☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.77K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
این‌که همچنان شاهد اتفاقاتی هستیم که بدونِ در نظر گرفتنِ باقی زوایا، ما رو تبدیل به یک قاضیِ جاهلِ با اعتماد‌ به‌ نفس بالا می‌کنه که بلافاصله حکم صادر می‌کنه؛ عجیب و خطرناکه.
ویدیوی درمانگاه قم که اینترنشنال منتشر کرده رو چندین‌بار دیدم تا بیام این‌جا غر بزنم و امتیازِ این مرحله رو از دست ندم. اما چند سوال برام پیش اومد.

قبل‌ش می‌خوام بگم حالا که بازارِ صدورِ حکم‌های مجازی بر اساسِ تیتر مغرضانهٔ ویدیوی اینترنشنال داغه؛ از این زاویه هم ویدیو رو ببینیم [رویِ لینک بزنید] به‌هرحال ما جاهل به زوایایِ اصلی ماجرا هستیم؛ طبق معمول یه سری هم با ادعایِ عکس گرفتنِ این اقا به استقبالِ هشتگ‌ها رفتن؛ ولی آیا احتمال دیگه‌ای وجود نداره؟

۱) این فیلمِ ضبط شده توسطِ دوربین ‌مداربسته چطوری به اینترنشنال رسیده؟! تاجایی‌که می‌دونم انتشارِ محتوای این دوربین‌ها نیاز به مجوز داره و هرکسی هم بهش دسترسی نداره.
۲) تیترِ اینترنشنال اینه «حمله به زنی که..» طبقِ این ویدیو؛ دقیقاً چه کسی به چه کسی حمله می‌کنه؟ اون خانمی که جیغ می‌زنه و جوری فحش می‌ده که اینترنشنال هم سانسورش می‌کنه و می‌گه «من روانی‌تر از این حرفام»؛ یعنی مورد حمله قرار گرفته؟! از طرفی بینِ اخبار اینترنشنال برای اثبات ادعا؛ نوشته «مردم اخوندِ متجاوز(!) را فراری دادند» و با همین تیتر فکر مخاطب رو جهت می‌ده. درحالی‌که طبق ویدیو یه خانمی گوشی این اقا رو از دستش می‌گیره و این اقا هم دنبالِ گوشی‌ش می‌ره.
۳) به فرضِ اثباتِ این‌ ادعا این اقا عکس گرفته؛ چرا اینترنشنال تا قبل‌ از فیلم‌هایی که هنجارشکن‌ها تحتِ عنوان «ایجاد شرمساری» از بقیه می‌گرفتن حمایت می‌کرد و اتفاقاً اون‌هارو پخش می‌کرد و آسیبی به حریم شخصیِ افراد وارد نمی‌شد؛ اما الان نگرانِ فیلم گرفتنِ این اقا شده و پشتِ سرهم تحلیل ارائه می‌ده و کارشناس دعوت می‌کنه؟! [البته چراش رو می‌دونم]
۴)چرا مُبدعینِ «دوربینِ من، سلاحِ من» که به اون پیرزن تویِ مترو که معترض به حضور آقایان در واگنِ خانم‌ها بود هم رحم نکردن؛ یا در راهپیمایی حامیانِ غزه در لندن از علی‌علیزاده فیلم گرفتن ‌و جلوی بچه‌ش بهش فحاشی کردن؛ یا از خانم‌هایی که به جام‌جهانی برای حمایت از تیم‌ملی رفتن عکس گرفتن و زیرش نوشتن «پتیاره شناسایی شود.» همزمان با رونمایی از مجسمهٔ مهساامینی در فرانسه؛ الان معترضِ این عملِ متقابل شدن و اونو نقضِ حریم‌خصوصی می‌دونن؟ چرا با ویدیوهایی که سابقاً توسطِ مخالفین گرفته و منتشر می‌شد؛ این موج‌ها علیه کسی که فیلم رو گرفته شکل نمی‌گرفت؟
۵)این سوال رو از اونایی می‌پرسم که در همه‌حال قاضی‌القضات‌های یک‌طرفه‌ن؛ نقضِ حریم خصوصی درست نیست؛ نقضِ قانونی که پروتکلِ پوششی رو شامل می‌شه درست و قابل‌دفاعه؟ چرا این «آزادی در هر عمل» هم یک‌طرفه‌ست؟! اگر هرچیزی باید از طرُقِ قانونی طی بشه؛ عمل به کدوم قانون؟! همهٔ قوانین یا بعضی از قوانین؟!
۶) در نهایت چطور با یک ویدیویِ سه دقیقه‌ای منتشره توسطِ اینترنشنال که سابقهٔ دروغِ سی‌تی‌ اسکنِ مهساامینی رو هم داره [که پزشکِ معتمد خود این شبکه به این دروغ اعتراف کرد] همچنان حکم صادر می‌کنید؟


