☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.76K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
محمدبن‌مسلم گويد: شنيدم امام باقر (ع) می‌فرمود «بنده خدا روز قيامت محشور می‌شود (بااينكه در دنيا) دستش به خونى آلوده نشده (خونى نريخته) به اندازهٔ يک حجامت يا بيشتر، خون به او می‌دهند و می‌گويند: «اين سهمِ تو از خونِ فلان کَس است.» عرض می‌كند: پروردگارا! تو خود می‌دانى وقتی جانِ مرا گرفتی، خونِ كسی را نريخته بودم.
خداوند فرمايد: آرى! تو از فلانى، روايتی چنين و چنان شنيدى و به ضررِ او بازگو كردى، پس آن خبر زبان به زبان به فلان جبّار (ستمكار) رسيد و بدان روايت او را كشت و اين بهرۀ تو از خون اوست
الكافي،جلد‏۱،صفحه۳۷۰.


حالا دقیقاً همینایی که با استوری‌ و دروغ‌ و اراجیف‌شون زمینه‌یِ ترور و قتل و توحّش رو ایجاد کردن‌ و گفتن هرکیو دیدی بُکُش، وقتی هم که کُشت گفتن «از خودشونه» الآن برایِ قاتل و اراذل هشتگ می‌زنن و یه عده هم دنباله‌رویِ اینا؛ الحق که جنبشِ حمایت از قاتلین و اشرار!
البته حق بدین، قهرمانِ واقعی ندارن :)
فیلم‌ها و اظهاراتِ قبل دستگیری و اعترافاتِ دستگیری «اراذلِ خانه اصفهان» رو برا یکی از این نه به اعدام‌ها فرستادم می‌گم اینارو دیدی؟ می‌گه نه من اصلاً چیزایی که صداوسیما پخش می‌کنه نمی‌بینم. می‌گم اوکی ولی اینو خود مجید کاظمی قبلِ دستگیری پخش کرده که می‌گه «کُشتمشون مثلِ سگ» می‌گه نمی‌تونم خون ببینم و هرچی درباره‌یِ خون باشه بشنوم؛ می‌گم پس رویِ چه حساب و اطلاعات و انصافی می‌گی نه به اعدام؟ می‌گه هشتگش رو دیدم.
همین؟ جداً همین؟ هشتگش رو دیدم؟ مغزت رو از هشتگِ یه عده احمق پُر می‌کنی و بر اساسِ همون این‌جوری انصافِ خودت رو به حراج می‌ذاری که دونفر دیگه هم بر اساسِ همین استدلال احمقانه‌یِ «هشتگش رو دیدم»ِ تو جای جلاد و شهید رو عوض کنن؟ عجب.
این اعترافاتِ مجید کاظمی، صالح میرهاشمی و سعید یعقوبی تروریست‌های حادثه‌یِ خانه اصفهانه؛ علناً می‌گن به ما گفتن امشب رژیم عوض می‌شه برایِ همین ما رفتیم سریع اسلحه خریدیم. درحالی‌که همونایی‌که فراخوانِ این آشوب‌هارو می‌دادن- به سیاقِ همیشه-امروز می‌گن این اعترافات اجباریه؛ مجید کاظمی قبل از دستگیری و بعد از جنایت فیلم می‌گیره می‌گه «کشتیمشون مثلِ سگ!»

گروهکِ تروریستی تجزیه‌طلبِ کومله از این‌ها حمایت کرده. سازمان منافقین هم طبقِ معمول ازشون حمایت کرده و این جانیان با سابقه‌یِ شرارت رو «معترض و زندانیِ سیاسی» جا زده!

همه‌چیز عیانه، سه نفر جلادِ حادثه‌یِ خانه اصفهان و عامل شهادت سه شهیدِ امنیت؛ به اعدام محکوم شدن و اعدام شدن. کومله از این‌ها حمایت می‌کنه؛ منافقینِ قاتل حمایت می‌کنن، ترانه علیدوستی هم همزمان استوری می‌ذاره ‌که نذارید اینارو بکُشن! بقیه هم که وَق و وَق پشتِ هشتگِ اعدام نکنیدِ این جماعت؛ فقط یه چیزی عیان نیست!
اون‌هم چراییِ راه اومدن با این معروف‌هایِ هزینه‌زایِ دروغگویِ بی‌صرفه‌یِ فربه شده‌یِ مالیات نده‌ی فاقد هرگونه شرافتِ هم‌نوایِ رجوی.
دیدنِ اینا حالمـو خوب کرد. یه عروس و دوماد، این‌جا مقبـره‌یِ دوتا شهیدِ گُمنام.
«که عِشق عادت نیست؛ احتیاج است..»
بابتِ فراخوان‌هایِ اینایی که می‌گفتن «همه رو بزنید بُکُشید» با سلاح و قمه و چاقو و کوکتل رفتن تو خیابون، زدن کُشتن، دستگیر که شدن مجازات هم شدن؛ یه سِیرِ منطقیه وقتی جُرم می‌کنی باید مجازات ‌شی. البته! «بی‌قانونی» مطلوبِ ایناست.

