Forwarded from دهلیز
قسمتی از ترکیب بند معروف محتشم کاشانی در سوگ امام حسین
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانهٔ طاقت خراب شد
خاموش محتشم که از این حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که از این شعر خونچکان
در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که از این نظم گریهخیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد
محتشم کاشانی
@morirosi
خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانهٔ طاقت خراب شد
خاموش محتشم که از این حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که از این شعر خونچکان
در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد
خاموش محتشم که از این نظم گریهخیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد
محتشم کاشانی
@morirosi
✍ #سه_رباعی
انگشتری از انار در دستانت
این دست من و پلیسهی دامانت
بر شعلهی برگهای پاییز برقص
ای برگ دل سوختهام قربانت!
🍂🍁🍂
ای کُشتهی برگها به روی دوشت!
یاقوت انار کردهای در گوشت!
پاییز غم انگیز و دلاویز منی
آغشته به خون عاشقان آغوشت
🍂🍁🍂
افتادن در ذهن گس خرمالو
از شاخه و طعم ملس خرمالو
کوه است خزان و ناگهان در گوشش
پیچیده صدای نفس خرمالو
#فاطیما_مهرابی
┄┅─═◈═─┅┄
@cafeecafee
انگشتری از انار در دستانت
این دست من و پلیسهی دامانت
بر شعلهی برگهای پاییز برقص
ای برگ دل سوختهام قربانت!
🍂🍁🍂
ای کُشتهی برگها به روی دوشت!
یاقوت انار کردهای در گوشت!
پاییز غم انگیز و دلاویز منی
آغشته به خون عاشقان آغوشت
🍂🍁🍂
افتادن در ذهن گس خرمالو
از شاخه و طعم ملس خرمالو
کوه است خزان و ناگهان در گوشش
پیچیده صدای نفس خرمالو
#فاطیما_مهرابی
┄┅─═◈═─┅┄
@cafeecafee
با تشکر از گوینده ی خوش صدا جناب آقای امیر بیک، لطف کردند شعر قطار یک طرفه ی بنده رو خوندن🙏🙏🙏🥀🥀🥀🥀🥀
Forwarded from فاطیما مهرابی- شعر
هر شاخه به گردنش اناری دارد
یک عالمه طوطی و قناری دارد
هر برگ درخت ،سکه ی زرینی است
پاییز تب تاجگذاری دارد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
یک عالمه طوطی و قناری دارد
هر برگ درخت ،سکه ی زرینی است
پاییز تب تاجگذاری دارد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا
دستان منو پنجره فولادت
در صحن پر از زائر گوهر شادت
این بار دلی شکسته را ضامن باش
آهوی دل شکسته ای ،هم یادت
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
دستان منو پنجره فولادت
در صحن پر از زائر گوهر شادت
این بار دلی شکسته را ضامن باش
آهوی دل شکسته ای ،هم یادت
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
تا سینه کش کوه مرا می خواند
از جنگل انبوه مرا می خواند
با ماغ کشیدنش گوزن زخمی
در دره ی اندوه مرا می خواند
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
از جنگل انبوه مرا می خواند
با ماغ کشیدنش گوزن زخمی
در دره ی اندوه مرا می خواند
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
شب های تار، منتظرش باشید
چشمان یار، منتظرش باشید
با چشم های باز بخوابید و
مانند غار منتظرش باشید
ساعت مدال سینه ی دیوار است
با افتخار منتظرش باشید
جا مانده است رد قدمهایش
در لاله زار،منتظرش باشید
محمود با ایاز نمی سازد
بالای دار منتظرش باشید
بسته است راه شیری کوهستان
با انفجار منتظرش باشید
در چار راه های پر از ماشین
طفلان کار منتظرش باشید
فرهاد خفته در دل کوهستان
با کوله بار منتظرش باشید
سنگین شده است خواب خوش چشمه
با آبشار منتظرش باشید
چون خون تازه در رگ کوهستان
فصل بهار منتظرش باشید.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
برای فرهاد های کولبر سرزمینم
چشمان یار، منتظرش باشید
با چشم های باز بخوابید و
مانند غار منتظرش باشید
ساعت مدال سینه ی دیوار است
با افتخار منتظرش باشید
جا مانده است رد قدمهایش
در لاله زار،منتظرش باشید
محمود با ایاز نمی سازد
بالای دار منتظرش باشید
بسته است راه شیری کوهستان
با انفجار منتظرش باشید
در چار راه های پر از ماشین
طفلان کار منتظرش باشید
فرهاد خفته در دل کوهستان
با کوله بار منتظرش باشید
سنگین شده است خواب خوش چشمه
