خیال بی مرز...
390 subscribers
29.9K photos
4.31K videos
38 files
161 links
‌در سطرهای بی‌مرز خیال،
‌واژه‌ها نفس می‌کشند…
Download Telegram
💕

و هر روز...
زندگی را دوباره از سر بگیر
بیخیال هرچیز،
که تا امروز نشد...
@border0
💕

انسان با صمیمیت بی‌اندازه با دیگران از قدر و احترام خود می‌کاهد. زیرا فرومایگان از همه چیز سوءاستفاده می‌کنند، بالاخص زمانی که دریابند دسترسی به شما نیز آسان است.

📕 #هنر_خودشناسی
#آرتور_شوپنهاور
@border0
1👏1
💕

روزی اگر حالت گرفت
از دهات مان بگذر
آنجا پرنده ها می‌دانند
چگونه حالت را خوب کنند
نیازی به کوله هم نیست
آنجا بساط دورهمی دائم برپاست
کافه و تشکیلات نداریم
ولی قول می‌دهم
با دو تا استکان چای آتشی
یک راست برویم سر اصل مطلب
آنجا خبری از هیاهوی خیابان نیست
اما جاده ای خاکی داریم
که آدم را نمک گیر می‌کند
آنجا پر از چیزهایی است
که توی هیچ ویترین مغازه ای پیدا نمیکنی
روزی اگر دلت گرفت
به دهات مان بیا
آنجا ایلیاتی ها نور الا نور اند

#ایلیانوروزی
@border0
2👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شکفته بادا لبان من
که نیمه‌ماهِ نیمرخانِ تو را
شبانه می‌بوسند
فدای تو
دو چشم من
که چشم‌های تو را خواب دیده‌اند
ببینمت! 
تو کجایی که چهره‌ات باغی‌ست،
که از هزار پنجره نور می‌وزد هر صبح!



#رضا_براهنی
@border0
1
💕

ای کاش درد
قواره‌ی تن نبود
غم، مثل باد
از حاشیه‌ی بیابان می‌گذشت
خنده‌ها از تهِ دل بود
نه از گلوی گرفته‌ی روزگار
پرنده‌ها پر می‌کشیدند
و شادی، بی‌هراس،
بر شاخسارِ صبح تاب می‌خورد
آن‌گاه
جهان، ترانه‌ای روشن می‌خوانْد؛
و عشق...
معنای ناب خویش را

#بهار_ذوالفقاری
@border0
درختِ حیاط
از عشق هیچ نمی‌داند؛
امّا هر صبح،
پیش از من،
رو به پنجرهٔ تو
قد می‌کشد

#بهار_ذوالفقاری
#صبح_بخیر 💚
@border0
💕

در این ناتمامیِ زندگی
تنها چیزی که منجی آدمی است
عشق است..!

#شمس_لنگرودی
@border0
💕

وقتی تنهایی
به همه‌چیز و همه‌کس پناه می‌بری
پخش می‌شوی
در کوچه و خیابان
به جاهایی می‌روی که نباید بروی
به آدم‌هایی سلام می‌کنی که نباید.
محبوب من!
بیا دست مرا بگیر و مرا بیرون بکش!
از کافه‌های دود و نیشخند
از گلوی شب‌ها
از گِل و لای روزها
من پراکنده شده‌ام
بیا مرا جمع کن از کوچه و خیابان
بیا مرا جمع کن از دیگران!


#رسول_یونان

@border0
💕

انگار یک نفر هست که اصلا نیست
انگار عده‌ای هستند که نمی‌آیند
شاید کسی در چشم من است
که رفته از چشمم
نمی‌دانم...


#بیژن_نجدی
@border0
🔥1
آفتاب،گردانِ مدارِ ستاره‌ی چشم‌های توست
پلک بگشا ای بامدادِ بامِ این خانه
تا صبح ساعتش را
با زنگِ صدای صلای سلامِ تو کوک کند
مبادا که روز راهش را گم کند
و شب بماند این‌جا
مبادا که خوابِ بی رویای دست‌دردستِ تو بودن
از سرم نپرد هیچ
چشم بگشا


#پوریا_اشتری

@border0
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بدون عشق؛
تمام عبادت ها، تنها یک عادت‌اند.
تمام رقصیدن ها، تنها یک نرمش ا‌ند.
و تمام موسیقی ها،
سر و صدایی بیش نیستند.


@border0
🥰3
Forwarded from کافه خیال
روی تمام آدم‌های رفته را
سپید کرده بودی
همان لحظه که
زمان را به عقب راندی
پنجره‌ها را
بر نگاهِ منتظر من بستی و
عشق ،
این احساس کیمیا را
در سراشیبی نابودی رها کردی
من سقوط را دیدم
سقوط قاصدک‌های قلبم را
که برای آمدنت
به رقص درآمده بودند
آرامش دریا را دیدم
حتی طوفان
حریفش نشده بود
اما همه چیز به یغما رفت
برای آمدنت
هزار قصه بافته بودم
شعر و ترانه سروده بودم
از دل سکوت،
هزاران آوا برگزیده بودم
من آن سوی پرچین زندگی
آمدنت را فریاد زده بودم

#آذر_فراهانی

@Azar_farahanii
1
پشتِ پرچینِ علف‌های خشک،
آنجا که نبضِ خاک آرام است،
با هر فروریختن، پاره‌ای از خویش را
به خاک سپرده‌ام.
از آن رو، هر ریشه اندکی به من شبیه است؛
بی‌نصیب از شاخه،
بی‌خبر از آسمان.
انگار سقوط، تنها فعلِ روزهای من است،
و خاکستر، رؤیایی‌ست
که تمامِ شب
برای روشن ماندن سوخته است

#بهار_ذوالفقاری
@border0
👍21
کنارم...
چای صبح را بنوش، من این حال را
به تمام شادیها
و
مستی های جهان
نخواهم داد...

#افشین_یداللهی
#صبح_بخیر
@border0
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
1
💕

منتظر بودم که بگشاید
بر رویم آسمان تار
دیدگان صبح سیمین را
تا بنوشم از لب خورشید نورافشان
شهد سوزان هزاران بوسهٔ تبدار و شیرین را

#فروغ_فرخزاد
@border0
1
💕

همین جا بمان عشقم
همین گونه که هستی
بمان
و تنها
به من نگاه کن
نگاه کردن
عشق است
برهنه ام
برهنه ام تا برای تو راه باشم
این گونه برهنه و تن به تن
بگذار نفس هایم
روی تن ات
سیر کند
چشم هایت
سینه های برهنه ات
لب هایت
همین گونه بیا
و در بسترم، کنارم بخواب
و ببوس مرا
بی وفقه
باز هم بلند بلند ببوس مرا
آری
عشق
همین سفرهای طولانی را
می طلبد
هر لحظه سوی خود
بکش مرا
بکش تا بدانم
سهم توام
تا بدانی سهم منی
این گونه محکم ، این گونه گرم
سمت خود بکش مرا


#ایلهان_برک
ترجمه #سیامک_تقی_زاده

@border0
Forwarded from کافه خیال
گلویم باد کرده
غم لابه‌لای نفس هایم
ریشه دوانده

درد
پنجه کشیده بر دلم
خونابه‌ ای خاموش
به راه انداخته

مرهم می‌خواهم
مرهمی از نوازش دوست
از جنس گل های شب بو

تا بپوشاند
زخمِ تنِ رنجورم را
از تازیانه ی زمانه
تا این تب بی پایان
اندکی  آرام گیرد

#آذر_فراهانی

@Azar_farahanii