کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب من در ۸۵ سالگی خودم را مبتدی میدانم؛ کسی که مثلهاوارد تلاش میکند با پیر شدن مقابله کند. گاهی میپذیرم که بازنشستگی دوران استراحت و آرامش است، ولی خاطراتی از اوایل زندگیام دست از سرم برنمیدارد و آرامش ساختگیام را به تلاطم میکشد.…
#برداشت_شخصی
یالوم، با وجود تمام دستاوردها و خدماتش در رواندرمانی، همچنان درگیر چالش همیشگی انسان یعنی مرگ و گذر زمان است. او در کتاب «رواندرمانی اگزیستانسیالیسم» به چهار ریشه اصلی اضطراب اشاره میکند: آزادی، تنهایی، پوچی و مرگ. از نظر او، مرگ مهمترین این ریشههاست و حتی آگاهی از آن نمیتواند اضطراب ناشی از آن را بهطور کامل از بین ببرد
یالوم، با وجود تمام دستاوردها و خدماتش در رواندرمانی، همچنان درگیر چالش همیشگی انسان یعنی مرگ و گذر زمان است. او در کتاب «رواندرمانی اگزیستانسیالیسم» به چهار ریشه اصلی اضطراب اشاره میکند: آزادی، تنهایی، پوچی و مرگ. از نظر او، مرگ مهمترین این ریشههاست و حتی آگاهی از آن نمیتواند اضطراب ناشی از آن را بهطور کامل از بین ببرد
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب
شبی با مریلین به فستیوالی در سانفرانسیسکو رفته بودیم. پسرم بن و بیست کارگردان تئاتر از سراسر کشور کارهایشان را به نمایش گذاشته بودند. پیش از شروع نمایش، کنار اغذیهفروشی کوچکی که صاحبش یهودی بود ایستاده بودیم. همانطور که به مغازه نگاه میکردم، به نظرم رسید که دقیقاً به سال ۱۹۴۰ در واشنگتن دیسی برگشتهام و در دوران کودکیام قدم گذاشتهام، چون تقریباً تمام دیوارهای اغذیهفروشی با عکسهای خانوادگی صاحب مغازه پوشیده شده بود. گروهی از مهاجران وحشتزده با چشمانی گشاده و پراحساس به من نگاه میکردند. آنها داشتند به جزیره الیس در شرق اروپا میرفتند. عکسها ذهن مرا به خانواده پرجمعیتم منتقل کرد. پسری جوان و غمگین که احتمالاً من بودم، داشت مراسم جشن تکلیفش را میگذرانید. در بین آنها زنی را دیدم که با اولین نگاه احساس کردم مادرم است. ناگهان موجی از دلتنگی و دلسوزی وجودم را فراگرفت و از اینکه در صفحات این کتاب اینقدر از او انتقاد کردهام، احساس گناه کردم و از خودم بدم آمد. زنی که در عکس میدیدم، درست مثل مادرم، زنی عامی، وحشتزده و سختکوش به نظر میرسید.
زنی که میکوشید تا در فرهنگی عجیب و جدید، خانوادهاش را نجات و به رشد و ترقی برساند. زندگی من به دلیل تلاشهای مداوم و فداکارانه مادرم ، غنی و امن و شکوفا شده بود. همانجا در مغازه نشستم و همینطور که به چشمهای آن زن و بقیه مهاجران نگاه میکردم، گریه کردم. یک عمر تحقیق و تحلیل و تلاش کرده بودم تا گذشتهام را از نو بسازم، اما در آن لحظه فهمیدم اشکها و دردهایی در من نهفته است که هرگز نمیتوانم برایشان کاری بکنم.
