☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Photo
-داداش، این پرچمِ وطنِ زخمخورده از خودی و بیخودیه، از مشروطه تا دفاعمقدس، این پرچمِ همونیه که وقتی یکی طلا میگیره میچرخونه، وقتی فوتبال گل میزنه میچرخونه، همونیه که اثری ازش توی اجلاسِ سالانهی سازمان منافقین نیست، این سازمان همونیه که بهش میگی «تو دهنت رو ببند!» همونیه که ۱۷ هزارنفر رو تیکهتیکه کرد و تاریخ هیچی، ماجرایِ نیمروز هم نه؟ندیدی؟ ندیدی چه بیخودیهایی لباسِ خودی پوشیدن و تیکه پاره کردن تنِ این وطن رو؟
-اون عکسهایی که پاره پاره میشه، عکس همونهاییه که بالاترین داراییِ خودشون رو دادن و رفتن، ازشون چی موند جز اسمشون رو کوچه و خیابون؟! جز همین عکس و بنر؟! جز زخمزبون به جون مادری که سی چهل ساله منتظر دو تیکه استخونه؟که پاره و سوختههاش کف خیابون ریخته و پا روش میذاری و رد میشی…
-اون خیمهای که آتیش میگیره، خیمهی همونیه که میگفتن ۱۴۰۰ سال پیش تموم شده رفته،ولی ۱۴۰۰ ساله که تموم نمیشه و نمیره، همونیه که روش لگد میزنن و چی بگی جز «فرحَتْبهآلزیاد و آلمروان»؟!
-اون کتابی که پاره پارهش رو کفِ خیابونها میبینی،سوخته سوختهش رو تو مجازی میبینی و لایک میکنی و رد میشی، همونیه که بهش میگن کلامالله، همونیه که بعد تورات و انجیـــل نازل شده، همونیه که وقتی دو دل میشی بهش پناه میبری، همونیه که «لااکراهفیالدین» رو از بَری ولی به بقیهش که میرسی انگار نه انگار…
-ماهایی که حقاً اعتراض داریم به یه سری قوانینِ ناکارامدِ هزینهزا، به یه سری رفتارهایِ غلط و نافیِ شرع مقدس و اخلاق و انسانیت، کجا بریم که همصدا نشیم با گلویِ بُریده و تنِ چاقو خورده و چادرِ از سر کشیده شدهی مادرامون و پرچم سوخته و قرآن پاره و مسجدِ ویرون شده از دستِ این «داعشیها»؟
-دارم از آرمانها نمیگم، که اگه بگم کو گوشِ شنوا؟ اصن مگه تنِ زخمی، رد پای آرمان روش میمونه؟ که اگه بمونه دمش گرم که تو این وانفسایِ خیر و شَرّ، داره غربال میشه و ما کجا و اون کجا؟
-دارم از قانون و ذهنِ حقوقی نمیگم که اگه بگم باید بگم «البینه علی المدعی» و روز عید منه اگه روزی یکی یه ادعایی بکنه، و «خودش اون ادعا رو ثابت کنه» نه اینکه یه چیزی بپرونه و بقیه رو بندازه به جونِ هم و خودش تو امارات و لندن و پای انگِ جادوگری، سِحر و جادو بکنه تنِ زخمی این وطن رو، که اگه بگم باید بگم کفِ مجازی، داره ذره ذرهیِ انصافِ منو تورو با خودش میبره…
-دارم از حقخواهی نمیگما، که اگه بگم باید بگم عزیزم، حقخواهیِ یهطرفه لاشخوریه، آره تو لاشخور نیستی که اگه بودی تا این خط نمیخوندی این دردنوشته رو، اونیکه بهت میگه از تمومِ اینها عبور کن تا به «حق» برسی، اون لاشخوره …
که «زن» وقتی زن میشه که اون بخواد، که اگه جور دیگه توی این دنیای وارونه خفه بشه، اون زن نیست، اون «نازن» حساب میشه، «زن و زندگی و زنان و آزادی» برا ایزدیهای کُردی که کوملهها تحویل داعش میدادن و حاج قاسم نجاتشون میداد، روشن نمیشه، هشتگ و استوری زده نمیشه، تحریمی برداشته نمیشه…:)
-منِ منتقدِ معترض، دارم از پرچم و قرآن و مسجد و امامزاده و گلوی پاره و تن زخمی و این حقخواهی یه طرفه میگم، دارم از آشوب میگم که هدفش همینه که از شمال و جنوب و شرق و غرب، یه عده منتظر همینن، دارم از تکهتکه شدنِ پارچهی سه رنگ میگم، دارم از مفهومِ وارونهیِ «آزادی و عدالت و حقطلبی» میگم، تو دنیایی که سر و تهش یه اَرزن نمیارزه، حتی اگه تک و توک بمونن ادمهایی که میمونن…
کِی به این حرف میرسیم؟ نمیدونم، من از وطن نه! من از هموطنی که دین و دنیای خودشو تسلیمِ قتلگاه مجازی میکنه و دین و دنیای بقیه رو لگدمال،خستهم…
همین :)
______________________________
من پیج ندارم،نمیتونم واردش بشم،نمیتونم وارد اکانتِ تلگرام خودم بشم، شما صدایِ من باشید.
-اون عکسهایی که پاره پاره میشه، عکس همونهاییه که بالاترین داراییِ خودشون رو دادن و رفتن، ازشون چی موند جز اسمشون رو کوچه و خیابون؟! جز همین عکس و بنر؟! جز زخمزبون به جون مادری که سی چهل ساله منتظر دو تیکه استخونه؟که پاره و سوختههاش کف خیابون ریخته و پا روش میذاری و رد میشی…
-اون خیمهای که آتیش میگیره، خیمهی همونیه که میگفتن ۱۴۰۰ سال پیش تموم شده رفته،ولی ۱۴۰۰ ساله که تموم نمیشه و نمیره، همونیه که روش لگد میزنن و چی بگی جز «فرحَتْبهآلزیاد و آلمروان»؟!
