☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.77K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
ببخش آنکه را که جز تو هیـــچ ندارد…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ دوازدهمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..
🤍

-دعایِ روز دوازدهم ماهِ مبارک.
+استوری
یکی ازم پرسید چه‌جوری زندگی‌پس‌از زندگی رو می‌بینی؟! نمی‌ترسی؟! چرا عمداً خودتو به ترس میندازی؟!
باید به دلیلِ این کشش‌م فکر می‌کردم.

یه کامنتی زیر پست عباس موزون دیدم؛ نوشته بود اقای موزون وقتی تجربه‌گرِ برنامه‌تون تعریف می‌کرد گناهش این بوده که ناموسِ مردم رو دید می‌زده؛ شما از شنیدنِ همون هم حیا کردید و سرتون رو پایین انداختید؛ اونجا نقطه عطفِ زندگیِ من بود. پروفایلِ این خانم هم طوری نبود که بگی آدمِ مذهبی‌ایه.

یکی نوشته بود خدا خیرتون بده؛ من بعدِ ۲۰سال افسردگی؛ تونستم با مرگِ همسر و پسرم کنار بیام؛ یکی نوشته بود اقای موزون من قصد داشتم بخاطر مشکلاتِ خانوادگی بچه‌مو سقط کنم اما با برنامهٔ دیروزتون پشیمون شدم؛ اون یکی می‌گفت اقای موزون من بعد دوبار خودکشی ناموفق؛ وقتی برنامهٔ شما رو دیدم پشیمون شدم و توبه کردم؛ یکی دیگه می‌گفت دخترِ من با برنامهٔ شما دوباره با دین آشتی کرده و نمازش رو اول وقت می‌خونه…

اینا بجز تاثیراتِ مثبت دنیوی؛ باقیات‌الصالحات هم هست. یکی پیدا شده علیرغمِ تمام حواشی‌ای که می‌سازن؛ به مخاطب می‌فهمونه خیلی از اعمال‌ش با سرنوشتِ دیگران مرتبطه؛ حساب و کتاب حقیقی‌ای که ما فراموشش می‌کنیم؛ وجود داره و نباید فرصت‌سوزی کرد.

تا این‌جا؛
این یکی از بهترین روش‌های امر به معروف و نهی از منکری بوده که دیدم. شخصاً فکر می‌کنم اگه صرفاً بخاطرِ «ترسیدن» این برنامه رو نبینم و با ندیدن‌ش؛ به کارهای اشتباهم ادامه بدم؛ درواقع تمامِ توجیهاتی که برای عمل به اون کارِ اشتباه می‌تونستم بتراشم رو هم از دست می‌دم! وقتی به لطفِ خدا زمینهٔ آگاهی و جبرانِ من فراهم شده؛ عامدانه نباید از دستش داد.

اگر به هردلیلی تا الان برنامه رو ندیدین؛ قسمت‌هاش رو تو این کانال می‌ذارن؛ می‌تونید از این‌جا ببینید:

@zendegindetv4
تَسْتُرُ عَلَى مَنْ لَوْ شِئْتَ فَضَحْتَهُ
بر گناه کسی پرده می‌افکنی که اگر می‌خواستی
رسوایش می‌کردی.

•صحیفهٔ‌عزیز‌سجادیه‌، دعای‌۴۵ام•
می‌دونستین دعایِ پدر و مادر می‌تونه سرنوشتِ شما رو به نحوِاحسن تغییر بده و بوسیدنِ دست و پایِ پدر و مادر چیزی از آدم کم نمی‌کنه؛ بلکـه به عرش می‌رسونه؟ می‌دونستین نمازخوندن‌ و خِیرات دادن برای والدینِ آسمونی هم دعاهاشون رو بدرقهٔ دنیا و آخرتِ اولاد می‌کنه…؟
آغوش باز کن؛
ای نجات‌دهنده؛ ای پناه‌دهنده…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ سیزدهمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..
🤍

