جلویِ خونهمون یه تپهس که مقبرهٔ دوتا شهیدِ عزیزِ گُمنامه. برکتِ محله. وقتی میری اونجا هیچ صدایی نمیاد جز صدایِ سکوت و تکون خوردنِ پرچم، همون صدایِ سکوت گرفتارت میکنه. سکوته ولی زندهس. و این صدایِ آشنایِ منه. من کلاً یه بار رفتم راهیانِ نور. دفعهٔ اول که اقدام کردم برایِ رفتن، دانشجویِ کارشناسی بودم. یه اتفاقاتی افتاد و نتونستم برم، دوستام رفتن و یادم نِمیره صبحها تا شب گوشی به دست بودم و از دوستم میپرسیدم رسیدید؟ کجایید؟ چیکار میکنید؟ خیلی خوبه نه؟ معنیِ واقعیِ بیقراری رو اونموقع فهمیدم.
سالِ بعدش رفتم، اولش بیخوابی و صبحِ زود بیدار شدنها و فشرده بودنِ برنامه یهکم اذیتم میکرد، تا اینکه رفتیم شلمچه و نشستیم پایِ روایتگریِ حاجحسینیکتا. هرچی بیخوابی و کمخوابی بود یادم رفت، اصلاً «خودم» یادم رفت. الان فقط یه سکانس از اونشب جلویِ چشممه. چنگ میزدم به خاکِ زندهٔ شلمچه، چون بند شده بودم به اون خاک. توانِ بلند شدن نداشتم، دُچــار شده بودم. مَنی که تا خیلی سالِ قبلترش شاید معتقد بودم که اصلا چی داره؟ جز خاک و خستگی. همین الآن هم دستام مُشت میشه انگار هنوز چنگ زدم به اون خاک که نمکگیرم کرد، به اون صدایِ سکوت. به اون خلوت و زندهگی. زندهمانی. زندگی نه!
وقتی برگشتم تا یک هفته تو حالِ خودم نبودم. من غریبه نبودم با احوالاتِ راهیان و شُهدا، ولی مُشتاق سفرِ راهیان هم نبودم؛ تا وقتی که اونسال نشد برم و سالِ بعدش شد. هرکی پرسید، گفتم ببین یه چیزیه که باید بری ببینی.همین.
حالِ شبی که نشد برم راهیان رو باز دارم این روزها زندگی میکنم، و منِ هیچوقت کربلا نرفته، الان برایِ اونهایی که به هرنحوی دارن اربعین و عشقِ به حسین(ع) رو تمسخُر میکنن و با انواعِ شُبهه و توهین میخوان بیاهمیت جلوهش بدن- که اصلا مَحاله، شدنی نیست، آب در هاوَن کوبیدنه- زبونم نمیچرخه جز به اینکه الهی دچارِ واقعیِ عشقش بشید، الهی که نَرفته دچارش بشید، الهی که برید و حالِ دچارهایِ عشقش رو ببینید و دُچارتر بشید، الهی که برگردید و دُچار بمونید..
سالِ بعدش رفتم، اولش بیخوابی و صبحِ زود بیدار شدنها و فشرده بودنِ برنامه یهکم اذیتم میکرد، تا اینکه رفتیم شلمچه و نشستیم پایِ روایتگریِ حاجحسینیکتا. هرچی بیخوابی و کمخوابی بود یادم رفت، اصلاً «خودم» یادم رفت. الان فقط یه سکانس از اونشب جلویِ چشممه. چنگ میزدم به خاکِ زندهٔ شلمچه، چون بند شده بودم به اون خاک. توانِ بلند شدن نداشتم، دُچــار شده بودم. مَنی که تا خیلی سالِ قبلترش شاید معتقد بودم که اصلا چی داره؟ جز خاک و خستگی. همین الآن هم دستام مُشت میشه انگار هنوز چنگ زدم به اون خاک که نمکگیرم کرد، به اون صدایِ سکوت. به اون خلوت و زندهگی. زندهمانی. زندگی نه!
وقتی برگشتم تا یک هفته تو حالِ خودم نبودم. من غریبه نبودم با احوالاتِ راهیان و شُهدا، ولی مُشتاق سفرِ راهیان هم نبودم؛ تا وقتی که اونسال نشد برم و سالِ بعدش شد. هرکی پرسید، گفتم ببین یه چیزیه که باید بری ببینی.همین.
حالِ شبی که نشد برم راهیان رو باز دارم این روزها زندگی میکنم، و منِ هیچوقت کربلا نرفته، الان برایِ اونهایی که به هرنحوی دارن اربعین و عشقِ به حسین(ع) رو تمسخُر میکنن و با انواعِ شُبهه و توهین میخوان بیاهمیت جلوهش بدن- که اصلا مَحاله، شدنی نیست، آب در هاوَن کوبیدنه- زبونم نمیچرخه جز به اینکه الهی دچارِ واقعیِ عشقش بشید، الهی که نَرفته دچارش بشید، الهی که برید و حالِ دچارهایِ عشقش رو ببینید و دُچارتر بشید، الهی که برگردید و دُچار بمونید..
