کتاب بخوانیم📚
🔻اگر میخواهی برای آدمهای طبقه بالا پز بدهی، زحمت نکش. آنها همیشه به نظر حقارت نگاهت میکنند. اگر هم میخواهی برای زیر دستهایت پز بدهی باز هم زحمت نکش؛ چون فقط حسودیشان را تحریک میکنی.
این نوع شخصیت کاذب، تو را به جایی نمیرساند. فقط قلب باز است که به تو اجازه میدهد در چشم همه یک جور باشی.
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔻اگر میخواهی برای آدمهای طبقه بالا پز بدهی، زحمت نکش. آنها همیشه به نظر حقارت نگاهت میکنند. اگر هم میخواهی برای زیر دستهایت پز بدهی باز هم زحمت نکش؛ چون فقط حسودیشان را تحریک میکنی.
این نوع شخصیت کاذب، تو را به جایی نمیرساند. فقط قلب باز است که به تو اجازه میدهد در چشم همه یک جور باشی.
📕بر گرفته از کتاب سهشنبهها با مورى
✍🏻اثر میچ آلبوم
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸حکایت
غم فوت همسر یا زندگی با مادر زن؟
مردی همسر جوان و زیبایش را از دست داد.
اما مادرزن پیرش بهخاطر مهریه، در خانهٔ او ماند.
مرد از همصحبتی با او سخت عذاب میکشید و هیچ راهی هم برای خلاص شدن از بودن در کنار او نداشت.
تا اینکه روزی چند نفر از آشنایان برای احوالپرسی نزد او آمدند.
یکی از آنها گفت:
«دوری از همسر عزیزت را چطور تحمل میکنی؟»
مرد جواب داد:
«نبودنِ همسرم آنقدر برایم سخت نیست که بودنِ مادرزنم!»
☀️📒📘📙📕📗
@booklibrary
غم فوت همسر یا زندگی با مادر زن؟
مردی همسر جوان و زیبایش را از دست داد.
اما مادرزن پیرش بهخاطر مهریه، در خانهٔ او ماند.
مرد از همصحبتی با او سخت عذاب میکشید و هیچ راهی هم برای خلاص شدن از بودن در کنار او نداشت.
تا اینکه روزی چند نفر از آشنایان برای احوالپرسی نزد او آمدند.
یکی از آنها گفت:
«دوری از همسر عزیزت را چطور تحمل میکنی؟»
مرد جواب داد:
«نبودنِ همسرم آنقدر برایم سخت نیست که بودنِ مادرزنم!»
📚بر گرفته از کتاب «گلستان سعدی»، باب پنجم
☀️📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸در قلب هر آدمیزادهای دو احساس متضاد هست
🔻به هنگام شوربختی، دیگران همه با ما همدردی میکنند. چنین نیست؟
اما چندان که از میدان نبرد با زندگی پیروزمند درآمدیم و توانستیم بینوایی را به زانو درآوریم و به نوایی برسیم، همان کسانی که همدردان روزگار تیره بختی ما بودهاند، در خود احساس تأسفی میکنند و چه بسیار که راهی میجویند تا بار دیگر ما را به بینوایی پیشین بازگردانند!
و چه بسیار که این همدردان قدیم بی آن که خود آگاه باشند، در ژرفای روحشان احساس حسد و کینه نیز میکنند!
@booklibrary
🔸در قلب هر آدمیزادهای دو احساس متضاد هست
🔻به هنگام شوربختی، دیگران همه با ما همدردی میکنند. چنین نیست؟
اما چندان که از میدان نبرد با زندگی پیروزمند درآمدیم و توانستیم بینوایی را به زانو درآوریم و به نوایی برسیم، همان کسانی که همدردان روزگار تیره بختی ما بودهاند، در خود احساس تأسفی میکنند و چه بسیار که راهی میجویند تا بار دیگر ما را به بینوایی پیشین بازگردانند!
