☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
یعنی فقط باید ترک باشی تا بدونی بابک نهرین چه اعجوبهایه :)))))
در همین راستا تمامِ اعضای ناشناختهیِ بدنم درد میکنه انقدر خندیدم به جوکر :))))
الان چی میخوام جز اینکه مغزم رو دربیارم بذارم تا صبح تویِ ظرف آب یخ بمونه و از داغیش، آب به جلز ولز بیفته…؟
-هیچی
-هیچی
اینکه نمیشه مغز رو به دلخواه از جاش درآورد، از باگهایِ بدنمونه ولی.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بیاین و رفاقت کنین و برا یه چیزی تو دلمه، نفری یه صلوات بفرستید … ♥️💌
یه سالی، شبِ قدر، به خدا گفتم خداجون!
من همرو میبخشم، از گذشته تا آینده، گرفتی چیشد؟ یعنی یارو ده سال دیگه به من بدی کرد، من از الآن بخشیدمش.
جز یه عده، که خودت میدونی!
اگه خدا میومد تو گوشم میگفت کدوم عده؟
راست و حسینی میگفتم:
« اون عدهای که امتیازاتِ #نگرفته و ندادهیِ ایثارگریِ- بخوان قهرمانی- بابامون رو کوبیدن سرمون، بیاینکه ببینن بابامون جلویِ چشممون داره درد میکشه و کاری ازمون برنمیاد، سرِ هر سرما و گرما، چراغ خطرِ بدنش روشن میشه و اشک میشیم تمامِ وجود، نگرانیِ مامانمون که سی ساله باهاشه، و دستی که به اون دکمهیِ لامصبِ استفاده از این منّتها نرفت، که اگه میرفت هم خوب میشد که میرفت، ولی، خب؟ اینارو نمیبخشم، هرگز.»
خدا که تو گوشم نگفت، اما خودش فهمید…
من همرو میبخشم، از گذشته تا آینده، گرفتی چیشد؟ یعنی یارو ده سال دیگه به من بدی کرد، من از الآن بخشیدمش.
جز یه عده، که خودت میدونی!
اگه خدا میومد تو گوشم میگفت کدوم عده؟
راست و حسینی میگفتم:
« اون عدهای که امتیازاتِ #نگرفته و ندادهیِ ایثارگریِ- بخوان قهرمانی- بابامون رو کوبیدن سرمون، بیاینکه ببینن بابامون جلویِ چشممون داره درد میکشه و کاری ازمون برنمیاد، سرِ هر سرما و گرما، چراغ خطرِ بدنش روشن میشه و اشک میشیم تمامِ وجود، نگرانیِ مامانمون که سی ساله باهاشه، و دستی که به اون دکمهیِ لامصبِ استفاده از این منّتها نرفت، که اگه میرفت هم خوب میشد که میرفت، ولی، خب؟ اینارو نمیبخشم، هرگز.»
خدا که تو گوشم نگفت، اما خودش فهمید…
ولی من جونمو میدم برا مامان و بابام، جونمو، قلبم، کلیههام، مغزم، دستهام، پاهام، چشمهام، رگهام، خونِ توی رگهام،
ندیدم مثلشون بامرام.
حالا هرکی هرچی میخواد بگه! :)
ندیدم مثلشون بامرام.
حالا هرکی هرچی میخواد بگه! :)
آدم، دوست زیاد داره ،
اما رفیقِ باکیفیت، کم :))
و دارم به کیفیتِ اون رفقایِ محدودم، هی پی میبرم، هی پی میبرم…
اما رفیقِ باکیفیت، کم :))
و دارم به کیفیتِ اون رفقایِ محدودم، هی پی میبرم، هی پی میبرم…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جووون :)))))))))))))))))))))))))
لطف میکنین برا مادربزرگم و همهیِ اوناییکه دستشون از دنیا کوتاهه، هدیه بفرستید؟
امون از خوابهایِ پریشون…
امون از خوابهایِ پریشون…
Anonymous Poll
45%
فاتحه و صلوات🌹
16%
۱۰ صلوات🌹
39%
۵صلوات 🌹
انقدر این قسمت جوکر، کات خورد که نفهمیدیم چی شد، خودتون میخندین بعد به ماهایی که هزینهشو میدیم نشون نمیدین؟ چجوریه؟
جدیدا سریال کلاهپهلوی رو دارم میبینم که قدیمیه، آی فیلم میده، و پشیمونم که چرا زودتر ندیدمش!
پیشنهاد میکنم دنبالش کنید.
پیشنهاد میکنم دنبالش کنید.
