سادگیم را... .
یکرنگیم را...
به حماقتم نگذار...
انتخاب کرده ام که ساده باشم و دیگران را دور نزنم...
وگرنه دروغ گفتن وبد بودن و آزار و فریب دیگران آسان ترین کار دنیاست...
بلد بودن نمیخواهد...

دوره.
دوره ى گرگهاست.....
مهربان که باشی. می پندارند دشمنی!
گرگ که باشی. خيالشان راحت می شود از خودشانى!
ما تاوان گرگ نبودنمان را می دهیم...
1
حال دل پرسیدی و گفتم؛

که "خوبم" بارها...

خوبم اما " خوب‌ویرانم"

نفهمیدی مرا...
2
فریاد شد یه سکوت بلند!
2
دل نبند🙃
آدما رنگ عوض میکنن سرهرهیچ‌و‌پوچی...
بین‌ این آدما نمون..
به هرطرف نگا کنی نمیبینی آدم صاف‌وساده..!
2
یه وقتایی تو زندگی هست که آدمیزاد تا خرخره پُر از نیازه؛ که دیگه هیچ دلیلی برای ادامه نمی‌بینه...
نیاز به شنیدن و قضاوت نشدن، نیاز به دستی که از این لجنِ تنهایی نجاتش بده...

خوشحالم از اینکه تونستم بعضی موقع ها پای درد و دلاتون بشینم…
1
هر کاری که از من میبینی؛جواب کار خودته!
اگه کار بدی کردم؛ به کارای خودت فکر کن!
اگه کار خوبی کردم؛ به خاطر کارای خودت بوده!
اگه مهربون بودم؛چون تو مهربون بودی باهام!
اگه بد اخلاق بودم؛چون تو باهام بد رفتار کردی!
اگه بی اهمیتم؛بهم اهمیت ندادی!
اگه بهت اعتماد ندارم؛چون تو باعثش شدی!
اگه نگرانت نیستم؛ نگرانم نبودی!

حساب کتاب نیستا، ولی من یاد گرفتم جایی اضافه نباشم
1
نوشته بود:
«هرچقدر بیشتر بخشیدمت، از اون به بعد همون‌قدر کمتر دوستت داشتم»
من این جمله رو زندگی کردم...
زندگی کمی دیوانگی می‌خواست
اما ما زیادی دیوانه شدیم؛
دیوانه که باشی
خودت هم نخندی
زخم‌هایت می‌خندند..!
اگه ازم بپرسن مهم ترین چیزی که زندگی بهت یاد داده چیه‌‌، میگم هرجای زندگی، حالت با کسی و چیزی خوب نبود ترکش کن.
میگم هیچی توی زندگی مهم تر از این نیست که حالت خوب باشه.
میگم اولویت زندگیت حال خوبت باشه.
کُرد ها را نکشید ما کُرد ها با لباس هاي رنگي و رقص گروهي و شعرو موسيقي به دنیا میاییم و زندگي را یاد میگیریم مردان کُرد با موي زنان تحريك نمیشوند بلکه قسم سخت آنان گیسوان مادران و خواهرانشان است در بین مردمان کُرد موي زن مقدس است زنان ما ضعيفه و کنیزك نام ندارند در زبان ما زنان ئافرت نام دارند به معناي آفريننده زنان کُرد رشادت دارند !
6
همین كه مى‌دانم کسى شـبیه تو نـیست!
چقدر دلهره‌آورتر از
نبودن توست...
مرگ یک بار رخ نمی دهد .
زیرا ما هر روز چند بار می میریم!
هربار که با آرزوها،علایق و پیوندهای خود وداع می کنیم، می میریم ....
بترس ز آه ستم دیدگان،که
در دل شب نشسته اند که نفرین به پادشاه کنند..
عدالت کجایی؟!
گفت
خانه‌ها در غیاب ساکنان‌شان خواهند مرد،
و سپس به قلبش اشاره کرد...
كِى از ما عبور ميكنه اين ابر سياه كه دورمون پيچيده؟ها؟نگو كه همه سهممون از دنيا بيست سال بود
تو بگو تكليف اون درخت كه ريشه هاشو آفت زده اما هنوز دلش ميخواد برگ بده چيه؟
هی