حالا همینایی‌که فراخوان می‌دادن و کارنامه‌شون پر از کثافت و ترور و جنایته؛ و باقیِ لیدرهاشون هم گندِ ارتباطشون با این سازمان‌ داره درمیاد؛ فازِ آزادی و انسانیت و حمایت از قاتل‌هایی رو گرفتن که موقعِ جنایت می‌گفتن از خودشونه پس جایِ تاسف و ناراحتی نیست؛ ولی موقعِ مجازات در «اردوگاهِ سالمندانِ مجاهدین خلق» براشون بزرگداشت می‌گیرن و سیمای آزادی که رسانه‌ی منافقینه اونو پوشش میده. یه عده هم همچنان در خوابِ مصنوعیِ به سر می‌برن. این دورِ تسلسلِ بلاهَـت و سواری دادن واقعاً چیز عجیبیه.


«آنان کَر و لال و کورَند؛ نه توانِ شنیدنِ حق را دارند و نه بر بازگفتنِ آن توانا هستند، و نه مى‌توانند نشانه‌هاى حق را بِنگَرند، از این‌رو از گمراهىِ خود بازنخواهند گشت.»
بقـرة،ایه۱۸.
درحالی‌که خداوند تویِ قرآن می‌فرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا وَ اتَّقُوااللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.»

ولی تلاشِ بعضی‌ها برای زیرپا گرفتن، کَلّه کردن و سربار بودن بجایِ «بار از رویِ دوش برداشتن» واقعا ستودنیه.
ان‌شاالله که از رویِ حسادت نباشه که چرا سهمِ فلانی شد و من نه؟
بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
به دلاورمَردانِ ناوگروهِ ۸۶ نیـــرویِ دریائی ارتشِ جمهوری‌اســلامی ایران، دریانوردیِ بزرگ و موفقیت‌آمیزشان را تبریک می‌گویم.
عزیزان! به خانه خوش آمدید؛ موفق باشید.
•سیّدعلی خامنه‌ای
.۱۴۰۲/۲/۳۰
رحمةللعالمین بود و ناجیِ جانِ جان‌هایی که خاکِ گورِ جهالت می‌خواست چشم‌شان را پُر کند؛ به جرمِ دختر بودن. ‌فرمود: «در هر روز دوازده برکت و رحمتِ الهی بر خانه‌ای که در آن دختران زندگی می‌کنند، نازل می‌گردد. و آن منزل موردِ زیارت و دیدار ملائکه قرار می‌گیرد. و آن ملائکه برایِ پدر آن دختران- در هر روز و شب- ثوابِ عبادت یکسال را در نامه‌یِ عمل او می‌نویسند.»
همچنین فرمود: «بهترین فرزندانِ شما دختران هستند

شِشُمین ستاره‌یِ آسمان خانه‌یِ بزرگانِ خلقت؛ حضرت صادق، می‌فرماید: «در این شهر [قم] بانو و خانمی از نسلِ من دفن می‌شود که نامش فاطمه است، هر که او را زیارت کند بهشت بر او واجب است.
راوی این حدیث می‌گوید بشارتِ تولد حضرت معصومه درحالی بود که هنوز مادرش او را باردار نبود.


-میلادِ «خواهر خورشید»؛
حضرت فاطمه‌معصومه(س) مبارک.
-دخترا روزتون مبارک.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«زن زندگی آزادی؛ مرد میهن آبادی»
به روایتِ تصویر :)


ناوگروه ۸۶ نیروی دریایی ارتش مُتشکل از ناوشکنِ تمام ایرانی دنا و ناوبندر مکران پس از ۸ ماه دریانوردی و طیِ بیش ۶۵هزار کیلومتر مسیرِ دریایی که با هدفِ طی یک دور ۳۶۰ درجه دور کره زمین بود، به خانه برگشت؛ با این اتفاق ایران پنجمین کشوری شد که نیروی دریایی‌ش چنین توانایی‌ای داره.

امیر شهرام ایرانی می‌گفت امریکایی‌ها خیلی تلاش کردن بگن طی کردنِ این مسیر فقط با پیشرانِ هسته‌ای ممکنه؛ برای همین دو هفته رصد کردن که ببین چطوری سوختِ مورد نیاز رو تامین می‌کردیم؛ ولی نفهمیدن و همچنان تو ابهام موندن :))
اندر حکایاتِ معجزاتِ خاندانِ فراری در کلامِ بی‌سوادانِ مدعی!