و چه بسیار که این همدردان قدیم بی آن که خود آگاه باشند، در ژرفای روحشان احساس حسد و کینه نیز میکنند!
📕بر گرفته از کتاب دماغ📒📘📙📕📗📒
✍🏻اثر ریونوسوکه آکوتاگاوا
👤ترجمه احمد شاملو
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸میشود عاشق دوستنداشتنیها شد!
🔻میخواستم عشق را بر خوشبختی ترجیح دهم.
اما نه عشق فردی، بلکه عشق همگانی. باید عشق به پیرمرد و کودک گرسنه را حفظ کنم.
میباید عشق به کسانی را حفظ کنم که نه به قدر کافی زیبا بودند، نه به قدر کافی سرگرمکننده و نه به قدر کافی جالب که به طور طبیعی توجه دیگران را جلب کنند، عشق به افراد دوست نداشتنی را.
@booklibrary
🔸میشود عاشق دوستنداشتنیها شد!
🔻میخواستم عشق را بر خوشبختی ترجیح دهم.
اما نه عشق فردی، بلکه عشق همگانی. باید عشق به پیرمرد و کودک گرسنه را حفظ کنم.
میباید عشق به کسانی را حفظ کنم که نه به قدر کافی زیبا بودند، نه به قدر کافی سرگرمکننده و نه به قدر کافی جالب که به طور طبیعی توجه دیگران را جلب کنند، عشق به افراد دوست نداشتنی را.
📕بر گرفته از کتاب گلهای معرفت📒📒📘📙📕📗
✍🏻اثر اریک امانوئل اشمیت
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸از دست رفتن معنای زندگی
🔻از دست دادن زندگی چیزی نیست و هر وقت که لازم باشد من این شهامت را خواهم داشت!
اما از دست رفتن معنای زندگی و نابود شدن بهانه هستی، این است آنچه تحملکردنی نیست.
نمیشود بیدلیل زندگی کرد...
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸از دست رفتن معنای زندگی
🔻از دست دادن زندگی چیزی نیست و هر وقت که لازم باشد من این شهامت را خواهم داشت!
اما از دست رفتن معنای زندگی و نابود شدن بهانه هستی، این است آنچه تحملکردنی نیست.
نمیشود بیدلیل زندگی کرد...
📕بر گرفته از کتاب کالیگولا
✍🏻اثر آلبرکامو
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸پایان زندگی ما لزوما همان روز مرگمان نیست:
🔻برای برخی کسان، این روز بسی پیش تر فرا می رسد، اما برای آن کس که به راستی زنده است، شاید هرگز فرا نرسد.
📕بر گرفته از کتاب نور جهان
✍🏻اثر کریستین بوبن
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸پایان زندگی ما لزوما همان روز مرگمان نیست:
🔻برای برخی کسان، این روز بسی پیش تر فرا می رسد، اما برای آن کس که به راستی زنده است، شاید هرگز فرا نرسد.
📕بر گرفته از کتاب نور جهان
✍🏻اثر کریستین بوبن
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸ناغافل خوابم برد.
وقتی بیدار شدم، قوم و خویش، دورم جمع شده بودند و فقط حرفهای خوب خوب دربارهام میزدند.
اون وقت بود که فهمیدم مردم.
📕بر گرفته از کتاب بهشت میتواند صبر کند
✍🏻اثر ارنست لوبیچ
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸ناغافل خوابم برد.
وقتی بیدار شدم، قوم و خویش، دورم جمع شده بودند و فقط حرفهای خوب خوب دربارهام میزدند.
اون وقت بود که فهمیدم مردم.
📕بر گرفته از کتاب بهشت میتواند صبر کند
✍🏻اثر ارنست لوبیچ
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم 📚
🔸خاطرات، چه شیرین چه تلخ، همیشه منبع عذاب هستند؛ دست کم که برای من که چنین است؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است.
