فاطیما مهرابی- شعر
45 subscribers
135 photos
16 videos
3 files
41 links
یکشنبه های درمه
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi

همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۹۷
Download Telegram
@cafeecafee

ما چون کبوتریم که پرواز می کنیم
درهای بسته ایم که پر باز می کنیم

ما باغهای صورتی قمصریم که
فصل گلاب زندگی اغاز می کنیم

#فاطیما_مهرابی
دل من تنگی از انار شده
پره ماهی بی قرار شده

کاسه ی لاجوردی دل من
حوض که ماهیاش قطار شده

#فاطیما_مهرابی
یلدا مبارک
@cafeecafee
Forwarded from SHYGEN's Official Music
دوستان تراک اول آلبوم دوازده بنام آرماگدون منتشر شد فدا
Singer:shelby
Lyric: fatima mehrabi
Mix & master by: Hirbod
Composers: shelby & diako
عقل من پاره سنگ برمی داشت
سمت اشغالگر ترین صهیون

معدن یشم بود چشمانش
یا دوتا کاسه ی پر از زیتون

پلکهایی که تیر باران کرد
صفی از نسل تازه ی مجنون

مثل یا قوت سرخ مک میزد
لب پایینی خودش را چون_

یک انار رسیده ی تنها
یک انار رسیده ی دل خون

دسته گل های داده بر آبش
شهر تاشهر ،کوه تا هامون

گشته بودند هر چه دریا را
خفته بودند در شب کارون

گیسوان بلند خرمایی
دختر چشم روشن فرعون

"آه" در کوچه ی دلم تنها
محو شیرینی لب "تلخون"

#فاطیما_مهرابی

پ.ن :تلخون ،نام داستان کوتاهی از صمد بهرنگی
@cafeecafee
@cafeecafee

لب من مثل ماهی قرمز
در دل تنگ صورتم ازاد
غزل تازه ام حبابی بود
که دهانم به اب پس میداد

#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee

نفس

خواننده و آهنگساز: مهدی یراحی

تنظیم: سعید زمانی

ترانه سُرا: آرش مهرابی
دل من زنده زنده جان می داد
چشم های تو را نشان میداد

چشم های تو تیله هایش را
داخل جعبه اش تکان میداد...

@cafeecafee
#فاطیما_مهرابی
نکشیدیم شرابی به رخ تازه صبح
سینه ای چاک نکردیم به اندازه صبح

عیش امروز علاج غم فردا نکند
مستی شب ندهد سود به خمیازه صبح

هر سری را نکشد دار فنا در آغوش
سر خورشید سزد شمسه دروازه صبح

نکند طول امل چاره کوتاهی عمر
نشود تار نفس رشته شیرازه صبح

دولت سرد نفس زود به سر می آید
که بود یک دو نفس مستی جمازه صبح

پیش چشمی که دل زنده شب را دریافت
چون گل روی مزارست رخ تازه صبح

گر دل زنده چو خورشید تمنا داری
بشنو از صائب ما این غزل تازه صبح


#صائب_تبريزي
@cafeecafee

─┅═ঊঈ🎀ঊঈ═┅─
مستغنی از گل است مزار شهید عشق
ای غنچه لب! تو بر سر خاکم بیا بخند!

#بیدل
مرنج ار وداع تو ناکرده رفتیم
که از خویش رفتن وداعی ندارد

#فیاض_لاهیجی

@cafeecafee
چگونه کوه شده جا به جا به پشتت مرد؟
چگونه یخ زده ای دفن تا کمر در برف!؟

پرید از قفس کوه چند کبک دری
شبیه پر زدن چند کولبر در برف

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
پ.ن:
کولبرها هم وطنان کورد و غیوری هستند که در مناطق مرزی برای تامین زندگی خود و خانواده ،در مناطق سرد و صعب العبور کار می کنند. و گاهی در این راه جانشان را نیز از دست می دهند.
 
ای سروبالای سهی کز صورت حال آگهی
وز هر که در عالم بهی ما نیز هم بد نیستیم
گفتی به رنگ من گلی هرگز نبیند بلبلی
آری نکو گفتی ولی ما نیز هم بد نیستیم
تا چند گویی ما و بس کوته کن ای رعنا و بس
نه خود تویی زیبا و بس ما نیز هم بد نیستیم
ای شاهد هر مجلسی و آرام جان هر کسی
گر دوستان داری بسی ما نیز هم بد نیستیم
گفتی که چون من در زمی دیگر نباشد آدمی
ای جان لطف و مردمی ما نیز هم بد نیستیم
گر گلشن خوش بو تویی ور بلبل خوشگو تویی
ور در جهان نیکو تویی ما نیز هم بد نیستیم
گویی چه شد کان سروبن با ما نمی‌گوید سخن
گو بی‌وفایی پر مکن ما نیز هم بد نیستیم
گر تو به حسن افسانه‌ای یا گوهر یک دانه‌ای
از ما چرا بیگانه‌ای ما نیز هم بد نیستیم
ای در دل ما داغ تو تا کی فریب و لاغ تو
گر به بود در باغ تو ما نیز هم بد نیستیم
باری غرور از سر بنه و انصاف درد من بده
ای باغ شفتالو و به ما نیز هم بد نیستیم
گفتم تو ما را دیده‌ای وز حال ما پرسیده‌ای
پس چون ز ما رنجیده‌ای ما نیز هم بد نیستیم
گفتی به از من در چگل صورت نبندد آب و گل
ای سست مهر سخت دل ما نیز هم بد نیستیم
سعدی گر آن زیباقرین بگزید بر ما همنشین
گو هر که خواهی برگزین ما نیز هم بد نیست
کشورم زیر دین اهواز است
گرچه اهواز رنگ سرباز است

خاکی و خسته و غبار الود
مثل صندوقچه پر از راز است

#فاطیما_مهرابی
هر جزوم از شکسته دلی موج می‌زند
من شیشه ریزه‌ام حذر از پای‌مالی‌ام

#بیدل جان
@cafeecafee
کلمه خیس خورد در دهنم
لوبیایی است شعر در بدنم
رشد کرد و جوانه زد در من
پاره شد دکمه های پیرهنم
جمله ها بازوان من بودند
بازوانم شکفت روی تنم

کلمه ترس از بلندی داشت
ماه شد از دهان شب افتاد

شعر شد روی خاک غلتید و
خاک را وزن شعر ها جان شد
چشمه شد توی کوه جریان شد
ابشاری که گرم عصیان شد
دره شد دلشکسته از کوه و
ابر خندید خیس باران شد


قزل اوزن پر از قزل الاست
ماه به ماهیان نمی زد لب


اسمان دخمه بود ماه درش
روزنی از ستاره دور و برش
کلمه پشت دخمه پنهان بود
لفظ گم بود در لبان ترش
حرف رویید از ستاره ی صبح
سرخ شد گونه های پر گوهرش
شال رنگین کمان حریری بود
صبح خورشید میکشید سرش

ماه از چشم شعر می تابد
شعر در چشم ماه میخوابد

کلمه یک گلوله ی مشقی است
قلب من را نشانه میگیرد
قلب نه نه شقیقه ام خوب است
شعر انجا بهانه میگیرد
شعر شاتوت سرخ غمگینی است
خون دل می خورد و میمیرد

ماهی نقره ای ماه شدن
عکس شیری درون چاه شدن


گوش هایم اگر چه عاشق بود
چشمهایم ولی لو ات میداد
بالش ابری ام پر از بغض و
سیل بر گونه راه می افتاد
رود میشد و فکر طغیان بود
بستر رودخانه ام در باد

ماه هم مثل من روانی بود
دختری گرم شعر خوانی بود

#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
ممنون از لطف اقای علی لطف الهی
دانشجوی مهندسی عمران
دیگر به الفتِ که توان چشم‌دوختن
در عالمِ رَمی که نفَس نیست رامِ ما؟!

#بیدل

@cafeecafee
تو که از سور چهارشنبه سری
پری خنده ها ی شعله وری

تو که اتش بیار معرکه ای
جگرم!! روی شعله ها نپری

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee

#چهارشنبه_سوری
#نه_به_چهارشنبه_سوزی