دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگست
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگست
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگست
دگر بخفته نمیبایدم شراب و سماع
که نیک نامی در دین عاشقان ننگست
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگست
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگست
به خشم رفته ما را که میبرد پیغام
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگست
بکش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگست
ملامت از دل سعدی فرو نشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود که خودرنگست
"حضرت سعدی"
روز خداوندگار غزل "عالیجناب سعدی " گرامی باد.🌹🌹🌹
@cafeecafee
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگست
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگست
دگر بخفته نمیبایدم شراب و سماع
که نیک نامی در دین عاشقان ننگست
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگست
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگست
به خشم رفته ما را که میبرد پیغام
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگست
بکش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگست
ملامت از دل سعدی فرو نشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود که خودرنگست
"حضرت سعدی"
روز خداوندگار غزل "عالیجناب سعدی " گرامی باد.🌹🌹🌹
@cafeecafee
به چکه کردن خون از رگ نحیف تن ام
و ترس تازه ی سربازی از گلن گدن ام
که حکم تیر به من داده اند وباید که
مسلسلی باشم روبروی هم وطن ام
و توی خواب به کابوس مرگ محکوم ام
و مشت مشت بریزند خاک بر بدن ام
وظیفه ای که شدم عضو جوخه ی اعدام
نشسته ام لب جاده و خیس از لجن ام
چراغ ماشین ها جیغ ترمز و باران
کسی که فرش خیابان شده است آه من ام
مرا به سردی آغوش گورها بردند
و من که خفته در آغوش تازه ی کفن ام
#فاطیما_مهرابی
telegram.me/cafeecafee
و ترس تازه ی سربازی از گلن گدن ام
که حکم تیر به من داده اند وباید که
مسلسلی باشم روبروی هم وطن ام
و توی خواب به کابوس مرگ محکوم ام
و مشت مشت بریزند خاک بر بدن ام
وظیفه ای که شدم عضو جوخه ی اعدام
نشسته ام لب جاده و خیس از لجن ام
چراغ ماشین ها جیغ ترمز و باران
کسی که فرش خیابان شده است آه من ام
مرا به سردی آغوش گورها بردند
و من که خفته در آغوش تازه ی کفن ام
#فاطیما_مهرابی
telegram.me/cafeecafee
Telegram
فاطیما مهرابی- شعر
یکشنبه های درمه
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi
همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۷۹
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi
همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۷۹
دیوار نامهربانی
پراز دری وری بودن
آجر سفت دندان ؛
نان کارگری بودن
به فکر کیف مدرسه ؛
دامن گل پری بودن
با پشت پینه بسته ات ،
پالان هر خری بودن
برای زن جوانت ؛
شوهر بهتری بودن
کارگری شعار بود ؛
جوهر مرد کار بود
وصله و پینه دوختن ؛
سوزن و نخ فروختن
خیاط ماهری شدن ؛
چشم از خدا ندوختن
کت دراز شهردارو -
بردن و فروختن
لبو فروش شب شدن
لبای سرخ و سوختن
کارگری شعاربود ؛
جوهر مرد کاربود
گرسنگی رو عق زدن ؛
تو زندگی توپق زدن
بعد غذا و دوغ مشت ؛
از ته دل آروق زدن
نشستن کنار جو
حرف راست و دروغ زدن
کارگری شعاربود
جوهر مرد کاربود
کارگری ترانه بود
زن جوان بهانه بود
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
پراز دری وری بودن
آجر سفت دندان ؛
نان کارگری بودن
به فکر کیف مدرسه ؛
دامن گل پری بودن
با پشت پینه بسته ات ،
پالان هر خری بودن
برای زن جوانت ؛
شوهر بهتری بودن
کارگری شعار بود ؛
جوهر مرد کار بود
وصله و پینه دوختن ؛
سوزن و نخ فروختن
خیاط ماهری شدن ؛
چشم از خدا ندوختن
کت دراز شهردارو -
بردن و فروختن
لبو فروش شب شدن
لبای سرخ و سوختن
کارگری شعاربود ؛
جوهر مرد کاربود
گرسنگی رو عق زدن ؛
تو زندگی توپق زدن
بعد غذا و دوغ مشت ؛
از ته دل آروق زدن
نشستن کنار جو
حرف راست و دروغ زدن