طبقِ پیمان سعد‌آباد در زمان پدرِ همین شاهِ فراری که ایشون تو توئیت نوشته «اطمینان دارم» قسمتی از ارتفاعاتِ آرارات به ترکیه داده شد؛ در تعیین خطِ مرزی ایران و عراق هم رضا‌خان منابعِ نفتی غربِ ایران و نصف شطُ‌العرب رو به عراق واگذار کرد.

دشتِ ناامید هم به مساحت ۳ هزار کیلومترمربع در شرقِ ایران به افغانستان واگذار شد. بخشی از دشتِ ناامید با رودخانه فَراه آبیاری می‌شد و خیلی از کوچ‌نشینان در اون منطقه دامداری می‌کردن و اگه امروز در دستِ ایران بود، مردمِ منطقه از منابع آبی‌ش بهره‌ می‌بردن؛ مانع از فرسایشِ خاک می‌شد و بادهای ۱۲۰ روزهٔ معروف، متوقف می‌شد..
در ماده ۵ معاهده ۱۳۵۲ هم نوشته شده افغانستان با حفظ حقابهٔ ایران، حقِ هرگونه استفاده از رود هیرمند را دارد. همچنین ایران حق استفادهٔ اضافه از آن‌چه که مشخص شده را ندارد.(حتی اگر هیرمند پرآب باشد.)

مطالبه‌یِ حق آبِ ایران از «رفقایِ عبدالحمید» برخوردی حتماً قاطعانه از سمت دستگاهِ دولتی می‌طلبه؛ اهرمِ فشار فراوانه! ولی هیاهویِ این بی‌سوادها و سکوتِ عبدالحمیدها جایی در این ماجرا نداره.
چه حوصله‌ای داشتم برای عکاسی و ادیت؛
واقعاً یادم گرامی.
«إِنَّهُمْ يَرَوْنَهُ بَعِيداً وَ نَرَاهُ قَرِيباً..»
كه مخالفان بعيد دانند؛
و ما فَرَج و ظهــورش را نزديک می‏‌دانيم..🕊️
یکی از دوستایِ من شروع کرده به نماز خوندن-برای اولین بار در طولِ عمر- با هزارتا مِن و مِن کردن پرسیدم چی‌شد؟ گفت «رفتم مسجد آب بخورم، خسته بودم نشستم یه گوشه با گوشی‌م ور می‌رفتم، یه لحظه سرم رو آوردم بالا یه خانمی رو دیدم که اومد داخل، نشست رو زمین، کیفِ‌ش رو باز کرد، سَجاده‌ش رو درآورد و بازش کرد؛ از لایِ سَجاده‌ یه مَقنعه‌یِ نماز با چادرِ نماز از جنسِ همون پارچــه درآورد و سرش کرد، تَسبیح‌ش رو برداشت و بوسش کرد؛ تسبیح‌ش خاکی بود، حواسش هم به هیشکی نبود، یه گوشه همین‌طور. یه لحظه حس کردم که چقدر دلم می‌خواد برایِ حرف زدن با یکی این‌جوری آماده بشم، یعنی چقـدر “نیاز” دارم؛ فَراتر از دل‌ خواستن..»

هیچی دیگه، غِبطه به رزقِ اون خانمه، با چادر و مقنعه‌ی نمازش، با تسبیحِ تُربت‌ش.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اسلام دینِ «مقدّس‌‌بازی» نیست، دینِ عَقله؛ مقـدّس رو یه عباسی تو این بازار نمی‌خرن…
تحصیلات لزوماً شعور و ادبِ معاشرت نمیاره، لذا هرکی قبلِ شروعِ افاضاتش گفت «من خودم دکترم، من خودم مهندسم، من خودم فلانم» تا حرف‌هاش پذیرفته بشه؛ الزاماً حرفش سند نیست و الزاماً هم انسانِ محترم و موثّقی نیست؛ ورژنِ فرهیخته‌ترِ همون «من پسرخاله‌م تو اطلاعاته، شوهر عمه‌یِ من پاسداره می‌گه آخراشونه»س.
سیاستِ همسایگی یعنی در وهله‌یِ اول روابط خودمون رو با کشورهایی گسترش و تقویت کنیم که با اون‌ها دارای قالب‌های ادراکی، فرهنگی و ساختاری نسبتاً مشترکی هستیم، و یا قالب‌های اقتصادی و سیاسیِ اون‌ها می‌تونه با ما در وضعیت مکملی قرار بگیره؛ پس در این نوع اولویت سیاستِ خارجی با همسایه‌هاست؛ چون رفتاری همکاری‌جویانه و مسئولانه‌تری نسبت به سایرین دارن، پس ارتقای روابط اقتصادی و سیاسی و فرهنگی با اون‌ها طبیعتاً بُرد بُرد می‌شه. سایر کشورهایی‌که درصددِ ضربه به اقتصاد ایران-از طریقِ تبعیت از سیاستِ تحریمیِ غرب- یا به سیاستِ ایران؛ مشابهِ قضایایِ اخیر- نباشن؛ یعنی تمایل به مبادله‌ی اقتصادی و سیاسی داشته باشن و روابط با بقیه‌یِ کشورها براشون به معنیِ محدودسازیِ قدرت‌ش نباشه هم در دایره‌یِ کشورهایی هستن که امکان ایجاد همکاریِ متقابل باهاشون میسّره.
به همین دلیل در دولتِ سیزدهم از شهریور ۱۴۰۰ نزدیک به ده سفر با تفاهمنامه‌هایِ اقتصادی و فرهنگیِ مختلف به کشورهایِ آسیایی صورت گرفته.

