فاطیما مهرابی- شعر
46 subscribers
135 photos
16 videos
3 files
41 links
یکشنبه های درمه
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi

همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۹۷
Download Telegram
یک جنگل زخم خورده هستیم
یک مُشت درخت مرده هستیم

در خواب همیشه راه رفتیم
پا در گِل و سر سپرده هستیم

ما را به اجاره می دهند و
مستاجر خواب بُرده هستیم

در یک قفسه کتاب ،خوابیم
در تابوتی فشرده هستیم

ما باغ درخت شاه توتیم
یا جورج فلویدِ بَرده هستیم

دیوان غزل نمی شویم و
مشتی کلمات خورده هستیم

#فاطیما_مهرابی
اعترافات جور وا جورم
روی میز رئیس جمهورم

هر شب و روز توی سلولم
رخت خونین و مرده می شورم

اعتراضات یک زن غسال
توی غسالخانه ای دورم


چشمهایم ستاره هم دارد
ولی از بخت شور شب کورم

دور تند لباسشویی هام
مثل سرگیجه ی ته گورم

سرم از مرگ گیج می رود و
مثل ذره و سرعت نورم


گوشت ِ راسته ،کمی هم ران
ته سوراخ جیب می جورم

ذره ذره سریع تر از نور
قیمه قیمه ترین زن بورم

اعترافات یک زن یاغی
روی میز رئیس جمهورم

انتقادم به اعتراض کشید
به پریشان نویس مشهورم.


#فاطیما_مهرابی
بگذار مثل آینه دور و برت باشم
چون بالش قویی که در زیر سرت باشم


پرواز را از تو بیاموزم در آغوشت
پروانه ی وحشی کوه باورت باشم

بگذار اینباری که می آیم در آغوشت
چون قاصدک های گریزان از برت باشم

در چشمهایت دسته دسته سار می بینم
پرواز های نا سروده در پرت باشم

چون صم و بکم و عمی تا روز ابد هستیم
بگذار تا آن دلبر کور و کرت باشم

دربند یا آزاد دیگر هیچ فرقی نیست
وقتی که دلدارت همیشه دَم پرت باشد

#فاطیما_مهرابی
دو زن نشسته در آیینه ؛در مقابل هم
دو شاخه ی گل بشکفته؛نه زیاد نه کم

دو صندلی که به گلدان گل شبیه تر اند
چهار چشم به هم خیره اند در عالم

چهار شیشه که از سنگ غم ترک دارند
چهار کاسه ی آب اند یا مسافر غم؟

مسافران زیادی در آب کاسه گم اند
و دستی از مژه بالا گرفته چون آدم

چنان که باغ بزرگ اند و جیرجیرک ها
هجوم برده به انگورهایشان کم کم

چگونه زنده بماند؟ کجا پناه برد؟
در این مقابله ی هر دوسر،شکستن هم...

#فاطیما_مهرابی
https://www.instagram.com/p/CRzIb3rKh7H/?utm_medium=share_sheet
همواره مرا خراب میخواست جهان
در آتش اضطراب می خواست جهان


دریای کف آلوده و مواجی بود
چون تخته رها بر آب میخواست جهان

عمر من و گل شبیه بودند به هم
در تُنگ مرا شراب می خواست جهان

مانند کلاه بر سرش برد ولی
کوتاه چنان حباب می خواست جهان

گرگی است جهان چو گرگ بالان دیده
چون کبک مرا به خواب می خواست جهان


#فاطیما_مهرابی
#سه_رباعی

انگشتری از انار در دستانت
این دست من و پلیسه‌ی دامانت
بر شعله‌ی برگ‌های پاییز برقص
ای برگ دل سوخته‌ام قربانت!

