☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
4.77K subscribers
1.88K photos
1.45K videos
31 files
1.24K links
«خداوندا! مرا پاكيزه بپذير...»

•نویسـندهٔ متـن‌هایِ طولانـی| متن‌ها کُپـی نیستند.
•بدونِ صلوات کُپی نکنید| گرچه فوروارد بهتر است.


• دورهمیِ کوچکِ غیرجدی‌:
https://t.me/+7bGhUfdHZhw1ZTI0
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#اربعین
نوش جانش بشود هر که حرم رفت حسین
من به جا ماندن از این قافله عادت کردم…
@stars_motion_ir
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
گمان می‌کردیم فاصله بسیار است تا روزی که زائران طریق، وقتی نام تو را روی پرچم‌ها می‌بینند نپرسند اربعین برای اباعبدالله علیه‌السلام است، پرچم "لبیک یا مهدی" به چه کارمان می‌آید؟

اما این اربعین، تو را می‌شود عمیق حس کرد... در میان چشم‌انداز آنان که قصد حسین علیه‌السلام کرده‌اند!
این اربعین، مشایه عجیب بوی تو را می‌دهد، یا مهدی …
@stars_motion_ir
دوستام که رفتن پیاده‌روی اربعین، از ابهت و آرامش نجف جوری برام می‌گن که فقط می‌تونم بگم الحمدلله که شیعه‌یِ علی‌ایم …
تنها وقتی که استرس ندارم وقتیه که حسن‌یزدانی کشتی می‌گیره🤝
#مهساامینی
درسته که تاسف‌برانگیزه که هر غم در جامعه ما، تبدیل به بحران می‌شه و این بحران تنها خواسته‌یِ جماعت لاشخوره، اما عجیب نیست.جدید هم نیست.

وقتی جامعه ملتهب می‌شه و یک‌سری از این اتفاقات برای پیش‌بردِ اهداف خودشون (هرچیزی جز مطالبات مردم) استفاده می‌کنن، اهانت به مقدسات می‌کنن، قرآن‌سوزی و مسجدسوزی می‌کنن، یک زن حامله چادری رو در قُم به قتل می‌رسونن، «انسان» آتش می‌زنن، بنر عزای امام حسین را پایین می‌کشند،مردم مقابلِ نیروها؛ نیروها مقابلِ مردم! این یعنی التهاب، و التهاب هم نتیجه‌ای جز «تخریب و آتش و پرچم‌سوزی و هویت‌زدایی و چادر کشیدن از سر یک زن بی‌دفاع و باتوم و اشک‌آور» و در نهایت؛ بی‌وطنی و بی‌‌هم‌وطنی و انحراف از اصلِ ماجرا و اصلِ مطالبه نداره…

جریان موج‌سوار همیشه خواستار تخریب بوده، اون برخلافِ من و تو به این واقف هست که «اصلاح» همیشه راه پیشرفت بوده، پس با عوام‌فریبی و پنهان شدن پشت یک چهره‌یِ دلسوز، «تخریب» رو بر هرچیزی ترجیح میده، چون هروقت یک زلزله‌یِ شدید میاد، موش‌های سمّی بیرون میان …
یک نگاه به سناریوهای تکراری اطراف بندازیم، اظهرمن‌الشمسه که جماعتی که تحریمِ ظالمانه و هشت سال جنگ اون‌هارو از پا ننداخته؛ جنگِ داخلی و اعتمادکُشی راحت‌ترین راه برای از هم پاشیده شدنِ ارکان اونه.

*جریان موج‌سوار بار اثبات ادعایش را بر عهده من و شما می‌اندازد، درحالیکه منطقاً «البینة علی المدّعی»، یعنی آن کسی که ادعایی می‌کنه، باید دلیل مدرکی برای ادعاش داشته باشه، اما من و شما رو به جانِ هم انداختن، بی‌هزینه‌ترین راه برای این جریان هست…
*این مردمِ نجیب، بهانه‌اند.