من نمی‌دونم موضعِ مقامِ قضایی دربارهٔ ثبت گزارش از کشفِ حجابِ علنی چیه؛ از طرفی چندتا پیامِ غیرمنصفانه دریافت کردم و لازم بود سوالاتم رو بنویسم.
در نهایت مقامِ رسمی و قضایی باید اظهارنظر کنه؛ و معتقدم [به فرضِ اثبات] ما در مقامِ دفاع از اینطور عمل‌ها نیستیم؛ اما می‌تونیم بپرسیم که در کنارِ همهٔ سوالات بالا؛ دلیلِ چرخش ناگهانی لاشخورها که سابقاً طوری دیگه‌ای افکار عمومی رو جهت‌دهی می‌کردن و حالا طورِ دیگه؛ چیه؟!
بگذریم…
از این روزمرگی‌هایی که شبانه‌روز روی جسم و روحِ‌مون چنبره زده و راهِ نفس رو گرفته و خبر نداریم دلیلِ خفگی‌هامون چیه!

پیشنهاد می‌کنم برایِ ماه‌مبارک؛ نرم‌افزار «قرآن هادی» رو داشته باشید و از اون طــریق قرآن بخونید. ترجمهٔ صوتی هم داره که اگه فرصت کنید گوش بدید چه بهتر.با تجویدِ عبدالباسط و ترجمه؛ صدایِ قادرپناه گوش بدید و پرواز کنید.
خبرِ خوب این‌که حدود چهل دقیقه مونده به اذانِ صبح به افق تهران؛ استاد غلامـی مهمــونِ شبکهٔ افق هستن؛ با موضوع «تکبّر»

پارسال موضوع غیبت بود. مباحث خیلی جذابه؛ از دستش ندید چون بعدش می‌فهمیم حسابمون با کرام‌الکاتبینه :))
امسالم به رسمِ پارسال هرسحرِ ماهِ رمضون، همدیگه‌رو بدرقه‌ می‌کنیم..🤍
مسافرِ پروازِ رمضان؛ اولین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿

-دعایِ روز اول ماهِ مبارک.
+استوری
تجربه‌گرِ این قسمت انقدر قشنگ داره جایی که ازش رد شده رو توصیف می‌کنه و برقِ چشم‌هایِ عباس موزون؛ که اشک‌مون دراومد از تویِ این قفسِ دنیا بودن…
تجربه‌گر می‌گه برادرم رفت کهف‌الشهدا و خودش رو انداخته بود رویِ قبور که داداشم داره می‌میره!
می‌گه من اون شهدا رو دیدم که ایستادن بالایِ سر قبرشون؛ خندون بودن. چفیه داشتن.

اشکِ من چرا میاد؟
یادِ خودم افتادم که چندسال‌پیش، جوری کارم گره افتاده بود و جوری راهِ نفس‌م تنگ شده بود که چهل روز رفتم کهف‌الشهدا و التماس کردم؛ و روزِ آخر که ناامید شده بودم بهشون گفتم «شما رو به حضرتِ زهرا..»
ناامید شدم برگشتم؛ هنوز به خونه نرسیده بودم که یه پیامک برام اومد با این محتوا که اون مشکلِ عجیب دوماهه حل شد. مدیون بودم؛ مدیون‌تر شدم.
خداجـــون
به داده و نداده‌ت؛
به داده ‌و گرفته‌ت؛
شُکـــر.🌱
محتوایِ حساس دارد.

بعد اینکه تو زندگی‌پس‌از زندگی، عباس موزون از «حضرت مادر» برای جایگاهِ مادر استفاده کرد؛ این عکسارو دیدم و توجه‌م رو جلب کرد.

تصویرِ راست؛روندِ تکامل هشتگ‌هایِ براندازی؛ به متنِ توییت‌ها و هدفِ توییت‌ها دقت کنید. خواستی خوار کنی؛ اما سُتودی؟
تصویرِ چپ؛ هشتگِ توهیــن به مادر، در ادامهٔ هشتگِ خودسلیطه‌پنداریِ این روزها.

