کتابخانه ی کوچک ما 📚
224 subscribers
8 photos
1 video
7 files
8 links
Admin: @zarnegar503

گروه ورق به ورق
(گفتگو و‌تبادل نظر )
Download Telegram
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

زندگی جنگی است که هر روز تکرار می شود و لحظه های شادی ، گریزهای کوتاهی است که به قیمتی بسیار بی رحمانه به دست می آیند.
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۶
👏2👍1
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب


موقعی که بدبختم ، فکر می کنم خوشم  نمی آمد که به دنیا نیایم ،زیرا هیچ چیز از نیستی بدتر نیست.  برایت تکرار می کنم من از درد نمی ترسم.درد با ما دنیا می آید و رشد می کند و همچنان که به داشتن دو بازو و دو پا عادت داریم به درد خو می کنیم.
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۷
💔1
🍃🌺🍃

#گزیده_ای_از_کتاب


کودک من، شجاع باش. گمان می کنی که دانه ی یک درخت ، هنگامی که زمین را سوراخ می کند و روییدن آغاز می کند به شجاعت نیاز ندارد؟ وزش باد، و پای یک بچه موش برای جدا کردنش کافی است.با این همه جوانه میزند و می روید،و دانه های دیگری می افشاند و به جنگلی تبدیل می شود.
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۱۱
👏3
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب کودک من، شجاع باش. گمان می کنی که دانه ی یک درخت ، هنگامی که زمین را سوراخ می کند و روییدن آغاز می کند به شجاعت نیاز ندارد؟ وزش باد، و پای یک بچه موش برای جدا کردنش کافی است.با این همه جوانه میزند و می روید،و دانه های دیگری می افشاند…
#برداشت_شخصی

در حالی که نویسنده درصفحات پیشین کتاب، با لحنی تلخ و ناامیدانه از درد و رنج‌های زندگی برای کودکش می گوید در این پاراگراف با استعاره ای زیبا ،به امید و شور زندگی اشاره می کند . این تضاد، گویی دو روی یک سکه است؛ زندگی پازلی است از تضادها، ترکیبی از شادی و غم، امید و ناامیدی. فالاچی با نمایش این دو روی متفاوت، می گوید وقتی به این دنیا آمدی شجاعت زندگی کردن‌را داشته باش زندگی ارزش زیستن دارد...
👍3
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب


مهم این است بخاطر بیاوریم که آدمیان درخت نیستند ،و رنج یک موجود انسانی هزار بار بزرگتر از رنج یک درخت است زیرا که آگاه است،  زیرا که هیچ یک از ما آرزوی جنگل شدن ندارد، که تمام دانه های یک درخت ، درخت نمی شوند.بیشتر آنها از بین می روند،  تغییر عقیده ندهیم ...
#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۱۱
@book_tips 🐞
#گزیده_ای_از_کتاب

یک مرد چگونه می تواند زنی را درک کند که اظهار می کند که بچه ای در شکم دارد! یک مرد نمی تواند آبستن باشد، از این گذشته آیا این خود مزیتی است یا کمبودی؟ تا دیروز مزیتی به نظرم می رسید، حتی برتریی. امروز این یک حد در نظرم جلوه می کند،  یک فخر. زندگی دیگری را در جسم خود گنجاندن، به جای یک تن ، دو نفر بودن چیزی از افتخار به همراه دارد.

#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۱۳
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

مبارزه کردن از برنده شدن بسی زیباتر است ، سفر کردن از به مقصد رسیدن شادی بیشتر دارد و برای فایق آمدن بر این پوچی، باید سفر را از سر گیری، آرمانها و هدف های تازه ای بیافرینی.


#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۱۵
@book_tips 🐞
👍2
🍃🌺🍃

#گزیده_ای_از_کتاب

اگر مرد به دنیا آمدی، همان قدر شادمان خواهم شد. شاید هم بیشتر، زیرا تو از این همه سرافکندگی دور خواهی بود. اگر مرد به دنیا آمدی، از این بیم نخواهی داشت که در خم یک کوچه تاریک به تو تجاوز شود. برای اینکه در اولین نگاه تو را بپذیرند، به صورت زیبا نیاز نداری و برای پنهان کردن هوشت، محتاج اندام موزون نیستی. با هر کس که بخواهی هستی، بدون اینکه مجبور به تحمل قضاوت‌های بدخواهانه باشی. به تو نخواهند گفت که گناه روزی پدید آمد که تو سیبی از درخت برچیدی.

