کتابخانه ی کوچک ما 📚
224 subscribers
8 photos
1 video
7 files
8 links
Admin: @zarnegar503

گروه ورق به ورق
(گفتگو و‌تبادل نظر )
Download Telegram
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب


روز به روز پیام های بیشتری دریافت می کنم که در آنها به وضوح این را برایم نوشته اند:

"خیلی وقت است که میخواهم برایت بنویسم، ولی فکر می کردم که حجم زیاد ایمیل ها وقتی برای خواندن ایمیل من برایت باقی نگذاشته است. ولی با خودم فکر کردم هر طور شده باید برایت ایمیل بفرستم چون همانطور که خودت گفتی، سن ات رو به افزایش است و ممکن است دیگر اینجا نباشی و در آن صورت دیگر دیر شده باشد...

یا این ایمیل

".. بی پرده بگویم و فکر میکنم از شنیدنش ناراحت نشوی، حس می کنم زیاد در بین ما نخواهی بود و نمیخواهم از اینکه با تو تماس نگرفته ام پشیمان شوم."
خیلی برایم ارزشمند است که با تو حرف میزنم چون خیلی از مردم دوست ندارند درباره مرگ بحث کنند حتی نمیخواهند به این حقیقت فکر کنند که خواهند مُرد.
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۳۸۱
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب روز به روز پیام های بیشتری دریافت می کنم که در آنها به وضوح این را برایم نوشته اند: "خیلی وقت است که میخواهم برایت بنویسم، ولی فکر می کردم که حجم زیاد ایمیل ها وقتی برای خواندن ایمیل من برایت باقی نگذاشته است. ولی با خودم فکر کردم…
#برداشت_شخصی
چه ضروررتی داشت در ایمیل ها به این مطلب اشاره شود که سن ات رو به افزایش است و ممکن است دیگر اینجا نباشی... 🤔
پیری به خودی خود دورانی همراه با تغییرات جسمی و روانی است و چالش‌های زیادی برای افراد پیر به همراه دارد . برخورد یا دیدگاه دیگران  می‌تواند این چالش‌ها را تشدید کند و باعث شود فرد احساس تنهایی، انزوا و افسردگی کند.
احتمالا اروین یالوم‌ بعنوان یک‌فیلسوف اگزیستانسیالیست  نسبت به این نوع پیام‌ها واکنش متفاوتی نسبت به افراد دیگر دارد و به دلیل درک‌عمیقی که از زندگی و مرگ دارد بهتر با این احساسات کنار می آید او معتقد است که با آگاهی از مرگ، انسان باید به زندگی خود معنا بخشد.
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

غیر عادی نیست که بیمار و درمانگر هر دو با هم مسافر یک راه باشند و در امتداد مسیر سفرشان، بیمار منظره ای را ببیند که کاملا از دید درمانگر پنهان باشد

#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۳۹۱
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب


از این رو، معلوم است که درمان با متن نقش بسیار مهمی در آینده رشته ما خواهد داشت. البته من هنوز هم این روش را خیلی جدی نمی‌گیرم و این روش از نظر من درست شبیه کپی کمرنگ و ضعیفی از اصل یک مدرک است. وقتی کار روانپزشکان این گروه را نظارت می‌کنم، مطمئن می‌شوم که با درمانی که من به بیمارانم تقدیم می‌کردم، بسیار متفاوت است. از طرفی هم به این نتیجه رسیده‌ام که گرچه این روش هرگز مانند روبرو شدن چهره به چهره نیست، ولی قطعاً چیز مهمی برای ارائه کردن به بیماران دارد.

بدون شک این روش برای خیلی از بیماران مفید بوده و آنها را تغییر داده است. من از شرکت Talk space اصرار کردم که تحقیقی درباره نتایج این درمان‌ها انجام دهند. یافته‌های اولیه حاکی از مؤثر بودن این روش‌هاست.