اگه مراقبِ ورودیِ ذهن و چشمت تو بسترهای مختلفی که حضور داری نباشی؛ خروجیِ خوبی از آب درنمیاد. به مرور ضدارزش‌ها و ضداخلاق‌ها برات بعنوانِ معیارِ ارزش و اخلاق جا میفته و سوار بر موج؛ قُبحِ خیلی چیزها رو می‌ریزی؛ و دیگه اصالت و خطِ قرمزی نخواهی داشت. و اساساً هدفِ این موج‌ها همینه.
چهارشنبه‌سوزی.
تا ساعت ۱۰:۳۰ امشب ۲۱۱۴ آسیب‌دیده و ۱۴ فوتی و ۱۵۲ قطع عضو، ۷۰۰ نفر اسیب چشمی و ۶۸۱ سوختگی. چرا؟ چرا بصورتِ خودخواسته هرسال به تکرارِ این حوادث اصرار داری هموطن؟
حاج‌اقا طباخیان تو برنامهٔ «به وقتِ سحر» به نقل از استادی می‌گفت جوری برایِ اهل‌بیت کار کنید در طولِ روز؛ جوری بدویید و تلاش کنید که وقتی شب می‌رسید خونه؛ از خستگی خوابتون ببره و یادتون بره پَتو بکِشید رو خودتون؛ و خودِ مولا و امام‌تون بیاد روتون رو بکِشه…
از امام‌زمان نقل می‌کنن که «شما خودتان را اصلاح کنید؛ما خودمان به سراغِ شما می‌آییم.»


ما‌هایی که خسته‌ایم و این حس رو نداریم؛
برا اینه که خستهٔ کارِ نکرده‌ایم…
•خدایا! کمِ مرا به عظمتِ خودت ببخش..
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ دومین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🌿

-دعایِ روز دوم ماهِ مبارک.
+استوری
حاج‌آقا می‌گفت یکی از شیعیانِ امیرالمومنین بنامِ رُمیله بیماریِ سختی گرفت؛ و مدتی از مسجد رفتن محروم شده بود؛ ولی روزِ جمعه‌ای با خودش گفت بهتره یه آبی به صورتم بزنم؛ هرجور شده خودمو برسونم به مسجد و پشتِ اقاامیرالمومنین نماز بخونم، اگه اقا رو ببینم حالم بهتر می‌شه. همین‌کارو کرد؛ پشتِ حضرت نمازش رو خوند، اما وقتی حضرت بالای منبر رفتن تا خطبه بخونن؛ رُمیله دوباره حالش بد شد و از درد به خودش می‌پیچید؛
نگاهِ امام به رُمیله افتاد و فرمود «ای رمیله! دیدم از درد به خودت می‌پیچیدی و افسرده‌حالی؛ فهمیدم که بیماری و با خودت گفتی هیچکاری بهتر از این نیست که غسل کنی و برای نماز‌جمعه به مسجد بیای و با ما نماز بخونی تا احساسِ سبکی کنی؛ اما وقتی به منبر رفتم بیماری‌ت شدت گرفت…»
رُمیله گفت به‌خدا قسم اون‌چه که فرمودین؛ یه کلمه کم و زیاد نبود …
امام فرمود «هیچ مومنی بيمار نمى‌شه مگر اينكه ما هم به خاطرش بيمار مى‌شیم؛ هیچ اندوهى بهش نمى‌رسه، جز اينكه ما هم همراهش اندوهگين مى‌شیم و هيچ دعايى نمى‌كنه؛ مگر اينكه ما به دعاش آمين مى‌گیم و هروقت ساكت بود، براش دعا مى‌كنيم…»
گفت اقاجان این مختصِ افراد ساکن در این دیاره؟ پس اون‌هایی که در جاهای دور سکونت دارن چطور؟
امام فرمود «ای رمیله! هيچ مومنی در شرق و غربِ عالم از نظر ما پنهان نيست، مگر اين‌كه او با ماست و ما با او…»


حاج‌آقا داشت تعریف می‌کرد؛
و ذهنِ من با تفکّر بچگانهٔ خودش فکر می‌کرد که چی‌کار کنم؟ بیشتر مراقبِ خودم باشم؛ مبادا از غم و بیماریِ من غُصه به قلبِ شما بیاد؟ می‌شه؟ اصلاً از منِ نابلد قبوله؟ کمِ ما و کَرَمِ شما..
•تو پایانِ هر جستجویِ منی…
•مسافرِ پروازِ رمضان؛ سومین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..
🌱

-دعایِ روز سوم ماهِ مبارک.
+استوری
استاد غلامــی پارسال دربارهٔ غیبت تو شبکهٔ افق برنامهٔ عالی‌ای داشت؛ امسال دربارهٔ غرور و تکبّر.