-دعایِ روز سیزدهم ماهِ مبارک.
+استوری
ترکیبی از لرزشِ دست، خشم، شرم و استیصال‌م.
از این «ظَهَرَالْفَسٰادُ»‌هایی‌که «فِي ‌الْبَرِّ وَ الْبَحْــر بِمٰاكَسَبَت أَيْدِي ‌النّٰاسِ»‌ پاش رو گذاشته رو خرخرهٔ وجدانِ آدم‌ها و با تمامِ وجود دلم می‌خواد فریاد بزنم وَاجْعَلْهُ اللّٰهُمَّ مَفْزَعاً لِمَظْلُومِ عِبادِكَ، وَ ناصراً لِمَنْ لَايَجِدُ لَهُ ناصِراً غَيْرَكَ… توروخــدا..
کو کلمه؟ کو جمله؟
چه کلمه‌ای می‌توان نوشت؟ چقدر باید نوشت؟ چطور باید نوشت؟ از کدامش باید نوشت؟ از دیشب؟ از امشب؟ از هرشب؟ از نوزادی که فیلمِ آخرین نفس‌هایش وایرال می‌شود؟ از کودکی که می‌گوید «انقدر خوراکِ دام خورده‌ام که شکمم درد می‌کند و نمی‌توانم نفس بکشم»؟ از مادری که بعد از ۱۳ سال فرزندی متولد کرد و فرزندش رویِ دستانش جان داد؟ از بچه‌ای که گریه می‌کرد و می‌گفت «من قبلاً خیلی زیباتر بودم… اسراییل زیبایی‌ام را گرفت»؟ یا از قرآنی که در دستِ آن سرباز اسراییلی پاره پاره شد و صدایی از مدعیان درنیامد؟ یا از امشب…

از زنِ بارداری که جلویِ بیمارستان الشفاء و مقابل چشمِ شوهرش به او تجاوز کردند و او و جنین‌ش را کُشتند؟ از مردانی که بی‌حرمتی به ناموس‌شان را دیدند و جان دادند؟
از زنانی‌که برهنه‌شان کردند و کتک‌شان زدند و به همسران‌شان گفتند حق ندارید چشم‌هایتان را ببندید؟ از تجاوز به زنانی که به بیمارستان پناه برده بودند؟ از کدامش؟ از همین‌ها که خداخدا می‌کنیم که ای‌کاش تکذیب شود…؟
یا از عرب‌هایی که وظیفهٔ تجهیزِ وحشی‌ترین ارتش جهان را عهده‌دارند و بویی از مسلمانی نبردند؛ شب‌ها در مهمانیِ این وحوش شرکت می‌کنند و لبخند می‌زنند و روزها به فکر تزیینِ سفره‌های افطارشان؛ درحالی‌که دستِ ابلیس است افسارشان؟
از عرب‌هایی‌که برای زنان ‌و کودکانِ فلسطینی رگِ عربی‌گری‌شان ورم نمی‌کند ولی بساطِ ساز و آواز و رقص عربی‌شان به راه است؟ از مسلمانانی‌ که رسمِ مسلمانی‌شان رنگ باخته و از مدعیانی که انسانیت‌شان برایِ چشم‌رنگی‌های مو بور نوربالا می‌زند؟
از مدافعینِ حقوق زنان که برایِ آن دروغِ بزرگ موهایشان را می‌تراشیدند و برایِ این نسل‌کشیِ بزرگ؛ خفه‌خون گرفته‌اند و این بی‌حرمتی‌ها را با استدلا‌هایِ احمقانه‌شان بی‌شرمانه توجیه می‌کنند؟ از سازمان‌های پوشالیِ حقوق‌بشری که با وِتویِ عاملانِ ناامنیِ بشر؛ قطعنامه‌هایِ کمک‌رسانی‌شان دود می‌شود می‌رود هوا؟! یا از زمینی که دهان باز نمی‌کند تا این شرمِ عمیق را ببلعد…؟

ما این‌ها را می‌خوانیم؛ نهایتاً اگر هنر کنیم تصاویرش را می‌بینیم؛ ولی آنها تمامِ این جنایات را زندگی می‌کنند؛ خدایا فَرَجی کن…
دعای مجیر.pdf
643.2 KB
🕊️هرکه دعـایِ مجیر را در «ایام البیـــض»؛ روزهای ۱۳،۱۴،۱۵ ماهِ رمضان بخواند گناهانش آمرزیده می‌شود؛
هرچند به عدد دانه‌هایِ باران و برگهای درختان و ریگ‌هایِ بیابان باشد. خواندنِ آن برای شفایِ بیمار و ادای دین و بی‌نیازی و توانگــری و رفع و اندوه سودمند است.