-اون کتابی که پاره پارهش رو کفِ خیابونها میبینی،سوخته سوختهش رو تو مجازی میبینی و لایک میکنی و رد میشی، همونیه که بهش میگن کلامالله، همونیه که بعد تورات و انجیـــل نازل شده، همونیه که وقتی دو دل میشی بهش پناه میبری، همونیه که «لااکراهفیالدین» رو از بَری ولی به بقیهش که میرسی انگار نه انگار…
-ماهایی که حقاً اعتراض داریم به یه سری قوانینِ ناکارامدِ هزینهزا، به یه سری رفتارهایِ غلط و نافیِ شرع مقدس و اخلاق و انسانیت، کجا بریم که همصدا نشیم با گلویِ بُریده و تنِ چاقو خورده و چادرِ از سر کشیده شدهی مادرامون و پرچم سوخته و قرآن پاره و مسجدِ ویرون شده از دستِ این «داعشیها»؟
-دارم از آرمانها نمیگم، که اگه بگم کو گوشِ شنوا؟ اصن مگه تنِ زخمی، رد پای آرمان روش میمونه؟ که اگه بمونه دمش گرم که تو این وانفسایِ خیر و شَرّ، داره غربال میشه و ما کجا و اون کجا؟
-دارم از قانون و ذهنِ حقوقی نمیگم که اگه بگم باید بگم «البینه علی المدعی» و روز عید منه اگه روزی یکی یه ادعایی بکنه، و «خودش اون ادعا رو ثابت کنه» نه اینکه یه چیزی بپرونه و بقیه رو بندازه به جونِ هم و خودش تو امارات و لندن و پای انگِ جادوگری، سِحر و جادو بکنه تنِ زخمی این وطن رو، که اگه بگم باید بگم کفِ مجازی، داره ذره ذرهیِ انصافِ منو تورو با خودش میبره…
-دارم از حقخواهی نمیگما، که اگه بگم باید بگم عزیزم، حقخواهیِ یهطرفه لاشخوریه، آره تو لاشخور نیستی که اگه بودی تا این خط نمیخوندی این دردنوشته رو، اونیکه بهت میگه از تمومِ اینها عبور کن تا به «حق» برسی، اون لاشخوره …
که «زن» وقتی زن میشه که اون بخواد، که اگه جور دیگه توی این دنیای وارونه خفه بشه، اون زن نیست، اون «نازن» حساب میشه، «زن و زندگی و زنان و آزادی» برا ایزدیهای کُردی که کوملهها تحویل داعش میدادن و حاج قاسم نجاتشون میداد، روشن نمیشه، هشتگ و استوری زده نمیشه، تحریمی برداشته نمیشه…:)
-منِ منتقدِ معترض، دارم از پرچم و قرآن و مسجد و امامزاده و گلوی پاره و تن زخمی و این حقخواهی یه طرفه میگم، دارم از آشوب میگم که هدفش همینه که از شمال و جنوب و شرق و غرب، یه عده منتظر همینن، دارم از تکهتکه شدنِ پارچهی سه رنگ میگم، دارم از مفهومِ وارونهیِ «آزادی و عدالت و حقطلبی» میگم، تو دنیایی که سر و تهش یه اَرزن نمیارزه، حتی اگه تک و توک بمونن ادمهایی که میمونن…
کِی به این حرف میرسیم؟ نمیدونم، من از وطن نه! من از هموطنی که دین و دنیای خودشو تسلیمِ قتلگاه مجازی میکنه و دین و دنیای بقیه رو لگدمال،خستهم…
همین :)
______________________________
من پیج ندارم،نمیتونم واردش بشم،نمیتونم وارد اکانتِ تلگرام خودم بشم، شما صدایِ من باشید.
سلام بر تو، رحمةللْعالمـــــین…
سلام بر تو، به تعدادِ دخترانی که از گور رهانیدی :)
سلام بر تو، به تعدادِ دخترانی که از گور رهانیدی :)
❌چون جریان از مطالبهیِ ماجرای مرحوم #مهساامینی فراتر رفته، و عدهای سادهلوحانه شعار چنج کردن حاکمیت میدن، چندتا نکتهی اساسی رو باید درنظر داشت:
انقلاب کردن نیازمندِ چندتا اصل اساسیه:
👈🏼۱-داشتن یک آرمان و هدف. هیچ معترض و منتقدِ بیراهکارِ جایگزین، نمیتونه حرف از آرمان و هدف بزنه، حکایتِ زنبور بیعسله، بعضی توییتهارو میخونم که نوشته «کِی بشه با تاپ و شلوارک و آبجو به دست تویِ ولیعصر پارتی بگیریم و سربازیها بشه سه ماه؟» کو هدف؟ کو آرمان؟ و کو راهحل جایگزین؟
👈🏼۲-داشتن یک رهبر و لیدر با بینش و آگاهی سیاسی. اگر اشاره میکنن به انقلاب سال ۵۷، یک رهبر با بینش و آگاهی عمیق سیاسی جریان انقلاب رو از سال ۴۲ رهبری کرد، و نه با حضورِ خودخواسته در امارات و لندن؛ بلکه در میدان و در کنارِ مردم، و بعضاً با حضور اجباری (تبعید) در کشورهای دیگه، الان علیکریمی رهبرِ این دست اغتشاشات میشه یا علینژاد؟ یا سلبریتیهایی که ظاهراً کنار مردماند ولی بعد از نقد کردنِ حسابهای ۳۰ میلیاردی از صدا و سیما؟ اونهم از طریقِ مجازی یا اقامتِ خودخواسته در کشورهای دیگه؟مصاحبههای علیکریمی رو دیدید؟ بینش سیاسی دربارهی ایشون یک جوکه؛ کنار هم گذاشتنِ کلمات عادی هم برای ایشون دشواره، پس یک کپیپیستکار و امثالهم نمیتونه لیدر باشه.
در کنار این موارد، تکیه بر گروهکهای ترویستی کومله، سازمان منافقین، گروهکهای تجزیهطلب و …. که شکافتنِ پوست سر مردم از وسط درحالیکه زنده و به هوش هستند، ترورهای بیوقفه و این قبیل اقدامات رو در کارنامهی خودشون دارن، هیچوقت مطلوبِ یک جمع نخواهد بود.
👈🏼۳-اقناعِ عمومی. یعنی افکار عمومِ مردم رو با خودت همراه کنی، اونها رو قانع کنی، «عموم مردم رو»، نه اینکه نمازگزاران ایرانی مقیم لندن رو با کتک مجبور کنی به چیزی که میخوای اذعان کنن، یا با فحاشیهای رکیک موفق بشی گرینکارتِ یه کشور دیگه رو بدست بیاری.نه اینکه با توهین به مقدساتِ مردم، همون تعداد همراهانِ خودت رو هم از کنار خودت فراری بدی، هویتِ ملی خودت،پرچمت رو آتیش بزنی، که با این اقدامات حتی پلیسِ لندن و پاریس هم ( که برای عدهای مهدِ آزادیست) بخاطر برهم زدنِ امنیت عمومی از باتوم و گاز اشکآور علیهت استفاده کنه و در نهایت وقتی هم به خاطرِ این هنجارشکنی دستگیر میشی بگی منو مجبور کردن، اغفال شدم. این اسمش اقناع عمومی نیست؛ اسم این اقدامات ارعابِ عمومیه.
مردمی که دیروز از میدان انقلاب تا امام حسین و ازادی برایِ اعتراض به آشوب به میدان اومده بودن، #مردم نیستند که سلبریتیها و رسانههای معلومالحال به اونها اشاره نمیکنن؟
*پس امنیتِ عمومی در همهجای دنیا، خط قرمز حاکمیتهاست.
