خیال بی مرز...
390 subscribers
29.9K photos
4.31K videos
38 files
161 links
‌در سطرهای بی‌مرز خیال،
‌واژه‌ها نفس می‌کشند…
Download Telegram
زندگی
"باید" همین باشد ،
یڪ فریب
ساده‌ۍ ڪوچڪ ...!!!


#مهدی_اخوان_ثالث
@border0
روح تمنای به خاک رفته ات
راه می رود در وهم من
آغشته به اتفاق ِ افتاده ایم
پریشان و  بیقرار
دل به خیابان می زنم
رد پاهایت هست ، همان جا که باید !
هر تکه
هر تکه از تو ماه شده است
می خراشاند سیاهی شب را
تو آغاز قصه
تو پایان قصه ای


#بهار_ذوالفقاری
@border0
👏1
صبح، آغاز حیات است و امید...

#صبح_بخیر 🌞

@border0
2
💕
آسمان را...
ناگهان آبی است!
از قضا یک روز صبح زود می‌بینی
دوست داری زود برخیزی
پیش از آنکه دیگران
چشم خواب آلود خود را وا کنند
پیش از آنکه در صف طولانی نان
باز هم غوغا کنند

در هوای پشت بام صبح
با نسیم نازک اسفند
دست و رویت را بشویی
حولهٔ نمدار و نرم بامدادان را
روی هُرم گونه‌هایت حس کنی
و سلامی سبز
توی حوض کوچک خانه
به ماهی‌ها بگویی
سفره‌ات را وا کنی

نان و پنیر و نور
تا دوباره
فوج گنجشکان بازیگوش
بر سر صبحانه ات دعوا کنند
دوست داری
بی محابا مهربان باشی
تازه می فهمی
مهربان بودن چه آسان است.

#قیصر_امین‌پور
@border0
2
💕

ارغوان
‏شاخه‌یِ هم‌خونِ جدامانده‌یِ من
آسمان تو چه رنگ‌ست امروز؟
آفتابی‌ست هوا
یا گرفته‌ست هنوز؟

من درین گوشه
که از دنیا بیرون‌ست
آسمانی به سرم نیست
از بهاران خبرم نیست
آنچه میبینم
دیوار است


#هوشنگ_ابتهاج
@border0
👍1
💕

گاهی از شدت دلتنگی
می‌شود فهمید که جمعه است!
تقویم‌ها چکاره‌اند...‌


#لیلا_کردبچه

@border0
💕

وقتی یاد گذشته می‌کنی
مواظب باش
جمعه نباشد
جمعه می‌تواند قاتلت باشد
بی‌رحمی‌اش
مثل عشق من به تو
هنوز پابرجاست



#چیستایثربی

@border0
سلام ای همیشه خـوب
ای همیشه آشـنا
...
میان تنهایی‌هایم
کاش ماندگار باشی
همین حس
همین حالِ غریبِ بی‌کسیِ
دلم
سنگ شده از انتظار

اما هنوز با لرزشی کوچک
جان می‌گیرد
برای کمی نوازش
کمی دوست‌داشتن

کاش نسیم بودی و
از دشتِ لب‌هایِ به سکوت
نشسته‌ام
عبور می‌کردی

یا رودی بی‌انتها
از برِ کشتیِ خاطراتِ به گل نشسته‌ ام
گذر می کردی و مرا
با خود می‌بردی

اصلاً کاش
تنها قسمتی از یک
داستان نیمه‌کاره باشی
که نبودنت این‌قدر
درد نداشته باشد

#آذر_فراهانی
@border0
1
در سکوت پی در پی کوچه
حیرانم ، چون قاصدکی شکسته
دل سپرده به شاخسار خشکی
تنهایی را به دوش می کشم
عشق ، واژه ای ست  خواب زده
و اندوه
پیچیده بر گلوی خیال
هر دم زهر است
هر نگاه،
بی حضور تو

#بهار_ذوالفقاری
@border0
👏1
آب ، در رویای خویش جاری
بی‌اعتنا به سنگ‌های رود
در حاشیهٔ آرامِ غروب
خیال
از شانه‌های مه پایین آمد
در هوای دست‌هایمان
پرنده‌ای
در تردید آسمان و آشیانه بال می زد
سکوت
قطره قطره
در پیالهٔ شب جمع می‌شد
و جهان،
در انعکاسِ لرزانِ آن،
چیزی نبود
جز رؤیای زیبایی
که هرچه بیشتر به آن نزدیک می‌شدیم،
دورتر می‌شد

#بهار_ذوالفقاری
@border0
1👍1
نخست ثانیه‌ها
کمی بعد
دقیقه‌ها
ساعت‌ها
روزها . . .
به خودت که می‌آیی
می‌بینی
سال‌هاست درد می‌کشی
و چیزی حس نمی‌ کنی . . .

#سیدمحمد_مرکبیان
@border0
👏1
Forwarded from کافه خیال
# به مانند نسیم

خنک
با حسی خوب
پرواز
قاصدکی سفید، چرخان
من همانم
نمی دانم خوب توانسته بودم تعبیر کنم نسیم را
بی خیال ترین و بی غم ترین حس گذر زمانه را
از دختر باد می‌گویم که
رها و آزاد
موهایش را افسون کرده و از پیچ گذر زمانه به هر سو که میخواهد می‌پیچد . دل آدم را با دلبرانه هایش خراب می‌کند و یک نفس هوا را نثارت ..
کاش از پنجره ی اتاقم گذر می‌کرد
دمی می وزید و پرده ی پنجره ی اتاقم را می‌تکاند و این حال دم کرده ی نیمه ی خرداد ماه را که جان به سرم کرده از من می‌زدود

#آذر_فراهانی

@Azar_farahanii
1
نفس می کشم
از گلوگاه واژه هایی که
پوسیدند در انتظار معنا
دستم را بر دهانِ سکوت می‌گذارم،
اما سکوت
از لایِ انگشت‌ها فرار می‌کند
حلق‌آویزِ اندوهم،
مضطرب،
در کشاکشِ بیداری

#بهار_ذوالفقاری
@border0
👏1
عطرِ نارنج
بویِ صبح
برای دوست داشتنت...
آفتاب را در فنجان شعرم نشانده ام...

#صبحتون_زیبا  🧡

@border0
2
که من جُز گوشه ی خیالِ تو
جایی نداشتم هرگز
که گاهِ بی‌چارگی به آنجا بگریزم
از غمِ بی شاخ و دم ِ زندگی...


#معصومه_صابر

@border0
1
ستاره‌ای از پلکِ خاموشِ شب
بر رؤیای رود نشست
مه در سکوتِ دشت لغزید
من میانِ رفتنِ نور و آمدنِ سایه
مانده‌ام
چون آخرین پرنده
بر شاخه‌ای خشک

#بهار_ذوالفقاری
@border0
1👏1