-کفعمی، بلدالامین•
همه از دیشب تا همین لحظه به دنبالِ تکذیبِ آن خبر هولناک می‌گردیم؛ چون باورش برایمان سخت است در عصری که در آن نفس می‌کشیم؛ وحوشِ صهیونیست به ناموسِ مسلمان تعرض کرده باشد و جماعتِ مسلمان هنوز در فکرِ عادی‌سازی روابط‌ش با صهونیست باشد و بعد از اندکی تأثّر؛ به خواب ناز فرو رفته باشد. دنبالِ تکذیبیه می‌گردیم چون وجدان‌مان قبول نمی‌کند امروز اشک بریزیم و فردا به فکرِ تکمیل سفره‌هایِ افطارمان باشیم درحالی‌که خواهران و برادرانمان گرسنه شهید می‌شوند. دنبالِ تکذیبیه می‌گردیم چون نمی‌توانیم هتکِ حرمت زنِ مسلمان را با سکوتِ شیوخِ مُسلمِ فربهٔ عرب جمع‌ببندیم. انگار نه انگار همین اتفاقات را در طنطورهٔ رقم زده بودند و کهنه‌سربازانِ صهونیست جلوی دوربین نشستند و تجدیدِ خاطره کردند؛ تجاوز گروهی به دخترانِ ۱۶ سالهٔ روستای طنطورهٔ را! انگار نه انگار همین چند وقت پیش بود که خبرنگارِ العالَم با صدایِ لرزان از برهنه کردنِ زنان فلسطینی در مدرسه مالزیاییِ واقع در فلسطین گزارش می‌داد و شاهدِ عینی فریاد می‌زد «لباس زیرشان را آتش زدند و بچه‌ها را در زباله‌ها انداختند؛ سیخ در پشتِ آنها فرو می‌کردند…» انگار نه انگار که لباس‌زیرِ زنان مسلمان را در هوا چرخاندند و فیلم گرفتند و خندیدند. انگار نه انگار همین دیشب در بیمارستان الشفاء ۲۰۰ نفر را شهید کردند و مابقی را دزدیدند. انگار نه انگار که با تانک از روی پیکرها رد می‌شدند و هر پیکری که تکه‌تکه می‌شد؛ قند توی دل‌شان آب می‌شد. انگار نه انگار بچه‌هایی را که در انتظارِ آب و غذا بودند را تکه‌پاره کردند و صدایی از کسی درنیامد. در عجبم از بعضی‌ها که باد به غبغب می‌اندازند و می‌گویند «اسرائیلی‌ها هرچقدر وحشی باشند؛ دیگر تا این اندازه وحشی نیستند!»


بر سرِ چه دعوا می‌کنید؟
برایِ این‌که در لباسِ یک انسانِ لاقِید؛ و نه یک دین‌دار یا مسلمانی از امّتِ محمد(ص)؛ اسرائیل را به قدرِ یک «هشتگ» محکوم کنید؛ دنبالِ چه می‌گردید؟ وقتی بیمارستان المعمدانی را بمباران کردند می‌گفتید اسرائیل انقدر وحشی نیست! امروز مادر‌ها می‌گِریند که ای مسلمانان ما دیگر شیر نداریم و علف در دهانِ نوزادی می‌گذاریم که آخرین نفس‌هایش را می‌کِشد هم باور نمی‌کنید؟
والله که خدا امتحانِ سختی از «وجدانِ بشر» خواهد گرفت و امان از روزِ شَـــرم و حسرت..
تو نورِ شب‌هایِ تاریکِ آخرالزمانی..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ چهاردهمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..
🌱

