💕
پساز یکعمر دوری دیدمت با دیگری ای دوست!
مرا نشناختی؟ باشد! تو را نشناختم من هم..
#فاضل_نظری
@border0
پساز یکعمر دوری دیدمت با دیگری ای دوست!
مرا نشناختی؟ باشد! تو را نشناختم من هم..
#فاضل_نظری
@border0
باران
بر شانههای شهر،
خیابان در مهِ صبح پیچیده
دستهایش در جیبهای اضطراب
سر سپرده به رؤیاهای دور
جنون،
سایه انداخته
در قدمهای خستهاش
تازیانه میخورد
هر روز
در این دهلیزهای بیپایان
#بهار_ذوالفقاری
@border0
بر شانههای شهر،
خیابان در مهِ صبح پیچیده
دستهایش در جیبهای اضطراب
سر سپرده به رؤیاهای دور
جنون،
سایه انداخته
در قدمهای خستهاش
تازیانه میخورد
هر روز
در این دهلیزهای بیپایان
#بهار_ذوالفقاری
@border0
❤1👍1
❤3
💕
بی عشق، سخن نیست و سخن که نبود، فریاد و دعوا نیست، خنده و شوخی نیست، زبان و دل کهنه میشود...
#جای_خالی_سلوچ
#محمود_دولت_آبادی
@border0
بی عشق، سخن نیست و سخن که نبود، فریاد و دعوا نیست، خنده و شوخی نیست، زبان و دل کهنه میشود...
#جای_خالی_سلوچ
#محمود_دولت_آبادی
@border0
اى لحظاتِ خوش كه هنوز از راه نرسیدهاید،
آيا نمیشود راه كوتاهترى در پیش بگیرید؟
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟
#نزار_قبانی
@border0
آيا نمیشود راه كوتاهترى در پیش بگیرید؟
قبل از اینكه دلهایمان فرتوت شوند؟
#نزار_قبانی
@border0
هر زمان که از زندگی به تنگ آمدید دست به قلم شوید نوشتن درمان بزرگ همهی دردهای بشری است.
#کارل_گوستاو_یونگ
@border0
#کارل_گوستاو_یونگ
@border0
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تمام پنجره من،
خیال او شده بود.
تمام پوستام از عطر آشتی بیمار،
تمام ذهن من از نور و نسترن سرشار.
من از رطوبت سبز نگاه او دیدم
که در نهایت چشماش کبوتر دل من،
قلمرویی ز برهنهترین هواها داشت
و اشتیاق تبآلود بامهای بلند،
در آفتاب ز پرواز دور او می سوخت
ز روی پنجره من،
خیال او پر زد.
و شب ادامه گرفت
و من ادامه گرفتم.
#یدالله_رویایی
@border0
خیال او شده بود.
تمام پوستام از عطر آشتی بیمار،
تمام ذهن من از نور و نسترن سرشار.
من از رطوبت سبز نگاه او دیدم
که در نهایت چشماش کبوتر دل من،
قلمرویی ز برهنهترین هواها داشت
و اشتیاق تبآلود بامهای بلند،
در آفتاب ز پرواز دور او می سوخت
ز روی پنجره من،
خیال او پر زد.
و شب ادامه گرفت
و من ادامه گرفتم.
#یدالله_رویایی
@border0
❤2
💕
نرسیده به درخت
کوچه باغی است
که از خواب خدا سبزتر است
و در آن
عشق
به اندازهٔ پرهای صداقت آبی است
#سهراب_سپهری
@border0
نرسیده به درخت
کوچه باغی است
که از خواب خدا سبزتر است
و در آن
عشق
به اندازهٔ پرهای صداقت آبی است
#سهراب_سپهری
@border0
💕
شوق
دیدار تو لبریز شد از
جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانهی جانم
گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید
تو، همه رازِ جهان
ریخته در چشم سیاهت.
من همه محو تماشای نگاهت ...
#فریدون_مشیری
@border0
شوق
دیدار تو لبریز شد از
جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم.
در نهانخانهی جانم
گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید
تو، همه رازِ جهان
ریخته در چشم سیاهت.
من همه محو تماشای نگاهت ...