با آبشار منتظرش باشید
چون خون تازه در رگ کوهستان
فصل بهار منتظرش باشید.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
برای فرهاد های کولبر سرزمینم
ای قلب تپنده ی به خاک افتاده
یاقوت شکسته ی ز تاک افتاده
خون تو چهل شب است بیدار شده
داغ است هنوز و خشمناک افتاده
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
یاقوت شکسته ی ز تاک افتاده
خون تو چهل شب است بیدار شده
داغ است هنوز و خشمناک افتاده
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
جهان زبان تکلم بود
اگرچه ما کر مادرزاد
و در سکوت هیاهوها
بدون لب و دهان گم بود
اگرچه زخم به صورت داشت
به رنگ سرخ و خون آلود
اگرچه زشت و عورت داشت
ولی دوابر دو تا چشمه
به صورتی که پر از جو ها
شکافت لب به سخن گفتن
که کام تلخ به زن گفتن
چو گاز شعله ی غمگینی است
که ته گرفته برنجش از
پیاز و فلفل هندوها
جهان شبیه به زیتونی
که تلخ بوده و خوابیده
در آب شور شب دریا
گرفته است مرا هایش
گرفته است تو را هویش
که صید تور تو خواهد شد
نگاه ساده ی جاشوها
چنان که چشم و ابروها
جهان معادله ی سختی است
چو مرگ قابله ی تختی است
که روی آن زن زائویی
ملافه را ز سرِ سختی
کشیده است به دندانش
چو آل ُبرده ی جادوها
عمیق و پر هیجان باشی
اسیر لب و دهان باشی
در انتظار جهان باشی
پس از زیاده روی کردن
در انتقال مفاهیمی
که سخت بودن ابرازش
در آستانه ی پستو ها
#فاطیما_مهرابی
عورت:
عورت واژهای عربی است و در زبان عربی، به هر چیز آسیبپذیر که مورد نگرانی است اطلاق میشود. در فرهنگ اسلامی، به نقاطی از بدن انسان که پوشش آن در برابر نامحرم ضروری است، عورت میگویند
@cafeecafee
اگرچه ما کر مادرزاد
و در سکوت هیاهوها
بدون لب و دهان گم بود
اگرچه زخم به صورت داشت
به رنگ سرخ و خون آلود
اگرچه زشت و عورت داشت
ولی دوابر دو تا چشمه
به صورتی که پر از جو ها
شکافت لب به سخن گفتن
که کام تلخ به زن گفتن
چو گاز شعله ی غمگینی است
که ته گرفته برنجش از
پیاز و فلفل هندوها
جهان شبیه به زیتونی
که تلخ بوده و خوابیده
در آب شور شب دریا
گرفته است مرا هایش
گرفته است تو را هویش
که صید تور تو خواهد شد
نگاه ساده ی جاشوها
چنان که چشم و ابروها
جهان معادله ی سختی است
چو مرگ قابله ی تختی است
که روی آن زن زائویی
ملافه را ز سرِ سختی
کشیده است به دندانش
چو آل ُبرده ی جادوها
عمیق و پر هیجان باشی
اسیر لب و دهان باشی
در انتظار جهان باشی
پس از زیاده روی کردن
در انتقال مفاهیمی
که سخت بودن ابرازش
در آستانه ی پستو ها
#فاطیما_مهرابی
عورت:
عورت واژهای عربی است و در زبان عربی، به هر چیز آسیبپذیر که مورد نگرانی است اطلاق میشود. در فرهنگ اسلامی، به نقاطی از بدن انسان که پوشش آن در برابر نامحرم ضروری است، عورت میگویند
@cafeecafee
بدوز درز دهانم را اضافه های بیانم را
به دست سوزن خیاطی که چرخ کرده جهانم را
ِببُر مرا و بپوشانم چو قیچی زن خیاطی
که میبرد به تنم هر شب غمی فرای توانم را
مرا به لختی و عریانی چنان بخند که گریانی
من از زمین و زمان سیرم بگیر قبضه ی جانم را
مرا هجی کن و تقطیع کن ،مفاعلن فعلاتن فع
که شیوه ی نوی استعمار بریده است زبانم را
بهم بریز و بنایم کن چو بیستون و رهایم کن
بهشت با همه ی وسعت کم است کل جهانم را
مرا فریب بده گاهی به خنده ای و به پژواکی
که کوه نیز پس آورده صدای در نوسانم را
چنان مسافر در راهم که مرد پیر مسافر چی
به پولهای سیاه شب فروخته چمدانم را
شبیه قصه ی ژان والژان و ویترین جهان پرنان
که آفتاب نخواهد داد سپیده یک کف نانم را
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
به دست سوزن خیاطی که چرخ کرده جهانم را
ِببُر مرا و بپوشانم چو قیچی زن خیاطی
که میبرد به تنم هر شب غمی فرای توانم را
مرا به لختی و عریانی چنان بخند که گریانی
من از زمین و زمان سیرم بگیر قبضه ی جانم را
مرا هجی کن و تقطیع کن ،مفاعلن فعلاتن فع
که شیوه ی نوی استعمار بریده است زبانم را
بهم بریز و بنایم کن چو بیستون و رهایم کن
بهشت با همه ی وسعت کم است کل جهانم را
مرا فریب بده گاهی به خنده ای و به پژواکی
که کوه نیز پس آورده صدای در نوسانم را
چنان مسافر در راهم که مرد پیر مسافر چی
به پولهای سیاه شب فروخته چمدانم را
شبیه قصه ی ژان والژان و ویترین جهان پرنان
که آفتاب نخواهد داد سپیده یک کف نانم را
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
به گیسوان پر از پیچ؛ مار می آید
به بافه های بلندت قطار می آید
شبیه دلبری از بلخ و بامیان هستی
که بیدلانه به آغوش یار می آید
برای اینکه تو خود کوه مهره ی ماری
به مارهای سرت مهره دار می آید
کشید مغز قطار از ذغال چشمت سوت
به چشمهای سیاه تو غار می آید
به زایران قطار بلند گیسویت
مسافران شب انتظار می آید
ستاره ها شکر و ماه کاسه ی شیر است
به آسمان تنت سفره دار می آید
درخت ها همه از دیدنت تبر شده اند
که قطعه قطعه شدن هم بکار می آید
منم که بردنم از باختن شروع شده
چنین معامله ای به قمار می آید
#من_در_خانه_ميمانم
#انجمن_شعر_ابهر
#پويش_شاعران_ابهر_عليه_كرونا
#فاطیما_مهرابی @cafeecafee
روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ابهر
@ershadabhar
به بافه های بلندت قطار می آید
شبیه دلبری از بلخ و بامیان هستی
که بیدلانه به آغوش یار می آید
برای اینکه تو خود کوه مهره ی ماری
به مارهای سرت مهره دار می آید
کشید مغز قطار از ذغال چشمت سوت
به چشمهای سیاه تو غار می آید
به زایران قطار بلند گیسویت
مسافران شب انتظار می آید
ستاره ها شکر و ماه کاسه ی شیر است
به آسمان تنت سفره دار می آید
درخت ها همه از دیدنت تبر شده اند
که قطعه قطعه شدن هم بکار می آید
منم که بردنم از باختن شروع شده
چنین معامله ای به قمار می آید
#من_در_خانه_ميمانم
#انجمن_شعر_ابهر
#پويش_شاعران_ابهر_عليه_كرونا
#فاطیما_مهرابی @cafeecafee
روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ابهر
@ershadabhar
دوتا پیام دوتا ساندویچ سرد فرستاد
دوتا لواشک بوسه برای مرد فرستاد
سفارش دل و قلوه برای شام ،ولی مرد
چهار شکلک با خنده های زرد فرستاد
بزاق شعر ترشح شد از دهان زنی بور
و حرف های سیاه از دهان درد فرستاد
قناری قفسش شوق بال بال زدن داشت
در آسمان قفس ابر لاجورد فرستاد
خدای حرف شد و حرف های سرّی خود را
برای فهم همه قطعه قطعه کرد فرستاد
نگاه کرد در آیینه زن ، ندید خودش را
زنی که گمشده را ،روزنامه کرد فرستاد
فرار کرده ز خود را چگونه باز توان یافت
که یافت می نشود گشته ام نگرد فرستاد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
دوتا لواشک بوسه برای مرد فرستاد
سفارش دل و قلوه برای شام ،ولی مرد
چهار شکلک با خنده های زرد فرستاد
بزاق شعر ترشح شد از دهان زنی بور
و حرف های سیاه از دهان درد فرستاد
قناری قفسش شوق بال بال زدن داشت
در آسمان قفس ابر لاجورد فرستاد
خدای حرف شد و حرف های سرّی خود را
برای فهم همه قطعه قطعه کرد فرستاد
نگاه کرد در آیینه زن ، ندید خودش را
زنی که گمشده را ،روزنامه کرد فرستاد
فرار کرده ز خود را چگونه باز توان یافت
که یافت می نشود گشته ام نگرد فرستاد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
یک جنگل زخم خورده هستیم
یک مُشت درخت مرده هستیم
در خواب همیشه راه رفتیم
پا در گِل و سر سپرده هستیم
ما را به اجاره می دهند و
مستاجر خواب بُرده هستیم
در یک قفسه کتاب ،خوابیم
در تابوتی فشرده هستیم
ما باغ درخت شاه توتیم
یا جورج فلویدِ بَرده هستیم
دیوان غزل نمی شویم و
مشتی کلمات خورده هستیم
#فاطیما_مهرابی
یک مُشت درخت مرده هستیم
در خواب همیشه راه رفتیم
پا در گِل و سر سپرده هستیم
ما را به اجاره می دهند و
مستاجر خواب بُرده هستیم
در یک قفسه کتاب ،خوابیم
در تابوتی فشرده هستیم
ما باغ درخت شاه توتیم
یا جورج فلویدِ بَرده هستیم
دیوان غزل نمی شویم و
مشتی کلمات خورده هستیم
#فاطیما_مهرابی
اعترافات جور وا جورم
روی میز رئیس جمهورم
هر شب و روز توی سلولم
رخت خونین و مرده می شورم
اعتراضات یک زن غسال
توی غسالخانه ای دورم
چشمهایم ستاره هم دارد
ولی از بخت شور شب کورم
دور تند لباسشویی هام
مثل سرگیجه ی ته گورم
سرم از مرگ گیج می رود و
مثل ذره و سرعت نورم
گوشت ِ راسته ،کمی هم ران
ته سوراخ جیب می جورم
ذره ذره سریع تر از نور
قیمه قیمه ترین زن بورم
اعترافات یک زن یاغی
روی میز رئیس جمهورم
انتقادم به اعتراض کشید
به پریشان نویس مشهورم.
