☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.76K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
-چرا تا این ساعت بیداری؟
+ چون مغزم خفه نمی‌شه، می‌خوابم با صداش می‌پّرم، این چه مدلشه.
#تیترفعلاهمین‌باشه
صبح همزمان با اینکه تو ترافیک گیر کرده بود، داشت با من صحبت می‌کرد، می‌گفت:

-اصلی‌ترین هدف و آمال‌شان همین است، نگاه کن! وقتی بلاگرها آمدند، مخاطب دیگر خودش نبود، مخاطب آیینه‌ای از حسرت‌ها و ویترین‌های فلان بلاگر بود، نگاه کن! وقتی فلان صفحه‌ی مجازی آمد و گفت ما اینجا اخبار را رصد می‌کنیم، به خوردِ شما می‌دهیم و دیگر نیاز نیست برایِ آگاه بودن سراغِ کتاب‌هایِ کاغذی بروید، تیترِ ما را بخوانید و همین‌که ما را فالو داشته باشید، تبریک، شما یک انسانِ سیاسی هستید. نگاه کن! پشتِ آن زندگی‌ها و این تیترها، واقعیت مدفون می‌شود و حقیقت کتمان. من و تو تیترها را می‌خوانیم و نمی‌دانیم که یک تیم پشتِ سناریو نشسته تا بگوید «تیتر فعلاً این باشه!»، دنبالِ حقیقت هم نمی‌رویم، تیتر برایِ پر کردنِ کیسه‌ی آن‌ها کافی‌ست، راست و دروغش را می‌خواهند چه کار؟آل‌سعود فقط در یک مرحله ۲۵۰میلیون دلار ریخته تویِ کیسه‌ی این‌ها.
مرحوم بهشتی می‌گفت هرچه می‌خواهید باشید ولی آماده‌خور نباشید.این‌روزها را می‌دید و می‌دانست که آماده‌خوری یعنی چلوگوشتِ تیترها را جلویت می‌گذارند و چلوگوشت پختن را از تو می‌گیرند.نگاه کن! هشت‌سال‌دفاع مقدس اینطور بود که یک مادر، خبرِ شهادت اولین فرزندش را می‌شنید و اشک نمی‌ریخت، دومی را می‌فرستاد برایِ دفاع! این مادر هویت داشت، هویت دارد.امروز را ببین! بیخود نیست فلان‌شخص گفته بود که «ما نمی‌توانیم با تسلیحات ایران مقابله کنیم، نفوذمان را از طریق جنگِ روانی محکم می‌کنیم.»
آدمی که خودش را پشتِ زندگی‌های اسلایسی و روایت‌های فِیک جا می‌گذارد، دارد هویتِ خودش را جا می‌گذارد، خودش را جا می‌گذارد، خودِ آدم، هویتِ اوست. معلوم است آدمی که هویتِ خودش را قربانیِ زودباوری می‌کند، برای سوختنِ پرچم‌ش-هویتِ ملّی‌ش- دل نمی‌سوزاند، معلوم است که توییتِ یک فلانیِ خارج‌نشین برایش ارجح‌تر است، تا شنیدنِ حقیقت از زبانِ مادر،پدر یا عمویِ تو، یا خودِ تو. او هویتِ خودش را هم- اگر سخت باشد- انکار می‌کند.چون رفتن به دنبالِ حقیقت، چلوگوشت پختن است، ولی آن خارج‌نشین چلوگوشت را جلویش می‌گذارد و می‌گوید «بخور! خوردن راحت‌تر از پختن است.»
آن‌ها همین را می‌خواهند، می‌خواهند «خودت» را از تو بگیرند، روحیه‌ت را، اعتمادت را، حق‌طلبی و حق‌جویی‌ات را، این‌ها را که از تو بگیرند، تو بی‌هویت می‌شوی، ناامید می‌شوی، به دوستت،به خانواده‌ت،به جامعه‌ات، به آینده‌ت. خودت را ببین چند روز است از کار و زندگی مانده‌ای و تا سرت تویِ مجازی می‌‌رود فکر می‌کنی آن بیرون جنگ است.جنگِ روانی یعنی همین!
خارجی‌ها به این می‌گویند Virtual revolution simulator.

نگاه کن! «من و تو» را از خودمان می‌گیرند، تا به «منوتو» سنجاق شوند.آدمِ بی‌هویت، راحت‌تر از آب خوردن، خودش را به طوفانِ تنش‌ها و فیک‌نیوز‌ها و دروغ‌ها می‌سپارد. آن‌ها همین را می‌خواهند، تکه تکه کردنِ این «انسانِ سازنده‌ی جامعه» را.
فرقی نمی‌کند چه کسی تکه‌هایش را غنیمت ببرد،سلبریتی یا بلاگر، بی‌بی‌سی یا فلان‌اینترنشنال، غنیمتِ سرسنگینی‌ست!

