فاطیما مهرابی- شعر
45 subscribers
135 photos
16 videos
3 files
41 links
یکشنبه های درمه
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi

همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۹۷
Download Telegram
اين تصنيف زيبا رو استاد شجريان در كارى مشترك با آهنگسازى زنده ياد استاد پرويز مشكاتيان در دستگاه نوا و در آلبومى بنام نوا مركب خوانى خوانده اند و تصانيف زيبايى ديگرى بر روى أشعارى از سعدى همانند : ( مطلع غزل ) ماگدايان خَيل سلطانيم ، شهد بند هواى جانانيم و تصنيف ديگرى با مطلع : غم زمانه خورم يا فراغ يا كشم ، به طاقتى كه ندارم كدام بار كشم ...
مركب خوانى يعنى مايه گردانى و مدلاسيون و تغيير دستگاه بهنگام خوانندگى و با استفاده از درجات مشابه گام گوشه هاى دستگاه ها انتقال به گوشه اى در دستگاه ديگرى و كارى است دشوار و نياز به مهارت و قدرت حنجره و تسلط كافى بر رديف آوازى موسيقى اصيل ايرانى دارد
از اين دست كارها بسيار اندك در موسيقى ايرانى اتفاق افتاده و نمونه مشابه اون كنسرت راستپنجگاه جشن هنر شيراز سال ٥٢ همكارى شجريان و اساتيد فقيد لطفى و فرهنگ فر مى باشد و يكى از موفق ترين كارهاى مشترك اين اساتيد هست
در آلبوم نوا مركب خوانى اشاره شده فوق علاوه بر آهنگسازى و سرپرستى استاد مشكاتيان ، نى نوازى زيباى جمشيد عندليبى آواز استاد رو همراهى ميكند و ساير نوازندگان برجسته گروه دستان كه أوج كار اين گروه أواخر دهه شصت و اويل دهه هفتاد بود.

تقدیم به دوستان عزیز ومهربانم
ممنونم که اشعارم رو می خونید و کنارم هستید.
telegram.me/cafeecafee
صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن

دور فلک درنگ ندارد شتاب کن...

#حافظ

☀️☀️☀️صبح بخیر☀️☀️☀️

telegram.me/cafeecafee
مرا ببوس که از بوسه ات نفس بکشم
و از هجوم نفس طرحی از قفس بکشم

مرا ببوس چنان محکم و تماشایی
که طعم ترش لبت را کمی ملس بکشم

بخواه ،مثل غزل عاشقانه های غلیظ
که خط باطله بر هر چه خار وخس بکشم

ببوی جان مرا روی شاخه های ترنج
نفس نفس بزن و دستی از هوس بکشم

مرا بدوز به آغوشت عاشقانه و مست
مباد ناز مرا جز تو هیچ کس بکشد

#فاطیما_مهرابی

telegram.me/cafeecafee
telegram.me/cafeecafee صبح است ونان داغ میچسبد صبحانه ای در باغ میچسبد #فاطیما_مهرابی
کلماتی که خرد خرد شدند زیرساتور شعر درباری
قورمه سبزی چشید شعر مرا با لب قاشقی که تکراری
شعله ی گاز شعر سرد شد و مثل کشک از دهان مشک افتاد
قافیه رفت تا که ترک کند کمپ معتادهای اجباری
و زنی توی آشپزخانه به خودش فحش میدهد که چرا
تو ردیفی همیشه و باید، بکشند از تن تو بیگاری ؟

بوی ادویه میدهی هرشب غرق داغ پیازسرخ شده
نق نق بچه روی سینه ی تو بوق سگ هم گذشته بیداری
صبح قبل از خروس همسایه چشم های تو پلک می کوبند
چای دم میکنی و منتظر قل قل لحظه های تکراری
بوی سیگار بوی تلخی و دود در فضای اتاق می پیچد
کام میگیرد از لب سیگار مرد در حبس وچاردیواری