#فاطیما_مهرابی
روی میز رئیس جمهورم
هر شب و روز توی سلولم
رخت خونین و مرده می شورم
اعتراضات یک زن غسال
توی غسالخانه ای دورم
چشمهایم ستاره هم دارد
ولی از بخت شور شب کورم
دور تند لباسشویی هام
مثل سرگیجه ی ته گورم
سرم از مرگ گیج می رود و
مثل ذره و سرعت نورم
گوشت ِ راسته ،کمی هم ران
ته سوراخ جیب می جورم
ذره ذره سریع تر از نور
قیمه قیمه ترین زن بورم
اعترافات یک زن یاغی
روی میز رئیس جمهورم
انتقادم به اعتراض کشید
به پریشان نویس مشهورم.
#فاطیما_مهرابی
بگذار مثل آینه دور و برت باشم
چون بالش قویی که در زیر سرت باشم
پرواز را از تو بیاموزم در آغوشت
پروانه ی وحشی کوه باورت باشم
بگذار اینباری که می آیم در آغوشت
چون قاصدک های گریزان از برت باشم
در چشمهایت دسته دسته سار می بینم
پرواز های نا سروده در پرت باشم
چون صم و بکم و عمی تا روز ابد هستیم
بگذار تا آن دلبر کور و کرت باشم
دربند یا آزاد دیگر هیچ فرقی نیست
وقتی که دلدارت همیشه دَم پرت باشد
#فاطیما_مهرابی
چون بالش قویی که در زیر سرت باشم
پرواز را از تو بیاموزم در آغوشت
پروانه ی وحشی کوه باورت باشم
بگذار اینباری که می آیم در آغوشت
چون قاصدک های گریزان از برت باشم
در چشمهایت دسته دسته سار می بینم
پرواز های نا سروده در پرت باشم
چون صم و بکم و عمی تا روز ابد هستیم
بگذار تا آن دلبر کور و کرت باشم
دربند یا آزاد دیگر هیچ فرقی نیست
وقتی که دلدارت همیشه دَم پرت باشد
#فاطیما_مهرابی
دو زن نشسته در آیینه ؛در مقابل هم
دو شاخه ی گل بشکفته؛نه زیاد نه کم
دو صندلی که به گلدان گل شبیه تر اند
چهار چشم به هم خیره اند در عالم
چهار شیشه که از سنگ غم ترک دارند
چهار کاسه ی آب اند یا مسافر غم؟
مسافران زیادی در آب کاسه گم اند
و دستی از مژه بالا گرفته چون آدم
چنان که باغ بزرگ اند و جیرجیرک ها
هجوم برده به انگورهایشان کم کم
چگونه زنده بماند؟ کجا پناه برد؟
در این مقابله ی هر دوسر،شکستن هم...
#فاطیما_مهرابی
https://www.instagram.com/p/CRzIb3rKh7H/?utm_medium=share_sheet
دو شاخه ی گل بشکفته؛نه زیاد نه کم
دو صندلی که به گلدان گل شبیه تر اند
چهار چشم به هم خیره اند در عالم
چهار شیشه که از سنگ غم ترک دارند
چهار کاسه ی آب اند یا مسافر غم؟
مسافران زیادی در آب کاسه گم اند
و دستی از مژه بالا گرفته چون آدم
چنان که باغ بزرگ اند و جیرجیرک ها
هجوم برده به انگورهایشان کم کم
چگونه زنده بماند؟ کجا پناه برد؟
در این مقابله ی هر دوسر،شکستن هم...
#فاطیما_مهرابی
https://www.instagram.com/p/CRzIb3rKh7H/?utm_medium=share_sheet