وقتهایی که دل آدم پر است، بیمار است، در رنج است، و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازهاش میکنند، انگار که یک قطرهی شبنم شبانگاهی که پس از روزی گرم از فرط رطوبت میافتد و گل بیچارهی پژمرده را که آفتاب تند بعد از ظهر تفتهاش کرده، شاداب میکند.
☀️📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸خاطرات، چه شیرین چه تلخ، همیشه منبع عذاب هستند؛ دست کم که برای من که چنین است؛ اما حتی این عذاب هم شیرین است.
وقتهایی که دل آدم پر است، بیمار است، در رنج است، و غصه دار، آن وقت خاطرات تر و تازهاش میکنند، انگار که یک قطرهی شبنم شبانگاهی که پس از روزی گرم از فرط رطوبت میافتد و گل بیچارهی پژمرده را که آفتاب تند بعد از ظهر تفتهاش کرده، شاداب میکند.
📕بر گرفته از کتاب بیچارگان
✍🏻اثر فئودور داستایفسکی
☀️📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم 📚
🔸ما را مثل عقرب بار آوردهاند؛ مثل عقرب!
🔻ما مردم صبح که سر از بالین ورمیداریم تا شب که سر مرگمان را میگذاریم، مدام همدیگر را میگزیم. بخیلیم؛ بخیل!
خوشمان میآید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان میآید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را میجود.
تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه.
وقتی میبینیم دیگری سر گرسنه زمین میگذارد، انگار خیال ما راحتتر است.
وقتی میبینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸ما را مثل عقرب بار آوردهاند؛ مثل عقرب!
🔻ما مردم صبح که سر از بالین ورمیداریم تا شب که سر مرگمان را میگذاریم، مدام همدیگر را میگزیم. بخیلیم؛ بخیل!
خوشمان میآید که سر راه دیگران سنگ بیندازیم؛ خوشمان میآید که دیگران را خوار و فلج ببینیم.
اگر دیگری یک لقمه نان داشته باشد که سق بزند، مثل این است که گوشت تن ما را میجود.
تنگ نظریم ما مردم. تنگ نظر و بخیل. بخیل و بدخواه.
وقتی میبینیم دیگری سر گرسنه زمین میگذارد، انگار خیال ما راحتتر است.
وقتی میبینیم کسی محتاج است، اگر هم به او کمک کنیم، باز هم مایه خاطر جمعی ما هست. انگار که از سرپا بودن همدیگر بیم داریم!
📕بر گرفته از کتاب کلیدر
✍🏻اثر محمود دولت آبادی
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸من رمز خوشبختی واقعی را یافتهام!
🔻باید حال را دریابی، نه این که همیشه افسوس گذشته را بخوری و فکر آینده باشی. باید قدر لحظاتی را که در اختیار داری بدانی.
مثل کشاورزی: آدم، هم میتواند در یک زمین پهناور بذر بپاشد، هم میتواند کشاورزی خود را به یک قطعه زمین کوچک محدود کند و از همان نقطه کوچک نهایت استفاده را ببرد.
من هم میخواهم کشت و کارم را به یک قطعه زمین کوچک محدود کنم.
میخواهم از لحظهلحظه عمرم لذت ببرم و بدانم که دارم لذت میبرم. بیشتر مردم زندگی نمیکنند، فقط میدوند.
آنها سعی میکنند به هدفی دور و دراز دست بیابند، اما در وسط راه چنان از نفس میافتند و خسته میشوند که اصلاً مناظر زیبای محیط آرام اطراف خود را نمیبینند.
وقتی به خود میآیند که پیر و فرسوده شدهاند و دیگر فرقی نمیکند به هدفشان برسند یا نه.
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸من رمز خوشبختی واقعی را یافتهام!
🔻باید حال را دریابی، نه این که همیشه افسوس گذشته را بخوری و فکر آینده باشی. باید قدر لحظاتی را که در اختیار داری بدانی.
