☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.77K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
وقتی یادت میفتـه حافـــظ هم حافظِ قرآن بوده و دست به دامنِ شاهنامه می‌شی؛ ولی حکیم فردوسی هم می‌زنه تو دهنت:
«منم بندهٔ اهلِ بیــتِ نبی
ستایندهٔ خاک پایِ وصی»
«هر آنکس که در جانش بغضِ علی‌ست
ازو زارتر در جهان زار کیست؟»

۳۶۵۶ نفر هم لایک می‌کنن؟ و حتماً بعدش می‌گن احسنت بانو به این نگاهِ ظریف و ایده‌یِ ناب‌تون.
سعدی:
تو را عزِّ لولاک تمكين بس است
ثنایِ تو طٰـــــه و یٰس بس است
چه وصفــت كند سعدیِ ناتمام
عليکِ‌الصلوة ای نَبیّ والسّـــلام.

نظامی:
كيست جز خواجــه مؤيد رای
احمدِ مُرسـل آن رسولِ خداى‏
شاهِ پيغمبران به تيـغ و به تاج
تيغِ او شــرع و تاجِ او مِعــراج‏

مولوی:
از درمها نامِ شاهـــان برکَنند
نامِ احمـــد تا ابد بر می‌زنند،
نامِ احمد نام جملهٔ انبیاست
چونکه صد آمد نود هم پیشِ ماست.

حافظ:
صبح‌خیزی و سلامت‌طلبی چون حافظ
هرچــه کردم همه از دولتِ قرآن کردم.

فردوسی:
اگر چشم داری به دیگر سرای
به نزدِ نبیّ و علی گیـــــر جای
گرت زین بد آید گناهِ من است
چنین است و این دین و راه من است

شهریار:
ستـــونِ عرشِ خدا، قائـم از قیامِ محمد(ص)
بین که سر به کجا می‌کشد، مقامِ محمد(ص)
به جز فرشتــه عرش آشیانِ وحیِ الهی
پرنده پر نتواند زدن، به بامِ محمد(ص)


