غزل بکر خداوند علی اعلایی
چه نیازی به غزل یا به سرودن داری
چه کسی گفته که در شأن شما بانوجان
می تواند بسراید غزل جان داری ؟
شاه بانوی غزل حضرت منظومه ی عشق
من همان حلقه نشین درتانم آری
خوب میدانم و از شأن شما آگاهم
که غزلواره ی شعرید ودرونم جاری
روح شعرید و نفسهای بهاری درمن
که شکوفایی و از باغ دلم سرشاری
مادر آینه ها هدیه ی ناقابل من
روز میلاد شما و غزلی تکراری
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
چه نیازی به غزل یا به سرودن داری
چه کسی گفته که در شأن شما بانوجان
می تواند بسراید غزل جان داری ؟
شاه بانوی غزل حضرت منظومه ی عشق
من همان حلقه نشین درتانم آری
خوب میدانم و از شأن شما آگاهم
که غزلواره ی شعرید ودرونم جاری
روح شعرید و نفسهای بهاری درمن
که شکوفایی و از باغ دلم سرشاری
مادر آینه ها هدیه ی ناقابل من
روز میلاد شما و غزلی تکراری
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
کت سوسکی تن مدرنیته
کرواتی که با کتت فیته
دختر شعرهای کوتاهت
لوس و بی مزه ودره پیته
شهر خوابیده شعر بیداره
شعرهایی که استخون دارند
سگ وحشی ومردم آزاراند
واژه هایی که لخت وبی پروا
وسط کوچه دنس میذارند
شعر غمگینه حرف ها داره
گاو بازای خسته از بازی
شاعرای شهیر شیرازی
حافظ وسعدییای دم کرده
توی خرما پزون اهوازی
شعر سرما نخورده بیماره
دلمه پیچیدنای وارونه
زندگی با دوقاچ هندونه
سرسفره همیشه مهمونه
اینجا که خونه نیست زندونه!
شعراز فلسفه طلبکاره
آدما کاردستیایی که...
اونو با دست بسته میسازن
یک کدوم شعرحفظ میکنن و
ما بقی شکل اردک و غازن
مرغ همسایه فکر نشخواره
شعرهایی که ترجمه نشدن
مثل حرفای گنگ یک کودن
توی مغز کسی نمی مونن
مثل حرفای یک دل خونن
کرگدن فصل ها رو دوستداره
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
کرواتی که با کتت فیته
دختر شعرهای کوتاهت
لوس و بی مزه ودره پیته
شهر خوابیده شعر بیداره
شعرهایی که استخون دارند
سگ وحشی ومردم آزاراند
واژه هایی که لخت وبی پروا
وسط کوچه دنس میذارند
شعر غمگینه حرف ها داره
گاو بازای خسته از بازی
شاعرای شهیر شیرازی
حافظ وسعدییای دم کرده
توی خرما پزون اهوازی
شعر سرما نخورده بیماره
دلمه پیچیدنای وارونه
زندگی با دوقاچ هندونه
سرسفره همیشه مهمونه
اینجا که خونه نیست زندونه!
شعراز فلسفه طلبکاره
آدما کاردستیایی که...
اونو با دست بسته میسازن
یک کدوم شعرحفظ میکنن و
ما بقی شکل اردک و غازن
مرغ همسایه فکر نشخواره
شعرهایی که ترجمه نشدن
مثل حرفای گنگ یک کودن
توی مغز کسی نمی مونن
مثل حرفای یک دل خونن
کرگدن فصل ها رو دوستداره
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
آخرین قرص /زیر زبانی
بازی دربی/سکته ی آنی
میروم جنگ /خط قرمزها
سرخ پوستی با عشق چشم آبی
قوطی قرص از دست من افتاد
میشود جنگم /ثبت جهانی
قرمز وحشی /آبی جانی
روسیه درمن سوریه درتو
خون من نفت و خون توکانی
قوطی قرص از دست من افتاد
یک شبِ اهلی ماه روانی
میخورد شب ها قرص دهانی
راه می افتد در پلنگستان
با پلنگی پیر ماه جوانی
قوطی قرص از دست من افتاد
شیره می نوشد از لب جانی
بسته دستم به تخت روانی
عشق میفهمد حال من را و
دختری با کفش /های کتانی !
قوطی قرص از دست من افتاد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
بازی دربی/سکته ی آنی
میروم جنگ /خط قرمزها
سرخ پوستی با عشق چشم آبی
قوطی قرص از دست من افتاد
میشود جنگم /ثبت جهانی
قرمز وحشی /آبی جانی
روسیه درمن سوریه درتو
خون من نفت و خون توکانی
قوطی قرص از دست من افتاد
یک شبِ اهلی ماه روانی
میخورد شب ها قرص دهانی
راه می افتد در پلنگستان
با پلنگی پیر ماه جوانی
قوطی قرص از دست من افتاد
شیره می نوشد از لب جانی
بسته دستم به تخت روانی
عشق میفهمد حال من را و
دختری با کفش /های کتانی !