نه آرمانی می‌نویسم، نه صحبت از ارزش‌هاست، یک نگاه به ماجرای لیبی و ورودِ نیروهای ناتو به اون کشور بندازید؛ متوجه می‌شید که چرا جنگِ داخلی و دامن زدن بهش، بهترین راه برایِ تکه تکه شدنِ یک خانواده‌س؛ اما نگاهِ صفر و صدی و نه اصلاح‌گرایانه؛ جلوی این تعقّل رو می‌گیره.

[آفتِ نگاه صفر و صدی یعنی همه‌ی نیروها کتک می‌زنند، یعنی همه‌یِ معترضین، آشوبگرند، یعنی همه‌ی پزشک‌ها اهلِ قصورند، یعنی همه‌ی بازاری‌ها دولّاپهنا حساب می‌کنند، یعنی همه‌یِ قضات رشوه می‌گیرند، یعنی….]

اصلاحِ یک عملکرد و اعتراض به اون از طرقِ راحت‌تری قابل دستیابی هست، نمونه‌ش رو زیاد دیدیم، (مثل مطالبه قانونی و جمعی رسانه‌ها و خبرنگاران از طریق انتخاب یک نماینده‌ برای رویکرد حمایت‌گرایانه‌ی قوه قضاییه در حمایت از سوت‌زنی رسانه‌ها و خبرنگاران در قضیه کتک خوردن خبرنگار روزنامه فرهیختگان و … ).

«اصلاح» همیشه خواسته‌ی یک انسان عاقله، و جامعه‌ی منتقد یک جامعه‌ی زنده‌س، اما ببینید چه کسانی خواستارِ این اصلاح نیستند و توحّش و آتش زدن و هویت‌زدایی را ترجیح می‌دهند، بجایِ اقتدا به #علی‌کریمی‌ها که به خوبی به هوچی‌گری رسانه‌ای واقف هستند و کسی سوال نمی‌کند قبض‌های چهل میلیونی‌تون رو از کجا تامین می‌کنید؟ اگر دلسوزید چرا میانِ معرکه نیستید؟ اگر دلسوزید چرا حق‌طلبیِ گزینشی می‌کنید و عدالت را یکی در میان مطرح می‌کنید؟ چرا بجایِ تشویق به تخریب و خون‌ریزی و آتش، خواستارِ اصلاح نیستید؟ شما که شناخته شده‌اید، چرا نماینده‌ی یک قشر معترض و از طریق قانونی نمی‌شوید؟ چون خوب می‌دانید «اصلاح»، برخلاف موجِ شما‌ حرکت می‌کند، برای شما فالوور نمی‌آورد، جیبتان برای پرداخت قبوض ۴۰ میلیونی پر نمی‌شود، یا می‌ترسید و عوام‌فریبی می‌کنید و یا مهره‌ی اصلیِ یک سناریوی تکراری هستید…

تعقل/انصاف/مطالبه/ این فاصله‌یِ کهکشانی با یک جامعه‌ی مدنیِ بالغ را کمتر می‌کند، «عیارِ انسانیّت» ما در همین فتنه‌های دوران غیبت مشخص می‌شود.
______________________________
پیجِ من چند روزیه بسته‌س، اما پیشنهاد می‌کنم پیج‌های دکتر زادبر رو در اینستاگرام دنبال کنید و در بابِ «کلاه دوگوشی» کومله‌ها بخوانید:
@dr.zadbar
@zadbar86
۞ إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا ۗ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ. ۞

«خداوند» از کسانی که ایمان آورده‌اند «دفاع می‌کند»،
که خدا هرگز خیانتکارِ ناسپاسی را دوست نمی‌دارد…
-سوره محترم حج، آیه ۳۸-
۞ومنَ النَّاسِ مَنْ يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَرِيدٍ ۞

