This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آقاجان، دورتون بگردم، میلادتون مبارک باشه، سرورِ جهان،آخرین امیدِ دستهای نیاز، دلهای تنگ و چشمهای منتظر…
.
یه سال و چند ماهه که تصورتون میکنم، حضورم رو در عصرِ ظهورِ قدمهایِ شما ...
و اونقدر قلبم به تپش میفته که از توصیفش عاجزم !
نمیدونم چه شکلی هستین، حتی نمیدونم به چه زبونی حرف میزنین بینِ ما بندههای عادی !
نمیدونم میبینمتون یا نه، نمیدونم جز اونایی هستم که از نزدیک ببینه شما رو ، یا نه ...
فقط میدونم ، من از شوق دیدنِ کسی از جنسِ اباعبدالله ، از نوادگانِ حضرت زهرا ، کسی از نسلِ معصومین ، کسی که منبعِ وصل به الله هست ، سر از پا نمیشناسم ...
یه سال و چند ماهه که قلبم ، صداتون میزنه !
تصدِقتون برم ...
اوضاعِ ما خیلی خرابه ، اگه خواستی دیرتر بیای ، یه نگاه به قلبهای بیچارهیِ ما بنداز ، ببین که گم شدیم ، ببین که سرجامون نیستیم !
اگه خواستی نگامون نکنی ، گوش کن صدای بیچارگیِ اهل زمین رو !
ما آدمهای ندیدهیِ توییم ...
میدونم دلگیری ، میدونم صدها ساله که منتظری !
میدونم که گاهی نقش منتظرها رو بازی میکنیم اما دورت بگردم که منتظرِ واقعی خودتی ...
میای ؟ میشه ؟
به جونِ خودت ، به خدایِ خودت ، اوضاعمون خرابه ...
اصن ما کجاییم که گم شدیم و راهنمایِ ما ، ما رو نخواد ؟
تصدقتون برم که رد میشی بینِ ماها و نگات نمیکنیم ، ما خیلی بیمعرفتیم ، که به مو میرسیم و نمیذاری که وا بریم ...
آخ که داره سختتر میشه این دنیا ، اخ که دلخوشیها کمه ، آخ که تشنهایم و گالن گالن آب میخوریم و سیراب نمیشیم ...
آخ که دلتنگِ خداییم ...
میای ؟ میشه ؟
امسال باهات افطار میکنیم ؟ کاش میدیدمت ...
تمامِ وجودم پر میکشه سمتت ... از جنسِ امام رئوف !
از جنسِ امام حسین ، از نسلِ زهرایِ اطهر ...
گفتن این کلمات هم به شوقم اضافه میکنه ! جانِ من ، امامِ من ، کی میای دورت بگردم ... ؟
کاش برایِ من هم که شده ، قلبت نگیره و بگی « نگا کن ، اونور برام مینویسه و اینور قلبش از شدت سیاهی ، دیگه رنگ نداره ... »
کاش ببینمت ...
کاش ببینمت ...
کاش ببینمت و بمیرم ...
تمامِ بند بندِ وجودم ، صدات میکنه ...
یا صاحب عصر و الزمان ...
.
تولدتون مبارک ، مبارکِ خدا ...
مبارکِ ما ،مبارکِ فرشتهها ،
مبارکِ زمین و زمان !
یه سال و چند ماهه که تصورتون میکنم، حضورم رو در عصرِ ظهورِ قدمهایِ شما ...
و اونقدر قلبم به تپش میفته که از توصیفش عاجزم !
نمیدونم چه شکلی هستین، حتی نمیدونم به چه زبونی حرف میزنین بینِ ما بندههای عادی !
نمیدونم میبینمتون یا نه، نمیدونم جز اونایی هستم که از نزدیک ببینه شما رو ، یا نه ...
فقط میدونم ، من از شوق دیدنِ کسی از جنسِ اباعبدالله ، از نوادگانِ حضرت زهرا ، کسی از نسلِ معصومین ، کسی که منبعِ وصل به الله هست ، سر از پا نمیشناسم ...
یه سال و چند ماهه که قلبم ، صداتون میزنه !
تصدِقتون برم ...
اوضاعِ ما خیلی خرابه ، اگه خواستی دیرتر بیای ، یه نگاه به قلبهای بیچارهیِ ما بنداز ، ببین که گم شدیم ، ببین که سرجامون نیستیم !
اگه خواستی نگامون نکنی ، گوش کن صدای بیچارگیِ اهل زمین رو !
ما آدمهای ندیدهیِ توییم ...
میدونم دلگیری ، میدونم صدها ساله که منتظری !
میدونم که گاهی نقش منتظرها رو بازی میکنیم اما دورت بگردم که منتظرِ واقعی خودتی ...
میای ؟ میشه ؟
به جونِ خودت ، به خدایِ خودت ، اوضاعمون خرابه ...
اصن ما کجاییم که گم شدیم و راهنمایِ ما ، ما رو نخواد ؟
تصدقتون برم که رد میشی بینِ ماها و نگات نمیکنیم ، ما خیلی بیمعرفتیم ، که به مو میرسیم و نمیذاری که وا بریم ...
آخ که داره سختتر میشه این دنیا ، اخ که دلخوشیها کمه ، آخ که تشنهایم و گالن گالن آب میخوریم و سیراب نمیشیم ...
آخ که دلتنگِ خداییم ...
میای ؟ میشه ؟
امسال باهات افطار میکنیم ؟ کاش میدیدمت ...
تمامِ وجودم پر میکشه سمتت ... از جنسِ امام رئوف !
از جنسِ امام حسین ، از نسلِ زهرایِ اطهر ...