قوطی قرص از دست من افتاد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
Forwarded from فاطیما مهرابی
نور بود و به قبرمان بارید نامه بودیم و السلام شدیم #فاطیما_مهرابی @cafeecafee
دلی که عاشق و صابر بود مگر سنگست
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگست
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگست
دگر بخفته نمیبایدم شراب و سماع
که نیک نامی در دین عاشقان ننگست
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگست
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگست
به خشم رفته ما را که میبرد پیغام
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگست
بکش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگست
ملامت از دل سعدی فرو نشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود که خودرنگست
"حضرت سعدی"
روز خداوندگار غزل "عالیجناب سعدی " گرامی باد.🌹🌹🌹
@cafeecafee
ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگست
برادران طریقت نصیحتم مکنید
که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگست
دگر بخفته نمیبایدم شراب و سماع
که نیک نامی در دین عاشقان ننگست
چه تربیت شنوم یا چه مصلحت بینم
مرا که چشم به ساقی و گوش بر چنگست
به یادگار کسی دامن نسیم صبا
گرفتهایم و دریغا که باد در چنگست
به خشم رفته ما را که میبرد پیغام
بیا که ما سپر انداختیم اگر جنگست
بکش چنان که توانی که بی مشاهدهات
فراخنای جهان بر وجود ما تنگست
ملامت از دل سعدی فرو نشوید عشق
سیاهی از حبشی چون رود که خودرنگست
"حضرت سعدی"
روز خداوندگار غزل "عالیجناب سعدی " گرامی باد.🌹🌹🌹
@cafeecafee
به چکه کردن خون از رگ نحیف تن ام
و ترس تازه ی سربازی از گلن گدن ام
که حکم تیر به من داده اند وباید که
مسلسلی باشم روبروی هم وطن ام
و توی خواب به کابوس مرگ محکوم ام
و مشت مشت بریزند خاک بر بدن ام
وظیفه ای که شدم عضو جوخه ی اعدام
نشسته ام لب جاده و خیس از لجن ام
چراغ ماشین ها جیغ ترمز و باران
کسی که فرش خیابان شده است آه من ام
مرا به سردی آغوش گورها بردند
و من که خفته در آغوش تازه ی کفن ام
#فاطیما_مهرابی
telegram.me/cafeecafee
و ترس تازه ی سربازی از گلن گدن ام
که حکم تیر به من داده اند وباید که
مسلسلی باشم روبروی هم وطن ام
و توی خواب به کابوس مرگ محکوم ام
و مشت مشت بریزند خاک بر بدن ام
وظیفه ای که شدم عضو جوخه ی اعدام
نشسته ام لب جاده و خیس از لجن ام
چراغ ماشین ها جیغ ترمز و باران
کسی که فرش خیابان شده است آه من ام
مرا به سردی آغوش گورها بردند
و من که خفته در آغوش تازه ی کفن ام
#فاطیما_مهرابی
telegram.me/cafeecafee
Telegram
فاطیما مهرابی- شعر
یکشنبه های درمه
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi
همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۷۹
منتشر شده درسال 1390
@fatimamehrsbi123
.
.
Facbook;fatima mehrabi
همواره عشق ...
منتشر شده در پاییز ۱۳۷۹
دیوار نامهربانی
پراز دری وری بودن
آجر سفت دندان ؛
نان کارگری بودن
به فکر کیف مدرسه ؛
دامن گل پری بودن
با پشت پینه بسته ات ،
پالان هر خری بودن
برای زن جوانت ؛
شوهر بهتری بودن
کارگری شعار بود ؛
جوهر مرد کار بود
وصله و پینه دوختن ؛
سوزن و نخ فروختن
خیاط ماهری شدن ؛
چشم از خدا ندوختن
کت دراز شهردارو -
بردن و فروختن
لبو فروش شب شدن
لبای سرخ و سوختن
کارگری شعاربود ؛
جوهر مرد کاربود
گرسنگی رو عق زدن ؛
تو زندگی توپق زدن
بعد غذا و دوغ مشت ؛
از ته دل آروق زدن
نشستن کنار جو
حرف راست و دروغ زدن
کارگری شعاربود
جوهر مرد کاربود
کارگری ترانه بود
زن جوان بهانه بود
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
پراز دری وری بودن
آجر سفت دندان ؛
نان کارگری بودن
به فکر کیف مدرسه ؛
دامن گل پری بودن
با پشت پینه بسته ات ،
پالان هر خری بودن
برای زن جوانت ؛
شوهر بهتری بودن
کارگری شعار بود ؛
جوهر مرد کار بود
وصله و پینه دوختن ؛
سوزن و نخ فروختن
خیاط ماهری شدن ؛
چشم از خدا ندوختن
کت دراز شهردارو -
بردن و فروختن