از مردم کسی هست که از جهل و نادانی در کارِ خدا جدل کند و از پیِ هر «شیطانِ گمراه کننده‌ای» رود…
-سوره محترم حج، آیه ۳
یقین دارم که مجازی، قتلگاهِ انصاف و آگاهی و وجدان و عقلِ انسان امروزه…
این کپشن رو بخونید؛ آیدیشون رو سرچ کنید و فالو کنید.
شاید جزو معدود آدم‌هایی هستن که «حق» می‌گن، وسط این ماراتنِ ویو و فالوور و گرگ در لباسِ میش، وسط این معرکه‌یِ مرثیه‌سرایی و بازی با کلمات و مغلطه.
آیدیشون در اینستاگرام:
@zadbar86
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «#مهساامینی درسته که تاسف‌برانگیزه که هر غم در جامعه ما، تبدیل به بحران می‌شه و این بحران تنها خواسته‌یِ جماعت لاشخوره، اما عجیب نیست.جدید هم نیست. وقتی جامعه ملتهب می‌شه و یک‌سری از این اتفاقات برای پیش‌بردِ اهداف خودشون (هرچیزی جز مطالبات مردم) استفاده می‌کنن،…»
Forwarded from علیرضا زادبر
علیرضا زادبر
Video
خشم سازمان یافته
.
چند روز پیش نوشتم که خشم هیجانی متاثر از برانگیختن احساسات توسط گروهک ها نامش جنبش یا انقلاب نیست. انقلاب لحظه اقناع یک ملت است، ملت باید برای انقلاب به اقناع دورنی برسد آن اقناع درونی اوج عقلانیت یک جامعه است. آنگاه که آن عقلانیت شکل گرفت جنبش به سمت انقلاب می رود.

چرا امروز با خشم افسار گسیخته روبرو هستیم؟ چون این خشم سازماندهی شده توسط گروهک هاست(کومله، سلطنت طلب، منافقین...) چون آنِ عقلانیت انقلاب کردن وجود ندارد، چون مردم اقناع نشده اند. چه کسی باید مردم را به اقناع و عقلانین برسانند؟ رهبران و نخبگان جامعه، حال باید پرسید رهبران فعلی این خشم چه کسانی هستند؟
۱. کومله
۲. منافقین
۳.سلطنت طلبان
۴. علی کریمی شهریار محمودی و...(سلبریتی ها)
.
ویدئو بالا موید همین سخن است
خشم سازمان یافته در خیابان نتیجه همین عدم اقناع و عقلانیت گروهک هاست.
.
فکر کنیم
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
Photo
-داداش، این پرچمِ وطنِ زخم‌خورده از خودی و بی‌خودیه، از مشروطه تا دفاع‌مقدس، این پرچمِ همونیه که وقتی یکی طلا می‌گیره می‌چرخونه، وقتی فوتبال گل می‌زنه می‌چرخونه، همونیه که اثری ازش توی اجلاسِ سالانه‌ی سازمان منافقین نیست، این سازمان همونیه که بهش می‌گی «تو دهنت رو ببند!» همونیه که ۱۷ هزارنفر رو تیکه‌تیکه کرد و تاریخ هیچی، ماجرایِ نیمروز هم نه؟ندیدی؟ ندیدی چه بی‌خودی‌هایی لباسِ خودی پوشیدن و تیکه پاره کردن تنِ این وطن رو؟

-اون عکس‌هایی که پاره پاره می‌شه، عکس همون‌هاییه که بالاترین داراییِ خودشون رو دادن و رفتن، ازشون چی موند جز اسمشون رو کوچه و خیابون؟! جز همین عکس و بنر؟! جز زخم‌زبون به جون مادری که سی چهل ساله منتظر دو تیکه استخونه؟که پاره و سوخته‌هاش کف خیابون ریخته و پا روش می‌ذاری و رد می‌شی…