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۷
#گزیده_ای_از_کتاب
شبی با مریلین به فستیوالی در سانفرانسیسکو رفته بودیم. پسرم بن و بیست کارگردان تئاتر از سراسر کشور کارهایشان را به نمایش گذاشته بودند. پیش از شروع نمایش، کنار اغذیهفروشی کوچکی که صاحبش یهودی بود ایستاده بودیم. همانطور که به مغازه نگاه میکردم، به نظرم رسید که دقیقاً به سال ۱۹۴۰ در واشنگتن دیسی برگشتهام و در دوران کودکیام قدم گذاشتهام، چون تقریباً تمام دیوارهای اغذیهفروشی با عکسهای خانوادگی صاحب مغازه پوشیده شده بود. گروهی از مهاجران وحشتزده با چشمانی گشاده و پراحساس به من نگاه میکردند. آنها داشتند به جزیره الیس در شرق اروپا میرفتند. عکسها ذهن مرا به خانواده پرجمعیتم منتقل کرد. پسری جوان و غمگین که احتمالاً من بودم، داشت مراسم جشن تکلیفش را میگذرانید. در بین آنها زنی را دیدم که با اولین نگاه احساس کردم مادرم است. ناگهان موجی از دلتنگی و دلسوزی وجودم را فراگرفت و از اینکه در صفحات این کتاب اینقدر از او انتقاد کردهام، احساس گناه کردم و از خودم بدم آمد. زنی که در عکس میدیدم، درست مثل مادرم، زنی عامی، وحشتزده و سختکوش به نظر میرسید.
زنی که میکوشید تا در فرهنگی عجیب و جدید، خانوادهاش را نجات و به رشد و ترقی برساند. زندگی من به دلیل تلاشهای مداوم و فداکارانه مادرم ، غنی و امن و شکوفا شده بود. همانجا در مغازه نشستم و همینطور که به چشمهای آن زن و بقیه مهاجران نگاه میکردم، گریه کردم. یک عمر تحقیق و تحلیل و تلاش کرده بودم تا گذشتهام را از نو بسازم، اما در آن لحظه فهمیدم اشکها و دردهایی در من نهفته است که هرگز نمیتوانم برایشان کاری بکنم.
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۷
👍1
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب
از اینکه واقعاً خود را بازنشسته نکرده ام به خودم غر میزنم. "کدام بازنشسته ۸۵ ساله ای مثل من کار میکند؟ "من هم مانند هاوارد کار میکنم تا مرگ و کهنسالی را از خودم دفع کنم. چنین سؤالاتی مرا تکان می دهند ولی من همیشه کوله باری پر از پاسخ ها برایشان دارم و در جواب میگویم هنوز هم چیزهایی برای ارائه کردن دارم ...مسن شدن مرا قادر می کند تا بیماران همسنم را بهتر و راحت تر درک کنم....
من نویسنده ام و از نوشتن مست و سرخوش میشوم. پس چرا باید خودم را کنار بکشم و همه چیز را رها کنم؟ بله، اقرار می کنم حالا که به پاراگراف آخر این کتاب رسیده ام به شدت غمگین و افسرده شده ام همیشه وقتی کتابی تمام می شد انباری از کتابهای تازه در پس ذهنم ذخیره کرده بودم اما این بار نه...
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۷
#گزیده_ای_از_کتاب
از اینکه واقعاً خود را بازنشسته نکرده ام به خودم غر میزنم. "کدام بازنشسته ۸۵ ساله ای مثل من کار میکند؟ "من هم مانند هاوارد کار میکنم تا مرگ و کهنسالی را از خودم دفع کنم. چنین سؤالاتی مرا تکان می دهند ولی من همیشه کوله باری پر از پاسخ ها برایشان دارم و در جواب میگویم هنوز هم چیزهایی برای ارائه کردن دارم ...مسن شدن مرا قادر می کند تا بیماران همسنم را بهتر و راحت تر درک کنم....
من نویسنده ام و از نوشتن مست و سرخوش میشوم. پس چرا باید خودم را کنار بکشم و همه چیز را رها کنم؟ بله، اقرار می کنم حالا که به پاراگراف آخر این کتاب رسیده ام به شدت غمگین و افسرده شده ام همیشه وقتی کتابی تمام می شد انباری از کتابهای تازه در پس ذهنم ذخیره کرده بودم اما این بار نه...
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۷
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب
این اولین باری است که کتابی را تمام میکنم و مطمئنم که دیگر کتابی در انتظار نوشتن نیست. هر وقت این را میگویم ،دوستان و همکارانم از من گله می کنند.
چند بار هم این را از من شنیدهاند ولی میترسم این بار واقعاً آخرین کتابم باشد. همیشه از بیمارانم میخواهم که تأسفهای زندگیشان را زیر و رو کنند و در اشتیاق یک زندگی بدون تأسف باشند. اکنون که خودم به عقب برمیگردم، میبینم چیزهای کمی برای تأسف خوردن دارم. من همسر فوقالعادهای دارم، بچهها و نوههای دوستداشتنی و عزیزی دارم و در جایی از دنیا زندگی میکنم که کمترین فقر و جرم و جنایت و زیباترین پارکها و بهترین آب و هوا را دارد. در استنفورد، که بهترین دانشگاه دنیاست، تدریس کردهام و هر روز نامههایی به دستم میرسد که به من یادآوری میکنند برای کسی در سرزمینی دوردست مفید بودهام. جملهای از «چنین گفت زرتشت» به من میگوید: اگر هدف و معنای خلقت من رسیدن به همین زندگیای است که به آن رسیدهام، خب پس دلم میخواهد یک بار دیگر زندگی کنم.