مثل کشاورزی: آدم، هم میتواند در یک زمین پهناور بذر بپاشد، هم میتواند کشاورزی خود را به یک قطعه زمین کوچک محدود کند و از همان نقطه کوچک نهایت استفاده را ببرد.
من هم میخواهم کشت و کارم را به یک قطعه زمین کوچک محدود کنم.
میخواهم از لحظهلحظه عمرم لذت ببرم و بدانم که دارم لذت میبرم. بیشتر مردم زندگی نمیکنند، فقط میدوند.
آنها سعی میکنند به هدفی دور و دراز دست بیابند، اما در وسط راه چنان از نفس میافتند و خسته میشوند که اصلاً مناظر زیبای محیط آرام اطراف خود را نمیبینند.
وقتی به خود میآیند که پیر و فرسوده شدهاند و دیگر فرقی نمیکند به هدفشان برسند یا نه.
📕بر گرفته از کتاب بابا لنگ دراز
✍🏻اثر جین وبستر
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸اغلب مردم تعریف و تمجیدها را ظرف چنددقیقه فراموش میکنند، اما یک اهانت را سالها بهخاطر میسپارند!
🔻آنها مانند آشغالجمعکنهایی هستند که هنوز توهینی را که مثلا بیستسال پیش به آنها شده با خود حمل میکنند و بوی ناخوشایند این زبالهها همواره آنان را میآزارد.
برای شادبودن باید بر «افکار شاد» تمرکز کنید. و باید ذهن خود را از زبالههای تنفر، خشم، نگرانی و ترس رها کنید.
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸اغلب مردم تعریف و تمجیدها را ظرف چنددقیقه فراموش میکنند، اما یک اهانت را سالها بهخاطر میسپارند!
🔻آنها مانند آشغالجمعکنهایی هستند که هنوز توهینی را که مثلا بیستسال پیش به آنها شده با خود حمل میکنند و بوی ناخوشایند این زبالهها همواره آنان را میآزارد.
برای شادبودن باید بر «افکار شاد» تمرکز کنید. و باید ذهن خود را از زبالههای تنفر، خشم، نگرانی و ترس رها کنید.
📕بر گرفته از کتاب راز شاد زیستن
✍🏻اثر اندرو متیوس
📒📘📙📕📗
@booklibrary
وَمَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا
آنکه از خدا پروا کند، خداوند راه نجات را به او نشان میدهد.
📖 سوره طلاق |آیه ۲
📚بر گرفته از کتاب قرآن کریم
📒📘📙📕📗
@booklibrary
آنکه از خدا پروا کند، خداوند راه نجات را به او نشان میدهد.
📖 سوره طلاق |آیه ۲
📚بر گرفته از کتاب قرآن کریم
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم 📚
🔸ملت را نباید متکی به جنجال و هیجان بار آورد
🔻اساس فکر مردم باید تغییر کند، رفیق! تا چنین کاری انجام نشود، مردم ماده خام هستند که برای مدتی، به هر شکلی می شود درشان آورد. مثل خمیرند.
هرکسی، هردستی، هر قدرتی می تواند شکل دلخواه خودش را از آنها بسازد!
اما برای اینکه مردم بتوانند خودشان، خود را به هر شکلی که می خواهند بسازند، باید خودشان صاحب فکر بشوند.
فکری که منافع همه مردم را بتواند جوابگو باشد.
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸ملت را نباید متکی به جنجال و هیجان بار آورد
🔻اساس فکر مردم باید تغییر کند، رفیق! تا چنین کاری انجام نشود، مردم ماده خام هستند که برای مدتی، به هر شکلی می شود درشان آورد. مثل خمیرند.
هرکسی، هردستی، هر قدرتی می تواند شکل دلخواه خودش را از آنها بسازد!
اما برای اینکه مردم بتوانند خودشان، خود را به هر شکلی که می خواهند بسازند، باید خودشان صاحب فکر بشوند.