•اینترنشنال و BBC چیه؟
ما خودمون انتخاب و شرق و اعتماد داریم! به استنادِ این تحریفها، لشگرِ حامیانِ دولتِ فشلِ قبلی به صف میشن و با تمسخرِ یک نقلِ قولِ خیالی؛ اعتمادِ ملی رو فدایِ منفعتِ جناحیِ میکنن.
•امامجمعهٔ موقتِ شیراز:
- دولت توانسته در عرضِ این مدت، «نزدیک یک میلیون و خردهای» شغل ایجاد کند.
•خبرگزاریِ انتخاب، نزدیک به اصلاحات، به نقل از امامجمعهٔ موقت شیراز:
- در دولت رئیسی «بیش از ۲۰ میلیون شغل» ایجاد شده!
-همین رسانه چندسال یهبار یادش میُفته سعیدحدادیان استادِ دانشگاه شده؛ سالِ ۹۰ یه بار تیتر میزنه از طاقچه درِش میاره، امسال هم یادش افتاده میشه از این خبر جنجال درست کرد و به آشوبها تنفّسِ مصنوعی و به BBCها هم خوراکِ آماده داد.
-حدادیان سالهاست در دانشگاه بعنوانِ استاد حقالتدریسی درس میده؛ جلساتِ نقد ادبی برگزار میکنه، شاعر برگزیدهٔ جشنواره فجره و چندکتاب شعر داره، از جمله «همیشه باران» ،«شب یک، شاخه نبات». اتفاقِ جدیدی نیست.
رسانههایِ اصلاحاتی هم میدونن. ولی اونها دردِ علم و نقدِ تخصصی ندارن، از زدنِ ثابتی تا حدادیان؛ دردِ غرضورزیِ سیاسی دارن.
ما خودمون انتخاب و شرق و اعتماد داریم! به استنادِ این تحریفها، لشگرِ حامیانِ دولتِ فشلِ قبلی به صف میشن و با تمسخرِ یک نقلِ قولِ خیالی؛ اعتمادِ ملی رو فدایِ منفعتِ جناحیِ میکنن.
•امامجمعهٔ موقتِ شیراز:
- دولت توانسته در عرضِ این مدت، «نزدیک یک میلیون و خردهای» شغل ایجاد کند.
•خبرگزاریِ انتخاب، نزدیک به اصلاحات، به نقل از امامجمعهٔ موقت شیراز:
- در دولت رئیسی «بیش از ۲۰ میلیون شغل» ایجاد شده!
-همین رسانه چندسال یهبار یادش میُفته سعیدحدادیان استادِ دانشگاه شده؛ سالِ ۹۰ یه بار تیتر میزنه از طاقچه درِش میاره، امسال هم یادش افتاده میشه از این خبر جنجال درست کرد و به آشوبها تنفّسِ مصنوعی و به BBCها هم خوراکِ آماده داد.
-حدادیان سالهاست در دانشگاه بعنوانِ استاد حقالتدریسی درس میده؛ جلساتِ نقد ادبی برگزار میکنه، شاعر برگزیدهٔ جشنواره فجره و چندکتاب شعر داره، از جمله «همیشه باران» ،«شب یک، شاخه نبات». اتفاقِ جدیدی نیست.
رسانههایِ اصلاحاتی هم میدونن. ولی اونها دردِ علم و نقدِ تخصصی ندارن، از زدنِ ثابتی تا حدادیان؛ دردِ غرضورزیِ سیاسی دارن.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یهجا نوشته بود که خادمینِ عراقی یهسالِ تموم کار میکنن که بتونن ایّامِ اربعین موکب بزنن و هرچی دارن و ندارن بیارن وسط برایِ خدمترسانی به زُوّارِ امامحسین، عقلِ زمینیِ آدم نمیفهمه، نه اینکه نخواد! نمیتونه بفهمه..
این فیلم رو که دیدم، گفتم اللهاکبر، داراییِ مادیِ آدم چیه در قیاسِ باهاش؟ هیچی!
ادمیزاد اینو نمیفهمه، نمیفهمه که زیرسوالش میبَره و با دودوتایِ دنیا چُرتکه میندازه، نمیفهمه! مگه اینکه عاشق باشه..
این فیلم رو که دیدم، گفتم اللهاکبر، داراییِ مادیِ آدم چیه در قیاسِ باهاش؟ هیچی!
ادمیزاد اینو نمیفهمه، نمیفهمه که زیرسوالش میبَره و با دودوتایِ دنیا چُرتکه میندازه، نمیفهمه! مگه اینکه عاشق باشه..