#پایان
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۸
#گزیده_ای_از_کتاب
این اولین باری است که کتابی را تمام میکنم و مطمئنم که دیگر کتابی در انتظار نوشتن نیست. هر وقت این را میگویم ،دوستان و همکارانم از من گله می کنند.
چند بار هم این را از من شنیدهاند ولی میترسم این بار واقعاً آخرین کتابم باشد. همیشه از بیمارانم میخواهم که تأسفهای زندگیشان را زیر و رو کنند و در اشتیاق یک زندگی بدون تأسف باشند. اکنون که خودم به عقب برمیگردم، میبینم چیزهای کمی برای تأسف خوردن دارم. من همسر فوقالعادهای دارم، بچهها و نوههای دوستداشتنی و عزیزی دارم و در جایی از دنیا زندگی میکنم که کمترین فقر و جرم و جنایت و زیباترین پارکها و بهترین آب و هوا را دارد. در استنفورد، که بهترین دانشگاه دنیاست، تدریس کردهام و هر روز نامههایی به دستم میرسد که به من یادآوری میکنند برای کسی در سرزمینی دوردست مفید بودهام. جملهای از «چنین گفت زرتشت» به من میگوید: اگر هدف و معنای خلقت من رسیدن به همین زندگیای است که به آن رسیدهام، خب پس دلم میخواهد یک بار دیگر زندگی کنم.
#پایان
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۸
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب این اولین باری است که کتابی را تمام میکنم و مطمئنم که دیگر کتابی در انتظار نوشتن نیست. هر وقت این را میگویم ،دوستان و همکارانم از من گله می کنند. چند بار هم این را از من شنیدهاند ولی میترسم این بار واقعاً آخرین کتابم باشد. همیشه…
#برداشت_شخصی
خواندن چند سطر ابتدایی این کتاب، حس عمیقی از پوچی و تسلیم را در من برانگیخت. تناقض عجیبی بین پذیرش محدودیتهای زندگی و جستجوی معنای زندگی در تفکر یالوم، که بر مسئولیت فردی و آزادی تاکید دارد، احساس کردم. این تناقض گویای این است که حتی فیلسوفان اگزیستانسیالیستی هم پوچگرایی و اضطراب وجودی را تجربه می کنند .
با این حال، یالوم در بخش دیگری از کتاب، با تکرار جملهای از نیچه، می گوید از زندگی خود رضایت کامل دارم . این رضایت را میتوان با مفهوم "اَبَر انسان " نیچه مرتبط دانست؛ انسانی که بر محدودیتهای خود فائق آمده و به پتانسیلهای پنهان خود دست یافته است. یالوم نیز خود را در جایگاه چنین انسانی میبیند.از این تضاد در تفکر یالوم، به این نکته پی بردم که جستجوی معنا راحت و آسان نیست بلکه یک سفر پر چالش است ؛ حتی فیلسوفان هم در این مسیر درگیر ابهامات میشوند..
خواندن چند سطر ابتدایی این کتاب، حس عمیقی از پوچی و تسلیم را در من برانگیخت. تناقض عجیبی بین پذیرش محدودیتهای زندگی و جستجوی معنای زندگی در تفکر یالوم، که بر مسئولیت فردی و آزادی تاکید دارد، احساس کردم. این تناقض گویای این است که حتی فیلسوفان اگزیستانسیالیستی هم پوچگرایی و اضطراب وجودی را تجربه می کنند .
با این حال، یالوم در بخش دیگری از کتاب، با تکرار جملهای از نیچه، می گوید از زندگی خود رضایت کامل دارم . این رضایت را میتوان با مفهوم "اَبَر انسان " نیچه مرتبط دانست؛ انسانی که بر محدودیتهای خود فائق آمده و به پتانسیلهای پنهان خود دست یافته است. یالوم نیز خود را در جایگاه چنین انسانی میبیند.از این تضاد در تفکر یالوم، به این نکته پی بردم که جستجوی معنا راحت و آسان نیست بلکه یک سفر پر چالش است ؛ حتی فیلسوفان هم در این مسیر درگیر ابهامات میشوند..
