صفحهای از دیوانِ آبی پابلو نرودا؛
اکـنون مـرا با بـوسہ هایت ترڪ کـن و با گیسوانـت تمـامے درهـا را ببند. بـرای دستانـت گـلی و بـرای
احساس عاشقـانہات گنـدمے خواهم چید.
تنہا، فـرامـوشـم مڪن.
اکـنون مـرا با بـوسہ هایت ترڪ کـن و با گیسوانـت تمـامے درهـا را ببند. بـرای دستانـت گـلی و بـرای
احساس عاشقـانہات گنـدمے خواهم چید.
تنہا، فـرامـوشـم مڪن.
مسـت از بوسـہ هایے هستـیم
کہ هـنوز نـگرفتہایـم
کہ هـنوز نـگرفتہایـم