☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
سلام🍃 یادتونه داداشم ، محمد ، پارسال یه سری استوری محرم بعنوان نذر فرهنگی درست کرده بود ... شمام تو نشرش شریک شدین ..؟ امسال داداش کوچیکهام که هرسال تو مسجد جز نیروی خدماتی و انتظامات بود ، قسمتش نشد بره .. اخه بابا و مامان نگران بودن ، نرفت .. اما دلش گرفت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
غصه امشب ، انگار برام ملموسه ...
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
میر و علمدار سپاه ؛
پشت و پناه حرمه ...
حاج قاسم من ، علمدارم ...
امشب ، سخت میگذره ...
پشت و پناه حرمه ...
حاج قاسم من ، علمدارم ...
امشب ، سخت میگذره ...
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫
سلام🍃 یادتونه داداشم ، محمد ، پارسال یه سری استوری محرم بعنوان نذر فرهنگی درست کرده بود ... شمام تو نشرش شریک شدین ..؟ امسال داداش کوچیکهام که هرسال تو مسجد جز نیروی خدماتی و انتظامات بود ، قسمتش نشد بره .. اخه بابا و مامان نگران بودن ، نرفت .. اما دلش گرفت…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#نذر_فرهنگی
یه قلب مبتلا تو این سینهام ...
یه قلب مبتلا تو این سینهام ...
Nemishe Bavaram
Seyed Reza Narimani
#نمیشه_باورم
🍃خواسته بودین ...
🍃خواسته بودین ...
برای آرامش دل حضرتِ صاحبِ دلهایمان ؛
🍃امام زمان ...🍃
🍃امام زمان ...🍃
Anonymous Poll
17%
۱۰ صلوات💚
27%
۵ صلوات 💚
56%
۱۵ صلوات💚
☫•كآفِه رَحيـــٓــمی•☫ pinned «برای آرامش دل حضرتِ صاحبِ دلهایمان ؛
🍃امام زمان ...🍃»
🍃امام زمان ...🍃»
حسین جان ، ظرفیتِ ما کم است ، عقلهایمان انگار آیینهای تکه تکه شده باشد ، دلهایمان انگار حجرالأسود ، آنقدر دلگیر و تاریک است که خستگیاش جانمان را میگیرد ...
حسین جان ، چگونه عظمت تو در آیینه تکه تکه شده ظرفیت ما ، پدیدار شود ...
ما را ببخش که گاهی باورمان میشود خلیفهالله روی زمینیم ، با عقل و حافظه چُنان «اهل کوفه» ، قضاوتت میکنیم ...
ما را ببخش که فراموش میکنیم ، سر بزنگاه ، دستگیرمان بودهای ...
ما را ببخش که نمیفهمیم که بودهای ...
که هستی ، و چگونه آینده تاریخ را رقم خواهی زد ...
حسین جان ؛
ما را به عشقی که از تو در دل داریم ،
ببخش ...
به خدایت بگو ؛ ما جز او کسی را نداریم ، ما اندکیم ، کمیم ...
ما هیچایم ...
به خدایت بگو ...
بندگی «گزینشی» ما را به عظمت «کامل و أکمل» خودش ببخشد ...
حسین جان ...
ما را ببخش که تا پلهای بالا میرویم ، دستی که ما را بالا برده را فراموش میکنیم ، تو را انکار میکنیم ، تو را قدیمی مینامیم ، اما نمیدانیم تو همان «هدف خلقتی» که به یُمن وجودت ، ما پای روی زمین خاکی نهادیم ...
حسین جان ...
ما را به اندک عشقی که از تمامِ بینهایتت داریم ،
ببخش ...
#استوری
حسین جان ، چگونه عظمت تو در آیینه تکه تکه شده ظرفیت ما ، پدیدار شود ...
ما را ببخش که گاهی باورمان میشود خلیفهالله روی زمینیم ، با عقل و حافظه چُنان «اهل کوفه» ، قضاوتت میکنیم ...
ما را ببخش که فراموش میکنیم ، سر بزنگاه ، دستگیرمان بودهای ...
ما را ببخش که نمیفهمیم که بودهای ...
که هستی ، و چگونه آینده تاریخ را رقم خواهی زد ...
حسین جان ؛
ما را به عشقی که از تو در دل داریم ،
ببخش ...
به خدایت بگو ؛ ما جز او کسی را نداریم ، ما اندکیم ، کمیم ...
ما هیچایم ...
به خدایت بگو ...
بندگی «گزینشی» ما را به عظمت «کامل و أکمل» خودش ببخشد ...
حسین جان ...
ما را ببخش که تا پلهای بالا میرویم ، دستی که ما را بالا برده را فراموش میکنیم ، تو را انکار میکنیم ، تو را قدیمی مینامیم ، اما نمیدانیم تو همان «هدف خلقتی» که به یُمن وجودت ، ما پای روی زمین خاکی نهادیم ...
حسین جان ...
ما را به اندک عشقی که از تمامِ بینهایتت داریم ،
ببخش ...
#استوری
کاش یه « حاج منصوری اردبیلی » داشتم برام شور ترکی میخوند ، به نفس نفس که میافتادم ، یه «میثم مطیعی» داشتم که برام از شهدا میخوند و آرومم میکرد ...
با یه «مهدی رسولی» که یادم مینداخت ؛ زندگیمو مدیون کیام ...
با یه «مهدی رسولی» که یادم مینداخت ؛ زندگیمو مدیون کیام ...