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب این اولین باری است که کتابی را تمام میکنم و مطمئنم که دیگر کتابی در انتظار نوشتن نیست. هر وقت این را میگویم ،دوستان و همکارانم از من گله می کنند. چند بار هم این را از من شنیدهاند ولی میترسم این بار واقعاً آخرین کتابم باشد. همیشه…
#برداشت_شخصی
خوشبختانه یالوم بعد از این اثر،کتابهای دیگری هم نوشته است .امیدوارم فرصت مطالعه شان فراهم شود . کتاب" مسئله مرگ و زندگی" یکی از آثار تاثیرگذار اروین یالوم، است که به همراه همسرش مریلین یالوم نوشته شده است. این کتاب تجربه ی شخصی و عمیق و شاید دردناک از مواجهه این زوج با بیماری لاعلاج مریلین و مرگش است.
در این کتاب، یالوم و همسرش به بررسی سوالات مهمی درباره زندگی، مرگ، عشق و معنای وجود میپردازند. آنها با صداقت و شجاعت تمام، احساسات، ترسها و امیدهای خود را با روبرو شدن با مرگ به اشتراک میگذارند.
. همچنین، کتاب "hour of the heart" که حاصل همکاری او با پسرش، بنجامین است، به بررسی روابط بینفردی و اهمیت عشق پرداختند .
پ.ن .
این کتاب اخیرا چاپ شده و نسخه ی ترجمه شده ندارد .
خوشبختانه یالوم بعد از این اثر،کتابهای دیگری هم نوشته است .امیدوارم فرصت مطالعه شان فراهم شود . کتاب" مسئله مرگ و زندگی" یکی از آثار تاثیرگذار اروین یالوم، است که به همراه همسرش مریلین یالوم نوشته شده است. این کتاب تجربه ی شخصی و عمیق و شاید دردناک از مواجهه این زوج با بیماری لاعلاج مریلین و مرگش است.
در این کتاب، یالوم و همسرش به بررسی سوالات مهمی درباره زندگی، مرگ، عشق و معنای وجود میپردازند. آنها با صداقت و شجاعت تمام، احساسات، ترسها و امیدهای خود را با روبرو شدن با مرگ به اشتراک میگذارند.
. همچنین، کتاب "hour of the heart" که حاصل همکاری او با پسرش، بنجامین است، به بررسی روابط بینفردی و اهمیت عشق پرداختند .
پ.ن .
این کتاب اخیرا چاپ شده و نسخه ی ترجمه شده ندارد .
👍1
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب این اولین باری است که کتابی را تمام میکنم و مطمئنم که دیگر کتابی در انتظار نوشتن نیست. هر وقت این را میگویم ،دوستان و همکارانم از من گله می کنند. چند بار هم این را از من شنیدهاند ولی میترسم این بار واقعاً آخرین کتابم باشد. همیشه…
#برداشت_شخصی از آخرین صفحه ی کتاب
در کل یالوم می گوید داشتن های ما چه مادی و چه معنوی میتواند به زندگی معنا ببخشد. اما معنای زندگی فقط به داشتهها محدود نمیشود و ما میتوانیم با انتخابهای خود و کمک به دیگران، به زندگی خود معنا ببخشیم .
در کل یالوم می گوید داشتن های ما چه مادی و چه معنوی میتواند به زندگی معنا ببخشد. اما معنای زندگی فقط به داشتهها محدود نمیشود و ما میتوانیم با انتخابهای خود و کمک به دیگران، به زندگی خود معنا ببخشیم .
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#پتانسیل_نهان
پتانسیل پنهان (Hidden Potential) اثر آدام گرانت درباره کشف و شکوفایی استعدادهای پنهان افراد است. گرانت در این کتاب نشان میدهد که چطور میتوانیم با تغییر ذهنیت و ایجاد عزم راسخ، از موانع ذهنی عبور کنیم و تواناییهای خود را به بهترین شکل پرورش دهیم. او معتقد است که موفقیت بیشتر از استعداد ذاتی، به تلاش، پشتکار و یادگیری مداوم بستگی دارد. این کتاب منبعی الهامبخش برای کسانی است که میخواهند پتانسیل واقعی خود را بشناسند و به آن دست یابند.