👈🏼۴- اما اعتراضِ مدنی بالغانه چطور ممکنه؟ اعتراض برای اصلاح یک عملکردِ غلط اتفاق میفته، اعتراض با در دست داشتنِ مدارکِ مورد نیاز، متن اعتراض و نمایندگی یک نماینده سرشناس در حضور مردم و حضور نزدِ مقامات مرتبط اتفاق میفته، تحصن، تجمعاتِ بیتوهین و تخریب، مثل تجمعاتِ اعتراضی کارگران هپکو/ملعمین/ و …
اصلاح مسیرِ پیشرفت یک مملکت محسوب میشه ولی تخریب آسونترین راه برایِ هدف گرفتن مسیرِ پیشرفت اون مملکته، که غالباً توسط عناصرِ نااگاه صورت میگیره.
❌مثال: وقتی با توسل به اختلافاتِ داخلی در کشور لیبی، یک جنگ داخلی اتفاق افتاد؛ شورای امنیت بعد از قطعنامه ۱۹۷۳ تصمیم گرفت تا ورود نیروهای ناتو به این کشور رو اغاز کنه. در نتیجه در ۱۹ مارس عملیات نظامی با شلیک بیش از ۱۱۰ موشک کروز از سمت آمریکا و انگلیس آغاز شد و نتیجهای جز تخریب و ویرانی و عدم وجود حاکمیت واحد نداشت. اختلافاتِ داخلی در عراق هم نتیجهای جز ورود ناتو نداشت؛ و اتفاقاً عناصر نااگاه به دنبالِ سقوط حاکمیت بودند ولی امروزه آمریکا تصمیم گرفته حضور «نیروی نظامی» خودش رو هشت برابر کنه؛ پس یعنی خبری از حاکمیتِ آرمانِ تاپ و شلوارک و آبجو و پارتی نبود :)) و نتیجهش حضور نیروهای نظامی کشورهای دیگه در داخل خاکِ کشورِ مذکوره. به گفته رولاند دوماس، وزیرخارجه سابق #فرانسه، «پروژهی نابود کردن سوریه با توسل به اختلافات داخلی و #اعتراضات در انگلستان مهندسی شده بود»، اگر تاریخ نمیخونیم عیب نداره، اگر مطالبات و اعتراضات مردم رو مصادره به مطلوب میکنیم هم عیب نداره،ولی بجای تمسخرِ تکرار بیوقفهیِ مختار، به عاقبت هفتهزار سرباز برای اماننامهی آلزبیر فکر کنیم.
#اعتراض و #انتقاد که به اصلاح منجر بشه، جامعه رو به جلو سوق میده، ببینید «چه کسانی» خواستارِ این پیشرفت نیستند و با آیهی یاس خوندن و القایِ ناامیدی و خشم و نفرت، جوِ روانی موجود رو تخریب میکنن.
✅ فلذا درک این موضوع که معترض، با آشوبگر متفاوته، اعتراض هم راهش از آشوبهای #هدفمند جداست و در عینحال دلسوزیِ حقیقی از ژستِ دلسوزی قابل تفکیک هست، خیلی کار سختی نیست.
انقلاب کردن نیازمندِ چندتا اصل اساسیه:
👈🏼۱-داشتن یک آرمان و هدف. هیچ معترض و منتقدِ بیراهکارِ جایگزین، نمیتونه حرف از آرمان و هدف بزنه، حکایتِ زنبور بیعسله، بعضی توییتهارو میخونم که نوشته «کِی بشه با تاپ و شلوارک و آبجو به دست تویِ ولیعصر پارتی بگیریم و سربازیها بشه سه ماه؟» کو هدف؟ کو آرمان؟ و کو راهحل جایگزین؟
👈🏼۲-داشتن یک رهبر و لیدر با بینش و آگاهی سیاسی. اگر اشاره میکنن به انقلاب سال ۵۷، یک رهبر با بینش و آگاهی عمیق سیاسی جریان انقلاب رو از سال ۴۲ رهبری کرد، و نه با حضورِ خودخواسته در امارات و لندن؛ بلکه در میدان و در کنارِ مردم، و بعضاً با حضور اجباری (تبعید) در کشورهای دیگه، الان علیکریمی رهبرِ این دست اغتشاشات میشه یا علینژاد؟ یا سلبریتیهایی که ظاهراً کنار مردماند ولی بعد از نقد کردنِ حسابهای ۳۰ میلیاردی از صدا و سیما؟ اونهم از طریقِ مجازی یا اقامتِ خودخواسته در کشورهای دیگه؟مصاحبههای علیکریمی رو دیدید؟ بینش سیاسی دربارهی ایشون یک جوکه؛ کنار هم گذاشتنِ کلمات عادی هم برای ایشون دشواره، پس یک کپیپیستکار و امثالهم نمیتونه لیدر باشه.
در کنار این موارد، تکیه بر گروهکهای ترویستی کومله، سازمان منافقین، گروهکهای تجزیهطلب و …. که شکافتنِ پوست سر مردم از وسط درحالیکه زنده و به هوش هستند، ترورهای بیوقفه و این قبیل اقدامات رو در کارنامهی خودشون دارن، هیچوقت مطلوبِ یک جمع نخواهد بود.
👈🏼۳-اقناعِ عمومی. یعنی افکار عمومِ مردم رو با خودت همراه کنی، اونها رو قانع کنی، «عموم مردم رو»، نه اینکه نمازگزاران ایرانی مقیم لندن رو با کتک مجبور کنی به چیزی که میخوای اذعان کنن، یا با فحاشیهای رکیک موفق بشی گرینکارتِ یه کشور دیگه رو بدست بیاری.نه اینکه با توهین به مقدساتِ مردم، همون تعداد همراهانِ خودت رو هم از کنار خودت فراری بدی، هویتِ ملی خودت،پرچمت رو آتیش بزنی، که با این اقدامات حتی پلیسِ لندن و پاریس هم ( که برای عدهای مهدِ آزادیست) بخاطر برهم زدنِ امنیت عمومی از باتوم و گاز اشکآور علیهت استفاده کنه و در نهایت وقتی هم به خاطرِ این هنجارشکنی دستگیر میشی بگی منو مجبور کردن، اغفال شدم. این اسمش اقناع عمومی نیست؛ اسم این اقدامات ارعابِ عمومیه.
مردمی که دیروز از میدان انقلاب تا امام حسین و ازادی برایِ اعتراض به آشوب به میدان اومده بودن، #مردم نیستند که سلبریتیها و رسانههای معلومالحال به اونها اشاره نمیکنن؟
*پس امنیتِ عمومی در همهجای دنیا، خط قرمز حاکمیتهاست.