این پایِ ما از دوسهسالِ پیــش اذیتمون میکنه. امروز که یه ذره دورتر بودیم، بعدِ هفت ساعت پیادهروی تا رسیدیم به اونجایی که کلاً نیمساعت مونده بود تا حرم، تقریباً پاهامون تبدیل به عضوِ خودمختار شده بود و حرکت نمیکرد. هِی گفتیم برگردیم دیگه؛ تا همینجا قبوله. همیشه اخرایِ رسیدن به مقصد سخت میشه؛ وقتی کوه میری، سختترین قسمتِ صُعود اون چند دقیقهٔ آخرشه. هی نَفَس کمه، خستهای، میگی حالا بشینم، حالا برگردم. اینهمه اومدم اخه خیلیها برگشتن، چی میشه مگه؟ بَسه دیگه تا همینجا. خلاصه! نشستیم یهگوشهای؛ تلگرام رو وا کردم رفتم تو کانالِ اخبار رهبرانقلاب. نوشته بود «اگر مقاومت کنید، قُله را فتح خواهید کرد.» پیرِ ما گفت. امروز.
همونجا پاشدیم، دیگه با این پاهایِ قُراضه و خودمُختار، کشونکشون رسیدیم حرم. برا ما کربلا نرفتهها، امام هادی(ع) فرمودن «هرکسی ک قبرِ حضرت عبدالعظیم(ع) را زیارت کند، مانند کسیست که امامحسین (ع) را در کربلا زیارت کرده باشد.» نزدیکِ حرم اینو نوشته بود. اونجـاییکه «دستِ ما کـوتاه از کربلا، اینجا رو از ما بپذیر»، همونجا هم دعاتون کردم.
همونجا پاشدیم، دیگه با این پاهایِ قُراضه و خودمُختار، کشونکشون رسیدیم حرم. برا ما کربلا نرفتهها، امام هادی(ع) فرمودن «هرکسی ک قبرِ حضرت عبدالعظیم(ع) را زیارت کند، مانند کسیست که امامحسین (ع) را در کربلا زیارت کرده باشد.» نزدیکِ حرم اینو نوشته بود. اونجـاییکه «دستِ ما کـوتاه از کربلا، اینجا رو از ما بپذیر»، همونجا هم دعاتون کردم.
Forwarded from ☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
«وطنفروشی مثلِ خانواده فروشیه؛ نکنید!
کَمونه میکنه میخوره به خودتون؛
تهش هیچکــس گردن نمیگیره شما رو.»
کَمونه میکنه میخوره به خودتون؛
تهش هیچکــس گردن نمیگیره شما رو.»
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
«وطنفروشی مثلِ خانواده فروشیه؛ نکنید! کَمونه میکنه میخوره به خودتون؛ تهش هیچکــس گردن نمیگیره شما رو.»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
-عاقبتِ وطنفروشی.
من معمولاً اخبارِ مربوط به اینترنشنال رو میخونم چون دیدنِ تناقضاتِ این جماعت لازم و خندهداره. خصوصاً برای اونهایی که عینِ عباراتِ این مصادیقِ تناقض رو تَکرار میکنن و بعد که قافیه به تنگ میاد، میگن ما اصلا ماهواره نمیبینیم که.
«سیما ثابت» طلایهدارِ مصاحبه با تجزیهطلبها، فشارخورِ اعظم از چرخشِ مواضع به نفع جمهوری اسلامی، داعیهدارِ «جمهوری اسلامی پایان را به چشمِ خود میبیند»، در کنارِ باقیِ اپوزیسیونِ به پایانرسیده، خودش به پایان رسید، ولی جمهوری اسلامی همچنان باقیست!
-چندوقت یهبار که یه مُهرهٔ وطنفروش آواره میشه، اپوزیسیون به هم میپرن و افشاگری میکنن. شهرامِ همایون خطاب به سیما ثابت: بالاترین گفتگو با جریانِ تجزیهطلب داشتی؛ اونوقت اونجا حرف از کرامت انسانی میزنی؟
-تصحیح کنیم؛ شما با اختصاصِ بالاترین بودجه، با بالاترین آمار تریبون دادن به تجزیهطلب، با درگیری بخاطرِ پولشویی و مسائل جنسی در شبکه، اخراج یا استعفا به دلیلِ زیرگِل رفتنِ کرامت انسانی! برای ایران نُسخهٔ حقوق بشر و آزادی میپیچی!؟
حقیقتاً مخاطبینِ این شبکهها لایقِ دلسوزی و ترَحّماند!
من معمولاً اخبارِ مربوط به اینترنشنال رو میخونم چون دیدنِ تناقضاتِ این جماعت لازم و خندهداره. خصوصاً برای اونهایی که عینِ عباراتِ این مصادیقِ تناقض رو تَکرار میکنن و بعد که قافیه به تنگ میاد، میگن ما اصلا ماهواره نمیبینیم که.
