فاطیما مهرابی- شعر
45 subscribers
135 photos
16 videos
3 files
41 links
یکشنبه های درمه
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi

همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۹۷
Download Telegram
پشت لبانت سبز بود وسبزتر می شد
حس بلوغی که درونت شعله ور می شد

از زیر قران قدیمی می گذشتی و
چشمان مادر هم برایت خیس تر میشد

هی دورتر هی دورتر هی دورترمیرفت
و مادری که لحظه لحظه خون جگر می شد

وقتی قطار از ایستگاه شهر راه افتاد
دستان تو از دست هامان دورتر می شد

مانند گندم زارهای فصل خرمن کوب
سرمایه های زندگیمان کاه ؛پر می شد

وقتی کلاغان دسته دسته کوچ می کردند
مرگ ازهزاران فرسخ آنورتر خبر می شد

مرگی چنین رندانه می خواهی ولی ای کاش
این قصه با یک رخت دامادی بسر می شد.

#فاطیما_مهرابی


@cafeecafee
پاشیده سرزمین وجودم ولی هنوز
فرماندی دلیرم و بی ترس و وحشتم
در کودتای مخملی ام سرخ می شوم
وقتی که برگ برگ بریزند ملتم

رگ هام جوی های پر از برگ می شوند
در کودتای یک شب دق مرگ می شوند





#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
BENDEN SELAM SOYLEYIN


Yağmurdan çıkar gelirdim
Başımı öne eğerdim
İşsizdim biliyordun
Çaresizdim biliyordun
Yine de çok seviyordun
Ya sonra?

Benden selam söyleyin,
O nazlı sevgiliye
Tutsakmış da ne olmuş
Demiş birisine
Benden selam söyleyin
O nazlı gözlerime
Unutamadım unutamadım


Acı tatlı günlerimiz
Oldu elbette (bizim de)
Anlatırdım gülerdin
Gözlerimden öperdin
Bu günler geçecek derdin
Ya sonra?

Benden selam söyleyin,
O nazlı sevgiliye
Hapismiş de ne olmuş
Demiş birisine
Benden selam söyleyin
O nazlı gözlerime
Unutamadım unutamadım....
خیس از بارون می اومدم ؛
در حالیکه سرم از شرم پایینه.
بیکار بودم می دونستی ،
چاره ای نداشتم می دونستی ،
با تموم اینها ؛ باز بی اندازه دوستم داشتی.

- که چی بشه ؟!!!!

سلام برسونید از من ، به اون عشق دوست داشتنیم
گرفتنش(دستگیر کردن) که گرفتنش ؟ (به تو چه) گفته بود به کسی
سلام برسونید از من ، به اون جفت چشمهام
بگین نتونستم فراموشش کنم ؛ نتونستم فراموشش کنم.

روزهای شیرین و تلخ داشتیم البته ؛
ما هم مثل همه
یادآوریشون میکردم و می خندیدی
چشمهامو می بوسیدی ؛
این روزها هم می گذره. می گفتی.

-که چی بشه ؟!!!

سلام برسونید از من ، به اون عشق دوست داشتنیم
زندونیه که زندونیه ؟ (به تو چه) گفته بود به کسی
سلام برسونید از من ، به اون جفت چشمهام
بگین نتونستم فراموشش کنم ؛ نتونستم فراموشش کنم.
@cafeecafee
باز هم ذره پروری کردی
حضرت عشق دلبری کردی

من اوزاخدان سنه سلام ددیم
دل من را کبوتری کردی

#فاطیما_مهرابی
تنهایی مضحک
تنهایی اخمو
طعم ملس بودن
مانندخرمالو

ازشاخه ای افتاد
حس خوشی در باد
مرگ دهان باز
درلحظه ی فریاد


یک آدم زنده
هر ثانیه خنده
هی لخته لخته خون
این زن دلش بنده؟

لبخند مصنوعی
یک گربه درگونی
هی چنگ می انداخت
با صورتی خونی

تنهایی شب هام
لطفا کمی آرام
وقتی که خوابیده
انگشت شصت پام.

#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
عود احمد الخطیب برای شب.
پاشیده سرزمین وجودم ولی هنوز
فرمانده ی دلیرم و بی ترس و وحشتم
در کودتای مخملی ام سرخ می شوم
وقتی که برگ برگ بریزند ملتم

رگ هام جوی های پر از برگ می شوند
در کودتای یک شب دق مرگ می شوند

از آبشار چشم تو سرریز می شوم
بر گونه ی کویری تو لیز می شوم
از سرخی لبان تو پاییز می شوم
در فصل پنجم تو سحر خیزمی شوم

از پشت شیشه های دو چشمان برفی ام
چشم انتظار فصل جدید سه حرفی ام

تا روبروی جوخه ی دنیا به صف شوم
یک صبح زاده می شوم و شب تلف شوم
صابون کینه برتن من می خورد که من
حمام فین رگ زده و غرق کف شوم

یک چشمه ی ترک زده ی خشک و خالی ام
با کوزه های خرد شده ی سفالی ام

حالا که سیب نقره ای ات تخت و بالشم
تا صبح با پلنگ پتو در کشاکشم
گاهی سوار چرخ و فلک می کند مرا
این خاطرات لعنتی توی گردشم

تو میروی و پشت سرت آب می شوم
با خاطرات مانده ی تو خواب می شوم

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
#موسیقی_شب
شعر:ایرج جنتی عطایی
صدا: فرهاد مهراد
کشته ی او لب نمی جنباند از افسوس جان
در تصور بوسه بر شمشیر قاتل میزند

#طالب_آملی

عكاس:ژاک پاولوفسکی
جنگ ایران و عراق
۱۸ مارچ ۱۹۸۵
دو روز به عید نوروز
پیکر سرباز ایرانی در میان گلها
حسین نام عزیزی است ماه می داند

که ماه میر سپاه است و راه می داند

#فاطیما_مهرابی

@cafeecafee
ز انگشتم شمیمِ غنچه ی فردوس می آید
نمی دانم سحر، بندِ گریبانِ که وا کردم

#طالب_آملی
بگو به خواب که امشب نیا به دیده ی من

جزیره ای که مکان تو بود آب گرفت!

ظهیر فاریابی

@cafeecafee
غافلی از حالِ دل، ترسم که این ویرانه را
دیگران بی صاحب انگارند و تعمیرش کنند!

#صائب_تبریزی

@cafeecafee
🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂🍂
حاصل جمع آب و تن تو ضربدر وقت تن شستن تو
هر سه منهای پیراهن تو برکه را کرده حالی به حالی


#منزوی_بزرگ
@cafeecafee
🍂🍂🍂🍂🍂🍂
آه فرهاد عزیزم! کوه نه نان شد نه عشق

جوش شیرین را همیشه نانواها میزنند.

#شهرام_میرزایی
@cafeecafee