☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.76K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
علیرغمِ مطالبات از دولتِ فعلی در جنبه‌هایِ مختلف، یه سری ادعاها واقعاً مضحکه.
🔹اخیراً حامیانِ روحانی مدعی شدن که دولتِ قبلی ۲۰۰ میلیون دُز واکسن خریداری کرده بوده؛ از تعدادِ کُشته‌های ۷۰۰ نفره‌ی کرونا در روز که بگذریم!
🔹این ادعا چه محلی از اعراب داره وقتی طبق آمار رسمی سازمان غذا و دارو تا قبل از مرداد ۱۴۰۰ (یعنی قبل از دولت سیزدهم) فقط ۲۶ میلیون و ۵۲۴ هزار و ۶۱۰ دُز واکسن ثبت سفارش شده بود و از این تعداد هم فقط ۱۸ میلیون و ۷۵۴ هزار و ۶۱۰ دُز واکسن وارد شده بوده؟

🔹درحالی‌که در دولت سیزدهم ۱۳۵ میلیون و ۴۷۵ هزار و ۳۹۰ دز واکسن ثبت سفارش و از این تعداد ۱۴۳ میلیون و ۲۴۵ هزارو ۳۹۰ دز واکسن وارد شد.

مطالبات از دولتِ فعلی در مواردی به‌جاست؛
اما مقایسه‌ش با دولت فخیمه‌یِ روحانی!ابداً منصفانه نیست!
دریغا که در همراهیِ هر امامِ حقّی، رنجی نهفته‌است که سیاه‌لشکرِ حامیان را با این پرسش دهشتناک می‌آزماید :
«آیا این انتخاب، به رنجی که در پِی دارد می‌ارزد؟»

📚ارتداد-وحید یامین‌پور
•آره، می‌ارزد :)
جنسِ تنهاییِ تو، از نخِ بی‌مهریِ ماست…
•العَجَــــل•
بعد وقتی یکی از این بچه‌های کوروش بعدِ کشتن تک‌تکِ ماها دستگیر و محاکمه می‌شه، هشتگ می‌زنن «اعدام نکنید. اون فقط یه بچه بود که اسمِ باباشو گفت.»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
سهم‌خواهیِ حسن روحانی از التهاب؟
اگه بخوایم واقع‌بینانه به ماجرا نگاه کنیم اینجوریه که رسانه‌هایِ حامی روحانی، اصلی‌ترین پایگاهِ شبهه‌افکنی داخل ایران محسوب می‌شن.
سلبریتی‌هایِ حامی حسن روحانی هم اصلی‌ترین بازویِ براندازی داخل ایران محسوب می‌شن؛ در کنار اپوزیسیونِ خارج از کشور که اغلب از همین دستگاه بودن.
حجمِ عظیمِ بدهی‌هایِ گذشته و اقتصادِ سردرگم هم نقشِ اهرم‌هایِ فشار رو ایفا می‌کنن.
🔹کلیپ رو ببینید...

@CaffeRahimi
۹ دی سال ۸۸ من دبیرستانی بودم؛ اوضاع بخاطرِ یک «ادعایِ دروغ» خیلی ملتهب بود.خونه‌ی ما هم سمت خیابون آزادی بود و دقیقاً مرکزِ ماجرا.
توی اون جو و ماجراهای دبیرستان می‌بایست خیلی تحقیق می‌کردم و مطالعه.
در نهایت ۹ دی با سه تا از دوستان رفتیم راهپیمایی، دیشب یکی از همراهانِ اون‌موقع بهم پیام داد و بی‌مقدمه پرسید:
«هنوزم همون‌جور؟» گفتم: «با کمی تغییر.»
گفت: «پیش‌بینی می‌کردم ریزش داشته باشی.چه تغییری؟»
گفتم: «اگه درست دل به ولایت ندی، یه جایی چپ می‌کنی، تو دلت پاکه دعا کن چپ نکنم…»
گفت «نگفتی، چه تغییری؟»
گفتم :«اون‌موقع با تمامِ مطالعاتم، نمی‌دونستم، اما الان میدونم که اگه من نباشم چیزی نمی‌شه، اما ولیِ‌فقیه نباشه خیلی چیزا می‌شه. پس خدا از عمرِ من کم کنه و به عمرِ ولیِ‌فقیه اضافه کنه، گرچه ایمان دارم که این پرچم در نهایت می‌رسه به صاحبِ اصلی.»

خداحافظی کردیم و قبلش یه روز تعیین کردیم که دیدار تازه کنیم.
۹ دی برایِ من یه شروعِ خوب بود، برایِ تثبیتِ یک ثُبات :)
یادِ این افتادم.یه مستند نشون می‌داد راجع به داعش و تکفیری. اعضایِ داعش کنار هم جمع شده بودن و بیانیه می‌خوندن و شعار می‌دادن و درباره حرم حضرت زینب(س) می‌گفتن :
ای فرزندِ علی! تورا از قبر بیرون می‌کشیم و به آتش خواهیم کشید..
سکانسِ آخر مستند «خاطرات بادیه»
آزادسازیِ بوکمال و تصرفِ مقر داعش.
راوی می‌گه بعدِ سفر، منم تموم شدم. این اولین تجربه‌یِ من برای حضور در جنگ بود. اما بچه‌ها می‌گن جنگ تموم می‌شه و زمانِ جشن پیروزی می‌رسه. اونوقت آدم تو دوگانگیِ جشن آزادی یه شهر یا حسرتِ بودن آدم‌هایی که نیستن، می‌مونه…
این پرچم تا ابد بالاست :)
ما را تو با گرفتنِ جان امتحان نکن
از جانِ خود عزیزتر داشتیم، رفت…
روز خلقت در گِل ما «شوقِ» دیدارِ تو بود
از همان آغاز، ما را کم‌تحمّل ساختند…
مریلا زارعی توی اکران یکی از فیلم‌ها می‌گفت: «اشتباهِ یک مسئول را پایِ کلیت یک سیستم نگذاریم.»
و بنظرم همین یه جمله باید تویِ سیستم آموزشی بعنوان یک اصل تدریس بشه :)
«من به چشمِ خویشتن دیدم که جانم می‌رود» به روایتِ تصویر…
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
می‌گفت «خوبه که مسئولین بدونن فاصله‌یِ بین خادم و خائن؛ در قدردانی از این مردم، حمایت از حریمِ ولایت و پاسداری از مقامِ شهادته.» •تا افق چشم بچرخون؛ فاصله‌یِ بین توهّمِ مجازی تا واقعیت رو می‌بینی. تصاویری که نمی‌خوان دیده بشه..
عجب.عجب!
واقعا این‌بار فرق می‌کنه چون این عکس متعلق به تشییع شهدایِ گمنامه در پردنجان چهارمحال بختیاری، که تقریباً تو همه‌ی روزنامه‌های ایران هم چاپ شد!
از عصبانیتِ حضور مردم در مراسم تشییع تا مصادره‌یِ افتخاراتِ ملی.

یا واقعاً اطلاعاتِ غلط بهشون می‌رسه یا مخاطب انقدر با ساده‌لوحیش به اینا اعتمادبنفس داده که هرچیزی رو منتشر می‌کنن :))
Forwarded from نور
از درگیری‌های لفظی «مذهبی‌ها و انقلابی‌ها باهم» خیلی بیشتر از درگیری «ضدانقلاب‌ها با انقلابی‌ها» حرص می‌خورم. خدایا مارو تو حقِ خودمون متحد کن.🚬
خیلی جالبه که معنیِ «نقدِ درون‌گفتمانی» بین بعضی-معدودی از انقلابی‌ها و مذهبی‌ها کاملا جاشو میده به طعنه و کنایه و رسواییِ شخصی که مواضعش کاملاً مشخصه.
و جالب‌تر اینکه برایِ طعنه زدن به اون فردی تا امروز هم کارِ جهادی می‌کرده و هم برای امنیت قدم برداشته؛ بجایِ نقد باهم مسابقه می‌ذارن.
نقدِ سازنده کنید دوستان! طعنه و کنایه و تخریبِ شخصیت؟ اون‌هم در ملاء‌عام چرا؟
زمانی‌که حاج قاسم برای خوابوندن یه سری التهابات با ظریف دیدار کرد خیلی‌ها به ایشون هم تاختن، درحالی‌که شخصیتِ ذوب در ولایتِ حاج قاسم برا هیچکس محل تردید نبود و نیست.
اما بعضی‌ها حتی برایِ نقدِ حرف‌های اشتباه یا درستِ فاقد سوءنیتِ یه نفر از هم‌فکرانِ خودشون هم به طعنه و کنایه و تخریب رو میارن. عجب.
حاج ابراهیم می‌گفت:
«می‌خواهید خدا عاشقِ شما شود؛
قلم می‌زنید برای خدا باشد،
گام برمی‌دارید برایِ خدا باشد، سخن می‌گویید برایِ خدا باشد،
همه‌چیز و همه‌چیز برای خدا باشد.»


•برایِ رضایت خدا کار کردن؛
لازمه‌ش «انصافه». منصِفانه قلم بزنید رفقایِ فعال در مجازی، خدا اون بالا نگاه می‌کنه :)
مجموعه «بچه زرنگ» رو ببینید.
شبکه دو هرشب ساعت ۲۱:۱۵
داستان زندگی چند شهید مدافع حرم.
توی بچه زرنگ، لوکیشن اصلی خونه‌ی خود شهید عارفیه، مادرِ شهید هم نقش خودشون رو بازی می‌کنن.💔