خیال بی مرز...
390 subscribers
29.9K photos
4.31K videos
38 files
161 links
‌در سطرهای بی‌مرز خیال،
‌واژه‌ها نفس می‌کشند…
Download Telegram
که من جُز گوشه ی خیالِ تو
جایی نداشتم هرگز
که گاهِ بی‌چارگی به آنجا بگریزم
از غمِ بی شاخ و دم ِ زندگی...


#معصومه_صابر

@border0
1
ستاره‌ای از پلکِ خاموشِ شب
بر رؤیای رود نشست
مه در سکوتِ دشت لغزید
من میانِ رفتنِ نور و آمدنِ سایه
مانده‌ام
چون آخرین پرنده
بر شاخه‌ای خشک

#بهار_ذوالفقاری
@border0
1👏1
💕

بعد از جنگ،
با چوبدستم
انجیر‌های تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند،
با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابی‌ات خواهم بوسید
اگر اَبر‌ها بگذارند…


#محمدابراهیم_جعفری

@border0
👍1
ژولیده‌
بر سنگفرشِ خستگی
پشتِ هم بوسه می زنم
بر لب‌های ترک‌خورده‌ی انتظار
زبانِ نگاهت از دور
چون زخمی تازه بر جانم نشست
من
تهی‌دست‌تر از همیشه
سرشارتر از هر درد

#بهار_ذوالفقاری
@border0
👍1👏1
صبح
در فنجانِ چای
تکه‌ای از آسمان افتاده بود
انگار
باز به تو فکر کرده‌ام

#بهار_ذوالفقاری
#صبح_بخیر 🧡
@border0
1👍1
💕

مرا کاشته بودند
كاشته بودندم تا با خورشيدهای عجول
احاطه‌ام كنند.
تو آمدی و چنان نرم مرا چيدی
كه رفتار نسيم را
در دست تو حس كردم


#بيژن_الهی
@border0
1👍1
💕

در تنهایی خانه
حرف می زنی با خودت
و حتی چاقوها
برای شنیدن حرف هایت
گوش ها یشان را تیز می کنند
اندوه تو مسری ست
سرایت کرده به اشیا آشپزخانه
نام اندوه تو چیست 
که چاقوها با شنیدنش از زندگی بریده اند
و چاقویی که از زندگی بریده است
دیگر هیچ چیزی را نمی برد


#حسن_آذری
@border0
1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💕

تو را نمی دانم
اما من دلم روشن است
به تمام اتفاقات خوب در راه مانده،
به تمام روزهای شیرین نیامده،
به لبخندی که یک روز
بر لبمان می نشیند
به آزادی
به مرگ ناپاکی
به امید و نور و سرافرازی
به رهایی از تاریکی
 



#صبح_بخیر
@border0
1
💕


برایم سیگاری آتش بزن
میان لب‌هایم بگذار
و دور شو

پر از باروتم!


#رضا_کاظمی
@border0
درون خود را مانند زخمی باز کرد
تمام وجود خود را دید :
افکار
افکار درباره افکار ،
افکار درباره افکارِ ناشی از افکار ...

#ژان_پل_سارتر

@border0
👍3
💕
شب
بر ایوانِ خاموشِ افسانه
گیسو  شانه میزد
و ماه
این راویِ کهنسالِ  داستان های دور
از جام ترک‌خورده ی ابر
جرعه‌ جرعه
سرگذشت باران را، سر می‌کشید
من اما
در دالان‌ هزار توی خیال
هر دم از آوارهای یک رویا
شهریاری نو می سازم
پادشاهی که پیش از تاجگذاری
فرو می پاشد

#بهار_ذوالفقاری
@border0
2
Forwarded from کافه خیال
من شبیه آدمِ مستی‌ام 
که ویرانی،
اولین قدمِ راهش است 

من، ویرانِ ویرانم
آدم گمنامی که
حتی خودش را هم
از یاد برده است. 

و تو… 
تو آغازگر این بلوا بودی

نگاهم که به نگاهت افتاد
چشمانِ خمارت
تمام معادلات مرا 
از این زندگیِ کسالت بار برچید
حتی معادلات جهان را 

#آذر_فراهانی

@Azar_farahanii
💕

ساحل، جوابِ سرزنشِ موج را نداد
گاهی فقط سکوت، سزای سبک‌سری‌ست..

#فاضل_نظری
@border0
💕

آری این منم،
اما چه سود
او که در من بود
دیگر نیست، نیست

#فروغ_فرخزاد
@border0
جمعه در غبارِ انتظار ایستاده
بیهوده، کلیدِ قفل‌های کهنه را
                در مشت می‌فشارد زمان؛
آرزوها پشتِ درها پیر می‌شوند
دورتر، درختی بی‌هیاهو شاخسارِ خود را به روشنایی می‌بخشد؛
چنان‌که گویی زمین اعتنایی به اندوهِ آدمیان ندارد.

#بهار_ذوالفقاری
@border0
💕

من بوی گل شنیده‌ام
از باد هرزه‌گرد
جز من شمیم پیرهنت
در مشام کیست

من آه ، من ملال
من افسوس ، من دریغ
از دیگران بپرس
که دنیا به کام کیست


#فاضل_نظری
@border0
💕

سکوتِ تو
بلوایی بود بلندتر از هر فریاد
ذهنم
در راهروهای بن‌بستِ احتمال
سرگردان ماند
هیچ راهی به آرامش نرسید

ویرانی
همیشه فرو ریختنِ دیوارها نیست؛
گاهی
عبورِ خاطره‌ای‌ست
از میانِ رؤیا و انتظار،
یا شاید
نامِ دیگری‌ست
برای آغاز


#بهار_ذوالفقاری
@border0