خب پس تنها گزینه‌ای که برا هفت‌سینِ اینایی که فازِ قرآن‌زدایی گرفتن می‌مونه؛ «بی‌شعوری»ه :))
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تو ظرفِ آبِ سُفره‌مون نشــــونه می‌ذارم،
بگم حسینِ تشنه‌‌لب، خیلی دوسِت دارم..
می‌گه «تاحالا شده پشتِ در اتاقت نماز بخونی، قرآن بخونی، که یه وقت ناغافِل نیان و بد و بی‌راه به باور‌هات نگن؟ نگرانِ خودم نیستم، خودم مهم نیستم. قدر بدونید.»
هیچی دیگه، همین.
دعایِ روز سومِ ماهِ رمضان.🕊️
|+استوری•
دلِ من، پیش‌کشِ تو ؛ دلداده‌ام به هوایِ تو …
مسافرِ پروازِ رمضان؛ سومین روزِ سفرت بخیر؛
پروازت بی‌خطر
🌿
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «به رسمِ بهشت‌گرافی-پیجِ مرحومَم- ماهِ زیبایِ رمضان، هر سحر همدیگه‌رو بدرقه‌ می‌کنیم.🌱 •مسافرِ پروازِ رمضان؛ اولین روزِ سفرت بخیر؛ پروازت بی‌خطر..🤍»
ازش نمی‌پرسم روزه‌ای یا نه، می‌گم شاید عُذری داره و معذّبش نکنم؛ ولی مدام ازم می‌پرسه روزه‌ای؟ تا اینجا با یه بله و خیر می‌شه جواب داد، وقتی می‌رسه به این‌که «چرا روزه‌ای؟» باید فراتر از این‌که «دلم می‌خواد» جوابشو بدم، من دلم می‌خواد روزه بگیرم، ولی قبلِ این‌که دلم بخواد گرسنه و تشنه بمونم، «چشم گفتن» رو دوس دارم. يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا كُتِبَ عَلَيكُمُ الصِّيامُ. چشم، به رویِ جفت چشم‌هام، نمی‌پرسم چرا، این مدل چشم گفتن به یک خالقِ بی‌همتایِ مهربانی که ابداً نیازی به منِ حقیر نداره و در پسِ همه‌یِ این اعمال و احکام دنبالِ بهانه‌یِ ارفاق کردنه، حدّ اعلایِ چشم گفتنه؟ نمی‌دانم. نمی‌ترسم که می‌گم چشم، دوس دارم که می‌گم. اره دلیلِ علمی و عقلانی و منطقیِ قد و قواره‌یِ مغزِ محدود من رو هم داره؛ ولی قبلِ همه‌یِ اینا «چشم گفتن به اون خالقی که حواسش هست من نفس بکشم؛ بی‌اینکه من حواسم باشه که چندبار نفس می‌کشم» زیباست، این‌که ساعت‌ها به امرِش به محدودیتِ خوردن و نوشیدن و «نه گفتن به خودم» چشم بگم قشنگه؛ خودِ آدم مهارنشدنیه، تو قایمکی فحش میدی و غیبت می‌کنی می‌گی بعداً درستش می‌کنم، حالا برایِ مهارِ خودت و نه گفتن به تمایلاتِ نفْسِ خودت می‌گی چشـــم. تسلیماً لِاَمرک و لا مَعبودَ سِواکَ، محدودیته؟ محدودیتی که تو برام بذاری رویِ جفت‌چشمامه، تهِ آزادیه. چشـــم هم به گرفتنش، هم نگرفتنش وقتِ بیماری. حالا که پرسید «چرا؟» گفتم «چون خدا گفته.»
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در ماهِ مهِ ۱۹۴۸ نظامیان اسرائیلی فلسطینی‌های طنطوره رو به هدفِ پاکسازی قومی به زور اسلحه و ارعابِ مردم قتلِ عام کردن، تا زمینه‌یِ آواره کردن و اِشغالِ خانه‌هایِ اون‌ها رو فراهم کنه، در بخشی از اظهاراتِ صهیونیست‌ها اومده که فلسطینی‌ها رو داخلِ بُشکه‌های حلبی قرار می‌دادن و با مسلسل بهشون شلیک می‌کردن؛ طوری که خون از سوراخ‌های گلوله رویِ بُشکه‌ها جاری می‌شد، یک نظامی صهیونیستی بعدها می‌گفت «طنطوره یک روستای ثروتمند با خانه‌هایِ زیبا بود، یک سرباز در آنجا به یک دختر ۱۶ ساله فلسطینی تجاوز کرد»
🎥عامیتسور کوهن یکی از اون نظامی‌ها بود که مثل آب خوردن آدم می‌کُشت. دیروز در سنِ ۹۶ سالگی مُرد.

«مستند طنطوره» رو ببینید؛
روایتِ همین نظامی‌ها در یکی از هزاران جنایتِ صهیونیست!
بعدِ هر قسمــت از زندگی پس از زندگی همهٔ فکرم اینه که یعنی خدا داره می‌گه «ما به دلِ عباس موزون انداختیــم که زندگی پس از زندگی رو بساز و برایِ خلقِ ما پخش کن؛ حالا امّا شاکراً امّا کفوراً، چه مسخره کنی، چه انکار کنی، چه بپذیری و شاکِر و عبرت‌گیرنده باشی، نوبتِ توام می‌رسه.»

یا ارحَــــم‌الرّاحِمیـــن..
سید خندان شبکه دو، ساعت ۹ شب.
عوامل برنامه‌یِ پاورقی برای ایام عید ساختن و بامزه‌س.
دعایِ روز چهارمِ ماهِ رمضان.🌙
|+استوری•
ای آنکه دعایِ دعاکنندگان تورا خسته نمی‌کند ..:)
مسافرِ پروازِ رمضان؛ روزِ چهارمِ سفرت بخیر؛
پروازت بی‌خطر
💌
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
باشه پس برایِ گام اول از «خواهر منافق» تقاضا داریم که حداقل حقِ انتخاب رنگِ روســــریِ خواهران سازمانی رو به رسمیت بشناس لامصب!
یه فیلمِ هندی به‌نامِ غرّش، قیام و انقلاب می‌دیدم، با موضوعِ مبارزه مردمِ هند با سلطــهٔ وحشی‌گری انگلیس در هند.