👈🏼۴- اما اعتراضِ مدنی بالغانه چطور ممکنه؟ اعتراض برای اصلاح یک عملکردِ غلط اتفاق میفته، اعتراض با در دست داشتنِ مدارکِ مورد نیاز، متن اعتراض و نمایندگی یک نماینده سرشناس در حضور مردم و حضور نزدِ مقامات مرتبط اتفاق میفته، تحصن، تجمعاتِ بیتوهین و تخریب، مثل تجمعاتِ اعتراضی کارگران هپکو/ملعمین/ و …
اصلاح مسیرِ پیشرفت یک مملکت محسوب میشه ولی تخریب آسونترین راه برایِ هدف گرفتن مسیرِ پیشرفت اون مملکته، که غالباً توسط عناصرِ نااگاه صورت میگیره.
❌مثال: وقتی با توسل به اختلافاتِ داخلی در کشور لیبی، یک جنگ داخلی اتفاق افتاد؛ شورای امنیت بعد از قطعنامه ۱۹۷۳ تصمیم گرفت تا ورود نیروهای ناتو به این کشور رو اغاز کنه. در نتیجه در ۱۹ مارس عملیات نظامی با شلیک بیش از ۱۱۰ موشک کروز از سمت آمریکا و انگلیس آغاز شد و نتیجهای جز تخریب و ویرانی و عدم وجود حاکمیت واحد نداشت. اختلافاتِ داخلی در عراق هم نتیجهای جز ورود ناتو نداشت؛ و اتفاقاً عناصر نااگاه به دنبالِ سقوط حاکمیت بودند ولی امروزه آمریکا تصمیم گرفته حضور «نیروی نظامی» خودش رو هشت برابر کنه؛ پس یعنی خبری از حاکمیتِ آرمانِ تاپ و شلوارک و آبجو و پارتی نبود :)) و نتیجهش حضور نیروهای نظامی کشورهای دیگه در داخل خاکِ کشورِ مذکوره. به گفته رولاند دوماس، وزیرخارجه سابق #فرانسه، «پروژهی نابود کردن سوریه با توسل به اختلافات داخلی و #اعتراضات در انگلستان مهندسی شده بود»، اگر تاریخ نمیخونیم عیب نداره، اگر مطالبات و اعتراضات مردم رو مصادره به مطلوب میکنیم هم عیب نداره،ولی بجای تمسخرِ تکرار بیوقفهیِ مختار، به عاقبت هفتهزار سرباز برای اماننامهی آلزبیر فکر کنیم.
#اعتراض و #انتقاد که به اصلاح منجر بشه، جامعه رو به جلو سوق میده، ببینید «چه کسانی» خواستارِ این پیشرفت نیستند و با آیهی یاس خوندن و القایِ ناامیدی و خشم و نفرت، جوِ روانی موجود رو تخریب میکنن.
✅ فلذا درک این موضوع که معترض، با آشوبگر متفاوته، اعتراض هم راهش از آشوبهای #هدفمند جداست و در عینحال دلسوزیِ حقیقی از ژستِ دلسوزی قابل تفکیک هست، خیلی کار سختی نیست.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
جهان پر از پارادوکسه، یه پارادوکسِ نفرتانگیز، اونیکه پشت تریبون، داره ادایِ دلسوزی درمیاره و با پتک میزنه تو سرت که بیشتر احساسِ بیچارگی کنی، هیچوقت دلسوزت نیست. کاش یکی بهشون بگه که «تو نمایندهی من نیستی! بجایِ من حرف نزن، جلویِ غریبه بجای من حرف نزن.»…
عه، سلبریتیهای ایرانی در همهی اعصار و ادوار :
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
ولی رفتهرفته مفهومِ «رفیق» بیشتر از قبل، برام محدود به یکسری باورها میشه، تا یکسری آدمها … راضیام.
عه بازم من، رفتهرفته بیشتر از همیشه، و من تا همیشه :
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
و در نهایت، بازم تا ابد در این جهانِ عنکبوتانِ دنیایی، تو رضـــآیی…
تو رفیقی! تو پناهی، تو حقی، تو شــآهی، بقیه کیان تویِ این دست و پا زدنهای تباهی؟ :)✨
تو رفیقی! تو پناهی، تو حقی، تو شــآهی، بقیه کیان تویِ این دست و پا زدنهای تباهی؟ :)✨
Forwarded from قِصّهفروشْ؛ (کاٰتِبْ)
یادداشتی زرد ، محرمانه و دردسرساز! (۴)
بندِ آخر و این خطوط زهرماری درباره این سه تصویر است ! کانالی که اخبارِ ازادی خواهان را منتشر میکند ، از دیروز تصاویر دختران و زنان غیر محجبه ای که در راهپیماییِ رسول الله شرکت کرده بودند را پست کرده . راهپیماییِ بزرگی که جهت اعلام مخالفت در برابر اغتشاش گر ها بود …
اینها که میبینید گوشه ای از نظراتِ ازادی خواهان درباره ی زنانِ غیر محجبه ای است که به هر دلیلی حقِ انتخاب دارند و دیروز انتخاب کردند در راهپیمایی شرکت کنند !!
کسانیکه امروز به بهانه ی ناموس و ازادی خواهی و عقیده ی برابر قیام و به قولی انقلاب کردند ، میخواهند بعد از پیروزی ، مخالفینشان را که فرقی ندارد محجبه اند یا غیر محجبه در کاباره ها رایگان عرضه کنند ! میخواهند زنانی را که حمایتشان نکردند بکشند یا دسته جمعی به آنها تجاوز کنند …
#میم_سادات_هاشمی
@ghesehforush 🥀
بندِ آخر و این خطوط زهرماری درباره این سه تصویر است ! کانالی که اخبارِ ازادی خواهان را منتشر میکند ، از دیروز تصاویر دختران و زنان غیر محجبه ای که در راهپیماییِ رسول الله شرکت کرده بودند را پست کرده . راهپیماییِ بزرگی که جهت اعلام مخالفت در برابر اغتشاش گر ها بود …
اینها که میبینید گوشه ای از نظراتِ ازادی خواهان درباره ی زنانِ غیر محجبه ای است که به هر دلیلی حقِ انتخاب دارند و دیروز انتخاب کردند در راهپیمایی شرکت کنند !!
کسانیکه امروز به بهانه ی ناموس و ازادی خواهی و عقیده ی برابر قیام و به قولی انقلاب کردند ، میخواهند بعد از پیروزی ، مخالفینشان را که فرقی ندارد محجبه اند یا غیر محجبه در کاباره ها رایگان عرضه کنند ! میخواهند زنانی را که حمایتشان نکردند بکشند یا دسته جمعی به آنها تجاوز کنند …
#میم_سادات_هاشمی
@ghesehforush 🥀
اینستاگرام،توییتر و تلگرامِ ایرانی کجاست؟
جاییکه استانهای حکومتی یَک به یَک سقوط کردن و تجزیه شدن و تبدیل به ایالتهای امریکاییِ ساچعهواو شدن، یه عده هم رفتن فرودگاهِ امام منتظرِ رُبّ پهلوی، درحالیکه حلقههای گل دستشونه، ربّ پهلوی طیِ پیامی بهشون میگه «ببجقید، مامی هنوز مانی به حسابم نزده، اس میدم.»