Roozhaye Abadi
Hami
در همین راستا، گوش بدین که میگه :
«به دریا، به خشکی، به رودت قسم …
به پرچم، به صبح و سرودت قسم…
به نام شهیدی که بر کوچههاست،
به عشقت که همواره در قلب ماست …»🇮🇷
@CaffeRahimi
«به دریا، به خشکی، به رودت قسم …
به پرچم، به صبح و سرودت قسم…
به نام شهیدی که بر کوچههاست،
به عشقت که همواره در قلب ماست …»🇮🇷
@CaffeRahimi
ولی باید قبول کنیم هممون یه آقامیریِ درون داریم، یه مدعی با درونِ خالی که عینِ حکایت فیل در تاریکیِ مولانا، همه چیو با مغز خودش میسنجه!
یه هفتهای میشه اینستاگرامم رو دیاکتیو کردم…
و برام عجیبه که از قبلترش تا امروز، احساس نیاز بهش نمیکنم.
این پیلهای که دورَمه، هم امنه برام و هم ترسناک!
و برام عجیبه که از قبلترش تا امروز، احساس نیاز بهش نمیکنم.
این پیلهای که دورَمه، هم امنه برام و هم ترسناک!
دوم دبیرستان، سرِ کلاس تاریخ خانم خانی، فهمیدم که ترجیح میدم با «گفتنهام» دور و برم خالی بشه، تا با «نگفتنهام» بشم کاروانسرایِ برو بیا!
یه چیز بیربط به بقیه و مرتبط با داوطلبین وکالت میخواستم بگم :))
بعد چند ماه کشمَکش، معلوم شد که شرط سنی ۲۴ سال، اضافه شدن دو درس متون فقه و اساسی به آزمون، عدم اجازه پذیرش پرونده به کارآموزان به مدت ۸ ماه و کلی شرطِ سخت دیگه، پیشنهادِ خود کانون وکلا بوده، و تمامِ این مدت فقط بخاطرِ «نظارت قوه قضاییه» همهچی رو گردنِ قوه قضاییه انداخته، و کلامی نگفته که تمام این شروطِ سخت برا دوطلبِ بیچاره، پیشنهاد خودم بوده!
حالا کی میتونه اذهان رو به نفعِ خودش برگردونه؟
بله، اونیکه هوچیگره!
این نمونهیِ کوچیک از سفسطهگری، در جامعهس.
بعد چند ماه کشمَکش، معلوم شد که شرط سنی ۲۴ سال، اضافه شدن دو درس متون فقه و اساسی به آزمون، عدم اجازه پذیرش پرونده به کارآموزان به مدت ۸ ماه و کلی شرطِ سخت دیگه، پیشنهادِ خود کانون وکلا بوده، و تمامِ این مدت فقط بخاطرِ «نظارت قوه قضاییه» همهچی رو گردنِ قوه قضاییه انداخته، و کلامی نگفته که تمام این شروطِ سخت برا دوطلبِ بیچاره، پیشنهاد خودم بوده!
حالا کی میتونه اذهان رو به نفعِ خودش برگردونه؟
بله، اونیکه هوچیگره!
این نمونهیِ کوچیک از سفسطهگری، در جامعهس.
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
یه چیز بیربط به بقیه و مرتبط با داوطلبین وکالت میخواستم بگم :)) بعد چند ماه کشمَکش، معلوم شد که شرط سنی ۲۴ سال، اضافه شدن دو درس متون فقه و اساسی به آزمون، عدم اجازه پذیرش پرونده به کارآموزان به مدت ۸ ماه و کلی شرطِ سخت دیگه، پیشنهادِ خود کانون وکلا بوده،…
اطلاعیه جدید کانون وکلا!
داداش اتفاقا این شروطی که اضافه کردی، محلِ بحث داوطلبینه :))
داداش اتفاقا این شروطی که اضافه کردی، محلِ بحث داوطلبینه :))
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
جدیدا سریال کلاهپهلوی رو دارم میبینم که قدیمیه، آی فیلم میده، و پشیمونم که چرا زودتر ندیدمش! پیشنهاد میکنم دنبالش کنید.
در جریانِ نقل ماجرای کشف حجاب توسط رضاخان، تویِ سریال کلاه پهلوی، یه عده از مردم برای اعتراض دست به تجمع زدن و جلوی فرمانداری جمع شدن و سید به نیابت از همشون، احادیث و روایاتی رو نقل میکنه و میگه ما نیّتمون اعتراض به این دستوره، بدون اینکه بخوایم جنگ کنیم باهاتون.
یهو از وسط جمعیت یکی با سنگ میزنه تو سرِ زنِ صمصامخان! که از وابستگان دربار و پهلویه…
بعدِ بررسی و بازرسی مشخص میشه، که اونیکه سنگ رو زده، از رعیتهای زیر نظرِ صمصامخان بوده و اینم دستورِ خودش بوده :)
یهو از وسط جمعیت یکی با سنگ میزنه تو سرِ زنِ صمصامخان! که از وابستگان دربار و پهلویه…
بعدِ بررسی و بازرسی مشخص میشه، که اونیکه سنگ رو زده، از رعیتهای زیر نظرِ صمصامخان بوده و اینم دستورِ خودش بوده :)