-اون خیمه‌ای که آتیش می‌گیره، خیمه‌ی همونیه که می‌گفتن ۱۴۰۰ سال پیش تموم شده رفته،ولی ۱۴۰۰ ساله که تموم نمی‌شه و نمیره، همونیه که روش لگد می‌زنن و چی بگی جز «فرحَتْ‌به‌آل‌زیاد و آل‌مروان»؟!
-اون کتابی که پاره پاره‌ش رو کفِ خیابون‌ها می‌بینی،سوخته سوخته‌ش رو تو مجازی می‌بینی و لایک می‌کنی و رد می‌شی، همونیه که بهش میگن کلام‌الله، همونیه که بعد تورات و انجیـــل نازل شده، همونیه که وقتی دو دل می‌شی بهش پناه می‌بری، همونیه که «لااکراه‌فی‌الدین» رو از بَری ولی به بقیه‌ش که می‌رسی انگار نه انگار…

-ماهایی که حقاً اعتراض داریم به یه سری قوانینِ ناکارامدِ هزینه‌زا، به یه سری رفتارهایِ غلط و نافیِ شرع مقدس و اخلاق و انسانیت، کجا بریم که هم‌صدا نشیم با گلویِ بُریده و تنِ چاقو خورده و چادرِ از سر کشیده شده‌ی مادرامون و پرچم سوخته و قرآن پاره و مسجدِ ویرون شده از دستِ این «داعشی‌ها»؟

-دارم از آرمان‌ها نمی‌گم، که اگه بگم کو گوشِ شنوا؟ اصن مگه تنِ زخمی، رد پای آرمان روش می‌مونه؟ که اگه بمونه دمش گرم که تو این وانفسایِ خیر و شَرّ، داره غربال می‌شه و ما کجا و اون کجا؟

-دارم از قانون و ذهنِ حقوقی نمی‌گم که اگه بگم باید بگم «البینه علی المدعی» و روز عید منه اگه روزی یکی یه ادعایی بکنه، و «خودش اون ادعا رو ثابت کنه» نه اینکه یه چیزی بپرونه و بقیه رو بندازه به جونِ هم و خودش تو امارات و لندن و پای انگِ جادوگری، سِحر و جادو بکنه تنِ زخمی این وطن رو، که اگه بگم باید بگم کفِ مجازی، داره ذره ذره‌یِ انصافِ منو تورو با خودش می‌بره…

-دارم از حق‌خواهی نمی‌گما، که اگه بگم باید بگم عزیزم، حق‌خواهیِ یه‌طرفه لاشخوریه، آره تو لاشخور نیستی که اگه بودی تا این خط نمی‌خوندی این دردنوشته رو، اونی‌که بهت می‌گه از تمومِ این‌ها عبور کن تا به «حق» برسی، اون لاشخوره …
که «زن» وقتی زن می‌شه که اون بخواد، که اگه جور دیگه توی این دنیای وارونه خفه بشه، اون زن نیست، اون «نازن» حساب می‌شه، «زن و زندگی و زنان و آزادی» برا ایزدی‌های کُردی که کومله‌ها تحویل داعش می‌دادن و حاج قاسم نجاتشون می‌داد، روشن نمی‌شه، هشتگ و استوری زده نمی‌شه، تحریمی برداشته نمی‌شه…:)

-منِ منتقدِ معترض، دارم از پرچم و قرآن و مسجد و امامزاده و گلوی پاره و تن زخمی و این حق‌خواهی یه طرفه می‌گم، دارم از آشوب می‌گم که هدفش همینه که از شمال و جنوب و شرق و غرب، یه عده منتظر همینن، دارم از تکه‌تکه شدنِ پارچه‌‌ی سه رنگ می‌گم، دارم از مفهومِ وارونه‌یِ «آزادی و عدالت و حق‌طلبی» می‌گم، تو دنیایی که سر و تهش یه اَرزن نمی‌ارزه، حتی اگه تک و توک بمونن ادم‌هایی که می‌مونن…

