خیال بی مرز...
390 subscribers
29.9K photos
4.31K videos
38 files
161 links
‌در سطرهای بی‌مرز خیال،
‌واژه‌ها نفس می‌کشند…
Download Telegram
آب ، در رویای خویش جاری
بی‌اعتنا به سنگ‌های رود
در حاشیهٔ آرامِ غروب
خیال
از شانه‌های مه پایین آمد
در هوای دست‌هایمان
پرنده‌ای
در تردید آسمان و آشیانه بال می زد
سکوت
قطره قطره
در پیالهٔ شب جمع می‌شد
و جهان،
در انعکاسِ لرزانِ آن،
چیزی نبود
جز رؤیای زیبایی
که هرچه بیشتر به آن نزدیک می‌شدیم،
دورتر می‌شد

#بهار_ذوالفقاری
@border0
1👍1
نخست ثانیه‌ها
کمی بعد
دقیقه‌ها
ساعت‌ها
روزها . . .
به خودت که می‌آیی
می‌بینی
سال‌هاست درد می‌کشی
و چیزی حس نمی‌ کنی . . .

#سیدمحمد_مرکبیان
@border0
👏1
Forwarded from کافه خیال
# به مانند نسیم

خنک
با حسی خوب
پرواز
قاصدکی سفید، چرخان
من همانم
نمی دانم خوب توانسته بودم تعبیر کنم نسیم را
بی خیال ترین و بی غم ترین حس گذر زمانه را
از دختر باد می‌گویم که
رها و آزاد
موهایش را افسون کرده و از پیچ گذر زمانه به هر سو که میخواهد می‌پیچد . دل آدم را با دلبرانه هایش خراب می‌کند و یک نفس هوا را نثارت ..
کاش از پنجره ی اتاقم گذر می‌کرد
دمی می وزید و پرده ی پنجره ی اتاقم را می‌تکاند و این حال دم کرده ی نیمه ی خرداد ماه را که جان به سرم کرده از من می‌زدود

#آذر_فراهانی

@Azar_farahanii
1
نفس می کشم
از گلوگاه واژه هایی که
پوسیدند در انتظار معنا
دستم را بر دهانِ سکوت می‌گذارم،
اما سکوت
از لایِ انگشت‌ها فرار می‌کند
حلق‌آویزِ اندوهم،
مضطرب،
در کشاکشِ بیداری

#بهار_ذوالفقاری
@border0
👏1
عطرِ نارنج
بویِ صبح
برای دوست داشتنت...
آفتاب را در فنجان شعرم نشانده ام...

#صبحتون_زیبا  🧡

@border0
2
که من جُز گوشه ی خیالِ تو
جایی نداشتم هرگز
که گاهِ بی‌چارگی به آنجا بگریزم
از غمِ بی شاخ و دم ِ زندگی...


#معصومه_صابر

@border0
1
ستاره‌ای از پلکِ خاموشِ شب
بر رؤیای رود نشست
مه در سکوتِ دشت لغزید
من میانِ رفتنِ نور و آمدنِ سایه
مانده‌ام
چون آخرین پرنده
بر شاخه‌ای خشک

#بهار_ذوالفقاری
@border0
1👏1
💕

بعد از جنگ،
با چوبدستم
انجیر‌های تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند،
با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابی‌ات خواهم بوسید
اگر اَبر‌ها بگذارند…


#محمدابراهیم_جعفری

@border0
👍1
ژولیده‌
بر سنگفرشِ خستگی
پشتِ هم بوسه می زنم
بر لب‌های ترک‌خورده‌ی انتظار
زبانِ نگاهت از دور
چون زخمی تازه بر جانم نشست
من
تهی‌دست‌تر از همیشه
سرشارتر از هر درد

#بهار_ذوالفقاری
@border0
👍1👏1
صبح
در فنجانِ چای
تکه‌ای از آسمان افتاده بود
انگار
باز به تو فکر کرده‌ام

#بهار_ذوالفقاری
#صبح_بخیر 🧡
@border0
1👍1
💕

مرا کاشته بودند
كاشته بودندم تا با خورشيدهای عجول
احاطه‌ام كنند.
تو آمدی و چنان نرم مرا چيدی
كه رفتار نسيم را
در دست تو حس كردم


#بيژن_الهی
@border0
1👍1
💕

در تنهایی خانه
حرف می زنی با خودت
و حتی چاقوها
برای شنیدن حرف هایت
گوش ها یشان را تیز می کنند
اندوه تو مسری ست
سرایت کرده به اشیا آشپزخانه
نام اندوه تو چیست 
که چاقوها با شنیدنش از زندگی بریده اند
و چاقویی که از زندگی بریده است
دیگر هیچ چیزی را نمی برد


#حسن_آذری
@border0
1👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
💕

تو را نمی دانم
اما من دلم روشن است
به تمام اتفاقات خوب در راه مانده،
به تمام روزهای شیرین نیامده،
به لبخندی که یک روز
بر لبمان می نشیند
به آزادی
به مرگ ناپاکی
به امید و نور و سرافرازی
به رهایی از تاریکی
 



#صبح_بخیر
@border0
1
💕


برایم سیگاری آتش بزن
میان لب‌هایم بگذار
و دور شو

پر از باروتم!


#رضا_کاظمی
@border0
درون خود را مانند زخمی باز کرد
تمام وجود خود را دید :
افکار
افکار درباره افکار ،
افکار درباره افکارِ ناشی از افکار ...

#ژان_پل_سارتر

@border0
👍3