان بروز در ميان ابر حمل مى‌شود و بنام خود و بنام پدرش و نسبش و خصوصياتش معروف است و بعضى از آنان در بسترش بخواب باشد كه بمكّه‌اش ديدار كند بدون قرار وقت قبلى .
6.مهدی از غرب قیام میکند


از امام کاظم (از ایشان سلام) در مورد مهدی پرسیدند که قیام او از کجاست و در کجا سکونت دارد که ایشان پاسخ داد: مثال کسی که در مورد او سوال نمودی مانند ستونی است که از آسمان فرو افتاده است. سرش از مغرب و اصلش از مشرق است پس اگر ستون بلند شود از کجا بلند شدن آن را می بینی؟ مرد گفت: "از سرش امام کاظم (ع) فرمود: پس کافی است او از مغرب قیام خواهد نمود و اصلش از مشرق است و در آنجا است که قیام او برپا میشود و امرش تمام میگردد و چنین است مهدی (ع) و پرورش او در مشرق است و سپس به مغرب هجرت میکند و از آنجا قیام میکند و در مشرق امر او تمام می گردد. ١٤(شرح الأخبار، قاضي النعمان المغربي، جلد ١ ، ص ١٨٦)
مناظره:

اونا دیگه حرفی برای گفتن ندارند و فقط می خوان ظاهر

قضیه و وجهه خودشونو حفظ کنند ،بنابر این به پاک کردن صورت مساله اکتفا می کنند!

همچنانکه در ساحت سیاست عمل می کنند و وانمود می کنند همه چیز داره خوب پیش میره!

اما اگر کسی بی غرض و منصفانه به این مناظره و ادله دعوت اباصادق ع گوش بده همه چیز واضح و روشن است .

وگرنه از مناظره بعدی و مباهله فرار نمی کردند.

و آنها هم از این دشمنی ها نه تنها طرفی نمی بندند بلکه با دست خود ، خودشان را به هلاکت نزدیکتر می کنند .
خلاصه سخنان پدر ع در روز جشن وصیت :

وصیت، حکم ثابت و تغییرناپذیر الهی است که از زمان آدم علیه‌السلام تا پایان بشر جاری بوده و همواره معیار شناخت جانشینان حق بوده است. در امت‌های پیشین، مؤمنان هر سال گرد هم می‌آمدند، وصیت پیامبرشان را می‌گشودند، نام اوصیای الهی را می‌خواندند و با این کار عهد الهی را زنده نگه می‌داشتند و در انتظار تحقق وعده خدا می‌ماندند.
انحراف امت‌ها از جایی آغاز شد که بیعت از خدا جدا شد و به حاکمان غیرمنصوب داده شد. بیعت تنها از آنِ خداست و اطاعت از غیرِ منصوب الهی، اطاعت از شیطان است؛ و همین، ریشه همه فسادها، جنگ‌ها و فروپاشی‌هاست.
نخست فارس و سپس عرب‌ها در مسیر هلاکت قرار می‌گیرند و نشانه‌های آن امروز آشکار است. این سرنوشت، نتیجه‌ی کنار گذاشتن عهد الهی و پیروی از حاکمان ستمگر است. نام‌هایی چون کسری در فارس و صدام در جهان عرب، نمونه‌هایی روشن از این مسیر تاریخی‌اند.
خداوند سبحان می‌فرماید:
«ستمگر شمشیر من است؛ به‌وسیله او انتقام می‌گیرم و از او نیز انتقام می‌گیرم».
خداوند گاه ملت‌ها را به‌وسیله‌ی حاکمان ستمگر مجازات می‌کند و سپس همان ستمگران را نیز ساقط و نابود می‌سازد؛ این یک سنت الهی است، نه رویدادی تصادفی.
این تذکر، اجبار نیست؛ اما پس از بیان حقیقت، عذری باقی نمی‌ماند. هر کس آگاهانه راه خود را برمی‌گزیند و مسئول انتخاب خویش است
1
به همه کسانی که به دروغ ما را به خدمتگزاری به آمریکا، انگلیس و اسرائیل متهم می‌کنند، لحظه‌ای درنگ کنید و صادقانه به خود بیندیشید و به این سوال پاسخ دهید:

آیا قابل تصور است که آمریکا، انگلیس یا اسرائیل طرفدار «حاکمیت خدا» و «انتصاب الهی» (انتخاب حاکم توسط خدا) باشند؟ آیا آنها طرفدار رد همه اشکال حاکمیت بشر، چه دموکراتیک، انتخاباتی یا شورایی، خواهند بود؟ و آیا همه قوانین ساخته دست بشر را که از جانب خدا سرچشمه نمی‌گیرند، رد خواهند کرد؟

آیا قابل تصور است که این کشورها ادعا کنند که تنها حاکم مشروع در این دوران، خلیفه معصوم و منصوب الهی خدا، امام مهدی محمد بن الحسن (علیه السلام) است؟ و اینکه همه پادشاهان و روسای جمهور دیگر - از ترامپ و نتانیاهو گرفته تا سیسی، خامنه‌ای، سودانی‌ها و بن سلمان - حاکمان نامشروعی هستند که مقام پیامبران و جانشینان را بدون حق غصب کرده‌اند؟ آیا آنها ادعای ما را می‌پذیرند که هر رئیس جمهور و پادشاهی که امروز بر جهان حکومت می‌کند، نامشروع است، منصوب الهی نیست، بلکه جایگاهی را اشغال کرده که فقط برای یک پیامبر یا جانشین پیامبر محفوظ است؟

ما به صراحت اعلام می‌کنیم: همه این حاکمان نامشروع هستند و جایگاه‌هایی را اشغال می‌کنند که حق آنها را ندارند و بنابراین همه آنها نامشروع هستند. ما هیچ تفاوتی بین ترامپ و نتانیاهو، سیسی و خامنه‌ای، یا محمد شیاع سودانی و محمد بن سلمان و غیره قائل نیستیم. هیچ یک از آنها منصوب الهی نیستند. همه آنها حاکمان و رهبران دروغین، ستمگر، دزد و قاتل هستند.

و هر کسی که آنها را انتخاب کند، آنها را دوست داشته باشد و از آنها پیروی کند، در تمام گناهان، اعمال و جنایات آنها شریک است! همانطور که حضرت محمد (ص) فرمود: "اگر مردی در شرق بکشد و دیگری در غرب آن را تأیید کند، مانند کسی است که او را کشته و در خون او شریک است." بنابراین، آیا بریتانیا، اسرائیل و آمریکا از مسیری حمایت می‌کنند که مشروعیت خود و مشروعیت همه حاکمان روی زمین را تضعیف می‌کند؟

منصف باشید، التماس می‌کنم... حتی برای یک بار هم که شده با خودتان منصف باشید و با کلام حق پاسخ دهید... اگر عقل دارید، با حقیقت پاسخ دهید