مبارزهی مدنی همراه با کچل کردن و دریافتِ هزاران فالوور همراهه، امروز یکی رو میکُشن و فردا همون شخص با بیبیسی مصاحبه میکنه، الله اکبر از این اعجاز.
حامیانِ حقوقِ زن، غیرهمفکران رو با «تجاوز و تعرض و صیغهای» تهدید و توهین میکنن، کامنتها از این قراره که: «جووون،عجب چیزی، سفیدیِ گلاندامت چشمم رو میزنه بانو»، و همزمان با این تحرکاتِ خیلی خفن و برگریزان، خودشونو با انقلابیهای ۵۷ مقایسه میکنن که گیرِ ساواک میفتاد و کابلِ داغ زیر ناخنهاش میکردن و توی قفسِ آهنیِ داغ زندانیش میکردن و شکمِ زنِ حامله رو زنده زنده پاره میکردن و جنین رو تویِ ماهیتابه جلوی چشمش سرخ میکردن و کوملهها پوستِ سرش رو زنده زنده از وسط پاره میکردن و تا کنار گوشها میکشیدن و ازش «کلاه دوگوشی» میساختن و صداش در نمیومد، چون مقتداش مطهری و بهشتی و خمینی(ره) بود …:))
______________________________
پ.ن: قبل از اینها به تحلیلهای اصولی،تاریخی و حتی عملیِ یک جریان اعتراضی و انتقادیِ صحیح اشاره کردیم، جای اشاره به توَهّماتِ ویروس برعندازی خالی بود.
*مطالعه،مطالعه،مطالعه ، اینه که اصالت میاره :)
جاییکه استانهای حکومتی یَک به یَک سقوط کردن و تجزیه شدن و تبدیل به ایالتهای امریکاییِ ساچعهواو شدن، یه عده هم رفتن فرودگاهِ امام منتظرِ رُبّ پهلوی، درحالیکه حلقههای گل دستشونه، ربّ پهلوی طیِ پیامی بهشون میگه «ببجقید، مامی هنوز مانی به حسابم نزده، اس میدم.»
مبارزهی مدنی همراه با کچل کردن و دریافتِ هزاران فالوور همراهه، امروز یکی رو میکُشن و فردا همون شخص با بیبیسی مصاحبه میکنه، الله اکبر از این اعجاز.
حامیانِ حقوقِ زن، غیرهمفکران رو با «تجاوز و تعرض و صیغهای» تهدید و توهین میکنن، کامنتها از این قراره که: «جووون،عجب چیزی، سفیدیِ گلاندامت چشمم رو میزنه بانو»، و همزمان با این تحرکاتِ خیلی خفن و برگریزان، خودشونو با انقلابیهای ۵۷ مقایسه میکنن که گیرِ ساواک میفتاد و کابلِ داغ زیر ناخنهاش میکردن و توی قفسِ آهنیِ داغ زندانیش میکردن و شکمِ زنِ حامله رو زنده زنده پاره میکردن و جنین رو تویِ ماهیتابه جلوی چشمش سرخ میکردن و کوملهها پوستِ سرش رو زنده زنده از وسط پاره میکردن و تا کنار گوشها میکشیدن و ازش «کلاه دوگوشی» میساختن و صداش در نمیومد، چون مقتداش مطهری و بهشتی و خمینی(ره) بود …:))
______________________________
پ.ن: قبل از اینها به تحلیلهای اصولی،تاریخی و حتی عملیِ یک جریان اعتراضی و انتقادیِ صحیح اشاره کردیم، جای اشاره به توَهّماتِ ویروس برعندازی خالی بود.
*مطالعه،مطالعه،مطالعه ، اینه که اصالت میاره :)
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Photo
گرچه گاهی تُندبادی شاخهای را هم شکست،
سَرو میماند ولی طوفان به پایان میرسد :)
- فاضل نظری -
سَرو میماند ولی طوفان به پایان میرسد :)
- فاضل نظری -
#پیام_ناشناس:
چرا سلبریتی ها انقدر در نظر شما طرد شده اند؟
___________________________
سلام، ببینید بهطور کلی #سلبریتیها یا هر قشری، وقتی صاحب یک تریبون میشن، بدون اگاهی و سواد و بینشِ سیاسی، شروع میکنن به جهتدهی افکار مخاطبین، فرق نمیکنه که بلاگر باشه یا ورزشکار و بازیگر.
📌تعداد مخاطب بالا به اشخاصِ فاقدِ بینش سیاسی و تخصصی، توَهّمِ دیده شدن میده، توی ایران این موضوع پررنگتره؛ از طرفی این دسته شعار میدن که هنر و ورزش از سیاست جداست درحالیکه تقریبا ۹۰٪ احوالات شخصی سلبریتیهای ایران با سیاستی گره خورده که شخصاً بهش تمایل دارن و یا بنا به تطمیعهایی که میشن، پس اینجا موضوع شایستهسالاری و نظرات تخصصی زیرسوال میره، دربارهی علی کریمی،ایشون صرفاً فوتبالیست خوبی بود و نه نظریهپردازِ سیاسی یا عقیدتی…
📌برای مثال اولِ این ماجرا بدون ذرهای علم، فیلمی منتشر کرد که مربوط به سال ۹۷ بود و وقتی بهش گفتن این فیلم اشتباهه، حتی به خاطر احترام به مخاطب معذرتخواهی هم نکرد و صرفا کپشن رو ادیت کرد :)
خب، استوریها و توییتهای این فرد، کاملا جهتدهی به جریان اغتشاش و یک جریان اعتراضی رو به یک آشوب بدل کرد، قبلا هم گفته بودم اعتراضات در ایران به دلیل عدم وجودِ یک نماینده و لیدر با بینشِ سیاسی و مطالبهگری صحیح همیشه منحرف میشه.
📌مثال میزنم، ایشون در جای دیگه نوشت «بگو لباس شخصیها کیف کج دارن». خب اولاً شما از کجا میدونی لباس شخصیه؟ لباس شخصی که هیچوقت نشانهای نداره و اساساً نمیبایست شناسایی بشه ، دوماً چه کسی این «بگو» رو به ایشون رسونده؟ سوماً ایا تمام افرادی که کیف کج دارن در خطر نمیفتن؟، بعلاوه جریان اعتراض کاملا منحرف شد و تبدیل به اشوب شد، جایی نیروی پلیس رو اتش و کتک میزدن، ایشون استوری میکنه که «زدی ضربتی، ضربتی نوش کن».
📌مسئلهی بعدی اینه که ایشون اگر داعیه حمایت از مردم داره در کنارِ مردم میایسته، نه در امارات و از طریق فضای مجازی، به قولِ معروف نه از طریق شیر کردنِ هیجانات افراد، اما کاملا به خطرات چنین جریاناتی واقفه فلذا خودش از خطر جانی محفوظ نگه میداره، و توضیحی دربارهی خروج خودش و خانوادهش از کشور نمیده، که مدتها پیش انجام شده.
📌اقداماتی که مرتکب شده در قانون کاملا پیشبینی شده، و این ترس و اضطراب ناشی از مطالبهی اقداماتش بخاطر همینه که میدونه کاری که کرده طبق قانون جرم هست، اما در طرفی کاملا به هیجانات فالوورهاش تسلط داره بنابراین بیاینکه بگه به چه هدف از ایران خارج شده، خودش رو حامی مردم نشون میده.
📌نه تنها ایشون؛ بلکه اکثر سلبریتیهای ایرانی اینطور هستن، با چنگ به گرههای عقیدتی-سیاسی مخاطبین، دنبال جهتدهی به افکار اونان، احسان کرمی وقتی که سرود سلام فرمانده پخش شد گفت ما عزادار متروپل هستیم، اما شما سرود میخونید؟نتیجه این شد که اولا مخاطب، فلسفهیِ سرود رو نفهمید و از طریق تریبونهای مجازی فقط یک گارد به سرود گرفت، دوماً اقای کرمی سر از عروسی ساسی مانکن دراورد در همون روز، بدون اینکه به شعور مخاطب احترام بگذاره و توضیحی دربارهش بده، یا اقای قاسمخانی وقتی دخترش با یک سارق مواجه شد، از نیروی انتظامی تشکر کرد و از اونها خواست حتی بابتِ «استرس وارده به دخترش» هم پیگیری لازم رو انجام بدن، اما امروزه در جریان اعتراضات موضعش به دلایل کاملاً معلومی تغییر کرد…
📌فقدانِ بینش سیاسی یعنی حاکمیت رو مجبور به دخالت در امور سیاست خارجی هم بکنی، اونهم از طریق کنترل افکار عمومی، مثل کاری که در جریان طالبان و اوکراین و … انجام شد که بحثش مفصل هست.
📌مثال: در موضوع نوید افکاری هیچ سلبریتی نگفت که اون اعدام نشد، بلکه قصاص شد، قصاص مربوط به قتل عمد و مطالبهی اولیایِ دم هست، نوید افکاری به اعتراف و اقرارِ شخص خودش، قاتل حسن ترکمان کارمند ساده ادارهای در شیراز بود…نه مجرم سیاسی!
اما مخاطب چون ذهنش با تریبون سلبریتیها شکل میگیره، مطالبهگری صحیح رو فراموش میکنه و دل به هشتگها میسپاره.
و هزاران مثالِ دیگه…
📌به همین دلیل مسائلی که به رهبریِ سلبریتیها و جریان موجسوار جریان پیدا میکنه، همیشه اَبتر، هیجانی و بدون نتیجهی اصلاحی باقی میمونه.
📌بعلاوه سلبریتیها، فرهنگِ سپاسگزاری و شکرگزاری رو در ضمیرِ مخاطب از بین میبرن، یک مثالِ سطحی و ابتدایی؛ اغلب پشتِ پا میزنن به بستری که در اون رشد میکنن...
📌عوامفریبی (آگاهانه یا ناآگاهانه) بزرگترین سلاح این جماعته، و سلبریتیها یکی از اصلیترین مهرههایِ فشار و نفوذ. مراقب باشیم که خوراکِ فکری ما از چه طریق تامین میشه.
✨البته دور از جانِ افرادِ شریف و اصیل این قشر که بعضاً حقیقتاً دلسوزند و به دنبالِ اصلاح کم و کاستیها، هرچند کم :))
چرا سلبریتی ها انقدر در نظر شما طرد شده اند؟
___________________________
سلام، ببینید بهطور کلی #سلبریتیها یا هر قشری، وقتی صاحب یک تریبون میشن، بدون اگاهی و سواد و بینشِ سیاسی، شروع میکنن به جهتدهی افکار مخاطبین، فرق نمیکنه که بلاگر باشه یا ورزشکار و بازیگر.
📌تعداد مخاطب بالا به اشخاصِ فاقدِ بینش سیاسی و تخصصی، توَهّمِ دیده شدن میده، توی ایران این موضوع پررنگتره؛ از طرفی این دسته شعار میدن که هنر و ورزش از سیاست جداست درحالیکه تقریبا ۹۰٪ احوالات شخصی سلبریتیهای ایران با سیاستی گره خورده که شخصاً بهش تمایل دارن و یا بنا به تطمیعهایی که میشن، پس اینجا موضوع شایستهسالاری و نظرات تخصصی زیرسوال میره، دربارهی علی کریمی،ایشون صرفاً فوتبالیست خوبی بود و نه نظریهپردازِ سیاسی یا عقیدتی…
📌برای مثال اولِ این ماجرا بدون ذرهای علم، فیلمی منتشر کرد که مربوط به سال ۹۷ بود و وقتی بهش گفتن این فیلم اشتباهه، حتی به خاطر احترام به مخاطب معذرتخواهی هم نکرد و صرفا کپشن رو ادیت کرد :)
خب، استوریها و توییتهای این فرد، کاملا جهتدهی به جریان اغتشاش و یک جریان اعتراضی رو به یک آشوب بدل کرد، قبلا هم گفته بودم اعتراضات در ایران به دلیل عدم وجودِ یک نماینده و لیدر با بینشِ سیاسی و مطالبهگری صحیح همیشه منحرف میشه.
📌مثال میزنم، ایشون در جای دیگه نوشت «بگو لباس شخصیها کیف کج دارن». خب اولاً شما از کجا میدونی لباس شخصیه؟ لباس شخصی که هیچوقت نشانهای نداره و اساساً نمیبایست شناسایی بشه ، دوماً چه کسی این «بگو» رو به ایشون رسونده؟ سوماً ایا تمام افرادی که کیف کج دارن در خطر نمیفتن؟، بعلاوه جریان اعتراض کاملا منحرف شد و تبدیل به اشوب شد، جایی نیروی پلیس رو اتش و کتک میزدن، ایشون استوری میکنه که «زدی ضربتی، ضربتی نوش کن».
📌مسئلهی بعدی اینه که ایشون اگر داعیه حمایت از مردم داره در کنارِ مردم میایسته، نه در امارات و از طریق فضای مجازی، به قولِ معروف نه از طریق شیر کردنِ هیجانات افراد، اما کاملا به خطرات چنین جریاناتی واقفه فلذا خودش از خطر جانی محفوظ نگه میداره، و توضیحی دربارهی خروج خودش و خانوادهش از کشور نمیده، که مدتها پیش انجام شده.
📌اقداماتی که مرتکب شده در قانون کاملا پیشبینی شده، و این ترس و اضطراب ناشی از مطالبهی اقداماتش بخاطر همینه که میدونه کاری که کرده طبق قانون جرم هست، اما در طرفی کاملا به هیجانات فالوورهاش تسلط داره بنابراین بیاینکه بگه به چه هدف از ایران خارج شده، خودش رو حامی مردم نشون میده.