غرب‌گرایانِ داخلی در کنارِ کنایه و بامزه‌بازی برای به حاشیه بردنِ این روابط، همچنان در انتظارِ یادگیریِ زبانِ دنیا و کرشمه‌ کدخُدا به روایت تصویر:
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
رهبر انقلاب: «با وجود حمایتِ زیاد از صنعت خودرو در کشور، کیفیتِ خودرو خوب نیست مردم ناراضی‌اند و درست می‌گویند و حق با مردم است.» ۱۴۰۰/۱۱/۱۰.

«می‌گویند هریک میلیارد دلار وارداتِ بی‌رویه، معادل است با تعطیلیِ صدهزار فرصت شغلی. این آماری است که افراد صاحب‌نظر و متخصص به ما دادند. حالا اینجا خودروسازها از این حرف ما سوءاستفاده نکنند که وضعشان خیلی تعریفی ندارد!» ۱۴۰۱/۲/۱۹.

#برای‌میرسلیم‌ومواضعش!
فضایِ مجازی بعضی جاها نقشِ خلاصه‌نویس داره؛ شما وقتی می‌خوای یه آزمون بدی اگه عادت کنی به کتاب‌هایِ نکته‌ و خلاصه، دیگه خیلی سخت می‌شه بری سراغِ کتاب‌های شرح و تفصیلی. مجازی هم گاهاً این‌جوریه، صدتا کتابِ مرجع برای فلان موضوع وجود داره ولی ترجیح میدی تویِ تلگرام اون کلیدواژه رو جستجو کنی و ببینی تو کانال‌ها درباره‌ش چی نوشتن، برایِ همین مخاطب اغلب دیگه حوصله‌یِ متن‌هایِ بلند تحلیلی و با رفرنس رو نداره، مُد هم هست که بعضی فعالینِ مجازی معمولاً با یکی دو خط داستان رو جمع می‌کنن، یا محضِ تو دهنی زدن و کَل‌کَل؛ یا به هرحال فهمیدن ذائقه‌ها در معرضِ تغییره؛ کوتاه و مختصر موضوع رو بیان می‌کنن. حالا فکر کن یه موضوعی اتفاق افتاده؛ یه خطایی از یه شخصی سَر زده که طرف تویِ کارنامه‌ش ۹۰٪ خدمت کرده در عرصه‌هایِ مختلف فرهنگی و غیره، در واقع جورِ خیلی از نهادهایِ دیگه رو هم کشیده. تو مجازی تویِ همین چند خط به اسمِ نقدِ سازنده؛ با غیرِسازنده‌ترین لحن و مُغرضانه‌ترین ادبیات خودِ طرف رو، سابقه‌یِ خدماتش رو، شخصیت‌ش رو، خانواده‌ش رو، همه رو تخریب می‌کنن و تا وقتی‌که طرف با یه «غلط کردم» از ادامه‌یِ فعالیت دست نکشه رها نمی‌کنن؛ در نهایت با «تَوَهّمِ مَرجعیت» می‌گن انتقادپذیر نبود! فراوان دیدیم.


«انتقاد دوگونه است. علامتِ دلسوزانه بودن انتقاد این است که وقتی انسان انتقاد را بیان می‌کند، نقطه‌یِ قوّت را هم در کنار او بیان کند تا معلوم بشود که بنای نظرِ شخصی، بنای انتقام‌گیری و بنای اذیت کردن ندارد؛ والّا اگر ما یک مجموعه‌ای داشته باشیم که نقاط قوّت و نقاطِ ضعفی هم دارد، آن وقت در بیان انتقاد، نقاط قوّتش را اصلاً در نظر نگیریم و به زبان نیاوریم، بعد یک یا دو یا ده‌تا از نقاط ضعف را همین طور بنا کنیم گفتن؛ معلوم است که تضعیف خواهد شد. رهبر انقلاب- ۱۳۸۶/۰۳/۰۸»