کِی به این حرف می‌رسیم؟ نمی‌دونم، من از وطن نه! من از هم‌وطنی که دین و دنیای خودشو تسلیمِ قتلگاه مجازی می‌کنه و دین و دنیای بقیه رو لگدمال،خسته‌م…
همین :)
______________________________
من پیج ندارم،نمی‌تونم واردش بشم،نمی‌تونم وارد اکانتِ تلگرام خودم بشم، شما صدایِ من باشید.
سلام بر تو، رحمة‌للْعالمـــــین…
سلام بر تو، به تعدادِ دخترانی که از گور رهانیدی :)
کتاب «کف خیابون» نوشته محمدرضا حدادپور جهرمی است. این کتاب دوجلدی اتفاقات مربوط به سال ۸۸ و ۹۶ را به هم پیوند می‌زند و از زبان و دیدگاه یک جاسوس غربی که وظیفه دارد اوضاع سیاسی خاورمیانه را به هم بریزد روایت می‌شود، خواندنِ این کتاب برای اهلِ تحقیق پیشنهاد می‌شود.
Forwarded from علیرضا زادبر
استوری کنید
چون جریان از مطالبه‌یِ ماجرای مرحوم #مهساامینی فراتر رفته، و عده‌ای ساده‌لوحانه شعار چنج کردن حاکمیت میدن، چندتا نکته‌ی اساسی رو باید درنظر داشت:

انقلاب کردن نیازمندِ چندتا اصل اساسیه:
👈🏼۱-داشتن یک آرمان و هدف. هیچ معترض و منتقدِ بی‌راهکارِ جایگزین، نمی‌تونه حرف از آرمان و هدف بزنه، حکایتِ زنبور بی‌عسله، بعضی توییت‌هارو می‌خونم که نوشته «کِی بشه با تاپ و شلوارک و آبجو به دست تویِ ولیعصر پارتی بگیریم و سربازی‌ها بشه سه ماه؟» کو هدف؟ کو آرمان؟ و کو راه‌حل جایگزین؟

👈🏼۲-داشتن یک رهبر و لیدر با بینش و آگاهی سیاسی. اگر اشاره می‌کنن به انقلاب سال ۵۷، یک رهبر با بینش و آگاهی عمیق سیاسی جریان انقلاب رو از سال ۴۲ رهبری کرد، و نه با حضورِ خودخواسته در امارات و لندن؛ بلکه در میدان و در کنارِ مردم، و بعضاً با حضور اجباری (تبعید) در کشورهای دیگه، الان علی‌کریمی رهبرِ این دست اغتشاشات می‌شه یا علینژاد؟ یا سلبریتی‌هایی که ظاهراً کنار مردم‌اند ولی بعد از نقد کردنِ حساب‌های ۳۰ میلیاردی از صدا و سیما؟ اون‌هم از طریقِ مجازی یا اقامتِ خودخواسته در کشورهای دیگه؟مصاحبه‌های علی‌کریمی رو دیدید؟ بینش سیاسی درباره‌ی ایشون یک جوکه؛ کنار هم گذاشتنِ کلمات عادی هم برای ایشون دشواره، پس یک کپی‌پیست‌کار و امثالهم نمی‌تونه لیدر باشه.
در کنار این موارد، تکیه بر گروهک‌های ترویستی کومله، سازمان منافقین، گروهک‌های تجزیه‌طلب و …. که شکافتنِ پوست سر مردم از وسط درحالیکه زنده و به هوش هستند، ترورهای بی‌وقفه و این قبیل اقدامات رو در کارنامه‌ی خودشون دارن، هیچوقت مطلوبِ یک جمع نخواهد بود.