لبو فروش شب شدن
لبای سرخ و سوختن
کارگری شعاربود ؛
جوهر مرد کاربود
گرسنگی رو عق زدن ؛
تو زندگی توپق زدن
بعد غذا و دوغ مشت ؛
از ته دل آروق زدن
نشستن کنار جو
حرف راست و دروغ زدن
کارگری شعاربود
جوهر مرد کاربود
کارگری ترانه بود
زن جوان بهانه بود
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
سلام به دوستان خوب و همراهان عزیز؛
دوبیت از یک غزل تازه رو تقدیم میکنم 👆👆
دوبیت از یک غزل تازه رو تقدیم میکنم 👆👆
میدوم از خودم فرار کنم ،مثل طغیان رود در باران
روح با جسم خسته ام درگیر،مثل زندانی و شب زندان
از خودم دست می کشم مثل دشتی از لاله های تب دارش
میروم میرسم به اقیانوس مثل خورشید خانومی خندان
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
روح با جسم خسته ام درگیر،مثل زندانی و شب زندان
از خودم دست می کشم مثل دشتی از لاله های تب دارش
میروم میرسم به اقیانوس مثل خورشید خانومی خندان
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
Forwarded from فاطیما مهرابی
شکارچی تفنگ را و بچه قلوه سنگ را
به سمت او نشانه میرود نوک تفنگ را
شکارچی مرا بکش ،بدون هیچ وقفه ای
که تو به دوش میکشی ستاره های ننگ را
#فاطیما_مهرابی
از کتاب یکشنبه های در مه
@cafeecafee
به سمت او نشانه میرود نوک تفنگ را
شکارچی مرا بکش ،بدون هیچ وقفه ای
که تو به دوش میکشی ستاره های ننگ را
#فاطیما_مهرابی
از کتاب یکشنبه های در مه
@cafeecafee
بسیار سپاسگزارم از استاد آواز؛ استاد دهکبودی ،که با صدای گرمشون این دوبیت رو خوندن 👆👆👆
چوب کبریت روشنی تنها
توی جنگل به راه می افتد
سرش از شوق شعله لبریز و
چشم سرخش به ماه می افتد
چوب کبریت در دلش گفته
زنده ماندن چقدر سخت شده
دوست دارد که جنگلی باشد
خواب دیده شبی درخت شده
چوب کبریت روشنی تنها
توی تاریک روشن جنگل
آرزو می کند درخت شود
باز گردد به نقطه ی اول
چوب کبریت روشن تنها
لبی از کام باد میگیرد
شعله ور میشودتمام تنش
توی آغوش باد میمیرد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
توی جنگل به راه می افتد
سرش از شوق شعله لبریز و
چشم سرخش به ماه می افتد
چوب کبریت در دلش گفته
زنده ماندن چقدر سخت شده
دوست دارد که جنگلی باشد
خواب دیده شبی درخت شده
چوب کبریت روشنی تنها
توی تاریک روشن جنگل
آرزو می کند درخت شود
باز گردد به نقطه ی اول
چوب کبریت روشن تنها
لبی از کام باد میگیرد
شعله ور میشودتمام تنش
توی آغوش باد میمیرد
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
فاطیما مهرابی- شعر:
سلام به دوستان خوب و همراهان عزیزم؛ بسیار سپاسگزارم که در این صفحه من رو همراهی میکنید و شعرهام رو می خونید دوستان عزیزم از اینکه مدتی هست شعر در کانال نمی گذارم و کوتاهی میکنم امیدوارم من رو ببخشید اما تک تکتون برام عزیز و گرامی هستید و تا وقتی که حتی یک نفر از شما عزیزان اینجا عضو هستید کانال رو حذف نخواهم کرد و در این مدتی که همراهی کردید و برمن منت گذاشتید بسیار خوشحال بودم و هستم همچنان در خدمتتان خواهم بود و خودم رو میزبان مهرتون میدانم امیدوارم میزبان خوبی باشم هر چند نمی توانم محبتتون رو جبران کنم.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
سلام به دوستان خوب و همراهان عزیزم؛ بسیار سپاسگزارم که در این صفحه من رو همراهی میکنید و شعرهام رو می خونید دوستان عزیزم از اینکه مدتی هست شعر در کانال نمی گذارم و کوتاهی میکنم امیدوارم من رو ببخشید اما تک تکتون برام عزیز و گرامی هستید و تا وقتی که حتی یک نفر از شما عزیزان اینجا عضو هستید کانال رو حذف نخواهم کرد و در این مدتی که همراهی کردید و برمن منت گذاشتید بسیار خوشحال بودم و هستم همچنان در خدمتتان خواهم بود و خودم رو میزبان مهرتون میدانم امیدوارم میزبان خوبی باشم هر چند نمی توانم محبتتون رو جبران کنم.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
روسری حوصله نداشت که زن گره ی کور باورش باشد از سرش لیز میخورد شاید بادبانی برابرش باشد.
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee
#فاطیما_مهرابی
@cafeecafee