#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۳۹۶
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب


از بعضی از بیماران خواستم
که در همان متن‌ها بنویسند که این روش چقدر برایشان کارآیی داشته است. یکی از بیماران جملات درمانگرش را چاپ کرده و روی در یخچال نصب کرده است و آنها را مرتباً می‌بیند و تکرار می‌کند.
یا اگر بیماران در نیمه‌های شب دچار حملات اضطرابی شوند، می‌توانند بلافاصله برای درمانگرشان متنی ارسال کنند و در آن شرایط روحی‌شان را توضیح دهند. گرچه ممکن است درمانگر ساعتها آن متن را نبیند، ولی هنوز هم بیمار حس می‌کند که تماس فوری اتفاق افتاده است. فایده دیگر این متن‌ها این است که بیماران می‌توانند به راحتی آنها را دوباره بخوانند و تک‌تک حرف‌های درمانگرشان را مرور کنند یا پیشرفتی را که در درمان داشته‌اند با همان متن‌ها ارزیابی کنند.
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۳۹۷
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

نظارت بر روانپزشکان این مراکز با نظارت بر روانپزشکان روش‌های سنتی بسیار متفاوت است. مثلاً وقتی من جریان کاری یک روانپزشک تایپ‌کننده را نظارت می‌کنم، گاهی اوقات نمی‌توانم به آنچه بین بیمار و درمانگر اتفاق افتاده است اعتماد کنم. در حالی که با مشاهده یک درمان سنتی و حضوری، هیچ کلمه یا عبارتی که بین بیمار و درمانگر رد و بدل می‌شود، از چشم ناظر این درمان پوشیده نخواهد ماند.

در پایان به پزشکانی که از این روش استفاده می‌کنند تأکید می‌کنم که نسبت به جنبه انسانی، دلسوزانه و صادقانه بین بیمار و درمانگر در این روش‌ها دقیق باشند و بدانند که در هر حال ممکن است اتفاقات عجیب و برداشت‌های دوگانه‌ای از این متن‌ها اتفاق بیفتد. اگر درمانگرهایی که از روش تایپ متن استفاده می‌کنند به خوبی آموزش ببینند و به قواعد و دستورالعمل‌های رفتاری این فرآیند ماشینی شده پایبند باشند، می‌توانند ارتباطی خصوصی‌تر و مؤثرتر با بیمارانشان برقرار کنند؛ ارتباطی که حتی از ارتباط حضوری هم خصوصی‌تر باشد.

#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۳۹۷
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب نظارت بر روانپزشکان این مراکز با نظارت بر روانپزشکان روش‌های سنتی بسیار متفاوت است. مثلاً وقتی من جریان کاری یک روانپزشک تایپ‌کننده را نظارت می‌کنم، گاهی اوقات نمی‌توانم به آنچه بین بیمار و درمانگر اتفاق افتاده است اعتماد کنم. در حالی…
#برداشت_شخصی

این متن نشان می‌دهد که چگونه روان‌درمانی در حال تغییر و تحول است و فناوری‌های جدید، روش‌های سنتی را به چالش می‌کشند. این تغییرات هم فرصت‌هایی جدید ایجاد می‌کنند (مانند دسترسی بیشتر به درمان) و هم چالش‌هایی را به همراه دارند (مانند کاهش تعاملات غیرکلامی)


به نظر شما مزایا و معایب روان درمانی به صورت آنلاین چیست،؟ اگر تجربه ای داشتید خوشحال میشم به اشتراک بگذارید 🌹🙏
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

شصت و سه سال است که با مریلین ازدواج کرده‌ام. بسیار خوش‌شانس بوده‌ام که همسر فوق‌العاده‌ای مثل مریلین دارم و هر روز به دلیل داشتن او از شانس خوبم تشکر می‌کنم. هنوز هم همیشه به دیگران می‌گویم که رابطه موفق پیدا کردنی نیست، بلکه خلق کردنی است. در طول این سال‌ها، هر دو ما به سختی تلاش کرده‌ایم تا زندگی‌ای را که امروز داریم، خلق کنیم. هر گله و شکایتی که در گذشته داشتم، اکنون همه محو و نابود شده‌اند. اکنون دیگر یاد گرفته‌ام که نقاط ضعف کمی را هم که مریلین دارد، بپذیرم؛ نقاطی مثل بی‌تفاوتی‌اش به آشپزی، رویدادهای ورزشی، دوچرخه‌سواری، داستان‌های علمی و کلاً علوم. از نظر من، تمام این‌ها بسیار جزئی و ناچیزند. بسیار خوش‌اقبالم که با دایره‌المعارف متحرکی زندگی می‌کنم؛ کسی که بلافاصله به هر سؤال تاریخی و ادبی که درباره فرهنگ و ادب غرب داشته باشم، به سرعت پاسخ می‌دهد.