#آدام_گرانت
#معرفی_کتاب
#پتانسیل_نهان
پتانسیل پنهان (Hidden Potential) اثر آدام گرانت درباره کشف و شکوفایی استعدادهای پنهان افراد است. گرانت در این کتاب نشان میدهد که چطور میتوانیم با تغییر ذهنیت و ایجاد عزم راسخ، از موانع ذهنی عبور کنیم و تواناییهای خود را به بهترین شکل پرورش دهیم. او معتقد است که موفقیت بیشتر از استعداد ذاتی، به تلاش، پشتکار و یادگیری مداوم بستگی دارد. این کتاب منبعی الهامبخش برای کسانی است که میخواهند پتانسیل واقعی خود را بشناسند و به آن دست یابند.
#آدام_گرانت
❤1
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#دوباره_فکر_کن
دوباره فکر کن (Think Again) نوشته آدام گرانت بر اهمیت بازنگری در باورها و انعطافپذیری ذهنی تأکید دارد. گرانت در این کتاب توضیح میدهد که پایبندی محض به باورهای قدیمی مانع رشد و یادگیری است و به ما نشان میدهد که چرا باید آماده باشیم تا در مواجهه با ایدهها و اطلاعات جدید، باورهایمان را بهروزرسانی کنیم. این کتاب با استفاده از داستانها و پژوهشهای روانشناسی، به خوانندگان کمک میکند تا به جای تمرکز بر اثبات درستی عقایدشان، به دنبال رشد و تفکر انتقادی باشند. دوباره فکر کن راهنمایی ارزشمند برای کسانی است که میخواهند با ذهن بازتر و انعطافپذیرتر به زندگی و کار نگاه کنند
#آدام_گرانت
#معرفی_کتاب
#دوباره_فکر_کن
دوباره فکر کن (Think Again) نوشته آدام گرانت بر اهمیت بازنگری در باورها و انعطافپذیری ذهنی تأکید دارد. گرانت در این کتاب توضیح میدهد که پایبندی محض به باورهای قدیمی مانع رشد و یادگیری است و به ما نشان میدهد که چرا باید آماده باشیم تا در مواجهه با ایدهها و اطلاعات جدید، باورهایمان را بهروزرسانی کنیم. این کتاب با استفاده از داستانها و پژوهشهای روانشناسی، به خوانندگان کمک میکند تا به جای تمرکز بر اثبات درستی عقایدشان، به دنبال رشد و تفکر انتقادی باشند. دوباره فکر کن راهنمایی ارزشمند برای کسانی است که میخواهند با ذهن بازتر و انعطافپذیرتر به زندگی و کار نگاه کنند
#آدام_گرانت
❤1👍1
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#ببخش_و_بگیر
ببخش و بگیر (Give and Take) از آدام گرانت بررسی میکند که چگونه بخشندگی میتواند به موفقیت منجر شود. گرانت افراد را به سه دسته تقسیم میکند: دهندهها (کسانی که بیشتر کمک میکنند)، گیرندهها (کسانی که بیشتر میگیرند)، و مبادلهکنندهها (کسانی که تعادل را حفظ میکنند). او نشان میدهد که دهندهها، با وجود خطرات کوتاهمدت، در بلندمدت موفقتر و تاثیرگذارتر میشوند. این کتاب به ما یاد میدهد که با بخشندگی و ایجاد روابط مثبت، میتوانیم به موفقیت و رضایت بیشتری دست یابیم.
#آدام_گرانت
#معرفی_کتاب
#ببخش_و_بگیر
ببخش و بگیر (Give and Take) از آدام گرانت بررسی میکند که چگونه بخشندگی میتواند به موفقیت منجر شود. گرانت افراد را به سه دسته تقسیم میکند: دهندهها (کسانی که بیشتر کمک میکنند)، گیرندهها (کسانی که بیشتر میگیرند)، و مبادلهکنندهها (کسانی که تعادل را حفظ میکنند). او نشان میدهد که دهندهها، با وجود خطرات کوتاهمدت، در بلندمدت موفقتر و تاثیرگذارتر میشوند. این کتاب به ما یاد میدهد که با بخشندگی و ایجاد روابط مثبت، میتوانیم به موفقیت و رضایت بیشتری دست یابیم.