فکری که منافع همه مردم را بتواند جوابگو باشد.
📕بر گرفته از کتاب کلیدر
✍🏻اثر محمود دولتآبادی
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم 📚
🔸فقط برای سی ثانیه چشمان خود را ببندیم، شاید كمی احساس كنیم كوری چه دردی است، و بیاندیشیم آیا ما آن طور كه تصور میكنیم بینا هستیم؟!
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸فقط برای سی ثانیه چشمان خود را ببندیم، شاید كمی احساس كنیم كوری چه دردی است، و بیاندیشیم آیا ما آن طور كه تصور میكنیم بینا هستیم؟!
📕بر گرفته از کتاب کوری
✍🏻اثر ژوزه ساراماگو
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم 📚
🔸بعضی چیزها را نمیشود گفت
🔻بعضی چیزها را احساس میکنید رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آب میکند؛ اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بیرنگ و جلاست؛ مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد.
عینا همان تابلوست، اما آن روح, آن چیزی که دل شما را میفشارد، در آن نیست.
@booklibrary
🔸بعضی چیزها را نمیشود گفت
🔻بعضی چیزها را احساس میکنید رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آب میکند؛ اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بیرنگ و جلاست؛ مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد.
عینا همان تابلوست، اما آن روح, آن چیزی که دل شما را میفشارد، در آن نیست.
📕بر گرفته از کتاب چشمهایش📒📘📙📕📗
✍🏻اثر بزرگ علوی
@booklibrary
کتاب بخوانیم 📚
🔸ما به ندرت برای کسانی که از ما بهترند، راز دل میگوییم. حتی از محضرشان میگریزیم.
در مقابل، بیشتر اوقات اسرار خود را نزد کسانی اعتراف میکنیم که به ما شباهت دارند و در ضعفها و حقارتهایمان شریکند.
بنابراین ما نمیخواهیم خودمان را اصلاح کنیم، یا بهتر شویم: زیرا در این صورت ابتدا باید به حکم عجز و قصور خویش گردن نهیم. ما فقط میخواهیم که برحالمان رقت آورند و در راهی که میرویم تشویقمان کنند.
📖 خلاصه میخواهیم دیگر مقصر نباشیم و در عین حال برای تزکیه نفسمان هم قدمی برنداریم.
نه از وقاحت نصیب کافی بردهایم و نه از فضیلت.
نه نیروی ارتکاب گناه داریم و نه قدرت اجرای ثواب.
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸ما به ندرت برای کسانی که از ما بهترند، راز دل میگوییم. حتی از محضرشان میگریزیم.
در مقابل، بیشتر اوقات اسرار خود را نزد کسانی اعتراف میکنیم که به ما شباهت دارند و در ضعفها و حقارتهایمان شریکند.
بنابراین ما نمیخواهیم خودمان را اصلاح کنیم، یا بهتر شویم: زیرا در این صورت ابتدا باید به حکم عجز و قصور خویش گردن نهیم. ما فقط میخواهیم که برحالمان رقت آورند و در راهی که میرویم تشویقمان کنند.
📖 خلاصه میخواهیم دیگر مقصر نباشیم و در عین حال برای تزکیه نفسمان هم قدمی برنداریم.
نه از وقاحت نصیب کافی بردهایم و نه از فضیلت.
نه نیروی ارتکاب گناه داریم و نه قدرت اجرای ثواب.
📕بر گرفته از کتاب سقوط
✍🏻اثر آلبر کامو
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸کفشی که برای پای تو مناسب است، ممکن است پای دیگری را زخم کند!
🔻این ناعادلانه است که تمام دستورالعمل های زندگیمان را خودخواهانه درست بدانیم و آن را برای همگان بخواهیم.
همیشه آن چه در ذهن تو میگذرد، اصلِ مطلق نیست.
☀️📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸کفشی که برای پای تو مناسب است، ممکن است پای دیگری را زخم کند!