📌نه تنها ایشون؛ بلکه اکثر سلبریتیهای ایرانی اینطور هستن، با چنگ به گرههای عقیدتی-سیاسی مخاطبین، دنبال جهتدهی به افکار اونان، احسان کرمی وقتی که سرود سلام فرمانده پخش شد گفت ما عزادار متروپل هستیم، اما شما سرود میخونید؟نتیجه این شد که اولا مخاطب، فلسفهیِ سرود رو نفهمید و از طریق تریبونهای مجازی فقط یک گارد به سرود گرفت، دوماً اقای کرمی سر از عروسی ساسی مانکن دراورد در همون روز، بدون اینکه به شعور مخاطب احترام بگذاره و توضیحی دربارهش بده، یا اقای قاسمخانی وقتی دخترش با یک سارق مواجه شد، از نیروی انتظامی تشکر کرد و از اونها خواست حتی بابتِ «استرس وارده به دخترش» هم پیگیری لازم رو انجام بدن، اما امروزه در جریان اعتراضات موضعش به دلایل کاملاً معلومی تغییر کرد…
📌فقدانِ بینش سیاسی یعنی حاکمیت رو مجبور به دخالت در امور سیاست خارجی هم بکنی، اونهم از طریق کنترل افکار عمومی، مثل کاری که در جریان طالبان و اوکراین و … انجام شد که بحثش مفصل هست.
📌مثال: در موضوع نوید افکاری هیچ سلبریتی نگفت که اون اعدام نشد، بلکه قصاص شد، قصاص مربوط به قتل عمد و مطالبهی اولیایِ دم هست، نوید افکاری به اعتراف و اقرارِ شخص خودش، قاتل حسن ترکمان کارمند ساده ادارهای در شیراز بود…نه مجرم سیاسی!
اما مخاطب چون ذهنش با تریبون سلبریتیها شکل میگیره، مطالبهگری صحیح رو فراموش میکنه و دل به هشتگها میسپاره.
و هزاران مثالِ دیگه…
📌به همین دلیل مسائلی که به رهبریِ سلبریتیها و جریان موجسوار جریان پیدا میکنه، همیشه اَبتر، هیجانی و بدون نتیجهی اصلاحی باقی میمونه.
📌بعلاوه سلبریتیها، فرهنگِ سپاسگزاری و شکرگزاری رو در ضمیرِ مخاطب از بین میبرن، یک مثالِ سطحی و ابتدایی؛ اغلب پشتِ پا میزنن به بستری که در اون رشد میکنن...
📌عوامفریبی (آگاهانه یا ناآگاهانه) بزرگترین سلاح این جماعته، و سلبریتیها یکی از اصلیترین مهرههایِ فشار و نفوذ. مراقب باشیم که خوراکِ فکری ما از چه طریق تامین میشه.
✨البته دور از جانِ افرادِ شریف و اصیل این قشر که بعضاً حقیقتاً دلسوزند و به دنبالِ اصلاح کم و کاستیها، هرچند کم :))
✨دسترسی من به اینستاگرام و اکانت تلگرام خودم فعلاً ممکن نیست،نمیتونم واردشون بشم،انتشارِ پستها و مطالب کانال توی استوری و پست و … آزاده.
-فعلاً خداااااحافظ :))👩🏻🦯
-فعلاً خداااااحافظ :))👩🏻🦯
Forwarded from سپاه سایبری پاسداران IRGC 🏴
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥آمریکا به دنبال تخریب کشور زیبای شما
راجر واترز، خواننده مشهور انگلیسی، چند روز پیش از اعتراضات به مرگ مهسا امینی حمایت کرده بود اما او حالا با دیدن آشوبگران میگوید: «آمریکا میخواهد کشور زیبای شما را تخریب کند. بنابرین آنها اگر بتوانند از این رویداد فعلی برای نابود کردن ایران استفاده کنند، استفاده خواهند کرد.»
البته مجری ایراناینترنشنال اجازه نمیدهد صحبتهای راجر واترز ادامه پیدا کند و تماس را قطع میکند.
سپاه سایبری پاسداران👇🏻
☑️ @SEPAHCYBERY
راجر واترز، خواننده مشهور انگلیسی، چند روز پیش از اعتراضات به مرگ مهسا امینی حمایت کرده بود اما او حالا با دیدن آشوبگران میگوید: «آمریکا میخواهد کشور زیبای شما را تخریب کند. بنابرین آنها اگر بتوانند از این رویداد فعلی برای نابود کردن ایران استفاده کنند، استفاده خواهند کرد.»
البته مجری ایراناینترنشنال اجازه نمیدهد صحبتهای راجر واترز ادامه پیدا کند و تماس را قطع میکند.
سپاه سایبری پاسداران👇🏻
☑️ @SEPAHCYBERY
#اونبیرونخبرینیست؛
امروز رفتیم بیرون دور بزنیم،گوشیم رو با خودم نبردم، تقریباً دو روزه که بجز ۲-۳ ساعت، بقیهی ساعاتِ روز خاموشه، توی پیادهرو قدم میزدیم، یادم افتاد نمازم رو نخوندم، بدو بدو رفتم دمِ نمازخونهی پاساژ، یه خانمی رو دیدم که برای نماز اماده میشد، شالش رو کشید جلوتر و موهای قهوهایش رو پنهون کرد و قامتِ نمازش رو بست، کفشهای نمازگزارها قسمت داخلیِ نمازخونه بود، یه خانمِ چادری وارد نمازخونه شد و کفشهای همه رو جفت کرد، کیفش رو زمین گذاشت و الله اکبر گفت، خانمِ اولی نمازش تموم شد منتظر موند، تا خانم دومی هم نمازش تموم شد ازش تشکر کرد بابتِ جفتکردن کفشهاش، خانمِ دومی گفت عزیزم! قبول باشه.نمازم رو خوندم و بعدش بیرون رفتم، خم شدم بند کفشم رو ببندم یکی صدام زد «خانم؟ میشه کیفم رو نگه دارید؟ بچهم رو ببرم دسشویی اونجا جا نیست» گفتم باشه و منتظر موندم، اومد بیرون و گفت «ببخشید توروخدا» گفتم «چه حرفیه! خواهش میکنم».
توی محوطهیِ بیرونی قدم میزدیم، صدای خنده میومد، دونفر هم باهم دعواشون شده بود، خانمه میگفت «من خودم لایکت رو زیر پستش دیدم»، اقاهه میگفت «بابا به جان بابام دستم خورده».