«سیما ثابت» طلایهدارِ مصاحبه با تجزیهطلبها، فشارخورِ اعظم از چرخشِ مواضع به نفع جمهوری اسلامی، داعیهدارِ «جمهوری اسلامی پایان را به چشمِ خود میبیند»، در کنارِ باقیِ اپوزیسیونِ به پایانرسیده، خودش به پایان رسید، ولی جمهوری اسلامی همچنان باقیست!
-چندوقت یهبار که یه مُهرهٔ وطنفروش آواره میشه، اپوزیسیون به هم میپرن و افشاگری میکنن. شهرامِ همایون خطاب به سیما ثابت: بالاترین گفتگو با جریانِ تجزیهطلب داشتی؛ اونوقت اونجا حرف از کرامت انسانی میزنی؟
-تصحیح کنیم؛ شما با اختصاصِ بالاترین بودجه، با بالاترین آمار تریبون دادن به تجزیهطلب، با درگیری بخاطرِ پولشویی و مسائل جنسی در شبکه، اخراج یا استعفا به دلیلِ زیرگِل رفتنِ کرامت انسانی! برای ایران نُسخهٔ حقوق بشر و آزادی میپیچی!؟
حقیقتاً مخاطبینِ این شبکهها لایقِ دلسوزی و ترَحّماند!
-به یادِ آویزانی از یک صندلی پلاستیکی!
-سِیرِ اشتراکیِ مُهرههای آواره اینطوریه. ذلیلانه مقاماتِ خارجی رو در راهروهایِ فرعی به امیدِ روزنهای از خِفّت، خِفت میکنن.
-یه روز مجبورن به چرخشِ مواضعِ همون مقامات اذعان کنن و با تریبون دادن به تجزیهطلبها و التماسِ فشار حداکثری و تحریم، در راستایِ دشمنی با وطن برمیان.
-یه روز کارشناسی رو دعوت میکنن که با بُهت از دستگیریِ روحالله زَم توسطِ نزدیکترین دوستانش که عاملِ جمهوری اسلامی بودن بگه.
-یه روز به خاطرِ لگدمال شدنِ کرامت انسانی استعفا میدن، اخراج و تهدید میشن و صوتهایِ افشا شده ازشون منتشر میشه که در اون از تعرّضاتِ جنسی در شبکههاشون میگن.
-ولی انصافاً آویزون شدن از یک غاصب و کودککُشی مثلِ اسرائیل- که خودش ماههاست در آشوبهایِ داخلیش مونده و حتی خبرنگارش در بین تماشاگران جامجهانی هم جایی نداره و مجبوره با هویّتِ جعلی گزارش کنه- اونهم بعنوان کافرما و گرفتنِ نقشهٔ جدید برای وطنفروشی، خِفّتیه که فقط از این دسته اپوزیسیونِ احمق ما برمیاد که حتی واژهٔ «مبارزه» رو هم سخیف کردن.
«گملیل» قبلاً هم ربع پهلوی رو در کنارِ استر قراره داده بود!
-سِیرِ اشتراکیِ مُهرههای آواره اینطوریه. ذلیلانه مقاماتِ خارجی رو در راهروهایِ فرعی به امیدِ روزنهای از خِفّت، خِفت میکنن.
-یه روز مجبورن به چرخشِ مواضعِ همون مقامات اذعان کنن و با تریبون دادن به تجزیهطلبها و التماسِ فشار حداکثری و تحریم، در راستایِ دشمنی با وطن برمیان.
-یه روز کارشناسی رو دعوت میکنن که با بُهت از دستگیریِ روحالله زَم توسطِ نزدیکترین دوستانش که عاملِ جمهوری اسلامی بودن بگه.
-یه روز به خاطرِ لگدمال شدنِ کرامت انسانی استعفا میدن، اخراج و تهدید میشن و صوتهایِ افشا شده ازشون منتشر میشه که در اون از تعرّضاتِ جنسی در شبکههاشون میگن.
-ولی انصافاً آویزون شدن از یک غاصب و کودککُشی مثلِ اسرائیل- که خودش ماههاست در آشوبهایِ داخلیش مونده و حتی خبرنگارش در بین تماشاگران جامجهانی هم جایی نداره و مجبوره با هویّتِ جعلی گزارش کنه- اونهم بعنوان کافرما و گرفتنِ نقشهٔ جدید برای وطنفروشی، خِفّتیه که فقط از این دسته اپوزیسیونِ احمق ما برمیاد که حتی واژهٔ «مبارزه» رو هم سخیف کردن.
«گملیل» قبلاً هم ربع پهلوی رو در کنارِ استر قراره داده بود!