#آدام_گرانت
❤1
🍃🌺🍃
#معرفی_کتاب
#گزینه_ب
گزینه ب (Option B) نوشته آدام گرانت و شریل سندبرگ درباره مقابله با بحرانها و بازسازی زندگی پس از تجربههای دشوار است. پس از فوت ناگهانی همسرش، شریل سندبرگ همراه با گرانت در این کتاب از اهمیت تابآوری و یافتن راههای جایگزین برای ادامه زندگی میگوید. گزینه ب به خوانندگان کمک میکند تا در برابر چالشها مقاومت کنند و به جای تسلیم، از دل سختیها قدرت و امید بیابند.
#آدام_گرانت
#معرفی_کتاب
#گزینه_ب
گزینه ب (Option B) نوشته آدام گرانت و شریل سندبرگ درباره مقابله با بحرانها و بازسازی زندگی پس از تجربههای دشوار است. پس از فوت ناگهانی همسرش، شریل سندبرگ همراه با گرانت در این کتاب از اهمیت تابآوری و یافتن راههای جایگزین برای ادامه زندگی میگوید. گزینه ب به خوانندگان کمک میکند تا در برابر چالشها مقاومت کنند و به جای تسلیم، از دل سختیها قدرت و امید بیابند.
#آدام_گرانت
👍2🔥1
دوستان عزیزم
🌿یک اتفاق قشنگ و شیرین🌿
امروز صبح با یه دنیا شوق ، ایمیلی برای دکتر یالوم نوشتم و ازشون درباره آخرین کتابشون سوال کردم. البته تصورش رو هم نمیکردم به دلیل مشغله هایی که دارن در این فاصله زمانی کوتاه جواب بدن! اما چند لحظه پیش ، توی صندوق ورودم، ایمیلی از دکتر یالوم دیدم و در مورد آخرین اثرشون پاسخ دادن 🥰🌺
🌿یک اتفاق قشنگ و شیرین🌿
امروز صبح با یه دنیا شوق ، ایمیلی برای دکتر یالوم نوشتم و ازشون درباره آخرین کتابشون سوال کردم. البته تصورش رو هم نمیکردم به دلیل مشغله هایی که دارن در این فاصله زمانی کوتاه جواب بدن! اما چند لحظه پیش ، توی صندوق ورودم، ایمیلی از دکتر یالوم دیدم و در مورد آخرین اثرشون پاسخ دادن 🥰🌺
❤8🔥2👍1👎1👏1🤗1
Forwarded from آرشیو انتخاب کتاب
📚درود به همه دوستان عزیزم 💖
کتاب هفتاد و دوم را از آثار آدام گرانت انتخاب کنیم . 📚
کتاب هفتاد و دوم را از آثار آدام گرانت انتخاب کنیم . 📚
Final Results
32%
۱.پتانسیل نهان( توانمندیهای نهان )
26%
۲.دوباره فکر کن
20%
۳.گزینه ب (راه حل جایگزین)
22%
۴.ببخش و بگیر
🍃🌺🍃
#شروع_کتاب
رویاندن گلهای سرخ از دلِ بتن
آیا ماجرای گل سرخی را که روییده بود از شکافی در میان بتن شنیدهاید؟
نشان داد که قانون طبیعت خطاست.
یاد گرفت راه برود بیآنکه پایی داشته باشد. خندهدار به نظر میرسد،
ولی او با حفظ رؤیاهایش،
یاد گرفت در هوایی تازه نفس بکشد.
-توپاک شکور
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۱۳
#شروع_کتاب
رویاندن گلهای سرخ از دلِ بتن
آیا ماجرای گل سرخی را که روییده بود از شکافی در میان بتن شنیدهاید؟
نشان داد که قانون طبیعت خطاست.
یاد گرفت راه برود بیآنکه پایی داشته باشد. خندهدار به نظر میرسد،
ولی او با حفظ رؤیاهایش،
یاد گرفت در هوایی تازه نفس بکشد.
-توپاک شکور
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۱۳
❤3
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب
مدرسه دالتون ، یکی از مدارس برتر شهر نیویورک، مدافع عنوان قهرمانی به حساب می آمد و سه قهرمانیِ ملی متوالی در کارنامه اش داشت.