#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۱۰
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب شصت و سه سال است که با مریلین ازدواج کرده‌ام. بسیار خوش‌شانس بوده‌ام که همسر فوق‌العاده‌ای مثل مریلین دارم و هر روز به دلیل داشتن او از شانس خوبم تشکر می‌کنم. هنوز هم همیشه به دیگران می‌گویم که رابطه موفق پیدا کردنی نیست، بلکه خلق کردنی…
#برداشت_شخصی

یک رابطه موفق تصادفی بوجود نمی آید ، بلکه پذیرفتن تفاوتها و احترام به علایق یکدیگر است که باعث ثبات و‌ پایداری یک رابطه می شود .

یالوم در این قسمت به نقاط ضعف مریلین اشاره می کند اما معتقدم‌که این موارد نقاط ضعف نیستند بلکه ویژگی های شخصیتی به حساب می آیند که یالوم و مریلین با ویژگیهای شخصیتی یکدیگر خیلی زیبا کنار آمدن .
در قسمتی دیگر یالوم به این تفاوتها به عنوان یک ثروت می‌نگرد. او از دانش و اطلاعات وسیع همسرش در زمینه‌های مختلف قدردانی می‌کند و آن را به عنوان یک مزیت بزرگ می‌بیند.
قدردانی از تفاوتها برای من جالب و آموزنده بود .
نکته ی جالب و مهم دیگری که باعث عمق و پایداری این رابطه شده این هست که یالوم و مریلین هر دو به رشد فردی یکدیگر اهمیت می دادند و از رشد یکدیگر حمایت می کردند .
معتقدم وقتی هر دو طرف در یک رابطه به دنبال رشد و یادگیری هستند، رابطه پویا و زنده می‌ماند و این رشد باعث می‌شود که هر دو طرف به طور مداوم چیزهای جدیدی به رابطه بیاورند و رابطه از یکنواختی خارج شود.
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

مریلین هم یاد گرفته از نقاط ضعف من چشم‌پوشی کند؛ سرسختی‌ام در به هم ریختن مداوم خانه، امتناع از کراوات زدن، شیفتگی شدید دوران جوانی‌ام به موتور، بی‌توجهی‌ام به وصل کردن ماشین لباسشویی و ظرفشویی، و هر دو ما به فهمی دو جانبه از یکدیگر رسیده‌ایم. چیزی که سال‌های پیش به عنوان جوانی خام و عجول و عاشقی بی‌احساس هرگز پیش‌بینی‌اش را نمی‌کردم، الان بزرگترین نگرانی ما آرامش و بهتر زندگی کردن طرف مقابل و ترس از این است که وقتی یکی از ما پیش از دیگری بمیرد، چه خواهیم کرد.

#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم

#اروین_د_یالوم
ص.۴۱۰
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

خانه ما میزبان بسیاری از مراسم عروسی و مهمانی های کتاب و تولد بچه ها بوده است. از وقتی که ما خانواده های خود را در زادگاهمان ترک کردیم و به اینجا آمدیم سعی کردیم پایگاهی برای خانواده و دوستانمان در کالیفرنیا باشیم و ریشه هایمان بیش از آنکه در گذشته باشد به سوی آینده ای روشن رشد کند.

#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۱۱
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب


در این چند سال اخیر، درباره روانپزشکی خیلی کم مطالعه کرده‌ام. اغلب اوقات ضعف بینایی را بهانه می‌کنم، چون من هر دو قرنیه چشم‌هایم را جراحی کرده‌ام و عمل آب مروارید هم روی هر دو چشمم انجام شده است. اما خودم هم می‌دانم که این‌ها فقط بهانه است. اگر می‌خواستم، می‌توانستم در سایت کتاب کیندل با فونت درشت بخوانم. باید به حقیقت اعتراف کنم که واقعیت این است که علاقه‌ای به این کار نداشتم. هر وقت هم که به خاطر این کوتاهی عذاب وجدان می‌گرفتم، خودم را این‌طور قانع می‌کردم که در ۸۴ سالگی باید آنچه را دوست دارم، بخوانم. بعد هم باز به خودم قوت قلب می‌دادم که "علاوه بر این، من نویسنده‌ام و باید با پیشرفت‌های ادبی معاصرم، خودم را به‌روز کنم."