#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۱۵

@book_tips 🐞
👍1
🍃🌺🍃

#گزیده_ای_از_کتاب

زندگی برای یک مرد هم چندان آسان نیست،حرفم را باور کن.
چون که اندامت قوی تر خواهد بود بارهای سنگین تری بر تو خواهند نهاد. مسئولیتهای مستبدانه ای بر تو تحمیل خواهند کرد. چون ریش داری اگر گریه کنی بر تو خواهند خندید، حتی اگر محتاج به محبت باشی. جنگ به تو دستور خواهند داد که بکشی یا بمیری و ، و تو را ملزم خواهند کرد که در ظلم و جور ایجاد شده در دوران غارنشینی شریک جرم باشی و با وجود ،این یا بهتر بگویم به این خاطر مرد بودن نیز حادثه شگفت انگیزی است اقدامی که هرگز تو را ناامید نخواهد کرد.
اگر تو مرد به دنیا آمدی امیدوارم مردی بـاشـی کـه مـن همیشه در رویاهایم دیده ام، مردی مهربان با درماندگان، خشن با زورمندان، بخشنده و شریف با کسانی که تو را دوست دارند، بی رحم با کسانی که زور گویند. بالاخره دشمن هر کس که مدعی باشد که عیساها پسران پدر و روح القدس اند و نه پسران مادری که آنها را به دنیا آورده است.

#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۱۶
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب


کودکم، در پی آن هستم تا برایت شرح دهم که مرد بودن به دُمی در پیش داشتن نیست، بلکه به مفهوم انسان بودن است. و آنچه بیش از هر چیز برای من اهمیت دارد، این است که تو یک انسان باشی. کلمۀ انسان کلمۀ شگفت‌آوری است، زیرا مرد و زن را محدود نمی‌کند و بین آن‌هایی که دُمی دارند و آن‌هایی که ندارند، مرزی ترسیم نمی‌کند. از این گذشته، خطی که دمدارها را از بیدُم‌ها جدا می‌سازد، آنقدر باریک و ظریف است که عملاً منحصر می‌شود به توانایی رویاندن یا نرویاندن یک مخلوق در شکم دیگری.قلب و مغز جنسیتی ندارند، رفتار هم جنسیت ندارد. اگر تو انسان اهل دوست داشتن  و اهل تفکر هستی،آنچه را که گفتم به خاطر داشته باش زیرا من از آنهایی نیستم که به صورتی تو را ملزم سازم که رفتارت زنانه یا مردانه باشد.

#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۱۶-۱۷
🍃🌺🍃
#برداشت_شخصی


آیا ضرورت دارد از رنجها و ناعدالتی هاو تلخی های زندگی برای کودکی که هنوز وارد این دنیا نشده گفت. ؟
هر فردی جهان‌را از زوایه ی دید و فیلترهای ذهنی خودش می بیند . فالاچی نگاه بدبینانه ای نسبت به آینده دارد و   دنیای بیرون را سرشار از  تلخی ها و نابرابری ها می داند و اینگونه می خواهد کودکش را با واقعیت ها روبرو کند.
هر فردی با توجه به باورها و ارزش های خود ، تصویری از جهان برای کودک خود ترسیم می کند .
فالاچی دنیای مدرن را محیطی نامناسب برای زندگی کودکان می بیند
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب


عشاق از هم دور مانده، دل خود را به عکس خوش می‌کنند و من پیوسته عکس‌های تو را در دست دارم. این برایم نیازی شده است. هنوز وارد خانه نشده، روزنامه را برمی‌دارم. روزها را برای حساب کردن سن تو می‌شمارم و در جستجوی تو هستم. امروز تو شش هفته داری. این تو هستی در شش هفتگی، از پشت سر. چقدر ملوس شده ای! دیگر نه به ماهی شباهت داری، نه به شفیره، نه به چیزهای زشت  با این سر بی موی گلی رنگ، از هم اکنون آفریده‌ای  به نظرم می‌رسی که ستون فقرات تو درست نمایان است. خطی سفید و روشن در میان و بازوان تو دیگر نه برآمدگی‌هایی مبهم دارند، نه باله‌های ماهی، بلکه به بال پرنده شباهت دارند. تو بال درآورده‌ای! دلم می‌خواهد آنها را، تو را نوازش کنم. آنجا توی تخم چگونه زندگی می‌کنی؟ از روی عکس پیداست که تو درون تخم شفافی آویزان مانده‌ای که به گوی‌های بلورینی شباهت دارد که در آنها گل سرخ جا می‌دهند. تو، به جای گل سرخ .
از تخم رشته‌ای جدا می‌شوی که به برآمدگی سفید رنگی منتهی می‌گردد  به فاصله دور با خط‌های قرمز و خال‌های آبی. با این دید، گویی زمین را بنگریم از هزارها و هزارها کیلومتر دورتر. بله، درست مثل این که از زمین رشته‌ای تمام نشدنی جدا شده باشد. رشته‌ای دراز مثل اندیشه ی زندگی ، و مثل اینکه از این فاصله دور به تو برسد. به طریقی بسیار منطقی و بسیار عاقلانه. چطور می‌توانند بگویند که آفرینش انسان اتفاقی است؟

#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۲۳
🍃🌺🍃

#گزیده_ای_از_کتاب

فقط کسانی که زیاد گریه کرده اند می توانند قدر زیبایی های زندگی را بدانند و خوب بخندند.
گریه کردن آسان است خندیدن دشوار می نماید.

#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد

#اوریانا_فالاچی
ص.۴۶

@book_tips 🐞
👍1
🍃🌺🍃

#گزیده_ای_از_کتاب

کلمه ی آزادی هم مثل عشق کلمه مبهمی است و عشق همانطور که برایت گفتم از همه کلمات مبهم تر است.با انسان هایی برخورد خواهی کرد که برای آزادی خود را تکه تکه می کنند، شکنجه و عذاب و حتی مرگ را تحمل می نمایند . امیدوارم تو از آن جمله باشی.

#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۴۸
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

هر زنی که تواناییِ دوست داشتنِ تو را داشته باشد، می تواند مادرِ خوبی برایت باشد. مسئله ی هم خون بودن اصلا وجود ندارد و ساخته بشر است. مادر کسی نیست که تو را در شکمش دارد؛ مادر  کسی است که تو را بزرگ می کند، یا مردی است که تو را بزرگ می کند!


#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
   #اوریانا_فالاچی

(روز مادران مبارک)

@book_tips 🐞
🍃🌺🍃

#گزیده_ای_از_کتاب

تو مرا چی خیال کردی؟ یک بسته بندی؟ یا شیشه ای که توی آن چیزی پنهان می کنند؟ نه بابا من یک زنم ،یک آدمم. نمی توانم مغزم را باز کنم و فکر کردن را برایش ممنوع سازم.من نمی توانم احساساتم را خنثی کنم یا مانع آشکار شدنشان گردم. نمی توانم از یک‌خشم، یک شادی، یک درد بی خبر باشم .من برای خودم واکنش هایی دارم، سرگشتگی ها و نا امیدهایی دارم . حتی اگر می توانستم، نمی خواستم از این خصوصیات رهایی یابم و به یک گیاه یا یک دستگاه تبدیل شوم که کارش صرفا آدم سازی است ! کودکم تو چقدر پر توقعی! برای شروع کار ادعای دخالت کردن در جسم مرا داری و آن را از اساسی ترین حقش که حرکت کردن است محروم می کنی.

#نامه_به_کودکی_که_هرگز_زاده_نشد
#اوریانا_فالاچی
ص.۸۴
@book_tips 🐞
Forwarded from Azar
داستان عاشقانه خارق العاده مردی که چهره‌اش در کودکی آسیب زیادی می‌بیند و نقابی از خنده بر صورتش نقش می‌بندد، دختر کور وفاداری که عشقش را نثار این مرد می‌کند و بی رحمی و بی اخلاقیِ اشراف‌زادگانی که در ناز و نعمت زندگی می‌کنند، در این رمان بسیار جذاب به زیبایی به تصویر کشیده‌اند. هوگو با ارائه این داستان تأثیرگذار و به یاد ماندنی و با توصیفات هنرمندانه خود از افکار و احساسات شخصیت‌ها، مخاطبین را غرق در دنیای تخیل خود می‌کند. او علاوه بر این، به کاوش در اعماق خرد بشر می‌پردازد و نگاهی به طرز تفکر و شیوه  زندگی در برهه‌ای خاص از تاریخ می‌اندازد.》
🙏2👍1