👈🏼۳-اقناعِ عمومی. یعنی افکار عمومِ مردم رو با خودت همراه کنی، اون‌ها رو قانع کنی، «عموم مردم رو»، نه اینکه نمازگزاران ایرانی مقیم لندن رو با کتک مجبور کنی به چیزی که می‌خوای اذعان کنن، یا با فحاشی‌های رکیک موفق بشی گرین‌کارتِ یه کشور دیگه رو بدست بیاری.نه اینکه با توهین به مقدساتِ مردم، همون تعداد همراهانِ خودت رو هم از کنار خودت فراری بدی، هویتِ ملی خودت،پرچمت رو آتیش بزنی، که با این اقدامات حتی پلیسِ لندن و پاریس هم ( که برای عده‌ای مهدِ آزادیست) بخاطر برهم زدنِ امنیت عمومی از باتوم و گاز اشک‌آور علیه‌ت استفاده کنه و در نهایت وقتی هم به خاطرِ این هنجارشکنی دستگیر می‌شی بگی منو مجبور کردن، اغفال شدم. این اسمش اقناع عمومی نیست؛ اسم این اقدامات ارعابِ عمومیه.
مردمی که دیروز از میدان انقلاب تا امام حسین و ازادی برایِ اعتراض به آشوب به میدان اومده بودن، #مردم نیستند که سلبریتی‌ها و رسانه‌های معلوم‌الحال به اونها اشاره نمی‌کنن؟
*پس امنیتِ عمومی در همه‌جای دنیا، خط قرمز حاکمیت‌هاست.

👈🏼۴- اما اعتراضِ مدنی بالغانه چطور ممکنه؟ اعتراض برای اصلاح یک عملکردِ غلط اتفاق میفته، اعتراض با در دست داشتنِ مدارکِ مورد نیاز، متن اعتراض و نمایندگی یک نماینده سرشناس در حضور مردم و حضور نزدِ مقامات مرتبط اتفاق میفته، تحصن، تجمعاتِ بی‌توهین و تخریب، مثل تجمعاتِ اعتراضی کارگران هپکو/ملعمین/ و …

اصلاح مسیرِ پیشرفت یک مملکت محسوب می‌شه ولی تخریب آسون‌ترین راه برایِ هدف گرفتن مسیرِ پیشرفت اون مملکته، که غالباً توسط عناصرِ نااگاه صورت می‌گیره.
مثال: وقتی با توسل به اختلافاتِ داخلی در کشور لیبی، یک جنگ داخلی اتفاق افتاد؛ شورای امنیت بعد از قطعنامه ۱۹۷۳ تصمیم گرفت تا ورود نیروهای ناتو به این کشور رو اغاز کنه. در نتیجه در ۱۹ مارس عملیات نظامی با شلیک بیش از ۱۱۰ موشک کروز از سمت آمریکا و انگلیس آغاز شد و نتیجه‌ای جز تخریب و ویرانی و عدم وجود حاکمیت واحد نداشت. اختلافاتِ داخلی در عراق هم نتیجه‌ای جز ورود ناتو نداشت؛ و اتفاقاً عناصر نااگاه به دنبالِ سقوط حاکمیت بودند ولی امروزه آمریکا تصمیم گرفته حضور «نیروی نظامی» خودش رو هشت برابر کنه؛ پس یعنی خبری از حاکمیتِ آرمانِ تاپ و شلوارک و آبجو و پارتی نبود :)) و نتیجه‌ش حضور نیروهای نظامی کشورهای دیگه در داخل خاکِ کشورِ مذکوره. به گفته رولاند دوماس، وزیرخارجه سابق #فرانسه، «پروژه‌ی نابود کردن سوریه با توسل به اختلافات داخلی و #اعتراضات در انگلستان مهندسی شده بود»، اگر تاریخ نمی‌خونیم عیب نداره، اگر مطالبات و اعتراضات مردم رو مصادره به مطلوب می‌کنیم هم عیب نداره،ولی بجای تمسخرِ تکرار بی‌وقفه‌یِ مختار، به عاقبت هفت‌هزار سرباز برای امان‌نامه‌ی آل‌زبیر فکر کنیم.

#اعتراض و #انتقاد که به اصلاح منجر بشه، جامعه رو به جلو سوق میده، ببینید «چه کسانی» خواستارِ این پیشرفت نیستند و با آیه‌ی یاس خوندن و القایِ ناامیدی و خشم و نفرت، جوِ روانی موجود رو تخریب می‌کنن.


فلذا درک این موضوع که معترض، با آشوبگر متفاوته، اعتراض هم راهش از آشوب‌های #هدفمند جداست و در عین‌حال دلسوزیِ حقیقی از ژستِ دلسوزی قابل تفکیک هست، خیلی کار سختی نیست.