خیلی از هندی‌ها با این فیلم‌ها احتمالا هیچوقت اون جنایات رو فراموش نمی‌کنن، یادآوریِ تاریخ برای مردم ما هم لازمه تا شاید دیگه هیچکس «برای بُردِ تیم ملی انگلیس در برابرِ تیم ملیِ کشور خودش»؛ قِر نده و شیرینی پخش نکنه، انگلیس که سردمدارِ جنایات و فتنه‌ها و باعث «قحطیِ بزرگ» در دوره جنگ جهانی اول در ایران-با وجود اعلام بی‌طرفیِ ایران- بود، بعدها اون‌همه سربازِ خارجی در ایران برای تامینِ غذایِ خودشون گفتن «اگر محصولات غذایی ایران را جمع‌آوری نمی‌کردیم باید خودمان می‌آوردیم که بخشِ بزرگی از ناوگانِ کشتی‌رانی را اشغال می‌کرد!» پس راحت‌ترین راه؛ مصادره‌یِ غذای ایرانی‌ها بود. قحطیِ بزرگ از ایرانِ ۲۰ میلیونی اون زمان؛ ۸ تا ۱۰ میلیون ایرانی رو به کامِ مرگ کشید؛ بیماری و گرسنگی که مردم رو مجبور به آدم‌خواری کرده بود.

و امروز مورّخین و فیلم‌سازانِ ما بجای پرداختن به تاریخ مشغولِ ساختنِ سکانس‌هایی از توالت، قضایِ حاجت در سینکِ ظرف‌شویی، سیلی زدن به پدر با تدوینِ تیره و تار؛ و یک عاشقانه‌یِ کش‌دارِ قاجاری بدونِ رنگ و بویِ تاریخ(!) هستن؛ اذهانِ ملتِ ایران هم دست از تاریخِ همین صدساله‌‌یِ خودش می‌شوره و برایِ گل زدنِ انگلیس به تیمِ ملی خودش توی خیابون می‌رقصه یا برایِ رنگ کردنِ دیوار سفارت به کمکِ سفیرِ انگلیس میره؛ گویی گاندی برایِ تیم انگلیس اشکِ شوق بریزه؛ دردناک!


در بابِ قحطی بزرگ بخوانید؛
«ماموریت به پرشیا» نوشتهٔ مارتین داناهو.
«قحـــطیِ بزرگ» نوشتهٔ محمدقلی مجـد.
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اینجا #فرانسه‌س؛ به ما چه؟ ربطش به اینه که مکرون بارها جلویِ دوربین مسیح علینژاد نشست و گفت ما از انقلاب و اعتراضِ شما حمایت می‌کنیم؛ چون ایران یک ناقضِ حقوق بشره. علینژاد هم با نیشِ باز حاکی از عروسی در تمامِ نقاطِ تحتانیِ بدنش اینو به مخاطب اعلام می‌کرد، براندازان هم می‌گفتن اخ جون جهان صدایِ ما رو شنید پس بیاین مارو تحریم کنید؛ کشورهای غربی هم تحریم پشتِ تحریم.

حالا مدت‌هاست فرانسه به دلیلِ افزایش سن بازنشستگی درگیرِ این بساطه و صدایِ هیچکدوم از کشورهایی که در جریان اغتشاشاتِ ایران مدافع حقوق بشر و حقوقِ زنان بودن درنمیاد، هیچ تجزیه‌طلبی پرچم بلند نمی‌کنه، هیچ کشوری برایِ دمیدن در آتشِ ناآرامی‌ها دلار خرج نمی‌کنه، رسانه نمی‌زنن که نفرت پشتِ دروغ تولید کنن؛ احتمالاً سلبریتی‌هاشون هم نمی‌گن بزنید همه رو بکُشید بعد فلنگ رو ببندن. چون از خودشون باشی نایس و مَلوسی؛ حتی اگه اینجوری از روی کله‌یِ یه نفر رد بشی و از اتش‌نشان تا کارگرانت اعتصاب کنن و پاریسِ زیبات غرق در زباله باشه یا پادشاهِ انگلیس بخاطرِ اوضاع بحرانی سفرش رو به کشورت لغو کنه.
تلاویو و بئرالسبع و اشدود و بقیه‌یِ جاهایِ غصبی‌ت هم به‌پا خاستن که تا تو دیگه برا ما زر نزنی عنکبوتِ موقّت =)))))