#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۰
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

هر کدام از ما حتی بدون اینکه خودمان بدانیم، دایره‌های متحدالمرکزی را که بر دیگران اثر می‌گذارند، خلق کرده‌ایم. این دایره‌ها برای سال‌ها و حتی نسل‌های بعد هم اثر خواهند کرد. درست مثل امواجی که در استخر به وجود می‌آیند و آن‌قدر ادامه پیدا می‌کنند تا دیگر دیده نشوند. حتی در آن صورت هم در حقیقت در ابعاد نانو وجود دارند. وقتی جان وایتهورن و جری فرانک امواجشان را به من رساندند،مطمئن بودم که این امواج از طریق من به شاگردان و بیماران و خوانندگان کتاب هایم و به خصوص به فرزندانم منتقل خواهند شد.

#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۴
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب هر کدام از ما حتی بدون اینکه خودمان بدانیم، دایره‌های متحدالمرکزی را که بر دیگران اثر می‌گذارند، خلق کرده‌ایم. این دایره‌ها برای سال‌ها و حتی نسل‌های بعد هم اثر خواهند کرد. درست مثل امواجی که در استخر به وجود می‌آیند و آن‌قدر ادامه…
#برداشت_شخصی

یالوم در این بخش از کتابش به زیبایی به مفهوم تأثیرگذاری عمیق و پایدار هر فرد بر محیط اطراف و دیگران اشاره می‌کند. او با تشبیه انسان به سنگی که در آب انداخته می‌شود، به خوبی نشان می‌دهد که اعمال و رفتار هر یک از ما، همچون امواجی در اطرافمان گسترده می‌شود و بر زندگی دیگران تأثیر می‌گذارد. این تأثیرگذاری می‌تواند در نقش‌های مختلفی همچون مادر، معلم، هنرمند، فعال اجتماعی و... نمود پیدا کند. هر فرد با هر اقدامی، چه بزرگ و چه کوچک، امواجی را به جریان می‌اندازد که بر دیگران و جامعه تأثیرگذار است.
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

من در ۸۵ سالگی خودم را مبتدی می‌دانم؛ کسی که مثل‌هاوارد تلاش می‌کند با پیر شدن مقابله کند. گاهی می‌پذیرم که بازنشستگی دوران استراحت و آرامش است، ولی خاطراتی از اوایل زندگی‌ام دست از سرم برنمی‌دارد و آرامش ساختگی‌ام را به تلاطم می‌کشد. قبلاً جمله‌ای از دیکنز را برایتان گفتم که "گویی در دایره‌ای حرکت می‌کنیم که هر چه به انتهایش نزدیک‌تر می‌شویم، در واقع به ابتدایش هم نزدیک شده‌ایم". این جمله به خاطرم می‌آید و گویی نیروهایی مرا به زحمت دوباره به آغاز زندگی‌ام می‌کشاند.

#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۶
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب من در ۸۵ سالگی خودم را مبتدی می‌دانم؛ کسی که مثل‌هاوارد تلاش می‌کند با پیر شدن مقابله کند. گاهی می‌پذیرم که بازنشستگی دوران استراحت و آرامش است، ولی خاطراتی از اوایل زندگی‌ام دست از سرم برنمی‌دارد و آرامش ساختگی‌ام را به تلاطم می‌کشد.…
#برداشت_شخصی

یالوم، با وجود تمام دستاوردها و خدماتش در روان‌درمانی، همچنان درگیر چالش همیشگی انسان یعنی مرگ و گذر زمان است. او در کتاب «روان‌درمانی اگزیستانسیالیسم» به چهار ریشه اصلی اضطراب اشاره می‌کند: آزادی، تنهایی، پوچی و مرگ. از نظر او، مرگ مهم‌ترین این ریشه‌هاست و حتی آگاهی از آن نمی‌تواند اضطراب ناشی از آن را به‌طور کامل از بین ببرد
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب


شبی با مریلین به فستیوالی در سانفرانسیسکو رفته بودیم. پسرم بن و بیست کارگردان تئاتر از سراسر کشور کارهایشان را به نمایش گذاشته بودند. پیش از شروع نمایش، کنار اغذیه‌فروشی کوچکی که صاحبش یهودی بود ایستاده بودیم. همان‌طور که به مغازه نگاه می‌کردم، به نظرم رسید که دقیقاً به سال ۱۹۴۰ در واشنگتن دی‌سی برگشته‌ام و در دوران کودکی‌ام قدم گذاشته‌ام، چون تقریباً تمام دیوارهای اغذیه‌فروشی با عکس‌های خانوادگی صاحب مغازه پوشیده شده بود. گروهی از مهاجران وحشت‌زده با چشمانی گشاده و پراحساس به من نگاه می‌کردند. آن‌ها داشتند به جزیره الیس در شرق اروپا می‌رفتند. عکس‌ها ذهن مرا به خانواده پرجمعیتم منتقل کرد. پسری جوان و غمگین که احتمالاً من بودم، داشت مراسم جشن تکلیفش را می‌گذرانید. در بین آن‌ها زنی را دیدم که با اولین نگاه احساس کردم مادرم است. ناگهان موجی از دلتنگی و دلسوزی وجودم را فراگرفت و از اینکه در صفحات این کتاب این‌قدر از او انتقاد کرده‌ام، احساس گناه کردم و از خودم بدم آمد. زنی که در عکس می‌دیدم، درست مثل مادرم، زنی عامی، وحشت‌زده و سختکوش به نظر می‌رسید.
زنی که می‌کوشید تا در فرهنگی عجیب و جدید، خانواده‌اش را نجات و به رشد و ترقی برساند. زندگی من به دلیل تلاش‌های مداوم و فداکارانه مادرم ، غنی و امن و شکوفا شده بود. همانجا در مغازه نشستم و همین‌طور که به چشم‌های آن زن و بقیه مهاجران نگاه می‌کردم، گریه کردم. یک عمر تحقیق و تحلیل و تلاش کرده بودم تا گذشته‌ام را از نو بسازم، اما در آن لحظه فهمیدم اشک‌ها و دردهایی در من نهفته است که هرگز نمی‌توانم برایشان کاری بکنم.


#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۷
👍1
🍃🌺🍃

#گزیده_ای_از_کتاب

از اینکه واقعاً خود را بازنشسته نکرده ام به خودم غر میزنم. "کدام بازنشسته ۸۵ ساله ای مثل من کار میکند؟ "من هم مانند هاوارد کار میکنم تا مرگ و کهنسالی را از خودم دفع کنم. چنین سؤالاتی مرا تکان می دهند ولی من همیشه کوله باری پر از پاسخ ها برایشان دارم و در جواب میگویم هنوز هم چیزهایی برای ارائه کردن دارم ...مسن شدن مرا قادر می کند تا بیماران همسنم را بهتر و راحت تر درک کنم....
من نویسنده ام و از نوشتن مست و سرخوش میشوم. پس چرا باید خودم را کنار بکشم و همه چیز را رها کنم؟ بله، اقرار می کنم حالا که به پاراگراف آخر این کتاب رسیده ام به شدت غمگین و افسرده شده ام همیشه وقتی کتابی تمام می شد انباری از کتابهای تازه در پس ذهنم ذخیره کرده بودم اما این بار نه...
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۷
🍃🌺🍃
#گزیده_ای_از_کتاب