#فاطیما_مهرابی

telegram.me/cafeecafee
ماه پیشونی ...محسن چاوشی
خیلی خوب خونده...تقدیم به دوستان خوبم.🌺🍃
رنده می کرد خاطراتش را و به آن فلفل و نمک زده بود
زن به املت به میز صبحانه تخم جن را بدون شک زده بود

قاشق از دست مرد می افتاد زن به چشم اجاق زل میزد
بوی عطری زنانه می پیچید نان داغ تنش کپک زده بود

مردمک های داغ قهوی ای اش ازلب قهوه جوش سر می رفت
بازهم استکان لب پر او توی دستش ترک ترک زده بود

در لباس شب سیاه آن زن قرص ماه شب چهاردهی
که جواهرفروش ،الماس،تن او را شبی محک زده بود

مرد از پشت میز سر میخورد که زنش دوست داشته است که او
به شبی عاشقانه فکر کند که دلش سال هاست لک زده بود

***
وای این بار هم پیازم سوخت آنقدر غرق در غزل بودم
باز هم شعر تازه و داغی روی زخم دلم نمک زده بود

#فاطیما_مهرابی
telegram.me/cafeecafee
شب ها که از لب های تو سر میرود یا هو
سجاده ی عطر گل یاس ات به سمت او

چادر نمازت از سرت وقتی که می افتد
ماه از خجالت می دود تا در پس پستو...

وقتی که شب سرد و سیاه و خسته تر باشد
تسبیح در دریای دستت می زند سوسو

یا آن زمان که سمت کوچه راه می افتید
خورشیدکان در زیر پای حضرتت جارو

اما چه پیش آمد که امشب حضرت بانو
می گیرد از چشم امیر المومنین اش رو

افتان و خیزان می رود سمت بقیعستان
از راز کوچه ؛آتش و در؛کس نبرده بو

آه و امان از کوچ ماه مهربانی که
شیر خدا از رفتن او دست بر زانو...

#فاطیما_مهرابی

telegram.me/cafeecafee

باعرض تسليت فرا رسيدن ايام شهادت بانوي مهرباني حضرت صديقه ي طاهره (س) اين غزل رو تقديم ميكنم .
برای "سوته دلان" علی حاتمی

زن بودم و دوای دل بی چراغ ها
هم خوابه ی همیشگی بی دماغ ها
زن بودم و دلم پی عشق توداغ ها
می زد به پشت سینه؛تاتاق ،تاق، تاق ها

این ساعتی که زنگ زده زنگ میزند؟

زن بودم و درخت تنم میوه داده بود
عناب سرخ تازه و سیب گلاب ها
دستی دراز می شد و در باغ می دوید...
کابوس می شدم به شب و جیغ خواب ها

این ساعتی که زنگ زده ،زنگ میزند؟

زن بودم وعروسک کوکی مردها
جنسی که می شکست در اوج نبردها
الگوی گرلاوین تمامی دردها
دختر اتوکشیده بیا پیش مردها!

این ساعتی که زنگ زده زنگ می زند؟

زن باشی وعزیز حبیب ظروفچی
یا نه عروس حجله ی یک کله طالبی
فرقی نمی کند برای تو پاسوز می شوی
بی آنکه رو بروی تو انسان جالبی...