این مدرسه یک مرکز آموزش شطرنج داشت که هم سطح مراکز آموزشی المپیک بود. هر کودک در یک ترم از دوران مهدکودک و در تمامِ سال کلاس اولش آموزش شطرنج می دید. مستعدترین دانش آموزان قبل و بعد از کلاسهای درسی شان، تحت آموزش یکی از برترین مربیان شطرنج کشور قرار می گرفتند. نگین انگشتر مدرسهٔ دالتون کودک نابغه ای به نام "جاش وایتزکین" بود که دو سال بعد داستان زندگی اش مبنای ساخت فیلم موفقِ در جست وجوی بابی فیشر شد .گرچه امسال جاش و یکی دیگر از ستاره های مدرسه در مسابقات شرکت نکرده بودند ،مدرسه دالتون کماکان تیم قدرتمندی داشت.
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۱۴
#گزیده_ای_از_کتاب
مدرسه دالتون ، یکی از مدارس برتر شهر نیویورک، مدافع عنوان قهرمانی به حساب می آمد و سه قهرمانیِ ملی متوالی در کارنامه اش داشت.
این مدرسه یک مرکز آموزش شطرنج داشت که هم سطح مراکز آموزشی المپیک بود. هر کودک در یک ترم از دوران مهدکودک و در تمامِ سال کلاس اولش آموزش شطرنج می دید. مستعدترین دانش آموزان قبل و بعد از کلاسهای درسی شان، تحت آموزش یکی از برترین مربیان شطرنج کشور قرار می گرفتند. نگین انگشتر مدرسهٔ دالتون کودک نابغه ای به نام "جاش وایتزکین" بود که دو سال بعد داستان زندگی اش مبنای ساخت فیلم موفقِ در جست وجوی بابی فیشر شد .گرچه امسال جاش و یکی دیگر از ستاره های مدرسه در مسابقات شرکت نکرده بودند ،مدرسه دالتون کماکان تیم قدرتمندی داشت.
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۱۴
👍1
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب
هیچ کس تیم رُخهای خشمگین را مدعی قهرمانی نمیدانست. وقتی اعضای این تیم مضطربانه وارد هتل میشدند، همه سرها به سویشان برگشت. آنها با حریفان سفیدپوست و ثروتمند خود اشتراکات بسیار کمی داشتند؛ رخهای خشمگین تیمی از دانشآموزان رنگینپوست و فقیر بود:شش پسربچه سیاهپوست، یک لاتینتبار و یک آسیایی-آمریکایی. این بچهها در محلههایی زندگی میکردند که به خاطر مواد مخدر، خشونت و جنایت ویران شده بود و اکثرشان در خانوادههایی تکسرپرست، در دامان مادر، خاله یا مادربزرگی رشد کرده بودند که درآمدی کمتر از شهریه مدرسه دالتون داشتند.
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۱۴
#گزیده_ای_از_کتاب
هیچ کس تیم رُخهای خشمگین را مدعی قهرمانی نمیدانست. وقتی اعضای این تیم مضطربانه وارد هتل میشدند، همه سرها به سویشان برگشت. آنها با حریفان سفیدپوست و ثروتمند خود اشتراکات بسیار کمی داشتند؛ رخهای خشمگین تیمی از دانشآموزان رنگینپوست و فقیر بود:شش پسربچه سیاهپوست، یک لاتینتبار و یک آسیایی-آمریکایی. این بچهها در محلههایی زندگی میکردند که به خاطر مواد مخدر، خشونت و جنایت ویران شده بود و اکثرشان در خانوادههایی تکسرپرست، در دامان مادر، خاله یا مادربزرگی رشد کرده بودند که درآمدی کمتر از شهریه مدرسه دالتون داشتند.
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۱۴
👍1
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب
اعضای این تیم، به رغم بیتجربگیشان، سلاحی مخفی داشتند. مربی آنها، یک استاد جوان شطرنج به نام موریس اشلی بود. موریس، که مهاجری جامائیکایی بود و سالهای میانی دهۀ ۲۰ عمرش را میگذرانید، گویی مأموریت داشت "کلیشهی باهوش نبودن بچههای سیاهپوست را از بین ببرد". او طبق تجربهاش دریافته بود که گرچه استعدادها به نحوی مساوی توزیع میشوند، فرصتها اما اینچنین نیستند. او میتوانست توانمندیها را در جاهایی ببیند که از چشم سایرین پنهان مانده بود. میخواست تا در میانهی بتن گل سرخ برویاند.