این اولین باری است که کتابی را تمام میکنم و مطمئنم که دیگر کتابی در انتظار نوشتن نیست. هر وقت این را می‌گویم ،دوستان و همکارانم از من گله می کنند.
چند بار هم این را از من شنیده‌اند ولی می‌ترسم این بار واقعاً آخرین کتابم باشد. همیشه از بیمارانم می‌خواهم که تأسف‌های زندگیشان را زیر و رو کنند و در اشتیاق یک زندگی بدون تأسف باشند. اکنون که خودم به عقب برمی‌گردم، می‌بینم چیزهای کمی برای تأسف خوردن دارم. من همسر فوق‌العاده‌ای دارم، بچه‌ها و نوه‌های دوست‌داشتنی و عزیزی دارم و در جایی از دنیا زندگی می‌کنم که کمترین فقر و جرم و جنایت و زیباترین پارک‌ها و بهترین آب و هوا را دارد. در استنفورد، که بهترین دانشگاه دنیاست، تدریس کرده‌ام و هر روز نامه‌هایی به دستم می‌رسد که به من یادآوری می‌کنند برای کسی در سرزمینی دوردست مفید بوده‌ام. جمله‌ای از «چنین گفت زرتشت» به من می‌گوید: اگر هدف و معنای خلقت من رسیدن به همین زندگی‌ای است که به آن رسیده‌ام، خب پس دلم می‌خواهد یک بار دیگر زندگی کنم.

#پایان
#من_چگونه_اروین_یالوم_شدم
#اروین_د_یالوم
ص.۴۳۸
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب این اولین باری است که کتابی را تمام میکنم و مطمئنم که دیگر کتابی در انتظار نوشتن نیست. هر وقت این را می‌گویم ،دوستان و همکارانم از من گله می کنند. چند بار هم این را از من شنیده‌اند ولی می‌ترسم این بار واقعاً آخرین کتابم باشد. همیشه…
#برداشت_شخصی

خواندن چند سطر ابتدایی این کتاب، حس عمیقی از پوچی و تسلیم را در من برانگیخت. تناقض عجیبی بین پذیرش محدودیت‌های زندگی و جستجوی معنای زندگی در تفکر یالوم،  که بر مسئولیت فردی و آزادی تاکید دارد، احساس کردم. این تناقض گویای این است که حتی فیلسوفان اگزیستانسیالیستی هم   پوچ‌گرایی و اضطراب وجودی را تجربه می کنند .
با این حال، یالوم در بخش دیگری از کتاب، با تکرار جمله‌ای از نیچه،  می گوید از زندگی خود رضایت کامل دارم . این رضایت را می‌توان با مفهوم "اَبَر انسان " نیچه مرتبط دانست؛ انسانی که بر محدودیت‌های خود فائق آمده و به پتانسیل‌های پنهان خود دست یافته است. یالوم نیز خود را در جایگاه چنین انسانی می‌بیند.از این تضاد در تفکر یالوم،  به این نکته پی بردم که جستجوی معنا  راحت و آسان نیست بلکه یک سفر  پر چالش است ؛ حتی فیلسوفان هم  در این مسیر درگیر ابهامات  می‌شوند..
کتابخانه ی کوچک ما 📚
🍃🌺🍃 #گزیده_ای_از_کتاب این اولین باری است که کتابی را تمام میکنم و مطمئنم که دیگر کتابی در انتظار نوشتن نیست. هر وقت این را می‌گویم ،دوستان و همکارانم از من گله می کنند. چند بار هم این را از من شنیده‌اند ولی می‌ترسم این بار واقعاً آخرین کتابم باشد. همیشه…
#برداشت_شخصی

خوشبختانه یالوم  بعد از این اثر،کتاب‌های دیگری هم نوشته است .امیدوارم فرصت مطالعه شان فراهم شود . کتاب" مسئله مرگ و زندگی" یکی از آثار تاثیرگذار اروین یالوم، است که به همراه همسرش مریلین یالوم نوشته شده است. این کتاب تجربه ی شخصی و عمیق و شاید دردناک  از مواجهه این زوج با بیماری لاعلاج مریلین و مرگش است.
در این کتاب، یالوم و همسرش به بررسی سوالات مهمی درباره زندگی، مرگ، عشق و معنای وجود می‌پردازند. آن‌ها با صداقت و شجاعت تمام، احساسات، ترس‌ها و امیدهای خود را با روبرو شدن با مرگ به اشتراک می‌گذارند.

. همچنین، کتاب "hour of the heart" که حاصل همکاری او با پسرش، بنجامین است، به بررسی روابط بین‌فردی و اهمیت عشق پرداختند .

پ.ن .
این کتاب اخیرا چاپ شده و نسخه ی ترجمه شده ندارد .
👍1