این ساعتی که زنگ زده زنگ میزند؟


#فاطیما_مهرابی

telegram.me/cafeecafee
من راه میروم وتمام پرندگان
مانند چادر یله در دست آسمان

پرواز میکنند به سمت غروب یک
روزی که خسته و کسلم،شعر ناگهان

می جوشد از سیاه رگ خسته ی تنم
ارام و بی صدا،و گرم و دوان دوان

می جوشد و درون مرا گرم می کند
رد می شوم به سادگی از تونل زمان

در خلسه ای عمیق فرو میروم ولی
بالا می اورند مرا از لب و دهان

تکثیر می کنند مرا در هزار جلد
هر جلد ان پرنده ی سرخی در آسمان

#فاطیما_مهرابی

telegram.me/cafeecafee
کرم ابریشمی غم انگیزم
که به دنیایتان تنیده شدم

تا نسیم صبا مرا بوسید
به جهان شما وزیده شدم

شیشه ی نازک دلم سرُخورد
به زمين خورده لب پریده شدم

قیچی کردگار تیز شد و
از بهشت خدا بریده شدم

کوزه گر با گل دلم ور رفت
در غم و غصه ورز دیده شدم

طوطی شاه باشتین بودم
برده ای بودم و خریده شدم

مثل انگور سرخ تاکستان
از رگ تاک ها بریده شدم

خون من روی خاک ردی شد
که به جان قلم دویده شدم

روی لب های کاغذ آمدم و
جوهری بودم و چکیده شدم

و همین امشب آن شبی است
که من ؛متولد و آفریده شدم.

#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
#تولد
#اسفند #روز میلاد
#ابریشم #شعر # آفرینش
به دلم، حس تازه چنگ زده
نق نق ،کودکی که ونگ زده
مثل عکس ،زنی که جنگ زده
در وجود پر از،تناقض من

با سوال: "تو ،دوستم داری"؟
تعارف بوسه های اجباری
دیدن خواب های تکراری
توی جیب کت ات،,گل رز من

خونچه، خونچه ،انار آوردند
غصه را، با تاغار آوردند
روی میز ناهار،آوردند
هستی اش را زنی قمارزده

بارشیشه ،یواش ،حمل شود
نکند آش ولاش ،حمل شود
غنچه ای خوش تراش ،حمل شود
به تنم این لباس زار زده

ساکت و سرد و گنگ و خوار شده
در دلم پیچ و تاب مار شده
صبح های پر از ویار، شده
حال و روز همیشگی تنم

لگد تازه ای که میزند و
روزهای گذشته از عدد و
ماه هایی که ،می کند رصد و
دکتر تازه وارد وط/تنم

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
یک نسبت تازه با درختان دارد
انگار که بار شیشه درجان دارد

اسفند شده مادر فروردین ماه
چون در رگ او بهار جریان دارد

#فاطیما_مهرابی

پیشاپیش نوروز باستانی 1395رو به همه ی دوستان عزیزم تبریک میگم و سالی سرشار از مهربانی و عشق براتون آرزو دارم.
@cafeecafee
تصنیف زیبای" موج اشک " سالار عقیلی
زیباست.
ماتیک ها راچیده روی میزآرایش
یک زن اسیر نکته های ریز آرایش
هر روز تکراری تر از دیروز می شد باز
با اینکه لحظه لحظه اش لبریزآرایش

بوتاکس صورت ،هاشور ابروی زیبایش
هر روز یک فرم جدیدی با اداهایش

با خط چشم سرمه ای زیباتری بانو
با یک سگ ولگرد درآغوش یا زانو
حالابفرمایید چایی یا که نسکافه:
sory dier,my God ،oh not noo

این ها افاضات زن زیبایی شرقی بود
اصلا ببینم بین خانم ها چه فرقی بود؟

زن های ویترینی مانند عروسک ها
باربی ولاغر،سرخ وآبی مثل دلقک ها
هر روز میگیرند ژستی تازه اما کو؟
زیبایی شرقی میان این مترسک ها

زن های تنهایی که تنهایی آن ها را
پر کرده لاک جیغ و بینی های سربالا

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
غزل بکر خداوند علی اعلایی
چه نیازی به غزل یا به سرودن داری

چه کسی گفته که در شأن شما بانوجان
می تواند بسراید غزل جان داری ؟

شاه بانوی غزل حضرت منظومه ی عشق
من همان حلقه نشین درتانم آری

خوب میدانم و از شأن شما آگاهم
که غزلواره ی شعرید ودرونم جاری

روح شعرید و نفسهای بهاری درمن
که شکوفایی و از باغ دلم سرشاری

مادر آینه ها هدیه ی ناقابل من
روز میلاد شما و غزلی تکراری

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee