خیال بی مرز...
390 subscribers
29.9K photos
4.31K videos
38 files
161 links
‌در سطرهای بی‌مرز خیال،
‌واژه‌ها نفس می‌کشند…
Download Telegram
💕

ارغوان
‏شاخه‌یِ هم‌خونِ جدامانده‌یِ من
آسمان تو چه رنگ‌ست امروز؟
آفتابی‌ست هوا
یا گرفته‌ست هنوز؟

من درین گوشه
که از دنیا بیرون‌ست
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه میبینم
دیوار است


#هوشنگ_ابتهاج
@border0
👍1
💕

گاهی از شدت دلتنگی
می‌شود فهمید که جمعه است!
تقویم‌ها چکاره‌اند...‌


#لیلا_کردبچه

@border0
💕

وقتی یاد گذشته می‌کنی
مواظب باش
جمعه نباشد
جمعه می‌تواند قاتلت باشد
بی‌رحمی‌اش
مثل عشق من به تو
هنوز پابرجاست



#چیستایثربی

@border0
سلام ای همیشه خـوب
ای همیشه آشـنا
...
میان تنهایی‌هایم
کاش ماندگار باشی
همین حس
همین حالِ غریبِ بی‌کسیِ
دلم
سنگ شده از انتظار

اما هنوز با لرزشی کوچک
جان می‌گیرد
برای کمی نوازش
کمی دوست‌داشتن

کاش نسیم بودی و
از دشتِ لب‌هایِ به سکوت
نشسته‌ام
عبور می‌کردی

یا رودی بی‌انتها
از برِ کشتیِ خاطراتِ به گل نشسته‌ ام
گذر می کردی و مرا
با خود می‌بردی

اصلاً کاش
تنها قسمتی از یک
داستان نیمه‌کاره باشی
که نبودنت این‌قدر
درد نداشته باشد

#آذر_فراهانی
@border0
1
در سکوت پی در پی کوچه
حیرانم ، چون قاصدکی شکسته
دل سپرده به شاخسار خشکی
تنهایی را به دوش می کشم
عشق ، واژه ای ست  خواب زده
و اندوه
پیچیده بر گلوی خیال
هر دم زهر است
هر نگاه،
بی حضور تو

#بهار_ذوالفقاری
@border0
👏1
آب ، در رویای خویش جاری
بی‌اعتنا به سنگ‌های رود
در حاشیهٔ آرامِ غروب
خیال
از شانه‌های مه پایین آمد
در هوای دست‌هایمان
پرنده‌ای
در تردید آسمان و آشیانه بال می زد
سکوت
قطره قطره
در پیالهٔ شب جمع می‌شد
و جهان،
در انعکاسِ لرزانِ آن،
چیزی نبود
جز رؤیای زیبایی
که هرچه بیشتر به آن نزدیک می‌شدیم،
دورتر می‌شد

#بهار_ذوالفقاری
@border0
1👍1
نخست ثانیه‌ها
کمی بعد
دقیقه‌ها
ساعت‌ها
روزها . . .
به خودت که می‌آیی
می‌بینی
سال‌هاست درد می‌کشی
و چیزی حس نمی‌ کنی . . .

#سیدمحمد_مرکبیان
@border0
👏1
Forwarded from کافه خیال
# به مانند نسیم

خنک
با حسی خوب
پرواز
قاصدکی سفید، چرخان
من همانم
نمی دانم خوب توانسته بودم تعبیر کنم نسیم را
بی خیال ترین و بی غم ترین حس گذر زمانه را
از دختر باد می‌گویم که
رها و آزاد
موهایش را افسون کرده و از پیچ گذر زمانه به هر سو که میخواهد می‌پیچد . دل آدم را با دلبرانه هایش خراب می‌کند و یک نفس هوا را نثارت ..
کاش از پنجره ی اتاقم گذر می‌کرد
دمی می وزید و پرده ی پنجره ی اتاقم را می‌تکاند و این حال دم کرده ی نیمه ی خرداد ماه را که جان به سرم کرده از من می‌زدود

#آذر_فراهانی

@Azar_farahanii
1
نفس می کشم
از گلوگاه واژه هایی که
پوسیدند در انتظار معنا
دستم را بر دهانِ سکوت می‌گذارم،
اما سکوت
از لایِ انگشت‌ها فرار می‌کند
حلق‌آویزِ اندوهم،
مضطرب،
در کشاکشِ بیداری

#بهار_ذوالفقاری
@border0
👏1
عطرِ نارنج
بویِ صبح
برای دوست داشتنت...
آفتاب را در فنجان شعرم نشانده ام...

#صبحتون_زیبا  🧡

@border0
2
که من جُز گوشه ی خیالِ تو
جایی نداشتم هرگز
که گاهِ بی‌چارگی به آنجا بگریزم
از غمِ بی شاخ و دم ِ زندگی...


#معصومه_صابر

@border0
1
ستاره‌ای از پلکِ خاموشِ شب
بر رؤیای رود نشست
مه در سکوتِ دشت لغزید
من میانِ رفتنِ نور و آمدنِ سایه
مانده‌ام
چون آخرین پرنده
بر شاخه‌ای خشک

#بهار_ذوالفقاری
@border0
1👏1
💕

بعد از جنگ،
با چوبدستم
انجیر‌های تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند،
با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابی‌ات خواهم بوسید
اگر اَبر‌ها بگذارند…


#محمدابراهیم_جعفری

@border0
👍1
ژولیده‌
بر سنگفرشِ خستگی
پشتِ هم بوسه می زنم
بر لب‌های ترک‌خورده‌ی انتظار
زبانِ نگاهت از دور
چون زخمی تازه بر جانم نشست
من
تهی‌دست‌تر از همیشه
سرشارتر از هر درد

#بهار_ذوالفقاری
@border0
👍1👏1