گفتن این کلمات هم به شوقم اضافه میکنه ! جانِ من ، امامِ من ، کی میای دورت بگردم ... ؟
کاش برایِ من هم که شده ، قلبت نگیره و بگی « نگا کن ، اونور برام مینویسه و اینور قلبش از شدت سیاهی ، دیگه رنگ نداره ... »
کاش ببینمت ...
کاش ببینمت ...
کاش ببینمت و بمیرم ...
تمامِ بند بندِ وجودم ، صدات میکنه ...
یا صاحب عصر و الزمان ...
.
تولدتون مبارک ، مبارکِ خدا ...
مبارکِ ما ،مبارکِ فرشتهها ،
مبارکِ زمین و زمان !
رفیق، فردا برای لبخندِ «امامِ مهربانیها»، یه قدمی بردار، حتی به قدرِ خندهیِ یه نفر…
میبینه، میشنوه، لبخند میزنه و لبخندش، بدرقهیِ راهت میشهها.:)♥️
میبینه، میشنوه، لبخند میزنه و لبخندش، بدرقهیِ راهت میشهها.:)♥️
نوشته بود:« دارم فکر میکنم که چرا بابت اینکه دیر جواب دادم، یا آفلاین بودم و پیامی رو ندیدم ازش معذرت بخوام؟ مگه آفلاین بودن کارِ بدیه؟ مگه بیحوصله بودن و ترجیح به تنهایی بودن کارِ بدیه؟ چیشد که ناخودآگاه بابتِ در دسترس نبودن معذرت خواستم؟»
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿۱﴾
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿۷﴾🤲🏻
الْحَمْدُ للّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۲﴾ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ﴿۳﴾ مَالِكِ يَوْمِ الدِّينِ ﴿۴﴾ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ ﴿۵﴾ اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ ﴿۶﴾ صِرَاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ عَلَيهِمْ غَيرِ المَغضُوبِ عَلَيهِمْ وَلاَ الضَّالِّينَ ﴿۷﴾🤲🏻
بیهوا یاد مامانبزرگم افتادم که همیشه یه اتاق رو سفرهی هفتسین میچید، با سیبهای زرد، که امسال درِ خونهش بستهس و باید بریم و چراغهاش رو روشن کنیم، که دیگه هیشکی نیست تو خونهی مامانبزرگ…
که دلم تنگ شد و اشک شد و آه:)
که باید قدر بدونم و خدا نیاره روزی که قدر ندونم بودنِ کسی رو …
که دلم تنگ شد و اشک شد و آه:)
که باید قدر بدونم و خدا نیاره روزی که قدر ندونم بودنِ کسی رو …
دعا کنیم برای ظهور، از تهِ قلب، آخه اومدنش سالمون رو میسازه، دنیامون رو، آخرتمون رو میسازه …
-عیدتون پیشاپیش مبارک،
انشالله دلتون آروم باشه، حالتون خوب باشه، عزیزانتون کنارتون باشن و پربرکت باشه زندگیهاتون🍃
-عیدتون پیشاپیش مبارک،
انشالله دلتون آروم باشه، حالتون خوب باشه، عزیزانتون کنارتون باشن و پربرکت باشه زندگیهاتون🍃
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
-سینِ هشتم-
تولدتون مبارک حاجی،تو آسمونا مبارک…♥️
یعنی ملت هم بخوان این دوگانگی منزجرکننده رو بذارن کنار، فیلمسازانِ مارکتی نمیذارن و با سخیفترین سناریوها، دامن میزنن بهش، نون درمیارن دیگه.
لامصب یه تهِ اخلاقی میذاشتی براش حداقل.
چه سمّی بود این دینامیت؟
لامصب یه تهِ اخلاقی میذاشتی براش حداقل.
چه سمّی بود این دینامیت؟
این سه قسمت «خاتون» انقدر باورپذیر و خوب بود که قسمت قبلیهارو شست بُرد، همه جونم داره میلرزه لامصب:/
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «ولی این «الف-ف» رسماً دین و دنیایِ مردم رو نشونه گرفته تو اینستاگرام، حرفاشو باور هم نکنی ذهنت رو مشغول میکنه، حرفاشو باور کنی هم خدا به داد برسه دیگه…:) [#یاستارالعیوب]»
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
یعنی انگار یَک یَکشون بچههای من بودن، جوریکه رفتن بالا اشکم روان شد :)))🥺♥️
محمد زارعِ عصر جدید هم دماغشو عمل کرد، من هنوز مدرکمو نگرفتم.👩🏻🦯
اصلا هم بیربط نبود :))
اصلا هم بیربط نبود :))
علی علیزاده نوشته بود «امیدوارم بچههای تیم، روز اول بتونن عکس سردار سلیمانی رو دستشون بگیرن، که توسطِ سیاست آمریکا ترور شد و بعدها حتی عکسش، توسط تروریسمِ نوین آمریکایی»
همچین چیزی!
یکی کامنت گذاشته بود که آقا! فوتبال سیاسی نیست! جنگه مگه؟
ولی ماجرای روسها و اوکراین نشون داد که نه تنها فوتبال، بلکه جهان، خورد و خوراک، رنگِ آسمون، نگرشها و قضاوتهامون هم سیاسیه، فقط اسمش فرق میکنه.
چرا ترس؟ چرا مدام هشتگ و تَشتَک؟ چرا؟
همچین چیزی!
یکی کامنت گذاشته بود که آقا! فوتبال سیاسی نیست! جنگه مگه؟
ولی ماجرای روسها و اوکراین نشون داد که نه تنها فوتبال، بلکه جهان، خورد و خوراک، رنگِ آسمون، نگرشها و قضاوتهامون هم سیاسیه، فقط اسمش فرق میکنه.
چرا ترس؟ چرا مدام هشتگ و تَشتَک؟ چرا؟