🍂🍁🍂
ای کُشته‌ی برگ‌ها به روی دوشت!
یاقوت انار کرده‌ای در گوشت!
پاییز غم انگیز و دلاویز منی
آغشته به خون عاشقان آغوشت

🍂🍁🍂
افتادن در ذهن گس خرمالو
از شاخه و طعم ملس خرمالو
کوه است خزان و ناگهان در گوشش
پیچیده صدای نفس خرمالو

#فاطیما_مهرابی

┄┅─═◈═─┅┄

@cafeecafee
🍂🍁🍂
ای کُشته‌ی برگ‌ها به روی دوشت!
یاقوت انار کرده‌ای در گوشت!
پاییز غم انگیز و دلاویز منی
آغشته به خون عاشقان آغوشت

🍂🍁🍂


#فاطیما_مهرابی

┄┅─═◈═─┅┄

@cafeecafee
هر شاخه به گردنش اناری دارد
یک عالمه طوطی و قناری دارد
هر برگ درخت ،سکه زرینی است
پاییز تب تاجگذاری دارد


#فاطیما_مهرابی
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•



🔷🔸🔷
چون جشن شب کریسمس بر سرکاج
آویخته‌اند بر سرم ریسه و تاج
بابانوئل شبی خیال انگیزم
با کادوی صلح، آخرین راه علاج

#فاطیما_مهرابی
غمی پای مرا تا خانه ی حیدر کشانیده
حدیث لا فتی تا قلعه ی خیبر کشانیده
جوانمردانه جنگیدن شبیه شیر غریدن
علی اکبرت ما را به این محشر کشانیده
#فاطیما_مهرابی
ای قلب تپنده ی به خاک افتاده
یاقوت شکسته ی ز تاک افتاده
خون تو چهل شب است بیدار شده
داغ است هنوز و خشمناک افتاده

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
ای راز مبتلا به فاش
پنهان شده پس از تلاش

آویز گوش آسمان
فیروزه رنگ و خوش قماش

ای آرزوی دور و دیر
آهوی سینه ی خراش

می بوسمت چو ابر سرخ
آبستن ستاره هاش

در کهکشان شیری ام
امشب مرا پلنگ باش

خورشید دف به دست من
بر دف زنان و نقره پاش


#فاطیما_مهرابی
❄️❄️❄️
هجوم شوق ندانم چه مدعا دارد
ز سینه تا سرکویت غبار فریاد است

#بيدل_دهلوي
مادر پری نبود شبیه پرنده بود
مادر نگاه زخمیِ لبخندِ رنده بود

مادر خیال بود که خوابش نمی گرفت
مانند روح خسته که از جسم کنده بود

مادر صدای هق هق یک عمر زندگی
چادر نماز گل گلی اش خیس خنده بود

از خواب می پرید و هر شب برای او
پخش سکانس کهنه ی عمرِ گزنده بود

مانند کاسه ی عسل و شیر مادرم
ماه بلند قلعه ی عشقی رمنده  بود

او بال بال می زد و ما غرق زندگی
این زندگی که هر نفسِ آن کشنده بود

پیکان قراضه بود همه چیز زندگی
مادر برای زندگی اش چرخ دنده بود

مادر پرنده بود و دل از شاخه ها برید
در دست خون بازی ، دستِ برنده بود


#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
ای یارِ شکستگان و بی یار کسان
آه ای کس و کارِ بی کس و کار کسان

رفتیّ و نیامدیّ و در حسرت تو
در خاک فرو شدند بسیار کسان

#زهیر_توکلی


✍️✍️
کانال رباعیات زیبای فارسی: 
@robaeeyat
💠💠
مانند رباعیات خیام شدن
پژواک کلام عشق در جام شدن
فریاد شدن به دام باد افتادم
آزادی ؛بعد حکم اعدام شدن

#فاطیما_مهرابی🌱
#رباعی 💠
https://www.instagram.com/p/CocVAQ4qfYciCc4FiuhZSX47snU-DuUf8HLfxg0/?igshid=NjcyZGVjMzk=
شبیه قافیه تنگ است این دل
سزایش قلوه ی سنگ است این دل
بگردم دور این دل دور این دل
که یک پای دلش لنگ است این دل

#فاطیما_مهرابی