کارگری شعاربود
جوهر مرد کاربود
کارگری ترانه بود
زن جوان بهانه بود
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
سلام به دوستان خوب و همراهان عزیز؛
دوبیت از یک غزل تازه رو تقدیم میکنم 👆👆
دوبیت از یک غزل تازه رو تقدیم میکنم 👆👆
میدوم از خودم فرار کنم ،مثل طغیان رود در باران
روح با جسم خسته ام درگیر،مثل زندانی و شب زندان
از خودم دست می کشم مثل دشتی از لاله های تب دارش
میروم میرسم به اقیانوس مثل خورشید خانومی خندان
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
روح با جسم خسته ام درگیر،مثل زندانی و شب زندان
از خودم دست می کشم مثل دشتی از لاله های تب دارش
میروم میرسم به اقیانوس مثل خورشید خانومی خندان
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
Forwarded from فاطیما مهرابی
شکارچی تفنگ را و بچه قلوه سنگ را
به سمت او نشانه میرود نوک تفنگ را
شکارچی مرا بکش ،بدون هیچ وقفه ای
که تو به دوش میکشی ستاره های ننگ را
#فاطیما_مهرابی
از کتاب یکشنبه های در مه
@cafeecafee
به سمت او نشانه میرود نوک تفنگ را
شکارچی مرا بکش ،بدون هیچ وقفه ای
که تو به دوش میکشی ستاره های ننگ را
#فاطیما_مهرابی
از کتاب یکشنبه های در مه
@cafeecafee
بسیار سپاسگزارم از استاد آواز؛ استاد دهکبودی ،که با صدای گرمشون این دوبیت رو خوندن 👆👆👆
چوب کبریت روشنی تنها
توی جنگل به راه می افتد
سرش از شوق شعله لبریز و
چشم سرخش به ماه می افتد
چوب کبریت در دلش گفته
زنده ماندن چقدر سخت شده
دوست دارد که جنگلی باشد
خواب دیده شبی درخت شده
چوب کبریت روشنی تنها
توی تاریک روشن جنگل
آرزو می کند درخت شود
باز گردد به نقطه ی اول
چوب کبریت روشن تنها
لبی از کام باد میگیرد
شعله ور میشودتمام تنش
توی آغوش باد میمیرد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
توی جنگل به راه می افتد
سرش از شوق شعله لبریز و
چشم سرخش به ماه می افتد
چوب کبریت در دلش گفته
زنده ماندن چقدر سخت شده
دوست دارد که جنگلی باشد
خواب دیده شبی درخت شده
چوب کبریت روشنی تنها
توی تاریک روشن جنگل
آرزو می کند درخت شود
باز گردد به نقطه ی اول
چوب کبریت روشن تنها
لبی از کام باد میگیرد
شعله ور میشودتمام تنش
توی آغوش باد میمیرد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
فاطیما مهرابی- شعر:
سلام به دوستان خوب و همراهان عزیزم؛ بسیار سپاسگزارم که در این صفحه من رو همراهی میکنید و شعرهام رو می خونید دوستان عزیزم از اینکه مدتی هست شعر در کانال نمی گذارم و کوتاهی میکنم امیدوارم من رو ببخشید اما تک تکتون برام عزیز و گرامی هستید و تا وقتی که حتی یک نفر از شما عزیزان اینجا عضو هستید کانال رو حذف نخواهم کرد و در این مدتی که همراهی کردید و برمن منت گذاشتید بسیار خوشحال بودم و هستم همچنان در خدمتتان خواهم بود و خودم رو میزبان مهرتون میدانم امیدوارم میزبان خوبی باشم هر چند نمی توانم محبتتون رو جبران کنم.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
سلام به دوستان خوب و همراهان عزیزم؛ بسیار سپاسگزارم که در این صفحه من رو همراهی میکنید و شعرهام رو می خونید دوستان عزیزم از اینکه مدتی هست شعر در کانال نمی گذارم و کوتاهی میکنم امیدوارم من رو ببخشید اما تک تکتون برام عزیز و گرامی هستید و تا وقتی که حتی یک نفر از شما عزیزان اینجا عضو هستید کانال رو حذف نخواهم کرد و در این مدتی که همراهی کردید و برمن منت گذاشتید بسیار خوشحال بودم و هستم همچنان در خدمتتان خواهم بود و خودم رو میزبان مهرتون میدانم امیدوارم میزبان خوبی باشم هر چند نمی توانم محبتتون رو جبران کنم.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
روسری حوصله نداشت که زن گره ی کور باورش باشد از سرش لیز میخورد شاید بادبانی برابرش باشد.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
فاطیما مهرابی- شعر:
دامارم دا ،نار دنلیر
اورگیم ده، قار النیر
یاییم ،قیشیم قاریشیب ده
یاریم اوزگنه بینیر
#فاطیما_مهرابی
ترجمه فارسی :
در رگهایم انار دانه می شود
و در دلم برف می بارد
تابستان و زمستانم مشخص نیست
یارم رقیب را می پسندد.
@cafeecafee
دامارم دا ،نار دنلیر
اورگیم ده، قار النیر
یاییم ،قیشیم قاریشیب ده
یاریم اوزگنه بینیر
#فاطیما_مهرابی
ترجمه فارسی :
در رگهایم انار دانه می شود
و در دلم برف می بارد
تابستان و زمستانم مشخص نیست
یارم رقیب را می پسندد.
@cafeecafee
رمضان با شروع دلبری اش
ماه با خنده های سرسری اش
سوره هایش اناربود افتاد
از درخت دل صنوبری اش
#فاطیما_مهرابی
ماه با خنده های سرسری اش
سوره هایش اناربود افتاد
از درخت دل صنوبری اش
#فاطیما_مهرابی
فاطیما مهرابی:
با الهام از داستانی از بیژن نجدی
طعم بادام تلخ در حلقم
سرو افیون تازه در طلقم
مثل سوپی جدید از شلغم
ترس هم خواب ی پلیدم بود
بردن روح در قرنطینه
پشت کردن به هرچه آیینه
خارش زخم کاری سینه
نشئگی نقطه امیدم بود
من از اولاد جنم و پریم
اهل دریا وساز بندری ام
رفته بادی میان روسری ام
کرم در ورژن جدیدم بود
قفل های فروشده درجان
مرگ مشکوک گوشه ی زندان
قفل لب ها؛شکستن دندان
مار در آستین عیدم بود
بخت واقبال وشانس بارمال
ورد خواندن پراندن جن،آل
روز در قهوه خانه وشب فال
ترس از انحراف دیدم بود
ترس از معضل شب ادراری
ترس از گفتن نه و آری
ترس از ازدواج اجباری
مثل چرخاندن کلیدم بود
#فاطیما_مهرابی
telegram.me/cafeecafee
با الهام از داستانی از بیژن نجدی
طعم بادام تلخ در حلقم
سرو افیون تازه در طلقم
مثل سوپی جدید از شلغم
ترس هم خواب ی پلیدم بود
بردن روح در قرنطینه
پشت کردن به هرچه آیینه
خارش زخم کاری سینه
نشئگی نقطه امیدم بود
من از اولاد جنم و پریم
اهل دریا وساز بندری ام
رفته بادی میان روسری ام
کرم در ورژن جدیدم بود
قفل های فروشده درجان
مرگ مشکوک گوشه ی زندان
قفل لب ها؛شکستن دندان
مار در آستین عیدم بود
بخت واقبال وشانس بارمال
ورد خواندن پراندن جن،آل
روز در قهوه خانه وشب فال
ترس از انحراف دیدم بود
ترس از معضل شب ادراری
ترس از گفتن نه و آری
ترس از ازدواج اجباری
مثل چرخاندن کلیدم بود
#فاطیما_مهرابی
telegram.me/cafeecafee
Telegram
فاطیما مهرابی- شعر
یکشنبه های درمه
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi
همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۷۹
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi
همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۷۹
در دلم ملتی است جنگ زده
مثل ماه شب پلنگ زده
خفقان است در دلم هرشب
غرق یک ساحل نهنگ زده
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
مثل ماه شب پلنگ زده
خفقان است در دلم هرشب
غرق یک ساحل نهنگ زده
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
پشت لبانت سبز بود وسبزتر می شد
حس بلوغی که درونت شعله ور می شد
از زیر قران قدیمی می گذشتی و
چشمان مادر هم برایت خیس تر میشد
هی دورتر هی دورتر هی دورترمیرفت
و مادری که لحظه لحظه خون جگر می شد
وقتی قطار از ایستگاه شهر راه افتاد
دستان تو از دست هامان دورتر می شد
مانند گندم زارهای فصل خرمن کوب
سرمایه های زندگیمان کاه ؛پر می شد
وقتی کلاغان دسته دسته کوچ می کردند
مرگ ازهزاران فرسخ آنورتر خبر می شد
مرگی چنین رندانه می خواهی ولی ای کاش
این قصه با یک رخت دامادی بسر می شد.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
حس بلوغی که درونت شعله ور می شد
از زیر قران قدیمی می گذشتی و
چشمان مادر هم برایت خیس تر میشد
هی دورتر هی دورتر هی دورترمیرفت
و مادری که لحظه لحظه خون جگر می شد
وقتی قطار از ایستگاه شهر راه افتاد
دستان تو از دست هامان دورتر می شد
مانند گندم زارهای فصل خرمن کوب
سرمایه های زندگیمان کاه ؛پر می شد
وقتی کلاغان دسته دسته کوچ می کردند
مرگ ازهزاران فرسخ آنورتر خبر می شد
مرگی چنین رندانه می خواهی ولی ای کاش
این قصه با یک رخت دامادی بسر می شد.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee