نفرت از ایران و ایرانی با اینا چه کرده؟!
توی این وویس امیرعباس فخرآور از برنامههای بعد از براندازی میگه، میگه یه لیست آماده کردیم از افرادی که باید سلاخی بشن، یه عده رو هم باید آتش بزنیم. (رقص آتش)
همهچی مثل دل بستن به اماننامهیِ آلزبیره، هفت هزار سرباز دل به اماننامهیِ آل زبیر دادن و بعد از براندازیِ حکومت مختار، از سرهای بُریده این سربازان حمامِ خون راه افتاد.
توی این وویس امیرعباس فخرآور از برنامههای بعد از براندازی میگه، میگه یه لیست آماده کردیم از افرادی که باید سلاخی بشن، یه عده رو هم باید آتش بزنیم. (رقص آتش)
همهچی مثل دل بستن به اماننامهیِ آلزبیره، هفت هزار سرباز دل به اماننامهیِ آل زبیر دادن و بعد از براندازیِ حکومت مختار، از سرهای بُریده این سربازان حمامِ خون راه افتاد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فقط برای اینکه تو شهرشون رات بدن، میخوای «ایرانی» رو بیآبرو کنی؟
نون تو لگد زدن به وطنه. فیلم ضدِوطن بسازی اسکار میگیری، استوری ضدوطن بذاری ویزا میگیری، مصاحبه ضدوطن کنی پوند و دُلار میگیری، نرخ داره بالاخره …
نون تو لگد زدن به وطنه. فیلم ضدِوطن بسازی اسکار میگیری، استوری ضدوطن بذاری ویزا میگیری، مصاحبه ضدوطن کنی پوند و دُلار میگیری، نرخ داره بالاخره …
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
«همیشه ناراحت و طلبکار» اگه یه آدم بود:
وقتی قبض برق میلیونیش هم اومد طلبکار بود میگفت چرا اخطار قطعی برق دادید؟
همیشه طلبکاره، نمیدونم حکایتش چیه که هرچی بیشتر بخوری طلبکارتری؛ برعکسه!
وقتی قبض برق میلیونیش هم اومد طلبکار بود میگفت چرا اخطار قطعی برق دادید؟
همیشه طلبکاره، نمیدونم حکایتش چیه که هرچی بیشتر بخوری طلبکارتری؛ برعکسه!
از نظرِ روحی نیاز دارم یه خادمِ شیفتِ شب حرم امام رضا بودم..
پابرهنه رو سنگهایِ خنک حرم راه میرفتم و میرسیدم اون گوشه، کنار سقّاخونه، مینشستم و تکیه میدادم به دیوار، لب وا میکردم که بگم أشکوا اِلَیکَ از فلانی و فلانی و فلانی، ولی انگشت به نشونهیِ سکوت میگرفت جلویِ دهان و میگفت «میدونم دخترم، میدونم…»
سر میگذارد رویِ خاکِ صحنِ گوهرشاد
هر کس برایِ گریه کردن، شانه کم دارد…
هر کس برایِ گریه کردن، شانه کم دارد…