🔻این ناعادلانه است که تمام دستورالعمل های زندگیمان را خودخواهانه درست بدانیم و آن را برای همگان بخواهیم.
همیشه آن چه در ذهن تو میگذرد، اصلِ مطلق نیست.
📕بر گرفته از کتاب اتوبوس سرگردان
✍🏻اثر جان اشتاین بک
☀️📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸هر کسی یک عشقی دارد!
🔻اما خیلی کمند آدمهایی که با صراحت دنبال عشقشان بروند.
مثلا یکی عاشق رانندگیست، میرود دنبال حرفهی بیتحرک کاسبی.
یکی عاشق کاسبشدن است، به عشقش پشت پا میزند، میشود پزشک.
البته آدم نمیتواند از عشقش به طور کامل دست بکشد.
شاید برای همین باشد که خیلی از کاسبها خودشان با اتومبیل به دنبال اجناس میروند و یا خیلی از پزشکان مثل کاسبها در مطب شخصیشان طوری مینشینند که انگار پشت دخل دکان نشستهاند.
☀️📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸هر کسی یک عشقی دارد!
🔻اما خیلی کمند آدمهایی که با صراحت دنبال عشقشان بروند.
مثلا یکی عاشق رانندگیست، میرود دنبال حرفهی بیتحرک کاسبی.
یکی عاشق کاسبشدن است، به عشقش پشت پا میزند، میشود پزشک.
البته آدم نمیتواند از عشقش به طور کامل دست بکشد.
شاید برای همین باشد که خیلی از کاسبها خودشان با اتومبیل به دنبال اجناس میروند و یا خیلی از پزشکان مثل کاسبها در مطب شخصیشان طوری مینشینند که انگار پشت دخل دکان نشستهاند.
📕بر گرفته از کتاب ناصر ارمنی
✍🏻اثر رضا امیرخانی
☀️📒📘📙📕📗
@booklibrary
🌷 پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) :
🖌 هر کس که خداوند برای او خیر بخواهد دوستی شایسته نصیب وی خواهد نمود.
📚 بر گرفته از کتاب نهج الفصاحه ، ص۷۷۶ ، ح۳۰۶۴
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🖌 هر کس که خداوند برای او خیر بخواهد دوستی شایسته نصیب وی خواهد نمود.
📚 بر گرفته از کتاب نهج الفصاحه ، ص۷۷۶ ، ح۳۰۶۴
📒📘📙📕📗
@booklibrary
کتاب بخوانیم📚
🔸شاگرد، کیسهی زباله بود. درس در او خالی میشد.
منابع طبیعی ایران در کتاب جغرافی بود، نه در خاک ایران.
سرمشق ادب و راستی در محیط مدرسه نبود، در رسمالخط مدرسه بود.
معلم در سخنرانی مدیر، پدر دلسوز بود. در کلاس نه پدر بود، نه دلسوز ...
در کتاب درس خوانده بودم:
بچه جان بر سر درخت مرو
لانهی مرغ را خراب مکن
و بارها بر سر درخت رفتم، و لانهی مرغ را خراب کردم.
📒📘📙📕📗
@booklibrary
🔸شاگرد، کیسهی زباله بود. درس در او خالی میشد.
منابع طبیعی ایران در کتاب جغرافی بود، نه در خاک ایران.
سرمشق ادب و راستی در محیط مدرسه نبود، در رسمالخط مدرسه بود.
معلم در سخنرانی مدیر، پدر دلسوز بود. در کلاس نه پدر بود، نه دلسوز ...
در کتاب درس خوانده بودم:
بچه جان بر سر درخت مرو
لانهی مرغ را خراب مکن
و بارها بر سر درخت رفتم، و لانهی مرغ را خراب کردم.
📕بر گرفته از کتاب معلم نقاشی ما
✍🏻اثر سهراب سپهری
📒📘📙📕📗
@booklibrary