📝شایان رحیمی
آقای علی دایی شما که قطعاً در ایران هستید؟!
-چهارتا کشور دشمنِ قسم خورده‌ی ایران ر‌و نام ببر.
+امریکا، انگلیس، اسراییل، عربستان.
-حالا چهارتا رسانه‌ی خبری که به اخبارش استناد می‌کنی رو نام ببر.
+صدای امریکا، بی‌بی‌سی فارسی، منوتو، ایران اینترنشنال.
-واضح نیست؟
+ممنون :)🤝
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«بغض الشئ یُعمی و یُصمّ»
کینه داشتن نسبت به چیزی، انسان را کَر و کور می‌کند…
#حکایت‌این‌روزها
سجده‌یِ شُکر برای بودنِ هم‌زبونی که بشینی ساعت‌ها از دغدغه‌های ته‌نشین شده‌ی توی قلبت براش بگی، فرداش هم بگی،پس‌فرداش هم بگی، یهو یادت بیاد که «عه! من که دویست‌بار اینارو گفتم!» و باز هم بگی و به روت نیاره که دویست و یکمین باره که اینارو می‌شنوه :)
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «📌حق‌دونی‌ها: 1) @mobahelegharne21 2) @mrtahlilgar»
من یه چندتا خوب و امن و عمیق‌ش رو دارم :)🤍
سادات خیلی خوبه!
دیروز سه ساعت و نیم باهاش حرف زدم، امروز با ذوق بهم پیام داده که «دلم خیلی گرفت،دلم بارون خواست، بارید.»
رفته تو یه کافه‌کتاب نشسته، بولت ژورنالِ آبان‌ماه رو درست کرده، کتاب خونده، فکر کنم هزار و دویستُمین کتابیه که می‌خونه. می‌گه ناهار خورشتِ کرفس داریم، آماده‌س.
عکسِ صفحه‌های کتابش رو برام می‌فرسته، بهش گفتم «ذوق و حوصله‌ت رو می‌سِتایم.»
ولی من رفاقت باهاش رو هم می‌سِتایم، همون‌قدر که دلش ناآرومه، ظاهرش آرومه، امن.
یه چیزایی می‌دونستم، یه چیزایی هم فهمیدم، از اینایی هم نیستم که یه جایی، یه چیزی بخونم و باور کنم، پاشدم حضوری رفتم، زنگ زدم، خلاصه تا خرتنا‌قِ یه سری چیزا رو درآوردم، از دلیل و ریشه‌یِ فتنه‌ها تا اسم‌ها و رسم‌ها.

و امروز بعدِ چند روز احساسِ آرامش می‌کنم،
از این‌که پیشِ خودم و خدای خودم، شرمنده‌یِ «باورهام» نشدم.
از من هم به شما «پیشنهاد»، دین و دنیاتون که هیــــــچ،
عقل و وجدان‌تون رو لابه‌لایِ شنیده‌ها و هشتگ‌ها جا نذارید، حتی اگه خیلی‌ها دورتون رو خالی کنن :)

«اللَّهُمَّ وَ ثَبِّتْ فِی طَاعَتِک نِیتِی،
وَ أَحْکمْ فِی عِبَادَتِک بَصِیرَتِی»



.🤲🏻🤍
سلسله نشست‌های پاتوق شیشه‌ای7
آقای علیرضا زادبر
دعوا بر سر چیست؟!
این صوت رو از اقای دکتر زادبر؛
دکترای علوم سیاسی،گرایش مسائل ایران، گوش کنید،
خیلی از گره‌های ذهنی‌تون رو باز خواهد کرد.
-از سری نشست‌هایِ آنلاین با محوریت جریان‌شناسی سیاسی-

@mobahelegharne21 کانال تلگرام ایشون
صفحه اینستاگرام @zadbar86
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما دل به تو بستیم و ولاغیر …
•از امشب•
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همچنین امشب، فارغ از قتلگاهِ مجازی، دنیایِ واقعی :)🌎
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
ما دل به تو بستیم و ولاغیر … •از امشب•
چرا ما مستِ توَلّایِ تو هستیم و ولاغیر؟
چرا ما خاکِ پای تو هستیم و ولاغیر؟!
و چرا شیعه‌ی غدیرِ تو هستیم و ولاغیر؟
و سوال خوبیه که به چه دلیل ما تا ابد، برایِ تو هستیم و لاغیر؟

دلیلِ شصت هزار و نود و هفتم:
چون در نامه ۶۹ نهج‌البلاغه فرمودی که:
«هرچه را شنیدی بدونِ بررسی بازگو مکن، که همین برای دروغگویی تو کافی‌ست.»

چه زیبا فرمودی،
چه خفن بودی و هستی و خواهی بود شما.
علی، علی، علی مولا(ع).
گفتم: «آدما تیره و تارن، فقط تو واضح و روشنی، یا من بقیه رو تیره و تار می‌بینم و تورو واضح و روشن مثِ ماه تویِ تاریکی؟»
برایِ خنده‌هات.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
یه همسایه داریم چند روز میومد به تنهایی رو پشتِ بوم داد می‌زد «مرگ بر دیکتاتور، نه اینوری نه اونوری و فلان، فلانم به فلانِ فلانی.» خلاصه برای خواهرش، خواهره، خواهراشون، فُش می‌کشید به مادرش، مادره، مادراشون. دو روز بود نمیومد، دیشب ساعت ۱۱:۳۰ شب اومد باز…
داشتیم می‌رفتیم سمتِ ماشین که برگردیم خونه، یهو یکی بغل گوشِ چندتا خانواده داد زد مرگ بر دیکتاتور، دااااااد زداااا قشنگ دیوارهای صوتی ترَک خورد، یه بچه‌ سوار کالسکه ترسید گریه‌ش گرفت، باباش قاطی کرد گفت: مرررررررگ، دِ اگه دیکتاتوری بود که اینجوری وسط خیابون بغل گوشِ خانواده بچه‌دار عربده نمی‌زدی مرتیکه‌ی تنها! =)))))))))
دلم کباب شد برا اون تنهاییش ناموصن =)))))))))
این شب‌ها شاهد صحنه‌های جالبی بودم اصن =)))))))))
رزقِ امر‌وزم شد گشتن و خوندنِ از آخر به اولِ کانال استاد شجاعی، رزقِ شمام باشه؟ می‌ارزه. بزنید رو اینجا :)