فاطیما مهرابی- شعر
45 subscribers
135 photos
16 videos
3 files
41 links
یکشنبه های درمه
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi

همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۹۷
Download Telegram
•┈••✾• #رباعی•✾••┈•

با قد خمیده و کمانی شدنت
یک لایه‌ی پوست، استخوانی شدنت
یک شهر پر از مرد به تو سنگ زدند
آنها که مسبب روانی شدنت...

#فاطیما_مهرابی

┄┅─═◈═─┅┄
@cafeecafee
دوتا پیام دوتا ساندویچ سرد فرستاد
دوتا لواشک بوسه برای مرد فرستاد

سفارش دل و قلوه برای شام ،ولی مرد
چهار شکلک با خنده های زرد فرستاد

بزاق شعر ترشح شد از دهان زنی بور
و حرف های سیاه از دهان درد فرستاد

قناری قفسش شوق بال بال زدن داشت
در آسمان قفس ابر لاجورد فرستاد

خدای حرف شد و حرف های سرّی خود را
برای فهم همه قطعه قطعه کرد فرستاد

نگاه کرد در آیینه زن ، ندید خودش را
زنی که گمشده را ،روزنامه کرد فرستاد

فرار کرده ز خود را چگونه باز توان یافت
که یافت می نشود گشته ام نگرد فرستاد


#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
#خبر

📚 انتشار دومین مجموعه رباعی در کارگاه تخصصی رباعی📚


✦••┈❁✿❁┈••✦

📓 انتشارات #باشور دومین جلد گزیده‌ی رباعیات اعضای #کارگاه_تخصصی_رباعی #جلیل_صفربیگی را به زودی منتشر می‌کند.

✦••┈❁✿❁┈••✦



#کارگاه_رباعی( #شعر_خلاق)
👇👇👇
t.me/kar471
بلیط یکطرفه رفتن من از دل تو
بلیط باز نگشتن به دور باطل تو

قطار از دل سنگین کوه راه افتاد
چقدر ساکت و آرام از مقابل تو...

نگاه کردی و افتاد چینی گل سرخ
شکست قلب زنی از نگاه عاقل تو

شکست آنچه نباید...قطار راهی شد
به سمت دره ی پروانه های قاتل تو

شبیه مار سیاهی به دور خود پیچید
و دور شد از چشمم قطار حامل تو

***

در ایستگاه نشسته است سالهاست زنی
زنی که بوده از آغاز نیم کامل تو...

#فاطیما_مهرابی


@cafeecafee
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کوه ها کوره های یاقوت اند
جگر آبدیده ای دارند
در گلوشان قصیده ای خونین
رنگ های پریده ای دارند
کوه ها چون عصای غمگینی
پشت های خمیده ای دارند
خنجر از پشت می زند خورشید
صبح در خون تپیده ای دارند
رودها گیسوان وحشی کوه
اسب های رمیده ای دارند
قارچ تب خالشان پس از تندر
ترس های عدیده ای دارند
قرص آرام بخششان ماه است
نیمه های جویده ای دارند
کوهها از درون که می ریزند
غار های ندیده ای دارند.

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
Forwarded from دهلیز
قسمتی از ترکیب بند معروف محتشم کاشانی در سوگ امام حسین


خاموش محتشم که دل سنگ آب شد
بنیاد صبر و خانهٔ طاقت خراب شد

خاموش محتشم که از این حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که از این شعر خونچکان
در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد

خاموش محتشم که از این نظم گریه‌خیز
روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد


محتشم کاشانی
@morirosi
#سه_رباعی

انگشتری از انار در دستانت
این دست من و پلیسه‌ی دامانت
بر شعله‌ی برگ‌های پاییز برقص
ای برگ دل سوخته‌ام قربانت!

🍂🍁🍂
ای کُشته‌ی برگ‌ها به روی دوشت!
یاقوت انار کرده‌ای در گوشت!
پاییز غم انگیز و دلاویز منی
آغشته به خون عاشقان آغوشت

🍂🍁🍂
افتادن در ذهن گس خرمالو
از شاخه و طعم ملس خرمالو
کوه است خزان و ناگهان در گوشش
پیچیده صدای نفس خرمالو

#فاطیما_مهرابی

┄┅─═◈═─┅┄

@cafeecafee
Audio
Audio from فاطیما
با تشکر از گوینده ی خوش صدا جناب آقای امیر بیک، لطف کردند شعر قطار یک طرفه ی بنده رو خوندن🙏🙏🙏🥀🥀🥀🥀🥀
هر شاخه به گردنش اناری دارد
یک عالمه طوطی و قناری دارد
هر برگ درخت ،سکه ی زرینی است
پاییز تب تاجگذاری دارد

#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا
دستان منو پنجره فولادت
در صحن پر از زائر گوهر شادت

این بار دلی شکسته را ضامن باش
آهوی دل شکسته ای ،هم یادت


#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
تا سینه کش کوه مرا می خواند
از جنگل انبوه مرا می خواند
با ماغ کشیدنش گوزن زخمی
در دره ی اندوه مرا می خواند

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
شب های تار، منتظرش باشید
چشمان یار، منتظرش باشید

با چشم های باز بخوابید و
مانند غار منتظرش باشید

ساعت مدال سینه ی دیوار است
با افتخار منتظرش باشید

جا مانده است رد قدمهایش
در لاله زار،منتظرش باشید

محمود با ایاز نمی سازد
بالای دار منتظرش باشید

بسته است راه شیری کوهستان
با انفجار منتظرش باشید

در چار راه های پر از ماشین
طفلان کار منتظرش باشید

فرهاد خفته در دل کوهستان
با کوله بار منتظرش باشید

سنگین شده است خواب خوش چشمه
با آبشار منتظرش باشید

چون خون تازه در رگ کوهستان
فصل بهار منتظرش باشید.

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee

برای فرهاد های کولبر سرزمینم
ای قلب تپنده ی به خاک افتاده
یاقوت شکسته ی ز تاک افتاده
خون تو چهل شب است بیدار شده
داغ است هنوز و خشمناک افتاده

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
جهان زبان تکلم بود
اگرچه ما کر مادرزاد
و در سکوت هیاهوها

بدون لب و دهان گم بود
اگرچه زخم به صورت داشت
به رنگ سرخ و خون آلود
اگرچه زشت و عورت داشت
ولی دوابر دو‌‌‌‌ تا چشمه
به صورتی که پر از جو ها

شکافت لب به سخن گفتن
که کام تلخ به زن گفتن
چو گاز شعله ی غمگینی است
که ته گرفته برنجش از
پیاز و فلفل هندوها

جهان شبیه به زیتونی
که تلخ بوده و خوابیده
در آب شور شب دریا
گرفته است مرا هایش
گرفته است تو را هویش
که صید تور تو خواهد شد
نگاه ساده ی جاشوها
چنان که چشم و ابروها

جهان معادله ی سختی است
چو مرگ قابله ی تختی است
که روی آن زن زائویی
ملافه را ز سرِ سختی
کشیده است به دندانش
چو آل ُبرده ی جادوها


عمیق و پر هیجان باشی
اسیر لب و دهان باشی
در انتظار جهان باشی

پس از زیاده روی کردن
در انتقال مفاهیمی
که سخت بودن ابرازش
در آستانه ی پستو ها

#فاطیما_مهرابی


عورت:
عورت واژه‌ای عربی است و در زبان عربی، به هر چیز آسیب‌پذیر که مورد نگرانی است اطلاق می‌شود. در فرهنگ اسلامی، به نقاطی از بدن انسان که پوشش آن در برابر نامحرم ضروری است، عورت می‌گویند

@cafeecafee
بدوز درز دهانم را اضافه های بیانم را
به دست سوزن خیاطی که چرخ کرده جهانم را

ِببُر مرا و بپوشانم چو قیچی زن خیاطی
که میبرد به تنم هر شب غمی فرای توانم را

مرا به لختی و عریانی چنان بخند که گریانی
من از زمین و زمان سیرم بگیر قبضه ی جانم را

مرا هجی کن و تقطیع کن ،مفاعلن فعلاتن فع
که شیوه ی نوی استعمار بریده است زبانم را

بهم بریز و بنایم کن چو بیستون و رهایم کن
بهشت با همه ی وسعت کم است کل جهانم را

مرا فریب بده گاهی به خنده ای و به پژواکی
که کوه نیز پس آورده صدای در نوسانم را

چنان مسافر در راهم که مرد پیر مسافر چی
به پولهای سیاه شب فروخته چمدانم را

شبیه قصه ی ژان والژان و ویترین جهان پرنان
که آفتاب نخواهد داد سپیده یک کف نانم را

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
به گیسوان پر از پیچ؛ مار می آید
به بافه های بلندت قطار می آید

شبیه دلبری از بلخ و بامیان هستی
که بیدلانه به آغوش یار می آید

برای اینکه تو خود کوه مهره ی ماری
به مارهای سرت مهره دار می آید

کشید مغز قطار از ذغال چشمت سوت
به چشمهای سیاه تو غار می آید

به زایران قطار بلند گیسویت
مسافران شب انتظار می آید

ستاره ها شکر و ماه کاسه ی شیر است
به آسمان تنت سفره دار می آید

درخت ها همه از دیدنت تبر شده اند
که قطعه قطعه شدن هم بکار می آید

منم که بردنم از باختن شروع شده
چنین معامله ای به قمار می آید

#من_در_خانه_ميمانم
#انجمن_شعر_ابهر
#پويش_شاعران_ابهر_عليه_كرونا
#فاطیما_مهرابی @cafeecafee

روابط عمومي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ابهر

@ershadabhar