دوتا قهوه گرفتیم و باهم حرف زدیم…
گفتم: تاحالا هیچوقت از دور بودن از مجازی خوشحال نبودم، خوب شد پیجم دچار مشکل شده و شاید دیگه هیچوقت بازش نکنم، پیگیر درست شدنش هم نمیشم فعلاً، کلی کار دارم! تویِ مجازی مسابقهس، سرِ جنگِ روانیِ آدمها، سر دروغ و شایعه و نفرتپراکنی، سرِ شوعاف! آدمها برای دلشکستن و دروغ سر و دست میشکنن، مجازی قتلگاهِ آرمانها و آرامشهاست، اونجا پرِ لاتِ مجازیه، فقط فرقش اینه که بجای قمه و چاقو و کوکتل مولوتوف و آتیش، لایک و ویو و کامنت سلاحِ اونهاست، تویِ توییتر و اینستاگرام «شرافت» رنگ باخته، نخندیا! ولی تو مجازی مملکت سقوط کرده :)) صداقت لایک نمیخوره، آدمها دو دستهن، ولی یه دستهیِ سومی هم هست، که زیر پتو و روی تخت و با جیبِ پر از دلار و میلیاردهایِ چنجشده و گوشی به دست، این دو دسته رو به جونِ هم میندازن و تهش ژستِ آدمخوبهی مردمدار میگیرن، من خیلی وقته دل به دلِ این دستهی سوم نمیدم، خیلی وقته دیگه ملاکِ حق و باطل از تعدادِ فالوور و صدایِ بلند فراتر رفته، من خیلی وقته که فهمیدم «مجازی» حقیقت رو سوراخ میکنه و حقیقتِ سوراخ و پارهپاره، عینِ دروغه…
تو مجازی هیشکی نمیاد بپرسه دردت چیه؟ نمیاد دوتا راه میونِ اینهمه بیراهه بذاره سر راهت، انگار نون تویِ بیراهه رفتن و بیراهه کشوندنه، همه که عمدی بیراهه نمیرن، بعضیها رو عمداً به بیراهه میبرن، همین دستهی سومیهای از خدا بیخبر!
گفتم: ببین! زندگیِ بیرونِ مجازی رو! هوا هست، زمین هست، آدمها هستن،تو هستی، من هستم!ببین «مردم» رو، حتی اگه این بیرون خیلی چیزا نَشتی داشته باشه! درد میپیچهها لایِ سلولهام، ولی بیخیال! «فکرم» درد میکنه، «فهمیدن» و خستگی از «فهموندن» درد داره، ولی ول کن مجازی رو، قهوهات یخ کرد…
گفت: درست میشه! چون:
«ما میدانیم سینهات از آنچه آنها میگویند،
تنگ میشود… سوره الحجر،آیه ۹۷»
کفایت میکند تورا، خدایِ محمد.
#خانمرحیمی
@caffeRahimi
امروز رفتیم بیرون دور بزنیم،گوشیم رو با خودم نبردم، تقریباً دو روزه که بجز ۲-۳ ساعت، بقیهی ساعاتِ روز خاموشه، توی پیادهرو قدم میزدیم، یادم افتاد نمازم رو نخوندم، بدو بدو رفتم دمِ نمازخونهی پاساژ، یه خانمی رو دیدم که برای نماز اماده میشد، شالش رو کشید جلوتر و موهای قهوهایش رو پنهون کرد و قامتِ نمازش رو بست، کفشهای نمازگزارها قسمت داخلیِ نمازخونه بود، یه خانمِ چادری وارد نمازخونه شد و کفشهای همه رو جفت کرد، کیفش رو زمین گذاشت و الله اکبر گفت، خانمِ اولی نمازش تموم شد منتظر موند، تا خانم دومی هم نمازش تموم شد ازش تشکر کرد بابتِ جفتکردن کفشهاش، خانمِ دومی گفت عزیزم! قبول باشه.نمازم رو خوندم و بعدش بیرون رفتم، خم شدم بند کفشم رو ببندم یکی صدام زد «خانم؟ میشه کیفم رو نگه دارید؟ بچهم رو ببرم دسشویی اونجا جا نیست» گفتم باشه و منتظر موندم، اومد بیرون و گفت «ببخشید توروخدا» گفتم «چه حرفیه! خواهش میکنم».
توی محوطهیِ بیرونی قدم میزدیم، صدای خنده میومد، دونفر هم باهم دعواشون شده بود، خانمه میگفت «من خودم لایکت رو زیر پستش دیدم»، اقاهه میگفت «بابا به جان بابام دستم خورده».
دوتا قهوه گرفتیم و باهم حرف زدیم…
گفتم: تاحالا هیچوقت از دور بودن از مجازی خوشحال نبودم، خوب شد پیجم دچار مشکل شده و شاید دیگه هیچوقت بازش نکنم، پیگیر درست شدنش هم نمیشم فعلاً، کلی کار دارم! تویِ مجازی مسابقهس، سرِ جنگِ روانیِ آدمها، سر دروغ و شایعه و نفرتپراکنی، سرِ شوعاف! آدمها برای دلشکستن و دروغ سر و دست میشکنن، مجازی قتلگاهِ آرمانها و آرامشهاست، اونجا پرِ لاتِ مجازیه، فقط فرقش اینه که بجای قمه و چاقو و کوکتل مولوتوف و آتیش، لایک و ویو و کامنت سلاحِ اونهاست، تویِ توییتر و اینستاگرام «شرافت» رنگ باخته، نخندیا! ولی تو مجازی مملکت سقوط کرده :)) صداقت لایک نمیخوره، آدمها دو دستهن، ولی یه دستهیِ سومی هم هست، که زیر پتو و روی تخت و با جیبِ پر از دلار و میلیاردهایِ چنجشده و گوشی به دست، این دو دسته رو به جونِ هم میندازن و تهش ژستِ آدمخوبهی مردمدار میگیرن، من خیلی وقته دل به دلِ این دستهی سوم نمیدم، خیلی وقته دیگه ملاکِ حق و باطل از تعدادِ فالوور و صدایِ بلند فراتر رفته، من خیلی وقته که فهمیدم «مجازی» حقیقت رو سوراخ میکنه و حقیقتِ سوراخ و پارهپاره، عینِ دروغه…
تو مجازی هیشکی نمیاد بپرسه دردت چیه؟ نمیاد دوتا راه میونِ اینهمه بیراهه بذاره سر راهت، انگار نون تویِ بیراهه رفتن و بیراهه کشوندنه، همه که عمدی بیراهه نمیرن، بعضیها رو عمداً به بیراهه میبرن، همین دستهی سومیهای از خدا بیخبر!
گفتم: ببین! زندگیِ بیرونِ مجازی رو! هوا هست، زمین هست، آدمها هستن،تو هستی، من هستم!ببین «مردم» رو، حتی اگه این بیرون خیلی چیزا نَشتی داشته باشه! درد میپیچهها لایِ سلولهام، ولی بیخیال! «فکرم» درد میکنه، «فهمیدن» و خستگی از «فهموندن» درد داره، ولی ول کن مجازی رو، قهوهات یخ کرد…
گفت: درست میشه! چون:
«ما میدانیم سینهات از آنچه آنها میگویند،
تنگ میشود… سوره الحجر،آیه ۹۷»
کفایت میکند تورا، خدایِ محمد.
#خانمرحیمی
@caffeRahimi