#فریدون_مشیری
@border0
💕
تو رفتهای، اما هر صبح
عطری آشنا
بر شانههای روز مینشیند
نیستی،
و قاب عکس کوچکت
تمام اتاق را پر کرده است
عجیب است؛
میشود سالها
با کسی که دیگر نیست حرف زد
و جوابی از سکوت شنید
هنوز
ردّ تو را میجویم
در کوچهای که باران شسته،
در آواز پرندهای
که رو به دور دست ها میخواند
گاهی دلم برایت
نامی تازه میگذارد؛
باران، آسمان
نور
که بر تنهاییام میتابد
میدانم، جایی میان من و جهان
ایستادهای؛
آنجا که خاطره، دستِ رویا را میگیرد
و دوباره
به تو میرسد
#بهار_ذوالفقاری
@border0
تو رفتهای، اما هر صبح
عطری آشنا
بر شانههای روز مینشیند
نیستی،
و قاب عکس کوچکت
تمام اتاق را پر کرده است
عجیب است؛
میشود سالها
با کسی که دیگر نیست حرف زد
و جوابی از سکوت شنید
هنوز
ردّ تو را میجویم
در کوچهای که باران شسته،
در آواز پرندهای
که رو به دور دست ها میخواند
گاهی دلم برایت
نامی تازه میگذارد؛
باران، آسمان
نور
که بر تنهاییام میتابد
میدانم، جایی میان من و جهان
ایستادهای؛
آنجا که خاطره، دستِ رویا را میگیرد
و دوباره
به تو میرسد
#بهار_ذوالفقاری
@border0
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هر روز، صفحهای تازه از زندگی است🌿
دلتان آرام، ذهنتان روشن و لحظههایتان سرشار از امید و لبخند 🌿
@border0
دلتان آرام، ذهنتان روشن و لحظههایتان سرشار از امید و لبخند 🌿
@border0
معتقدم اگر شعر خوب یا رمان خوب بخوانی، چیزی از آن در وجود تو میماند.
در وجود تو، در شخصیت تو میماند و از راههای مختلف به تو کمک میکند.
#ماریو_بارگاس_یوسا
@border0
در وجود تو، در شخصیت تو میماند و از راههای مختلف به تو کمک میکند.
#ماریو_بارگاس_یوسا
@border0
❤1
💕
سیب بودم
زرد و پیر
سرخ و تازه نبودم که خطر کنی
و دکتر بهشت
زیر برگهی آزمایشم نوشتهبود
انگورهای لبت
برای من ضرر دارد
حوای مردهای غیر از من
این آدم شنی
برای گریختن پیر شده
و روی صندلی تاشو
به تماشای غروب نشستهاست
#حمید_سلیمی
@border0
سیب بودم
زرد و پیر
سرخ و تازه نبودم که خطر کنی
و دکتر بهشت
زیر برگهی آزمایشم نوشتهبود
انگورهای لبت
برای من ضرر دارد
حوای مردهای غیر از من
این آدم شنی
برای گریختن پیر شده
و روی صندلی تاشو
به تماشای غروب نشستهاست
#حمید_سلیمی
@border0
💕
بعد از تو
ای هفتسالگی
ای لحظۀ شگفتِ عزیمت
بعد از تو هر چه رفت، در انبوهی از جنون و جهالت رفت
بعد از تو پنجره که رابطهای بود، سخت زنده و روشن
میانِ ما و پرنده
میانِ ما و نسیم
شکست
شکست
شکست
بعد از تو آن عروسکِ خاکی
که هیچ چیز نمیگفت هیچ چیز به جز آب، آب، آب
در آب غرق شد
#فروغ_فرخزاد
@border0
بعد از تو
ای هفتسالگی
ای لحظۀ شگفتِ عزیمت
بعد از تو هر چه رفت، در انبوهی از جنون و جهالت رفت
بعد از تو پنجره که رابطهای بود، سخت زنده و روشن
میانِ ما و پرنده
میانِ ما و نسیم
شکست
شکست
شکست
بعد از تو آن عروسکِ خاکی
که هیچ چیز نمیگفت هیچ چیز به جز آب، آب، آب
در آب غرق شد
#فروغ_فرخزاد
@border0