-دعایِ روز چهاردمِ ماهِ مبارک.
+استوری
همـزمان با این‌که شما آریاییِ عزیز؛ کفِ صفحاتِ مجازی‌تون دنبالِ سفید کردنِ کارنامهٔ سیاه و کثیفِ اسرائیل‌ هستید و با عکسِ یادگاری بازماندهٔ پهلوی با نتانیاهویِ کودک‌کُش پُز می‌دید؛ در اسرائیل جشنِ پوریم [ایرانی‌کُشی] درحال برگزاریه و به همین مناسبت یه سری عروسک‌ رو به‌جایِ شخصیت‌هایِ ایرانی از تیرچراغِ برق آویزون می‌کنن؛ تا بعد از این‌که ذهن‌هاتون رو خیلی نرم آمادهٔ تسلطِ خودشون کردن؛ به گفتهٔ خودشون با افتخار ایرانی‌ها رو قتل‌عام کنن. به رگِ آریایی‌تون که برنمی‌خوره؟
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
برایِ من شنیدنِ این حرف‌ها خیلی سخته؛ خیلی سخت. اما اینو می‌ذارم برایِ بزرگوارانی که برایِ انزجار از کثافتی بنامِ اسرائیل [بعد از این‌همه جنایتِ فاحش] همچنان دنبالِ دلیل می‌گردن؛ و بیداریِ وجــدان‌‌شون هم بندهٔ تکذیبیه‌ها و تاییدیه‌هاست.
گویی ابرازِ نفرت از غدهٔ‌سرطانیِ اسرائیل نیازمندِ تاییدِ یک اتفاق تلخ و خاصِ مدنظرِ اون‌هاست؛ و گویی جنایاتِ اسرائیل فقط منحصر به دیروز و امروزه.
اون‌هایی که به‌جایِ همــدلی عمیق و جدیِ رسانه‌ای برایِ تشکیلِ یک موج علیه اسرائیل [که کمترین کارِ فعالین رسانه‌ای‌ست] طبقِ‌ معمول دست به دامنِ حواشی‌ان؛ درحالی‌که اصل چیز دیگه‌ای‌ست!


حرف‌هایِ دکتر عالیا خان، پزشکِ ارشد بالینی در مصاحبه با میدل‌ایست‌مانیتور مبنی بر سابقهٔ «تجاوزاتِ سربازان ارتش رژیم صهیونیستی به زنان فلسطینی» رو بشنوید و ببینید.
آیت‌الله حائری‌شیرازی(ره) می‌فرمود «انسان‌ها باید سال‌ها سرِ کلاس امام‌حسین‌ع بشینن و درس‌آموزی کنن تا بتونن لیاقتِ حضور در کلاس امام‌حسن‌مجتبی‌ع رو پیدا کنن..»
چرا؟ استاد شجاعی خیلی قشنگ بازش می‌کنه؛ می‌گه جنگ و جهاد ساده‌ست؛ شفافه! اما این‌که سر بزنگاه‌هایِ فتنه‌ها بتونی تشخیص بدی که چجوری همراهِ امامت باشی، چجوری از امامت پیروی کنی، چجوری دفاع کنی و چجوری سکوت کنی؛ کارِ هرکسی نیست.

اگه عنصرِ «بصیرت» و «ولایت‌پذیری» رو توی خودت تقویت نکنی؛ درگیر شبهه می‌شی؛ مثل این سکانسِ سریال امام‌حسن [تنهاترین سردار] که سربازهایِ معاویه خونه‌زندگیِ مردم رو آتیش می‌زدن؛ و اعتراف می‌کردن که به ما گفتن لباسِ سربازهایِ ابامحمد رو بپوشید و بگید مارو ابامحمد مأمور کرده؛ وقتی نتونی راست و درست رو تشخیص بدی تویِ سپاه خودی به اختلافات دامن می‌زنی و نهایتاً مخالفت با تصمیمِ امامِ خودت رو چطور ابراز می‌کنی؟ این‌طوری که توی «ساباط» به پای امامِ خودت نیزه می‌زنی..


امامِ مظلومِ مهربانِ ما؛
امامِ بی‌حرمِ غریب؛
حتی در خانه و حتی در بینِ اصحاب!
تولدِ شما مبارکِ ما باشه؛ سایه‌تون بر سرِ ما..
بر سرِ مایی که
همیشه بر سر خوانِ کَرَم شماییم..
کانال‌هایی که در حوزهٔ مقاومت و فلسطین داده‌هایِ خوبی به ذهن‌تون اضافه می‌کنن:

۱) أخ‌في‌الله
۲) محــلّل
۳) تنهایی دسته‌جمعی
۴) اسکرین‌شات
وقتی می‌خواد از جاش بلنــد شه؛ خسته‌ست و جون نداره، دست رویِ زانوهاش می‌ذاره و از تهِ دل می‌گه «یاعلی و بچه‌هاش». جون می‌گیره انگار. جـونِ دوباره و ســه‌باره و چارباره. می‌گـه دوپینگ می‌کنم من، بااین جان‌هایِ نورانی..
از نیمه هم که گذشت مهمانی‌ات؛
اما تو ببخش مهمانِ بی‌معرفتت را..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ پانزدهمین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..
🌱

-دعایِ روز پانزدهم ماهِ مبارک.
+استوری