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۱۵
#گزیده_ای_از_کتاب
اعضای این تیم، به رغم بیتجربگیشان، سلاحی مخفی داشتند. مربی آنها، یک استاد جوان شطرنج به نام موریس اشلی بود. موریس، که مهاجری جامائیکایی بود و سالهای میانی دهۀ ۲۰ عمرش را میگذرانید، گویی مأموریت داشت "کلیشهی باهوش نبودن بچههای سیاهپوست را از بین ببرد". او طبق تجربهاش دریافته بود که گرچه استعدادها به نحوی مساوی توزیع میشوند، فرصتها اما اینچنین نیستند. او میتوانست توانمندیها را در جاهایی ببیند که از چشم سایرین پنهان مانده بود. میخواست تا در میانهی بتن گل سرخ برویاند.
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۱۵
👍1
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب هیچ کس تیم رُخهای خشمگین را مدعی قهرمانی نمیدانست. وقتی اعضای این تیم مضطربانه وارد هتل میشدند، همه سرها به سویشان برگشت. آنها با حریفان سفیدپوست و ثروتمند خود اشتراکات بسیار کمی داشتند؛ رخهای خشمگین تیمی از دانشآموزان رنگینپوست…
#برداشت_شخصی
هر فردی، صرف نظر از موقعیت اجتماعی یا اقتصادی، پتانسیلهای منحصر به فردی دارد که همچون بذری در درون او نهفته است. برخی از این بذرها در محیطهای مساعد زودتر شکوفا میشوند، اما بسیاری دیگر نیاز به مراقبت ویژه و شرایط مناسب دارند.
متاسفانه در سیستم آموزشی همیشه شاهد جداسازی بودیم،جداکردن دانش آموزان با استعداد تر از دانش آموزان عادی . مدارس نخبهپروری، مثل دالتون، بر استعدادهای آشکار متمرکز شده و با فراهم کردن امکانات آموزشی پیشرفته، باعث شکوفایی استعدادهای درخشان میشود .اما در مقابل این مدارس، کودکانی با استعدادهای نهفته، همچون گنجینهای پنهان در دل خاک، منتظر فرصتی برای شکوفایی هستند.
این کودکان اگر بخت با آنها یار باشد مربیان دلسوزی در مسیر آموزششان قرار بگیرد تا با تلاش بذرهای نهفته در آنها را پرورش و به شکوفایی برساند. به نظر من، پیدا کردن و پرورش این استعدادهای پنهان مهمتر از کمک کردن به دانشآموزانی است که استعدادهایشان از قبل مشخص است.
هر فردی، صرف نظر از موقعیت اجتماعی یا اقتصادی، پتانسیلهای منحصر به فردی دارد که همچون بذری در درون او نهفته است. برخی از این بذرها در محیطهای مساعد زودتر شکوفا میشوند، اما بسیاری دیگر نیاز به مراقبت ویژه و شرایط مناسب دارند.
متاسفانه در سیستم آموزشی همیشه شاهد جداسازی بودیم،جداکردن دانش آموزان با استعداد تر از دانش آموزان عادی . مدارس نخبهپروری، مثل دالتون، بر استعدادهای آشکار متمرکز شده و با فراهم کردن امکانات آموزشی پیشرفته، باعث شکوفایی استعدادهای درخشان میشود .اما در مقابل این مدارس، کودکانی با استعدادهای نهفته، همچون گنجینهای پنهان در دل خاک، منتظر فرصتی برای شکوفایی هستند.
این کودکان اگر بخت با آنها یار باشد مربیان دلسوزی در مسیر آموزششان قرار بگیرد تا با تلاش بذرهای نهفته در آنها را پرورش و به شکوفایی برساند. به نظر من، پیدا کردن و پرورش این استعدادهای پنهان مهمتر از کمک کردن به دانشآموزانی است که استعدادهایشان از قبل مشخص است.
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب
وقتی ارسطو درباره صفاتی چون منضبط بودن و برخورداری از رفتار های جامعه محور نوشت ، آنها را فضیلت های منش خواند.
او منش را مجموعه ی اصولی تعریف کرد که افراد از طریق نیروی محض اراده به آن دست پیدا می کنند.
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۲۵
#گزیده_ای_از_کتاب
وقتی ارسطو درباره صفاتی چون منضبط بودن و برخورداری از رفتار های جامعه محور نوشت ، آنها را فضیلت های منش خواند.
او منش را مجموعه ی اصولی تعریف کرد که افراد از طریق نیروی محض اراده به آن دست پیدا می کنند.
#توانمندیهای_نهان
#آدام_گرانت
ص.۲۵