☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.76K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
منم نمی‌خوام فاز منفی بدم بهت، به تویی که اینارو نوشتی.خیلی هم به این توییت‌ها اعتنا نمی‌کنم تو این مواقع، ولی داستان اینه که وقتی حتی هشتگ‌هات از بیخ و بُن اشتباهه چون اساساً حقیقت با اونچه که تو ذهنت بهش پر و بال دادن متفاوته، در نهایت به این نتیجه می‌رسی که به کاری که می‌کنی و راهی که میری، ایمان نداری، و هرچه هست چیزیه که بهت «القا» کردن، مثلِ همین «ما و اونا» که نوشتی، بهت القا کردن که دو دستگی و بی‌صداقتی و نفرت پیروزی میاره :)
|چشم‌هاش، همونیه که متمایزش می‌کنه با بقیه‌یِ خلق‌الله، رنج‌کشیده و گناه‌ندیده. |
ایرانِ من، ای رزمِ سوارانِ تو زیبا،
در بزمِ سخن، نغمه‌یِ یارانِ تو زیبا…
می‌گفت خیلی خوش‌حالم که «جهان» صدامونو شنید، همین‌روزاس که برم فرانسه، کنار ایفل برقصم.
حالا خودِ فرانسه :👇🏻🤯
https://t.me/mrtahlilgar/11095
انقدر این مدت چیزمیز خوندم و پرس‌و‌جو کردم که بهم می‌گه چرا تو یه آدمِ معمولی‌ای با احساسِ مسئولیتِ یه نماینده مجلس؟! =)))))))))
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Video
این خاطره را از خانم «منظر خیر حبیب‌اللهی»، بانوی مبارز انقلابی سال ۵۷ بخوانید، تفاوت تحرکاتِ هیجانی که لیدرهایشان هیچوقت پا به میدانی نمی‌گذارند که می‌دانند پیروزی در کار نیست و قصدشان «تخریب» است، چون اساساً نمی‌دانند چه چیز بر چه چیز قرار است پیروز شود، با انقلابی‌گری‌های شاگردانِ خمینی(ره) با یک ایدئولوژی ریشه‌دار :



«در بازجویی در خصوص من سعی داشتند اطلاعاتی را درباره خانم دباغ بگیرند اما ایشان فوق‌العاده باهوش و زرنگ بودند. افراد زیادی را در کمیته با حالات مختلف، شکنجه شده دیدم.
خانم دانشوری را همه‌جور شکنجه کرده بودند و ناخن‌هایش را هم کشیده بودند و نصف انگشتش را با فندک سوزانده بودند به گونه‌ای که در داخل زندان فقط استخوان انگشتش مانده بود و هیچ گوشتی روی آن نبود. ساواکی ها از طرق مختلف سعی می‌کردند روحیهٔ همه ما را بشکنند.بچه‌های مذهبی حتی از یونیفورم زندان برای خود حجاب می‌ساختند، گویی که خداوند ستر خاصی را بر آنان کشیده بود…
خانمی به نام امینی را آنقدر شکنجه داده بودند و بدنش را با اتویِ داغ سوزانده بودند که به صورت چهار دست و پا روی زمین راه میرفت.
در سلول کناری ما یک نفر چریک بود که به شدت شکنجه شده بود و زمانی که برای تعویض پانسمان او می‌آمدند، باندها و پارچه‌های خونین را داخل سطلی قرار می‌دادند و آن را داخل راهرو می‌گذاشتند تا همه ما به هنگام تردد ببینیم و عذاب بکشیم. آن‌ها می‌خواستند تا به امام خمینی(ره) توهین کنیم، ولی ما اینکار را نمی‌کردیم…»

- بخشی از خاطرات خانم منظر خیر حبیب‌اللهی، بانوی مبارز انقلابی تحت شکنجه‌های ساواک.

.
🔰 #توحش_خونین_شریف هیچ تناسبی با اعتراض نداشت. اغتشاش آمیخته به توهین، وقاحت و خشونت امروز، چهره واقعی مدعیان آزادی را نشان داد. حمله وحشیانه به ساختمان سلف، شکستن شیشه‌های سالن البرز، پرتاب شیشه‌های شکسته‌شده به سمت دانشجویان، از جاکندن پنجره سالن البرز، ضرب و شتم حراست و ریختن خون هم‌دانشگاهیان، تنها گوشه‌ای از وقایع شرم‌آور امروز شریف بود.

🔻 رقصیدن روی خون هم‌دانشگاهی‌هایتان چه حسی دارد؟!