دیشب تو «وقتِ سحر» دربارهٔ تکبّر یه نقلی کرد؛
که امیرالمومنین فرمود «اگر انســان از اينكه بندِ كفش او از بندِ كفشِ دوستش بهتر است سرخوش شود، مشمول اين آيه می‌شود؛
[آرى] این سراىِ آخــرت را [تنها] براى کسانى قرار می‌دهیم که ارادهٔ برتری‌جویى و فسـاد در زمین را ندارند؛ و عاقبتِ نیک براى پرهیزگاران است…»

یعنی من اگه صرفاً بندِ کفشِ خودم رو قشنگ‌تر و جذاب‌تر و گرون‌تر و خفن‌تر از اون‌یکی بدونم و به واسطهٔ اون فخر هم بفروشم؛ در واقع شاملِ افرادی می‌شم که در زمین ارادهٔ برتری‌جویی دارم و عاقبتِ نیک نخواهم داشت؛ چون سهمی از سرایِ آخرت ندارم. چه برسه به باقیِ داشته‌هایِ مادی و غیرمادی.
و هرچقدر دایرهٔ مخاطبی که روبروته گسترده‌تر باشه؛ این موضوع هم دایره‌ش گسترده‌ست.

بندِ کفــش؛ نه حتی خودِ کفش. چرا؟! چون بندِ کفش مصداقِ بی‌ارزش‌ترین داراییِ فرده.

راستش رو بگم؟
خیلی ترسیدم.
چون می‌دونم همین‌جا ختم نمی‌شه. من همین یه مورد رو اگه تعمیم بدم به باقیِ موارد؛ و نسخهٔ خودمو بپیچم؛ می‌تونم خودم رو بتِکونم، قبل از این‌که منو بِتِکونن و نسخهٔ منو بپیچن.

نکتهٔ خوبِ ماجرا اینه که دینِ ما در عینِ خــوف؛ رَجاء هم داره. خوف از ناراحتی و جوابِ خداوند به «اعمالِ خودم» و رَجاء و امیدواری به رحمتِ واسعهٔ خداوند نسبت به منی که از کردهٔ خودم پشیمانم و می‌خوام جبرانش کنم؛
با تمامِ وجود دلم می‌خواد بعد از توضیحِ مصادیقِ گستردهٔ کِبر و عُجب و غرور که فهمیدم به‌طرزِ عجیبی بهش مُبتلائیم؛زودتر به قسمت‌هایِ جبران و درمان برسه…
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
استاد غلامــی پارسال دربارهٔ غیبت تو شبکهٔ افق برنامهٔ عالی‌ای داشت؛ امسال دربارهٔ غرور و تکبّر. دیشب تو «وقتِ سحر» دربارهٔ تکبّر یه نقلی کرد؛ که امیرالمومنین فرمود «اگر انســان از اينكه بندِ كفش او از بندِ كفشِ دوستش بهتر است سرخوش شود، مشمول اين آيه می‌شود؛…
یه دوستِ خوبِ اصفهانی دارم؛ یادمه یکی‌دوسال پیش داشتیم حرف می‌زدیم؛ ازش بابتِ حرف‌های خوب و به‌موقعی که بهم زد تشکر کردم.
گفتم دمت گرم! دمِ خودت و لهجهٔ قشنگت و قلم و بیان‌ت گرم؛ حالمو خوب کردی به‌خدا!
یه چیزی گفت که من هنوز یادمه؛
گفت من که چیزی از خودم ندارم، خدا خواسته این‌موقعِ شب بیدار بمونم و حرف تو دهنِ من گذاشته و از زبانم جاری کرده و به انگشتام دستورِ نوشتن داده و نهایتاً حالِ تورو خوب کرده؛ هرچی هست از خداست. هذا‌مِن‌فضـــلِ ربّی!

فکر می‌کنم اصلی‌ترین واکسنی که نمی‌ذاره به این مصادیقِ بی‌رحمِ عُجب و تکبر مبتلا بشی همینه؛
که مُدام با خودت زمزمه کنی؛ هرچی از خداست؛ زیبایی، قد و قَواره، علم و آگاهی، اعتقاد و باور، مراتبِ بالا و پایینِ علمی، بندِ کفش، خودِ کفش! پایی که کفش رو می‌پوشه؛ قبولی تو فلان ازمون و مصاحبه؛ حتی تواناییِ خونه‌تکونی و نمرهٔ بالایِ پایان‌نامه.
ما همون «ذرّه‌ایم» که اگه انگشت کوچیکهٔ پامون بخوره به گوشهٔ میز؛ از شدتِ درد، خواب هم با چشم‌هامون قهر می‌کنه..