🇮🇷@Basij_SharifU
بسیج دانشجویی شریف
🔰 #توحش_خونین_شریف هیچ تناسبی با اعتراض نداشت. اغتشاش آمیخته به توهین، وقاحت و خشونت امروز، چهره واقعی مدعیان آزادی را نشان داد. حمله وحشیانه به ساختمان سلف، شکستن شیشه‌های سالن البرز، پرتاب شیشه‌های شکسته‌شده به سمت دانشجویان، از جاکندن پنجره سالن البرز،…
بنویسید که نخبه‌هاشون برایِ «مختلط شدنِ سلف» شیشه‌های یک محیط علمی بنامِ «دانشگاه» رو شکستن، با تیکه‌هایِ همون شیشه‌ها به بقیه دانشجوها و حراست حمله کردن، کیا؟! نخبه‌هاشون، پس دیگه تعجب نکنید که می‌گن «نخبه‌هایِ اوین» چون ذاتاً نخبه‌هاشون اگه دستشون به کاتر و چاقو نرسه، شیشه‌ها رو می‌شکنن و خون می‌ریزن، اول با فحش‌های پایین‌تنه‌ای، امروز با خون و خون‌ریزی، کیا؟! نخبه‌هاشون.
#افتضاح‌‌ناشریف‌ها
ای سایه‌پوشِ تیره‌جان،
پشتِ نقابِ شب، نهان!
از وز وزِ بالِ مگس،
کِی می‌رَمَد شیرِ ژیان؟ :)
دنیا داره به سمتی میره که تقریباً دیگه «هیچی از هیچکس بعید نیست» رو با چاشنیِ «به دَرَک» دارم زندگی می‌کنم.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Video
دانشجو در لغت به چه معناست؟! جوینده‌ی دانش.حالا می‌خواد دانشِ علمی باشه، می‌خواد دانش و اگاهی در راستایِ مطالبه‌گری ‌و نقد.من ورودیِ ۹۱ دانشگاه علامه‌م تا امروز که ارشدم رو تمام کردم و چند مقاله در مرحله‌ی چاپ دارم.تو این ۱۰ سال حداقل دوتا مطالبه‌گریِ نتیجه‌بخش در سطحِ کلان داشتم.هرچند که نگاهِ آرمان‌گرایانه و ایدئولوژی فعلی‌م رو نداشتم در ابتدا.چرا مطالبه‌‌گریِ موفق؟چون احساس کردم بعنوانِ یک دانشجو که از قضا بنا بوده مؤذنِ جامعه باشم، باید صحیح استدلال کنم،صحیح انتقاد کنم،آدابش رو هم رعایت کنم. تریبون‌هایِ مختلفی رو خارج از دانشگاه هم شرکت کردم و تا اینکه امروز به یک ثباتِ نسبی در افکار و عقایدم رسیدم.دانشجویِ منتقد باید بلد باشه چطور مطالبه کنه،چطور بیان کنه، مگه معترض نیستید؟ خب مشخصاً بگید «به چه چیزی؟» و «چرا؟» و راه‌حل جایگزینِ خودتون رو هم ارائه بدید.این حرف که کسی حرفِ ما رو نمی‌شنوه، حرفِ بیخودیه. نمونه‌ش همین هفته که سخنگوی دولت رفته نشسته پایِ سوالات و اعتراضات.
گفته بپرسید جواب بدم، یه عده وسطِ حرف‌هاش فحاشی کردن و شعارهای رادیکال دادن،خب این الان چه حرکتیه دوستانِ آینده‌ساز؟
یعنی داستان اینه که هرچیزی که می‌خواین در آینده هم باید پا زمین بکوبید تا بهتون بدن؟ انسانیم ما.حرف می‌زنیم، وقتی یکی اومده پایِ حرف‌هامون، اگر اعتراضِ به‌حقی داریم، باید یه کار کنیم که همون‌جا پاسخِ ما رو بده، باید یاد بگیریم و در مقابل، یاد بدیم، الان من بعنوانِ یک تماشاگر، چه چیزی رو از این قشر دانشجو یاد بگیرم؟شیشه شکستن؟فحاشیِ جنسی؟ یا این‌که چرا سلف، مختلط نمی‌شه؟ این چه آرمان و هدفیه و قراره چی بشه؟تحلیلِ مدنظرتون چیه؟ طرف می‌گه سلام، میگی مرگ بر دیکتاتور. می‌گه خوبی؟ میگی مرگ بر دیکتاتور.
خب الان مشخص کنید «دیکتاتور» کیه؟ اونی‌که می‌گه سلام، اومدم که جواب بدم.یا اونی‌که بجایِ سوال کردن و تحلیل کردن، شیشه می‌شکنه و فحاشی می‌کنه؟
یا حرف برایِ گفتن دارید، یا ندارید.
اگه دارید کاش حداقل، ما که تماشاگرِ این معرکه‌ی فضاحت‌بار هستیم هم چیزی از شما یاد بگیریم.
اگه ندارید هم که پس اعتراض به چی؟به کجا؟ به کی؟قانعم کن دانش‌جو.
می‌جویی یا می‌جَوی؟
درحالِ حاضر فهمیدیم که «دانشگاه محلی‌ست برایِ فحاشی،شعارهایِ فاقد ایدئولوژی، با هدفِ مختلط کردنِ سلف، عدمِ بیان مطالبات بصورتِ بالغانه، و خوابیدنِ فسِ دانشجویان با در کنار هم غذا خوردن، و فحش به اول و آخرِ طرف مقابل با شعارِ زن، زندگی و آزادی،و در نهایت چاله‌میدانی‌ست برایِ در مقابل هم بودن.»
به به، چه آینده‌ساز واقعاً.
یه عده هم نشستن که دوتا استوریِ جان‌کاه از مسائل ببینن و هشتگ بزنن، این انحطاطِ جامعه‌ هم نیست، این رسماً زوالِ جامعه‌ایه که ادعایِ مطالبه‌گری داره.